مسایل اخلاقی - معارف اسلامی

نوشته ها و تحقیقات عبدالحسین نجفی به قلم خود

مسایل اخلاقی - معارف اسلامی

عبدالحسین نجفی
مسایل اخلاقی - معارف اسلامی نوشته ها و تحقیقات عبدالحسین نجفی به قلم خود

                           موضوع: مدیریت قیام به حق کشورهای عربی علیه استعمار، نه تنها گول خورده ها، و سران کشور های عربی.

چون استعمار زمانی مناسب، شرایطی را درخاور میانه به وجود آورد که دریک کلام سران کشور های عربی را،اول سحرکرد و بعد در بند کشیده و در حصاری قرار داد که حتی خود را هم نمی دیدند  کجا هستند!؟، اینها در محاصره فکریی گرفتار شدند که تا از بین نروند فایده ندارد ولی این دلیل نمی شود که راه مدیریت  را سلب کند، چون تاریخ راه گشای ابراهیم(ع) ،حضرت رسول(ص)، ...را داریم.

     حقیرطرح کامل این مدیریت را در20 صفحه نوشته ام که هنوز تایپ هم نشده چون تراکم کاری اجازه نداد. طرح مدیریت کاروان کمک رسانی به غزه را هم تاریخ 28/3/1389، درحال مسافرت حج عمره مفرده نوشتم که آنهم  باقی مانده است.طرح مدیریت قیام مردم کشور های عربی، به این نکته اشاره دارد که به جای یک سری ابراز احساسات حساسیت برانکیز، که اگرچیزی هم نمی گفتیم همه می دانستند نتیجه قیام مردم ایران است. با توجه به تبلیغات دشمنان که ایران قصد توسعه شیعه گری را دارد؛ و نیز بنیاد گرای اسلامی که زیاد به آن دامن زده و می زنند، باید در همان روز های اول،کارهایی صورت می گرفت که از یک سو برای سازماندهی مردم تدابیر ی متناسب با وضعی که به و جود دارد اندیشیده می شد؛ و کارهایی کاملاً ماهرانه صورت  می گرفت.و از سوی دیگر،دست به کارهایی زده می شد که سران مجبور نشوند دست به دامن آمریکا شوند که پی فرصت می گردد تا پایه های خود را هرچه بیشتر زیاد و محکم ترکند، بلکه می بایست به  نوعی بی طرفانه وارد میدان می شدیم و حد اقل جلو دخالت مستقیم آمریکا را می گرفتیم.و خلاصه روی هم رفته جزء را فدای کل می کردیم، تا امروز شاهد قتل عام مردم بحرین و لیبی نباشیم که دیگر، وقتی برای مدیریت و در دست گرفتن مدارحرکت، باقی نما نده است.

       نمی دانم چرا نسبت به شرایط حاّد به خصوص بحرین که دارد فاجعه انسانی رخ می دهد و برای آینده تبعات بدی را به جاهایی دیگر سرایت می دهد که به سود آمریکا تمام خواهد شد، ساکت هستیمً؟، در صورتی که چندین راه کار برای جلو گیری از بد تر شدن او ضاع وجود دارد که به یکی دو تای آن اشاره می کنم. ازجمله تغییراتی هرچند صوری در روابط با سران برخی کشورها؛ و دوم نشستی با سران کشور های اسلامی درسازمان ملل و یا هرجای دیگر. البته باید بیشتر روی این موضوع تکیه شود، چه کسانی باعث جدایی میان مردم و سران کشورشان شده اند، تا آنجا که با امکانات کشور خود قتل عام و نابود شوند؟، و برای تعیین شرنوشت خود هیچ حق و راه بردی نداشته باشند!، جزگلوله ای که جان آنها را می گیرد!. ما نمی گوییم سران کشور ها نابود شوند بلکه می گوییم مردم  باید آزاد  باشند. که البته این بدان معنا نیست که خیانت و جنایت سران مورد توجه نیست، بلکه ما با ستمگری مخالفیم نه انسان. یعنی اگرستم نکنند ما باکسی مشکلی نداریم. من نمی دانم چرا این قبیل مطالب کمتر توضیح داده می شود؟؛ و متناسب با شرایط متغیر هر زمانی حرف زده نمی شود؟؛ هماهنگی لازم از پیش تعیین شده، یا وجود ندارد، یا کم رنگ حضور دارد. منظور کل حرف هایی است که از ایران به گوش  جهان دهکده می رسد.

     امید وارم حد اقل حرف های حقیر را که از زمان اما م خمینی (ره)، تا کنون همه مسائل را رصد کرده و نوشته های آن را، در جزوه، طرح ، نامه...، دارم به فال بد گرفته نشود و از حقیر بخواهید در مورد هر موضوعی که لازم است و یا سوء تفاهم  شده، توضیح دهم. از راه دور دست یکا یک شما را می بوسم که واقعاً  تا کنون جای شکردارد که جایکاه جمهوری اسلامی را درجهان باز و به طور بنیادی تثبیت کرده اید، ولی نباید به کم قانع بود.و نباید همه را خودمان بدوش بکشیم. یادم هست خدا رحمت کند، امام خمینی(ره)، را که فرمودند( اگر من هم اشتباه کردم بگویید چون وظیفه دارید، کشور مال خودتان است)، مسلم است اگرچیزی به نظر امثال حقیر برسد وحتی تا حد ده درصد هم درست نباشد، همین که غرضی درکار نباشد باید بگوییم؛ و الا مدیون و مأخذه خواهیم شد. والسلام:

 

عبدالحسین نجفی

همراه: 09368550280

***

رفتار انسانی علی (ع) با دشمنان

  یكی از شیوه‌های بد و غیر مشروع در برخورد با اندیشه‌های مخالف، توهین و فحاشی است، در حالی كه قرآن كریم با صراحت تمام این گونه اعمال را رد كرده و فرموده است:

«ولا تسبّوا الّذین یدعون مِن دونِ اللّه فیسبّوا اللّه عَدْواً بغیر علم…؛  به كسانی كه جز خدا را می‌خوانند دشنام مدهید، آنان نیز از روی دشمنی و به نادانی خدا را دشنام خواهند داد».(سوره‌ی انعام، آیه‌ی 108)

حضرت علی(ع) وقتی كه شنید لشكریانش به لشكریان معاویه دشنام داده‌اند، فرمود: «إنی أكره لكم أن تكونوا سبّابین و‌لكنكم لو وصفتم أعمالهم و‌ذكرتم حالهم كان أصوب فی القول و‌أبلغ فی العذر و‌قلتم مكان سبّكم إیّاهم، اللّهم احقن دمائنا و‌دمائهم و‌أصلح ذات بیننا و‌بینهم و‌اهدهم من ضلالتهم حتی یعرف الحق من جهله و‌یرعوی عن الغی و‌العدوان من لهج به».(نهج البلاغه، خطبه‌ی206)

من خوش ندارم كه شما دشنام دهنده باشید، امّا اگر كردارشان را بیان می‌كردید و حالاتشان را یاد‌آور می‌شدید، به صحیح نزدیكتر و از نظر معذور بودن رساتر بود. ای كاش به جای دشنام به آنان، می‌گفتید: خداوندا! خون ما و آنان را حفظ كن، بین ما و بین آنان را اصلاح نما و هدایتشان نما تا هر كه حق را نمی‌داند آن را بشناسد و هر كه حریص در ظلم و عدوان است از آن برگردد».

قرآن مجید در پرهیز از توهین و فحاشی اصرار دارند و ما كه خود را از پیروان راستین این می‌دانیم، انواع فحش‌ها و ناسزاها در بیانمان حكم فرماست، به كافران و مشركان و یهودیان و… بد زبانی می‌كنیم بماند، حتی مسلمانان نیز از فحش، لعن و توهین بی‌بهره نیستند.

به سخنان خود و دیگران از صبح تا شب توجه و دقت كنید و یا آنها را با ضبط صوت، ضبط كنید و دوباره گوش كنید تا معلوم گردد كه چه قدر ناسزا ـ صبح تا شب در بین افراد ـ رد و بدل می‌شود. وقتی ناسزا به لشكریان معاویه جایز نباشد و وقتی به كفار و مشركان، فحاشی ممنوع باشد، روشن است كه فحش دادن به یك فرد مسلمان، گناه كبیره است.

سخنان ناروا در این زمان، زشتی بیشتری دارد؛ زیرا كه با پیشترفت علوم و فنون، همه از حال یكدیگر باخبرند: تلاش كنیم تا برای آنان زینت باشیم: «كُونُوا لنا زَیناً و‌لا تكونوا عَلَینا شَیناً؛ برای ما زینت باشید و موجب زشتی مباشید».1 علاوه براین وقتی ما فحش بدهیم و معبودان یا محبوبان آنان را مورد لعن قرار دهیم، آنان هم مقابله به مثل می‌كنند و معبود یگانه و یا پیامبر اكرم‌(ص) را كه محبوب ما هستند، مورد اهانت قرار می‌دهند و آیه‌ی قرآن دقیقاً به همین نكته اشاره كرده است. دو روایت است كه پیامبر‌اكرم‌(ص) به فردی كه از او سفارشی خواست فرمود: «لا تسبّوا النّاس فتكتسبوا العداوة بینهم؛به مردم فحش ندهید تا كسب عداوت میان آنها كنید.(دشمنتان شوند)».

 

                                    ترتیب کننده: ویدا عزیزی

20   / 5/1390                             



تاريخ : یکشنبه سی ام مرداد 1390 | 9:11 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

بستر انسان کامل وعبادات برای سامان دادن به زندگی دنیا

                         بستر های رشد تجلیات انسان کامل    

امید وارم هرکس این توان را داشته باشد که در باره هرکدام از مطالب کتابی بنگارد و یا حد اقل یک صفحه توضیح بدهد. اگرمی خواهد خودش روزی صاحب نظرشود؛ راه آن این است که پس از قدری فکرکردن و دیدن جوانب موضوع،آن را توضیح دهد، اگرهم درست نباشد نترسد و خواهد دید هر سال نسبت به سال قبل جهش کرده و به جای جدیدی رسیده است. بنا بر این، تور ماهی گیری داده می شود که اگر انسان بتواند خودش یک ماهی بگیرد بهتر از یک تن ماهی است که به او بدهند. به هرحال یکی  باعث خلاقیت و دیگری باعث رکود انسان می شود. این از تجربیات خود ماست.

*مرد آن نیست که شکست نخورد؛ مرد آن است که از شکست پلی بسازد و قله های بلند را، یکی پس از دیگری فتح کند.

* مرد آن نیست که اشتباه نکند؛ مرد آن است که پس از اشتباه، در صدد اصلاح برآمده و درکار خود تجدید نظرکرده و تغییر روش دهد.

* ما تا جهانی فکر نکنیم نخواهیم  توانست جهانی حرکت کنیم و تا جهانی حرکت نکنیم به جایی که باید نخواهیم رسید.

* انسان با اراده، می تواند جهان را به میل خود تغییر دهد.چون رسول خدا(ص)؛ امام حسین (ع)، تا امام خمینی(ره) درعصرحاضر.

*با هر عینکی که به دنیا نگاه کنیم دنیاهم با همان عینک به ما نگاه خواهد کرد. زندگی را هرطور بخواهیم همان طور به ما نگاه می کند.

* به قول یکی از دانشمندان « در پی هرچه هستی آنی» حال چه نگرش ما زشت باشد و چه زیبا مانند شمر...، و حرشهید ریاحی...

* شادمانی آن نیست که انسان فقط خندان باشد بلکه شادمانی آن است که انسان دلی آرام و زندگی با صفایی داشته باشد.

* خوشی دنیا آن نیست که انسان مشکلی  نداشته باشد، بلکه خوشی دنیا آن است که انسان دارای شخصیت و روحی امید داشته باشد.

* آدم سالم کسی نیست که بیمار نباشد بلکه آدم سالم کسی است که از ارزشهای انسانی برخور دار باشد؛ چون حضرت ایوب(ع)

* چی و چه قدرخوردن ملاک نیست، بلکه چگونه خوردن ملاک است ؛ تا درجهان شاهد یک میلیارد چاق لب گور نشسته نباشیم.

* چی بخوریم که سالم باشیم یا بیماری ما خوب شود مهم نیست بلکه مهم این است که چی نخوریم که سالم باشیم یا خوب شویم.

* انجام کار نیک هنر نیست، بلکه هنر اجتناب ازکار ناپسند است چون هزاران کار نیک را یک جرقه کنا ه تبدیل به خاکستر می کند.

* از دیگران چه انتظاری داریم آیا آنها هم همان انتظار را از ما دارند؟، تیری که به همسایه می خورد به جوال پنبه ای می خورد.

* انسان های حد اقلی به فکرند چه کنند که مشکلات را از سر راه خود بر دارند ولی آدم های حد اکثری با امیدی راسخ می کوشند  در همه زمینه ها تا بی نهایت پیش رفته و قله های فتح نشده را، فتح کرده و همانند بزرگان تاریخ،  نامی ازخود به جاودان باقی بگذارند.

*برای همیشه بلند همت  موفق و سر بلند بوده و هستند ولی بی همتان تنگ نظر برای  همیشه ناموفق بوده و هستند.

*آدم های ترسو حتی از سایه خود هم می ترسند و برای نجات ازخطرات احتمالی به تفعل و جن گیری متوسل می شوند. ولی آدم های شجاع و بی باک، جز از خدا از هیچ موجودی ترس و باکی  ندارند و همانند مردان پولادین بر هرسختی و هر ناکسی غلبه خواهند کرد.

* نقل قول: «کاری که انسان را نکشد، انسان را می سازد». کاری که دوست داشتنی است هرچند  سخت باشد خستگی آور نیست،و...

*شایسته به چه چیز هایی گفته می شود؟ شایستگی را درچه کارهایی می توان جویا شد؟، چرا در مادیات در پی شایسته ترین ها هستیم؟

* زندگی دنیا تابلویی است که با قلم فکر و مرکب آرزو های خود آن را نقاشی و همراه خود خواهیم برد و تا ابد تما شاگرآن خواهیم بود.

* هیچ فرصتی به خصوص فرصت طلایی حکومت اسلامی مفت بدست نیامده است. عیب فرصت است که برای رفتنش خبر نمی کند،و پل هارا..!؟

* درخت از خورشید، زمین، آب و هوا  مواد  می گیرد و بهترین میوه و مواد غذایی را به ما می دهد؛ ما چه می گیریم و چه می دهیم؟

* انسان دردو صورت متفاوت به طورکلی خود را فراموش کرده و جز آن چیزی که نظرش را به خود جلب کرده نمی اندیشد. به نظر شما این دو چیز   چیست و اگرکدامین را انتخاب کنیم بهتر است؟، انسان کامل می تواند با هرشرایطی خودرا هماهنگ نموده و اثرگذارهم باشد.

* دو امانت گران بها در اختیار ما گذاشته شده است یکی جان وآنچه که به توانیم به راحتی زندگی کنیم. و دوم آنچه نسل گذشته در اختیار ما قرار داده تا بدانیم ازآنچه به ما داده شده درست استفاد کنیم و همین طوری به این جا نرسیده ایم.آیا حق امانت داری را رعایت کرده ایم؟، درچه حد و چگونه؟

ارزش انسان درآنچه است که می آفریند، هر چند کم باشد؛ نه آنچه جمع آوری می کند هر چد زیاد باشد»( نقل قول): اهمیت کفایی...

 امید وارم از هر اظهار نظر و هر پیشنهادی ( البته تلفنی )که دارید دریغ نفرمایید و ببخشید که وقت چندانی برای کامل کردن مطالب ندارم:

****

          عبادات برای برای دنیاست!؟

      فوراً به اشکال کردن زبان نگشایید، قدری در مورد فلسفه نماز، روزه...، فکرکنید. اینکه گفته می شود، همه عبادات برای دنیا می باشد، خلاصه آن این می شود که باید توجه کرد، عبادات چند منظره و برای سامان بخشیدن به دنیا و زندگی انسان در همه امور بدون استثنا می باشد؛ هنگامی که زندگی بشر به وسیله آنچه خداوند فرموده سامان یابد؛ این زندگی سامان یافته، بستر است برای زندگی ابدی شایسته و باصفا و همین زندگی چند ساله دنیا، به قول قرآن از اولین گام های زندگی ابدی می باشد. اینکه درهمه نماز ها  می خوانیم« ربنا آتنا فی الدنیا حسنه» بعد می خوانیم « وفی الاخره حسنه» یعنی چه مسائل مادی و چه مسائل معنوی همه بستر هستند برای آخرت که اگر دنیا نباشد آخرت معنا ندارد؛ کشت وکار نباشد محصول معنا ندارد.

      البته اینکه گفته شد، عبادات برای سامان بخشیدن به دنیاست و عبادات چند منظره هستند.حد اقل به چندین صفحه  توضیح  نباز دارد که مانند بسترهای تجلیت انسان کامل، در باره آن توضیح نمی دهیم تا شما فکر خودرا گرفته و مصرفی رشد نکنید و هرجاهم  نشد تلفنی بفرمایید تا کلیدی را برای برای باز کردن درب  بسته به شما بدهم که خودتان درب بسته را باز کنید. می گویند اگر می خواهید به مرم خدمت کنید، تورماهی گیری به آنها بدهید، تا خودشان ماهی بگیردند، نه ماهی به آنها بدهید که وابسته بارآیند.  ما  از جواب پیامک دادن و مانند آن معذوریم ،فقط با تلفن هرچه و هر وقت به خواهید درخدمت شما هستم:

                                                        عبدالحسین نجفی

                                                      همراه: 09368550280

 

 

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 | 11:32 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

سایه شوم غرب در سینمای ایرا

                                                سایه شوم غرب در سینمای ایران

       تاریخ فوق، بعد ازاخبار ساعت8 ، شنونده مصاحبه خبرنگار با کارگردان سینما آقای فرج الله سلحشور بودیم، در سؤال و جوابها در مورد اینکه سینمای ایران اسلامی است یا خیر، حرفهای زیادی رد و بدل شد که اجمالی ازگوشه های آن درذهنم باقی مانده که در مورد آنها لازم است به نکاتی اشاره کنم. در مورد این سؤال که آیا سینما ها  اسلامی هستند یا نه؟، آقای سلحشور فرمودند: اسلامی که نیست ایرانی هم نیست؛ یعنی آن مرام اصیل وکهن ایرانی که خاص خود ایران است، برفضای سینما حاکم نیست، که مفهوم آن، می شود، فرهنگ غربی حاکم است!؟، در مورد اینکه چگونه می شود سینما را اسلامی کرد، ایشان درجواب گفتند: تا ما سینما را ایرانی نکنیم  و بخواهیم آن را اسلامی کنیم وضع بدترمی شود. یعنی اسلام در مقابل فرهنگی غربی و درقالب سینما که با هواها و هوسها، تمایلات جنسی نوع غربی، هم خوانی ندارد، اسلام هم به همان رنگ دیده و تلقی شده و به خورد عموم به خصوص نسل جوان رفته و رسوب خواهد کرد؛و این بزرگترین ضربه ای خواهد بود که بر باورهای دینی جوان بی تجربه خواهد خورد، همان که امام خمینی(ره) در وصیت نامه خود ملت ایران را به اسلام آمریکایی توجه می دهد،کسانی هستند که دانسته و یا ندانسته برای جذب مذهبی ها و ازطرفی بردن سود کلان، رنگ و لعابی به کارخود می دهند و  با ترکیب دو فرهنگ اسلامی و غربی، برای یک نوع جاذبه،کاسبی می کنند.ولی با نگاه دیگر باید گفت، درآن حد تقصیرندارند چون ازعمق دو فرهنگ متضاد که چه پیامد هایی فردی و اجتماعی دارد، اسلام آمیخته به روحیه اعتقادی مردم،چگونه ضربه می خورد و فرهنگ غربی دراین قالب چگونه نسل جوان را به فساد می کشد بی خبرند؛ اینها به دلایلی فکرمی کنند شاید این کار بی اشکال باشد؛ چون فیلم رنگ و قیافه اسلامی هم داشته باشد، برای بسیاری این اثر را خواهد داشت. روشی که استعمار ازآن سود می برد؛ اسلام آمریکایی می باشد برای فریب مردم ،چون قضیه گوساله سامری؛ و خوارج عصرحاضر.

       خبرنگاردرمورد موقعیت ارشادی اسلامی در این باره، پرسید،آقای سلحشور با توضیحاتی گفتند: ارشاد تسلیم است، خبرنگارگفت: یعنی دستش بالا رفته که او هم حرف اول خود را تکرارکرد، یعنی ارشاد تسلیم است!، و کاری از او ساخته نبوده است.حقیر چون خودم فضای موجود فیلم ها...، را رصد می کنم کاری به این گفتگو ندارم. ولی سینمای ایران اسلامی، بعد از32  سال، نباید اگر اسلامی نیست، حد اقل باید ایرانی باشد، نه غربی که حتی جای فرهنگ اصیل ایرانی را هم گرفته و سبب خود فراموشی  هویت ایرانی اصیل  شود!؟.

      پس ازگفتگوهایی خبرنگار پرسید برای اسلامی کردن سینما ها چه باید کرد؟، ایشان درجواب گفتند: اول باید سینما ها  ایرانی اصیل شود و بعد به سراغ اسلامی کردن سینما ها برویم و افزودند. حوزه های علمیه باید کلیات سینمای اسلا می را طراحی کرده و به ما نمونه بدهند تا هنر مندان ما که صادقانه کاری می کنند، برای ساختن فیلم اسلامی  اقدام کنند.حقیر عرض می کنم، با توجه به اینکه هنرمندان فیلم ساز از تخصص اسلامی بر خور دار نیستند، با کدام اصول علمی،و روال عقلانی درست است که این هنرمندان بتوانند فیلمی اسلامی بسازند که اسلام را درقالبی سالم وجوان پسند، دوست داشتنی و پرجاذبه، به قلب نسل جوانی که(درآن طرفش فیلم های پرجاذبه هالیوود قراردارد) واردکنند. در واقع حوزه های علمیه مسؤلیت سنگینی را برعهده دار ند. انقلاب را چه کسی هدایت کرد،حکومت اسلامی را پایه ریزی و پایدار نمود؟آیا این حاصل تخصص حوزه (چون خمینی ها، مطهریها، بهشتی ها ) بود یا حاصل تخصص های دیگران؟، پس چرا بزرگان و مدیران حوزه به فکر سامان بخشیدن و فعال کردن این مسؤلیت سنگین بین المللی خود درعصر نوین نیستند،که همه این حرفها ازهمان جمله آقای سلحشوردرمورد وظیفه حوزه های علمیه، قابل درک  است؛ یعنی حوزه های علمیه می توانند جواب گو باشند؛ چرا اساسی وارد عمل نمی شوند.آقای سلحشور انگشت جایی گذاشته که هیچ کس نمی تواند منکرآن شود، بلکه صدها آیه و روایت آنرا تایید می کند یعنی وظیفه سنگین حوزه های علمیه را، درجهت دادن به زندگی مادی و معنوی مردم، روشن و معین می نماید.چند سال پیش سازنده فیلم حضرت یوسف(ع) که  از سیمای قم شنیده می شد، ازحوزه علمیه گلایه داشت و خواست حوزه در این امرمهم، حضورعملی جهت دهنده داشته باشد؛ همین موضوع را درخیلی از نامه هاوطرح های خطاب به حوزه ها، تکرارکرده ام و درطرح آموزش ارزشیابی و کشف مهارت ها، یکی از اصول مهم آموزش فیلم سازی را ذکرکرده ام، چون عصرحاضر، ضرورتاً اقتضا  می کند حوزه های علمی،خود را با شرایط زمان هماهنگ سازند و الا به حاشیه رانده خواهند شد. به همین جهت بود که سال جاری90 پس از نگارش علل به حاشیه رفتن حوزه های علمیه، برای حل این مشکل، دو طرح جامع را تحت عناوین،طرح مدیریت محوری و طرح ترویج اسلام، درعصر تکنو لوژی با استفاده از ابزار پیشرفته روز، مانند فیلم سازی از تاریخ کهن اسلام و قصص قرآن، تدوین و برای حوزه های علمیه به خصوص قم و خراسان، توسط سی دی حاوی چندین طرح دیگر کشوری، اجتماعی و طبی ارسال کردم؛ و این کار همچنان ادامه دارد چون اگر روحانیت به جایگاه خود برسد که همان مدیریت محوری باشد، نوسینده طرح قول تضمینی می دهد همه چیزدر درازمدت درست شود؛ همان طورکه امام خمینی (ره) نمونه جامع و اکمل آن را به جهان ارائه داد که مردم دیگرکشورها دارند ازآن الگو برداری می کنند. حوزه های علمیه هم می توانند محور همه امور مردمی به نوعی، کشوری به نوع دیگر، و بین المللی و رسالت جهانی خود فرا تر از ایران،محور باشند، همان گونه که اثرات وجودی امام خمینی(ره) را شاهدیم که محور است و چه محوریتی که ابر قدرت ها، ازجمله آمریکا را به زانو درآورد که خود بهتر می دانید.

دو نکته پایانی

     اول اینکه، من هم به نوبه خود ازآقای سلحشور قدردانی  می کنم که هم  با شجاعت نواقصی کارخودشان را بیان کرد، بدون آنکه ملاحظه ای نسبت به دیگرکارکردان های سینما ها داشته باشد؛و اینکه عین واقعیت را خیلی جالب و بدون ملاحظه بیان نمودند،که ریشه مشکلات چیست و چه باید کرد. درست مثل اینکه کار شناس آسیب شناسی گزارش بدهد، مطالب ایشان کاملاً روشنگر و جهت دهنده بود.

      دوم اینکه چون مصاحبه ضبط شده، تمنا می شود، مسؤولین ذیربط آن را، با دقت مورد بررسی قرار داده و به فکرچاره اندیشی باشندو با طرح جامع و کاملاً کارشناسی شده تا فرصت باقی است شروع کنند. اینکه بعد از32سال که از عمر با برکت حکومت اسلامی می گذرد، برای حتی ملیت ایرانی بودن ما، بسی نازیباست که هنوز فرهنگ آلوده غربی بر فضای افکار عمومی بخصوص نسل جوان ما سایه افکنده باشد و در خانه  سرمایه و هستی خود ما جوانان ما را به ابتذال بکشاند، برای وزیرکشور،و زیر ارشاد،کمیسیون اجتماعی مجلس، سازمان تبلیغات...، شایسته و زیبا نیست، چون درمقابل خانواده شهدا، ما چه جواب و توجیهی داریم که آن همه جوان جان خود را دادند، تا  شاه و عوامل آمریکا را از ایران بیرون کردند که منبع و محور فساد نباشند، ولی فرهنگ  غربی باقی  مانده است، زمانی حضورآمریکا مایه فساد بود، امروزسیاست تهاجم فرهنگی، درجای جای منازل مردم راه دارد و چه راه داشتنی که خود شما بهتر می دانید، اینترنت و...، چه می کند و خواهد کرد که  جوانان ما را به راحتی شکار می کند. درست مثل اینکه انقلابی صورت نگرفته، یعنی همان فساد باقی است،و ایران نفرچهارم درطلاق و از نظرفساد نزدیک به کشور های مشکل داراست در حالی که ما حکومت خود را حکومت اسلامی ناب محمدی(ص) می دانیم، باید از نظر عدم فساد اجتماعی درجهان زبان زد و برای کل بشر الگو باشد و لذا این رسالت جهانی، ما را برای پاسخ گویی فرا می خواند.

      به جهت اهمیت قضیه، می پرسیم، سران سه قوه چه توجیهی دارند که بعد از32سال هنوز هم شاهد آلودگی های غربی باشیم که مرده اش را دارند به گورستان می برند و مسؤلین ایران را حتی غیر مسلمان در کشورشان گل باران کرده و دوست دارند، با ایرانی رابطه بر قرار کنند؛ و به همان اندازه ازآمریکا... تنفر دارند. پس باید کاری کرد که بوی تعفن آمریکا درکشور امام زمان(ع) به مشام کسانی که به ایران می آیند نرسد؛ تا با دست پر و پیامی پر جاذبه از حکومت اسلامی به کشور خود باز کردند؛ لذا باید توجه داشت گردشگران وقتی به ایران می آیند با حساسیت خاصی، همه مسائل ایران را زیر ذره بین خود خواهند گذاشت و  با تهیه گزارش به کشور خود بازخواهند گشت.

       لذا با طرحی جامع، اول باید رسوب زدایی فرهنگ غربی صورت گیرد و سپس جایگزین سازی، جهت دهی بنیادی و نظارت بر روند کار، باید با هماهنگی محوری سه قوه شروع و به همه زیر مجموعه ها عملیاتی شود.و این کاریست که باید با حوزه های علمیه، همان روز های اول استقرارحکومت اسلامی به فکراین معضل می بودیم که آتش گرایش به فرهنگ غرب هنوزگرم بود، لذا چون ازآن زمان اقدام باز دارنده صورت نگرفته. بدون هیچ ملاحظه ای باید گفت، این دلیل بی تفاوتی یا دلیل ندانم کاری است و الا بعد از32سال نباید شاهد چنین  سینمایی درقلب پایتخت باشیم که فضای آن هنوز فضای سینمای اصیل ایرانی نیست؛ تا چه رسد به اسلامی بودن آن که بعد از 32درست کردن آن کاریست زمان برکه  با ساز و کار بسیار قوی و منسجم ارکانها و هماهنگی بین حوزه و دانشگاه آموزش هایی نوع در فیلم سازی اسلامی به تمام معنا ... تا به جایی رسید. ولی به هرحال تا بد تر نشده  باید شروع کرد و بقول معروف هرجای ضرر را بگیریم نفع است.

               

 

                                          عبد الحسین نجفی

                                      همراه: 09368550280

 

 

 

 



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 | 5:23 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

ورزش وبدن سازی

                                              ورزش و بدن سازی

موضوع: تصویب وزارت ورزش و تربیت بدنی، درمجلس شورای اسلامی توسط نمایندگان محترم مردم عزیز و کم نظیر ایران.

        تاریخ 8/10/1389 ، به تصویب رسیدن موضوع فوق شنیده شد.اگر مراد  از وزارت خانه، ورزش جهت پیشگیری از بیماری هایی باشد که ورزش همگانی مناسب ترین وسیله برای سالم زیستن باشد، چرا از همان آغاز استقرارحکومت اسلامی، این اقدام  حیاتی صورت نگرفت،  تا شاهد این همه بیماران ناشی از بی تحرکی نباشیم؟؛ ازجمله بیماران مبتلا به چاقی، قلبی و عروقی، سرطانی، دیابتی، و به گورستان رفتن سالی30 هزار سرطانی،50 هزار قلبی و عروقی ...، که با وجود ورزش دیگرما شاهد این همه خسارت جانی و مالی نمی بودیم، از جمله سالی 300هزار میلیارد تومان، معاملات دارویی. اگرمراد از ورزش فوتبال فعلی باشد، با و جود آن همه نباید هایش چه توجیه شرعی، عقلانی، سیاسی، علمی و اقتصادی... دارد؟، ازجمله هزینه واردات مربیان خارجی...؛ اتلاف وقت؛ عوارض روحی وجسمی ناشی از هیجانات تماشاگران، بدتر ازآن گاهی درگیری خشونت بار،جنگ اعصاب و بد گویی های میان طرف داران تیم ها، گاهاً زد و خورد های پلیسی، نقص عضو تعدادی از بازیگران!؟،با وجود اینکه هیچ کدام از اینها  قابل انکار نیست، در مقایسه با اولیت های دیگر از جمله رسیدگی به مناطق محروم، مدارس درحال ریزش... و خود ورزش همگانی، چه دلیل منطقی برای جایگزینی فوتبال وجود  دارد؟ 

       اگر بارعایت عدالت و اولویت ها، این هزینه ها صرف تولید اصولی، نیازمندی های نخبگان... دارای توجیه می شد،آن وقت خود کفایی هم به مصلحت کشور بود و هم مایه افتخار اسلام. ولی فوتبال درخود کفایی کشور چه نقشی دارد؟ جز اینکه اکثراً مصرفی و هزینه بردارند ؛آیا این وضع به مصلحت مردم است یا همگانی کردن ورزش که علاوه بر پیشگیری از بیماری ها می توان افرادی قوی و نیرومند داشت چیزی که قرآن درچندین آیه  برآن تأکید داردکه در همه مسائل حیاتی کشور تأ ثیرگذار خواهد بود.« از جمله سوره انفال آیه 60»

      درمورد اهمیت سلامتی حضرت رسول (ص)می فرماید« لاخیرفی الحیاه الا مع الصحه. زندگی بدون سلامتی خیرو سعادتی درآن نیست» و نیز« النعمتان مجهولتان الصحه و الامان. دو نعمتی که( قدرو اهمیت آنها) معلوم نیست ، سلامتی و امنیت است». با وجود آن همه بیماری، چرا این نیازکه با جان مردم سروکار دارد تأمین نمی شود و برعکس، هزینه زیادی باید صرف فوتبال و مربی خارجی...، شود؟ این کدام یک از مصداق عدالت و رعایت اولویت است؟،آیا باید منتظر باشیم وقتی مردم بیمارشدند تازه باآن هزینه دارو،و خوابیدن در بیمارستان به فریادشان برسیم؟، شرایطی مانند دفاع مقدس پیش آمد، بیماران می توانند همانند افراد سالم و نیرومند از امنیت وحیثیت کشور دفاع کنند؟ فوتبالیست های دارای نقص عضو چه طور؟، حق مسلم مردم است،ولو اجباری ورزش را، همگانی و سازماندهی کنیم؛ همان کاری که در هدفمند سازی یارانه کردیم،چرا مردم باید ازآن همه خیرو برکت ورزش هگانی محروم باشند و هزینه ها... صرف کاری شود که در مقایسه با ارزش حیاتی ورزش، کار یست بیهوده و جایگزین وقت جوانان که باید صرف کسب تخصص ها و اختراعات برای صدور انقلاب اسلامی شود.چرا سرانه ورزش درکشور اسلامی باید 15 درصد باشد؟ این امر ازچه چیز هایی حکایت دارد؟ یا باید گفت ورزش اثری در پیشگیری ندارد!؟، یا با ید مدعی بود، امثال فوتبال دراولویت است؛ یا باید اعتراف کرد و از بیماران جداً عذرخواهی کرد که از300000 سرطانی سالی 30000 به گورستان می روند، در حالی که ورزش یکی از عوامل مهم پیشگیری از امثال سرطان می باشد. آن هم کشوری که دارای طب النبی(ص)، سیره انبیاء واولیاء (ع) در تغذیه است!؟، ایران چرا باید دو مین مصرف کننده دارو درجهان باشد؟، این را هم اضافه کنم، تنها این افتخار نیست که هرکس بیمار شد او را درمان کنیم؛ تعمیر ماشین شکسته افتخار نیست؛ هنر این است، سیاستی در پیش گرفته شود که آقا سالم  باشد و راه آن تنظیم و تغذیه سالم و ورزش است. می توان گفت نود و پنج درصد بیماری ها از ناحیه عدم تنظیم غذا و نباید های رفتاری است. خلاصه درحال توجه به فوتبال، شاهد به گورستان رفتن بیمارانی هستیم که همه باید سالم باشند نه بیمار!؟.    

         امروز13/5/1390، حدود ساعت6 ، ازشبکه دوم سیما، شاهد بحث مجری بودیم که در مورد ورزش، پیامک های رسیده در مورد مشکل ورزش فوتبال را می خواند وآن دست آخر از افراد خواست، بگویند مشکل اصلی ورزش چیست!؟، لازم است عرض کنم وقتی گفته  می شود  مشکل ورزش کشور و مراد فوتبال است، این مشکل باید به یکی از مشکلات واقعی کشور و نهایتاً مردم ربط داشته باشد، که اگر ورزش فتوتبال نباشد و یا مشکل داشته باشد، به نظام و جامعه خسارت غیر قابل جبرانی وارد شود!؟، آیا این طوراست ؟!، و یکی از پیامک ها هم در مورد مشکل بودجه ورزش فو تبال و مربی حرف داشت!؟، ولی آیا ورزش عمومی کشور دارای  مشکل،آنهم اصلی برای دولت و مردم نیست؟که اگر این همه وقت و سرمایه که تا کنون صرف ورزش فوتبال شده و می شود، صرف ورزش عمومی هم شده بود، ما امروز شاهد مشگل دار ترین بیماری هایی مانند بیماری های قلبی و عروقی، دیابت سرطان...، برای مردم و دولت نمی بودیم؟، این قبیل واقعیات از مسؤولین ذیربط شنیده می شود نه ما. لذا از شما می پرسم اگر ورزش فوتبال اصلاً هم نباشد چه مشکل اساسی متوجه کشور و سلامتی مردم می شود؟، شما یکی دو مورد آن را بفرمایید، تا ما حرف خود را پس بگیریم ؛آنگاه شما بودجه فوتبال را زیاد کنید که بتوانید از خارج مربی خوب وارد کنید تا مشکل مربی هم نداشته باشید!؟، ولی درمناطق محروم، مردم با خون جگرخوردن براثرکمبود های عمرانی و رفاهی زندگی کنند!؟، اگرچنین نیست  نمونه بیا ورید؛ که چنین حرفی واقعیت ندارد و اگرهم موردی باشد آیا به حکم عقل، شرع و عدالت، ورزش فوتبال در اولویت می تواند باشد؛ و اگر موضوع عدالت و اولویت ها باید رعایت شود، پس جای ورزش فوتبال کجاست؟!

        البته ما منکر ورزش فوتبال به خصوص کشتی و مانند آن نیستیم، ولی اگر تاکنون همین قدر به ورزش عمومی توجه شده بود ما شاهد، هفت میلیون دیابتی...،و حد اقل ورزش، درکشور نمی بودیم!؟، این هم نه آن ورزشی که روی اصول بدن سازی و مستمر باشد، که این هم خود بد تر از ورزش نکردن است.وآیا این همان اقداماتی است که دولت و به خصوص وزارت بهداشت وظیفه دارند، درمورد سلامتی مردم آنجام دهند؟!، وآیا این همان توجه عملی به این دو روایت از حضرت رسول(ص) است که در باره اهمیت سلامتی، آن را تکرار می کنم « لا خیر فی الحیاه الا مع الصحه .زندگی بدون سلامتی خیر و سعادتی در آن نیست» و نیز می فرمایند« النعمتان مجهولتان الصحه و الامان. دو نعمتی که( قدر و اهمیت آنها) معلموم نیست سلامتی و  امنیت است»  در باره این دو روایت چه توجیهی در مورد این همه بیماری و تلفات آن داریم که نمی شود این گونه نباشد، اگر توجیهی نداریم در قضاوت تاریخ و فردای دیگرچه جوابی داریم؟، قبول مسؤولیت به ماها چه می گوید و چرا؟!، با کدام یک از دو قسمت آیه 32، سوره مائده، خود را مقایسه می کنیم که خداوند می فرماید« ... هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد،چنان است که گویی همه انسان ها را کشته؛و هرکس ، انسانی را از مرک رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است...»، البته حقیر باور دارم همه از نظر اعتقاد، مصداق قسمت آخرآیه هستند؛ ولی تعجب دارم، مانع چیست که عملاً درآن حد که باید، مصداق قسمت دوم آیه نیستیم. یکی از مسؤولین ذیربط گفت:80 در صد بیماران سرطانی علت تغذیه ای و بقیه علت خانوادگی دارد؛ که قطعاً همان هم به علل تغییه و عدم تحرک لازم بر می گردد.

        این وضع دغدغه چندین ساله حقیر است که حالا شروع شده و تا رسیدن به نتیجه ادامه خواهد داشت. برای جلوگیری ازهر تصوری به جهت اینکه این قضیه دغد غه،چندین ساله حقیر است، حاضرم طرح جامعی ارائه دهم که اگر درست اجرا شودو هم زمان عوامل پیشگیری هم فعال باشند، می توان بیماری را بیش از نود درصد کاهش داد. و در مورد همگانی کردن ورزش حاضرم طرحی ارائه دهم که بیش از نود درصد مردم با علاقه به ورزش روی آورند. و حرف آخر اینکه به شرط جواب مستند در مورد سؤالات فوق همه گفته های انتقادی خود را کتبا پس گرفته و از طرق وبلا گ و وب سایت خود، اعلا م می کنم به این دلیل من مرتکب اشتباه شده ام.والسلام:

                                                                                                                    

                                    عبد الحسین نجفی

                                    همراه: 09368550280



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 | 12:38 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

بسم الله الرحمن الرحیم

                                                                                                                      جوانان و بهداشت جنسی     26/7/1388

مقدمه اول. نظر خواهی

        به دو جهت لازم نیست توضیح داده شود ، انگیزه از نگارش چه بوده است یکی این که به قول یکی از اهل قلم در عصر ضیق وقت کتاب ها باید، ساندویچی باشد چون هم  ارزش زنمان بالا رفته و هم این که حوصله ها کم شده است. دوم این که موضوع مسائل جنسی به قدری مبتلا به و شفاف است که لازم نیست در مورد انگیزه نگارش توضیح داد . ولی در مورد چگونگی و نحوه نگارش و چاپ کتاب خالی از لطف نیست به نظریات متفاوتی دراین رابطه توجه نمود. سال 1388 ، که قصد چاپ کتاب را داشتم و وقت اجازه نداد. نظر خواهی مفصلی از پزشکان و افرادی دیگر صورت گرفت که به چکیده ای ازآنها بسنده می شود.

1): دست نوشته های آقایی که شغل او در مرکز تحقیقات دفتر تبلیغات  و یراستاری و از دوستان است. چنین آمده است: نام کتاب این گونه باشد« جوانان وبهداشت جنسی» کتاب  مقدمه ندارد. به نظرم عوامل طلاق، به صورت تفصیل دراین کتاب لازم نیست عنوان بندی ها دقیق تر شود مطالبی که باید در یک جا گفته شود وطبیعت یک سان دارند، پرا کند نشوند.

همه نظریات ایشان مورد قبول است ولی دید گاه ها یک سان نخواهد بود ولی نظر دو نفر، بیرون و درون باغ  متفاوت می باشد.

2): آقایی که روحانی هستند درتماس تلفنی فرمودند: از کسانی در مورد کتاب نظرخواهی  داشته اند که تأ کید آنان بر لزوم چاپ بوده است و خود ایشان هم در اصل موضوع تأکید داشتند درحدی که منفی ها هم به نظرشان  درست جلوه کرده بود!؟.

3):آقای دکتر...: که از دوستان هم هستند، خیلی سخت گیرانه حضور داشتند و نسبت به این که نشانی همه منابع ذکر نشده وکتاب کتابی تخصصی نیست اشکال می کردند. من قدری توضیح داد م وگفتم: حقیر نه مدعی نگارش کتاب تخصصی هستم ونه به فکر آنم، چون کتابی که برای مبتلا به عموم نوشته می شود علاوه بر این که ضرورت دارد تخصصی نباشد، حتی باید ساده و روان باشد و ذکر همه مستندات کتاب هم در عصر کتاب های ساندویچی معنا ندارد. چون نه وقت و نه حوصله آنچنانی .

4): آقای دکتر ...: که ایشان پزشک عمومی هستند . فرمودند جزوه را  به دیگران داده تا مطالعه کنند. پرسیدم اگر مورد منفی هست بفرمایید. فرمودند: همه خوب است. البته ایشان اصل موضوع را در نظر داشت و به خود اجازه نداده بود، وارد جزئیات شده و چیزی را بدون ملاحظه بگویند.

5): آقایی که شغلشان خیاطی است فرمودند کتاب خوبی است ولی موضوع کم دارد که منظورشان مطالب کوتاه به شکل مطالب مستقل غیر کلاسیک باشد و نتوانستند مطلب خود را درست تفهیم کنند؛ معلوم بودآدم کم حوصله و  اهل مطالعه نیستند.

6): آقایی میوه فروش: گفت: در مطالعه وقتی به جا هایی رسیدم که اشاره کرده بودید، این مطلب درفلان کتاب توضیح داده شده و در این کتاب توضیح نداده بودید. من گیج شدم و احساس کردم به بن بست رسیده ام!. معلوم بود اهل مطالعه نیست و به مطالعه وکتاب علاقه ای ندارند.

7): آقای دیگری که میوه فروشند، اظهار داشتند: تازه هایی در این کتاب می بینم که جایی دیگر ندیده ام  و خواستند هر وقت کتاب چاپ شد بخرند که معلو م می شد اهل مطالعه هستند و به کتاب علاقه دارند.

8) آقایی که کارمند مرکز تحقیقات دفتر تبلیغات  حوزه علمیه قم می باشند، چنین نوشته بودند:« مواد مخدرآفت مخرب با توجه به گرفتار شدن اکثر جوانان به مواد مخدر  و رابطه آن با روابط جنسی بهتر است  این موضوع بیشتر توضیح داده شود. تهیه فهرست و ذکر منابع علل و عوامل طلاق بهتر است آخر کتاب باشد. روش تقویت نیروی جنسی با توضیحات بیشتری قبل از عوامل طلاق ذکر شود . عنوان تیتر ها باید جذاب باشد».

     ایشان خوب دقت کرده بودند چون معلوم بود نکات خوبی را بررسی و نقطه نظراتی را آورده بودند  از جمله رابطه گرایشات جنسی با گرایش به مواد مخدر. البته هر کس دیدگاه شخصی خود را  اظهار می دارد درحالی که از عالم فکری نگارنده بی اطلاع هستند ولی درکل  این گونه مطالب متفاوت، طبیعی هستند و باید باشد چون  نکات خوبی را می رسانند که جایی دیگر بدست نخواهد آمد.

9): آقای دکتر ...: که از نزدیک ترین دوستان پزشکی می باشند و بیشتر درطب اسلامی کار کرده اند ایشان دو صفحه در مورد کم وکیف کتاب نوشته بودند؛ صرف نظر از نکات دیگر درمورد این که بهداشت و خواسته های جنسی چه نقش مؤ ثر و مخربی در مسائل فردی اجتماعی دارند؛ خواسته ایشان این بود که در این مورد باید توضیح داده شود  و اظهار داشتند در این صورت حاضرند کتاب را خودشان چاپ کنند که ما وقت تأمین نظر ایشان را نداشیم  ولی می کوشیم تا آنجا که می شود بیشتر توضیح دهیم، چون مشکلات فردی و اجتماعی از این ناحیه مهم تر از سایر موضوعات می باشد.

                                                                             مقدمه دوم. پیرامون قوای جنسی

      اول انگیزه ما: از علل نگارش این کتاب می توان به توسعه طلاق و درگیری های خانوادگی که در پی دارد باشد.دوم اثبات اهمیت قوای جنسی ونقش آن در همه شئون زندگی. سوم که از جهتی مهم تر می باشد مفاسدی است که عدم کنترل آن در پی دارد مانند استمناء برای جوانان پسر!؟

      پسر ها بعد از پانزده سالگی و دختر ها بعد نه سالگی بر اثر واکنش درونی نسبت به جنس مخالف حساس می شوند؛ اینجاست که وضع روحی انسان به طورکلی تغییر کرده و در عالم دیگر قرار خواهد گرفت؛ ودست خود انسان هم نیست بلکه در دست شرایط بیولوژیکی می باشد که انسان را برای مرحله ای از

مراحل زندگی مشترک آماده می نماید؛ و لذا به همان اندازه که تمایلات جنسی می تواند وضع عمومی فرد را تغییر می کند و برای کنترل و محدود کردن آن، باید طبق اصولی که اسلام گفته عمل شود. تجربه نشان می دهد اگر این عنصر تازه به صحنه وارد شده؛ مورد  مراقبت واقع نشود ، انسان را دچار مشکلات جبران نا پذیری خواهد کرد. ولی اگرقبل از هر نبایدی مراقبت های لازم، به موقع صورت  بگیرد  تا جوان خودش توان و رمز مصون ماندن از خطر را تجربه کند، سعادت دو جهان نصیب او خواهد شد. که لازم است قبل از پرداختن به این دغدغه ، در مورد بهداشت جنسی؛ اهمیت و نقش حیاتی نیروی جنسی در زندگی ، لازم است ،  نکاتی به عنوان مقدمه،  مورد  توجه قرارگیرد.

           اول: گرایش به جنس مخالف: در مورد فلسفه گرایش به جنس مخالف کتابی مستقل نگاشته شده که فعلاً کاری به آن نداریم؛ جز اینکه کسی فکر نکند این هم خواسته ای هست که هر طوری شده باید ارضا شود، مانند استمنا...؛ لذا باید توجه داشت، زمانی که احساس می شود، نوجوان به خوبی دوست ندارد با والدین جایی برود، گرایش به جنس موافق(دوست و رفیق) برای شکوفا شدن مهارت ها وکسب تجاربی، جهت گرایش به جنس مخالف، شروع می گردد. و نزدیک به سن هجده سالگی که رسید، خواهیم دید، جوان با دوست  و رفیق رفت وآمدی دارد ولی دیگر توجه چندانی به او از خود نشان نمی دهد، و رفته رفته تمایل به جنس مخالف در او به حدی می رسد، وقتی حرفی ازآن شنیده می شود، از توجه و نگاه جوان معلوم است ، هوای دیگری در سردارد که به سمت دیگری او را می کشاند؛ از بیست سالگی که گذشت از هم جنس بگونه ای متنفر و صد درصد متوجه جنس مخالف می شود؛ تا جایی که اگر به عللی ازدواج دیرصورت بگیرد، نباید هایی گاهاً خسارت بار، پیش خواهد آمد، ازجمله مشکلات روحی و روانی وگاهی بیماری عشق آلودگی و یا دیوانگی!؟  

     درکتاب (فلسفه گرایش به جنس مخالف) توضیح داده ام. خداوند این نیرو را در وجود بشر نهادینه کرد، برای بستر سازی جهت زندگی مشترک، و شالوده ریزی ، تشکیل خانواده را زمینه ساز زندگی اجتماعی قرارداد ، جهت کسب ارزش ها و بروز و ظهور امتیازات انسانی درسایه عشق وعلاقه به یک دیگر و زندگی سالم .  برای اهمیت و نقش حیاتی قوای جنسی در بقای نسل بشر و زندگی، همین بس که اگر این واکنش درونی نمی بود، اصلاً انسانی وجود خارجی پیدا نمی کرد؛ اکر واکنش درونی وخواسته جنسی، درکار نمی بود، تمایل به جنس مخالف معنی نداشت، تا نطفه در رحم  منعقد شده  و پس از نه ماه  طفلی از مادر متولد شود تا نسل بشر توسعه یافته و باقی بماند؛ و لذا هنگامی که پس از چهارماهگی روح درکالبد جنین دمیده شد، درسوره مؤمنون آیه 14 خداوند می فرماید« تبارک الله احسن الخالقین. پس بزرگ است خدایی که بهترین افرینندگان است»  در مورد هیچ مخلوقی خداوند بیانی به این نحو ندارد که از خود تعریف کرده باشد!؟

            دوم: اهمیت رعایت بهداشت جنسی: باتوجه به مطالب فوق که ً خطری جدی درکمین جوان کانون شهوت کم تجربه خزیده است ، بهداشت امریست حیاتی که بدون استثنا در همه مسائلی که انسان به نوعی با آنها سروکاردارد، ضرورتاً باید رعایت گردد تا از هرآسیبی درامان بماند. همان گونه که در بهداشت اخلاقی باید رعایت شود .حال اگر در مورد بهداشت جنسی مرا قبت صورت نگیرد، آلودگی هایی  را درپی خواهد داشت که دامن گیر فرد و جامعه خواهد شد. و به همین جهت بشر امروزی شاهد تبعات نا گوارآن می باشد، به خصوص درکشورهای اروپایی که وضع را ازشکل حیوانیش هم  بدترکرده است که درکتاب جنایات بشر،، تجاوز برادر به خواهر، پدر و نا پدری به فرزند، مادر به فرزند؛آمده است. عملی که شاید درمیان حیوانات هم نمونه نداشته باشد!؟، باید اضافه کنم بهداشت جنسی علاوه بر این که خود از مقوله اخلاق به شمارمی آید، با وجود رعایت بهداشت جنسی،  بستر مستعدی به وجود خواهدآمد که تقوا، معنویت و ارزش های انسانی، به طورکلی درمسیر صحیح خود قرارخواهند گرفت و درآن بسترشکوفا می شوند، و درغیر این صورت نتنها اخلاق انسانی دچارمخاطرجدی قرارخواهد گرفت، بلکه تقوا، معنویت، و هر ارزشی، باقی نخواهد ماند و همه قربانی آن خواسته مهارگسیخته خواهد شد که امروز درکشورهای اروپایی، بگونه ای، و درکل جهان به گونه دیگرشاهد آنیم!؟

          سوم: عدم رعایت آن در مشروع : در این جا مخاطرات بهداشت جنسی در مورد مقاربت های بیجا، باید بررسی شود، چون مشکلاتی مانند بیماری های مادر زادی، عقب ماندگی های ذهنی، ناقص الخلقه ها که درخانواده ها وجامعه وضعی مشمئزکننده به وجود آورده است، حاصل عدم رعایت بهداشت جنسی می باشد که درآینده بیشتر روشن خواهد شد. بنا بر این وقتی نتیجه،آن چیزی که اسلام گفته حاصل نشود که همان سلامتی ... باشد ، فرقی ندارد که مقاربت مشروع باشد و یا غیر مشروع، با این تفاوت که تنها عمل زنا صورت نگرفته است. حال اگرنا مشروع باشد دو نوع مشکل متوجه فرد وجامعه می شود و اگرمشروع و مباح باشد ، تنها حرمت شرعی و تبعات آن منتفی است

          چهارم: سلامت و بقای زندگی: برای اینکه بیشتر متوجه لزوم  مراقبت در بهداشت جنسی شویم، لازم است بدانیم ، مطلق سلامتی انسان، رابطه و وا بستگی صد درصد به نیرو و قوای جنسی دارد، به گونه ای که اگراین نیرو به دلایلی وراثتی، مادر زادی، تربیتی...، و یا براثر رفتارخود فرد یا حوادث دیگرآسیب دیده باشد، به همان اندازه وضع عمومی انسان وکلاً زندگی دچار نقصان و دگرگونی خواهد شد و نظم و تعادل پیرامونی سلامتی و زندگی  به هم خواهد خورد.شایان ذکراست، منظور از بهداشت جنسی در اینجا به عدم رعایت بهداشت در محیط زیست، تغذیه...، برمی گردد. چه وراثتی، تربیتی...، باشد و یا براثرحوادث نا خواسته دیگری که از عهده انسان خارج می باشد، رخ داده باشد. درمجموع همه اینها، انسان را دچار بیماری روحی وحتی جسمی نموده و پیامد هایی را به همراه خواهد داشت، و به طورکلی  به دوگونه انسان را دچار مشکل خواهد نمود.



تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 8:33 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

1: غده حیاتی و مرکزی: سیستم  قوای جنسی، که تقویت کننده جهاز هاضمه نیزمی باشد، غده ای است که درقسمت تحتانی مغز سر قراردارد؛ هرچه این غده به عللی دچارعارضه و نقصان شود، به همان اندازه اشتها و نیروی جنسی انسان  افت خواهند کرد، و امکان دارد تا آنجا پیش رود که  تمایل به غذا و میل به جنس مخالف، دچار مشکل شود . مانند افسردگی شدید که امکان دارد میل به قوای جنسی و غذا، بطورکلی قطع شود. کسی که  به افسردگی شدید مبتلا شده بود، گفت: اگرگاهی هم به عللی محتلم شوند؛ موادی به رنگ خون دیده می شود!؟، وقتی وضع قوای جنسی و تغذیه به هرعلتی دچارمشکل و نقصان شوند، بستری برای بروز انواع بیماری های  روح و جسمی خواهند شد، از جمله یبوست که یکی از پزشکان معروف جهان عقیده دارند، پنجاه درصد بیماری ها براثر یبوست است؛ ازجمله بواسیر،کم اشتهایی، رنگ پریدگی، درد های موضعی درناحیه پاها و دست وحتی سردرد،کم خونی وضعف عمومی که همین ضعف عمومی خود به تنهایی بستری می شود، برای  پیدایش انواع بیماری های دیگر، مانند نوعی افسردگی،  بی حالی ، نا توانی درکارهای فکری وجسمی، کم خوابی و بد خوابی، بی حوصلگی و عصبانیت...، که همه نوه و نتیجه های بیماری سیستم  نیروی جنسی وگوارشی می باشند!؟

2:                  پنجم.  تبعات روحی... آن:: حیات، سلامتی ،نشاط روحی و قوای محرکه فکری انسان، صد درصد به سلامت و تقویت قوای جنسی بستگی دارد، حال به هردلیلی دچارآسیب شده باشد، انسان از نظر روحی و روانی نیز دچار مشکل جدی خواهد شد، امید به زندگی، اراده ، توان برتصمیم گیری، لذت بردن ازمواهب خدا دادی، همه بطورکلی دچار مشکل خواهند شد. فرا تر ازآنها ، عشق به کار و زندگی، عشق به جنس مخالف در زندگی مشترک، حتی علاقه  به اولاد و همه اطرافیان دور و نزدیک...، دچار مشکل جدی خواهد شد، به طوری که اگر شدت داشته باشد، درتمایل به جنس مخالف، امکان دارد، پس از اختلاف خانوادگی و بگو و مگو هایی، کار به جدایی منتهی شود؛ که یک مورد را ناظر بودم؛  مشکل از ناحیه خانمی بود که، شوهرش شکایت داشت، خانم از همان اول تمایل چندانی نداشته اند. ولذا از همان اول شروع زندگی مشترک، دچاراختلاف خانوادگی شده بودند و تا چند سال بعد به طلاق واقع شد.با توجه به اینکه، بیش ازده جلسه مشاوره ای، با این خانم  وخانواده دو طرف داشتم،آخرخانم حاضرنشد با این شوهر زندگی کند. مدت زیادی ایشان منزل پدر بودند وحتی نسبت به شکایت شوهر به خاطرعدم تمکین عملاً جواب مثبت نداده بودند؛ و پس از طلاق هم بدون تمایل به جنس مخالف زندگی می کنند و اصلاً دوری ازجنس مخالف برای ایشان هیچ دغدغه خاطری ایجاد نکرده است!؟، با وجود اینکه هم جوان است و هم با سواد، مؤمنه و دارای روحیه مذهبی قابل قبول. غیراز ایشان چند مورد دیگر را سراغ دارم که یکی ازآنها دخترعمویش بود، مرد او را طلاق داد و زن دیگری گرفت؛ ایشان خودشان با اظهار نگرانی گفتند. در قضیه ارضای جنسی با خانم مشکل دارند.آقایی دیگری که از عدم تمکین همسرش شکا یت داشت، دستوراتی به او دادم ، بعد از مدتی که او را دیدم، گفتند: حالا وضع خوب است. دیگری که دخترخاله اش می باشد، از سال 83  تاکنون 1387 ، درجریان آنها هستم؛ که فعلاً هردو وضع بدی دارند و بدون طلاق، جدای از هم زندگی می کنند، مشکل از ناحیه هردو می باشد، خانم به دو علت مبتلا شده اند، یکی نوعی افسردگی و دوم  ناشی ازحادثه ای که درایام بارداری متوجه مادرش می شود، و مشکل شوهراز این جهت که به قول خودشان گول کسی را می خورند؛ در ایام جوانی زیاد مرتکب عمل حرام استمناء می شوند!؟،

 البته درمورد خانم معلوم شد کوتاهی شوهردر وقت هم بسترشدن مزید برعلت  بوده که با بازی باید او را آماده می کرد،. ولذا این که درحلیه المتقین (به عنوان دستوری مستحب)، تأکید به بازی شده، به این جهت است، که شهوت تحریک شده و در وقت انزال، به طورطبیعی وکامل خارج شود؛ چون اگرخارج نشود مشکل از همین جا شروع می شود.

      شایان ذکراست،مرکز ترشح هورمون ها و تحریک شهوت  زن درسینه و از مرد درقسمت تحتانی بدن...، قراردارد.که مرد و زن باید قبل ازشروع، با هم بازی کنند؛  تا براثر تحریک هورمون ها؛ شهوت آماده حرکت و خروج کامل شود، وقتی این عمل درست صورت نگیرد، شهوت به طورطبیعی خارج نمی شود،  و سیستم  را دچارمشکل جدی می نماید، در واقع سیستم تقویت و ترشح هورمونها علیل خواهد شد ، تا آن جاکه زن به دلایل  عارضه شرایط هورمونی و در نتیجه وضع بد روحی  و روانی...، به طورکلی از هم بسترشدن با مرد تنفرپیدا می کند!؟، همان آقا که دستوراتی به او دادم بودم، وقتی درصدد برآمدم علت را جویا شوم، ایشان گفت. اتفاقاً خانمم از هرجهت زن خوبی است، ولی از هم خوابی تنفر دارد!؟. ازمنظر روان شناسی این تنفردرافرادی، بگونه ای است که، چه مرد باشد یازن، به قدری ازهمسرخود تنفر پیدا می کند که در نظرش، به صورت یک هیولای وحشتناک دیده می شود!؟ و می کوشد هرچه زود تراز او جدا شود!؟، این را درمورد همان خانم که با او مشاوره داشتم، با همه وجود لمس کردم. با وجود این که خودش اعتراف می کرد شوهرش هم  زیباست و هم آدم خوبی است؛ ولی نتوانستم یا نشد، با آن همه جلسات مشاوره دلسوزانه ، دراوکوچک ترین اثر را داشته باشیم!؟ چرا چون شرایط ناخواسته،آن ماده حیاتی را از او سلب؛ و در واقع سیستم ترشح هورمون ها ازکارافتاده بود؛ ماده حیاتی تحریک کننده پرجاذبه ای که خداوند در باره اهمیت آن می فرماید« و از نشانه های او این که همسرانی ازجنس خودتان برای شما آفرید تا درکنارآنان آرامش یابید و درمیانتان مودت دوستی و رحمت قرارداد . دراین  نشانه هایی است، برای گروهی که  تفکرمی کنند: سوره روم آیه 21» و عجیب اینکه آن  را دو بار،ازآیات خود به شمارآورده است. و دراصطلاح اعراب به منی« ماء الحیات » گفته می شود!؟،  به بینید وقتی این ماده حیاتی از بین رفته و یا افت کرده باشد، دیگرآرامش، مودت و دوستی، میان زن و مرد جای خود را به طورکلی به درگیری، تنفر...، می دهد، تا آن جا که از هم جدا شده  و این خاطره تلخ  تا آخر عمردرکامشان ناگوار باشد؛ و دیگر تبعات آن ، به خاطر بی توجهی به یکی از مستحبات اسلام، بازی در وقت مقاربت !؟

نگاه اسلام و زندگی دنیا

         ما فکرمی کنیم دستورات اسلام  تنها برای ثواب و بهشت آخرتی است، درحالی که برای بهشت همین دنیاست که یک سرآن وصل به بهشت آخرت می باشد، دربیست وچهار ساعت آن را مرتب ازخدا می خواهیم، ولی عملاً به آن توجه نداریم؛  هر روز چندین باردرنماز می خوانیم« ربنات آتنا فی الدنیا حسنه» بعد می گوییم« وفی الا خره حسنه» درخواست نیکی دردنیا، برای همه ارزش های مادی و معنوی به هم پیوسته وجدایی نا پذیر می باشد، تفکیک ارزش های مادی و معنوی، از محالات محض و از مقوله نظام هستی وسنت لا یتغیر الهی است.« آیه 62 ؛ احزاب. فاطر آیه 43».

       اگرمشاهده کردید، مرد و زنی با هم خوب و یک رنگی هستند، درهمه شئونات زندگی تفاهم داشته  و در همه مراحل و نشیب و فراز های زندگی موفق هستند، نا خواسته ها و نواقص یکدیگر را نادیده گرفته  و با هم مهر بان و به یک دیگر محبت و احترام می کنند، دخالت مادرشوهر، مادر زن، دخالت هرشیطان و شیطان صفتی در زندگی آنان راه و سهمی ندارد، خندان و شادند، از هرعارضه روحی وجسمی باز دارنده در امانند، منزوی و بدون دوست وآشنا نیستند. بدانید که یکی از عوامل مهم این همه پدیده مثبت به جهت وجود همان چیزی است که گفته شد. البته به شرط وجود عوامل بازدارنده، چون ایمان ، تقوا ...، و الا همان باغ وحشی خواهد شد که، قبلاً درمورد کشورهای اروپایی...،  بدان ها اشاره  شد.

       شما فرض کنید قوی ترین جوان، که تمایل جنسی ندارد، آیا عامل دیگری وجود دارد که از یک سو او را به طرف جنس مخالف تا آنجا بکشاند که اگرازدواج نکند، به حرام بیفتد، یا روانی و دیوانه شود؟ ، و ازسوی دیگر فرد را تا آنجا به پیش ببرد تا ازدواج کند و همین ازدواج به روابط خانوادگی و اجتماعی سامان بخشیده و از هرج و مرج خانوادگی، وحتی  فساد های اجتماعی ناشی ازعوامل جنسی هرز، جلوگیری کند، زن  و مرد با مهر و محبت غیر قابل توصیفی درکنارهم، چنان دوست داشتنی، زندگی کنند که هرگز با والدین این گونه زندگی نخواهند کرد، بلکه اگر ماندن دختر و یا پسر درخانه پدر، زیاد طولانی شود، نسبت به والدین وحتی همه چیز، متنفر می شوند که چند روز پیش یک موردآن دختری بود که با مادرش، برای مشاوره این جا آمدند. با بیش ازیک ساعت گفتگو با او نتوانستم شدت نگرانیش را کاهش دهم!؟، مادرش گفت: امامزاده ای نیست که درآن دعا نکرده باشد. خیلی برای او نگران شدم که، نتوانستم مشکلش را برطرف کنم، چون به دلایلی قضیه پیچیده شده  بود  لحن کلام دختر و شنیده هایی نشان می داد، به خصوص از پدر نگران است وحتی از او بد گویی می کند!؟

         به هر صورت این علاقه شدید به جنس مخالف و هم گرایی عجیب میان زن و شوهر و در واقع خانواده ، سنگ بنای جامعه کوچک «خانواده» شده است. مسلم است این نیرو دردی است که درمانش ازدواج و جنس مخالف است و پیامد های این سلامتی همان چیزهایی است که به برخی ازآنها اشاره شد.

     فلسفه عشق یا شیرازه زندگی

        دریک نگاه، سیر همه موجودات عالم، بر اساس عشق به شدن و رسیدن به  مبدء و مقصدی  می باشد که  موجود انسانی سرآمد همه خواهد بود ؛ نقش عشق در زندگی و عاشقانه زندگی کردن را می توان، از دیوان عشق گونه حافظ و دیگراشعارشاعران  بدست آورد . عشق حقیقی و فطری انسان به خدا، قهراً انسان را وارد عشق مجازی می نماید که از عشق به پدر و مادر شروع و به آنچه به زندگی آیند تعلق دارد منتهی می گردد؛ قبلاً اشاره شد، مسیرعشق به سوی جنس موافق درنهایت به جنس مخالف منتهی  می گردد ؛ و همین عشق به جنس مخالف است که شیرازه زندگی را بهم پیوندی نا گسستنی می بخشد که خداوندآن را این گونه تعریف می کند« آمیزش جنسی با همسرانتان درشب روز هایی که روزه  می گیرید حلال است.( و بدانید که) آنها لباس شما و شما لباس آنها (در حفظ اسرار... یک دیگر هستید)...»: بقره آیه 187: در واقع معنی قسمت آخرآیه، این می شود که، زن  و مرد از نظر روحی موجودی واحد و جدایی  نا پذیرند مگر بر اثر عارضه نا خواسته!؟

      همان گونه که قبلاً اشاره شد، همین عشق است که بستر و زمینه کسب ارزش های مادی و معنوی  می شود ، اگر بر فرض، این عشق و علاقه به اجتماعی زیستن نمی بود،  موتور زندگی از حرکت باز می ایستاد، و انسان در همان زندگی غارنشینی...، باقی می ماند. ولی عشق به زندگی، بستری شد  برای ابداع و ساخته آنچه انسان به آنها نیاز دارد و همین  واکنش درونی موتورحرکت شد، تا انسان ازغار نشینی  برون جسته و دریک رقابت تنگا تنگ برای شدن  و بهتر زیستن، امروز به اینجا برسد که می بینیم. انسان به دلیل تضاد منافع، وحس برتری جویی، شتابان  سیر می کند، برای رسیدن به آنچه انسان هنوز به آنها نرسیده است. و همه اینها  به جهت عشق به زندگی مشترک وآرمیدن درکنار موجودی است که خداوند آن را لباس و حفاظ بشر معرفی کرده  تا از هرآسیبی در امان بماند که این لباس هم آبروست و زیبایی، هم نشانه شخصیت، و حافظ اسرار انسان. و به همین جهت، مضمون حدیثی است که، دردنیا لذتی بالا تر از لذت وجود زن و همسرنمی باشد. اصولا هرچیزی لذت بخش تراست، به همان اندازه در زندگی انسان حیاتی تر، کارآمد تر و با ارزش تر می باشد. در واقع عشق به هم زیستی زن و مرد است که بشر به راحتی  راه  پر مخاطره، ترقی  و تعالی را می پیماید،  و لذا کسانی به خاطر عشق به زندگی، علاوه  برتحمل سختی هایی شکننده، گاهی مانند مجنون های زمان، جان خود را برای لیلی های زمان داده و خواهند داد!؟، که و رای این حقیقت همان  واکنش بیو لو ژیکی محرک می باشد که به طورنا خود آگاه انسان را به سمت و سویی می کشاند، که گاهی  بر اثر نا آگاهی انسان را درچاهی پر از لجن می اندازد!؟

 



تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 8:30 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

و نکته آخر این که خداوند برای سلامتی وکارایی این نیروی محرکه، حد و مرزی چون ازدواج و سایر دستورات را قرار داده است  تا انسان  از هرآسیبی در امان باشد و خواسته های شهوانی مهار گسیخته زندگیش را دچار مخاطره نسازد.

 ازدواج درنگاهی دیگر و امروزی

      بررسی های جدید، نشان می دهد، مجرد ها بیشتر دچار حملات قلبی و مرگ و میر می شوند؛ تنها و مجرد زندگی کردن باعث ازدست دادن حافظه و بیماری آلزایمر می شود؛ کسانی که ازدواج نکرده و یا دیر و با تحمل سختی ازدواج کرده اند، علاوه بر این که بیشتربه بیماری آلزایمر مبتلا می شوند، این قبیل افراد برای مبتلا شدن به هرنوع بیماری، شرایط مستعد تری خواهند داشت؛ کسانی که به موقع ازدواج کرده اند از نا آرامی روحی کتمری برخوردار وآرامش بیشتری داشته و درکار های خود نسبت به دیکران، از موفقیت های بیشتری برخور دارند؛ کسانی که از ازدواج و زندگی مشترک خود راضیند، خواب راحت تری دارند و از دچار شدن  به بد خوابی و پرش ناگهانی از خواب، در امان خواهند بود؛ و خلاصه پدرشدن سبب تقویت قوای مغزی خواهد شد.

      این مطالب چکیده ای بود از یاد داشت هایی که از منابع علمی جهان به دست ما رسیده و از چندین حدیث در مورد اهمیت و زود ازدواج کردن و عدم آن، حکایت دارد. موضوعاتی را که انبیاء و اولیاء(ع) قرنها پیش در قالبی ساده بیان فرموده اند ؛ بشر پس از مدت ها تحقیق و یا آزمایش، تازه آنها را کشف می کند و عجیب اینکه افتخار می کنند مثلاً احساس پدر شدن درسلامتی و شخصیت انسان اثردارد، ارمغانی برای بشر با این قبیل کشفیات آورده اند. در واقع اسلام ما چیزی برای زندگی مادی ومعنوی بشر فرو گذار نکرده است. مثل مجرد زندگی کردن که گفته می شود دین انسان درخطر و با از دواج نصف دین انسان حفظ می شود؛ امروز معلوم می شود از دواج چه باید هایی را متوجه زندگی روز مره  انسان می کند و عدم آن چه نباید هایی را دامن گیر انسان می کند.

 تنها به یک روایت جامع( از وسائل الشیعه، باب مقدمات ازدواج) بسنده می کنیم که حضرت رسول(ص) می فرمایند« من تزوج احرز نصف دینه. کسی که ازدواج کند نصف دین او حفظ شده است» یعنی باید های مادی ومعنوی در زندگی دین مدارانه حفظ شده و می تواند زندگی ایده آلی را در پیش روی فرد قرار داده و سعادت دو جهان را نصیبش نماید.

اجمالی ازآسیب های تمایلات جنسی

         به جهت قطور نشدن کتاب تا زمان چاپ آن، تقریباً به طور اجمال به عمده ترین آسیب ها می پردازیم وآنها که به بنیاد خانواده لتمه جبران نا پذیری وارد می سازند. همان طورکه درگذشته گفته شد، جوانی که زمان اوج و شدت قوای جنسی را دارد تجربه می کند، اگردیر ازدواج صورت بگیرد، به شدت تحت فشار روحی مخرب قرارمی گیرد. و به همین جهت بود که فُرید، دانشمند روانشاس، نظرش این بود که تحمل فشارجنسی سبب اختلال روحی و روانی نسل جوان خواهد شد و برای رفع این مشکل باید نیاز جنسی بلا مانع  وآزاد باشد. این نظریه درکشور های غربی و ارو پایی، چنان جوی ایجاد کرد که اکثرطرفدارآن شدند ولی طولی نکشید که متوجه مفاسد و هرج و مرج اجتماعی و از هم پاشیده شدن کانون گرم خانواده ها شدند؛ لذا درصدد برآمدند، جلوآن را بگیرند ولی دیگرنشد، چو ن به یک معضل اجتماعی تبدیل شده بود که سر انجام جهانی شد و هنوز به گونه ای افسار گسیخته  ادامه دارد!؟.

      جوانان تحت فشار نیروجنسی، ازیک سو عواقب مخرب جسمی و روحی استمناء را نمی دانند و از سوی دیگراگرهم بدانند فشارخواسته های جنسی برای افراد بی تجربه و ناآگاه قابل تحمل نیست، درست مانند فشار روحی کسانی که منجربه خودکشی می گردد. در واقع وقتی به عواقب و تبعات استمناء توجه کنیم، لمس خواهیم کرد این کار، درمیان جوانان یک خودکشی جنسی است و به عبارت دیگرمرگ تدریجی!؟، یعنی وضع روحی وجسمی بدی که این گونه افراد پیدا می کنند و به  هیچ  وجه  درمان قطعی ندارد، یک نوع مرگ تدریجی بلکه بد تر است.گروهی از اینها که به حرام مبتلا و به دار اعدام آویخته می شوند، نیز یک نوع خودکشی است. چرا چون اینها می دانند حکمشان اعدام است، ولی تحمل قوای جنسی درحال فوران همانند کوه آتش فشان اختیار را از دست کسی می برد که عاری از ایمان و تجربه است، در واقع جنس مخالف است که جوان از راه مشروع بوسیله آن آرام می گیرد و عدم آرامش، یک درد کشنده است، نه یک عیش و لذت جسمی  و یا روحی ، در واقع لذت جویی نیست بلکه تسکین دردِ فشار روحی و روانی است. و دغدغه اصلی کتاب همین خطر ویرانکر برای نسل جوان می باشد.

      جریان عاشقان تاریخ را اگر مورد بررسی قرار دهیم بهتر متوجه می شویم چگونه واکنش درونی خواسته جنسی، انسان را به هر جا می کشاند. جریان شیرین و فرهاد، جریان لیلی و مجنون....، جریان یوسف و زلیخا، جریان ابن سیرین...، که می دانید همه برمی گردد به این که، باید گفت فلسفه فشار قوای جنسی،که خداوند ، برای این درد، بهترین دارو و روش درمان را در نظرگرفته وآن همه سفارش به موقع ازدواج کردن را، مورد تأکید جدی قرار داده است. تا بشرآرام گرفته و به  تبعات مخرب آن گرفتار نشده وخود را هلاک نسازد .چون همین وضع بود که جهان را به یک باغ وحش تبدیل کرده است!؟، مانند تجاوز پدر، ناپدری به فرزند، برادر به خواهر، وحتی مادر به فرزند؛ درکشورهای غربی و اروپایی که موارد زیادی ازآنها را  در جای خودش آورده ام.

      در واقع چه باید کرد که به آن مفاسد مبتلا نشویم؟ باید گفت برای جلو گیری از مفاسد، از یک سو تکلیف عالمان دینی بسیار سنگین می شود که وظیفه دارند ازیک سو، با ارشاد راه به موقع ازدواج کردن را هموارکنند و از سوی دیگرنسل جوان را از هر طریق ممکن چنان آگاه سازند که لا اقل به عواقب دنیوی استمناء گرفتار نشوند، به گونه ای توضیح دهند که جوان خیلی راحت ببیند و با همه وجود لمس کند استمناء چه عواقبی را به همراه خواهد داشت؛ و همزمان

ازیک سو والدین در ازدواج فرزندان خود به کوشند و از سوی دیگر از دوران کودکی و دبستان که انسان در اوج شکل گیری و اثر پذیری است. به هر نحو ممکن، عوامل ذیربط  دولت، بچه ها را به این گونه مسائل آگاه وآشنا سازند.

فلسفه محرمات در نگاه اسلام

      باید به این سؤال پاسخ داده شود،آیا هدف اسلام ازحرمت بسیاری از چیزهایی که انسان با آنها سر وکاردارد، صرفاً به خاطرآخرت است، یعنی اگرکسی به حرامی مرتکب شد نتیجه آن را فقط درآخرت خواهد دید یا مسأله بگونه دیگراست؟، درمورد جواب این سؤال سالها دغدغه تحقیقاتی ما می باشد و دراین باره نوشته و یاد داشت های زیادی موجود وعصاره همه یک چیزاست ، وآن اینکه همه دستورات اسلام اعم از واجب ، مستحب، حرام، مکروه و مباح، برای سامان و شکل دادن به هرچیزی است که انسان بطورمستقیم و غیر مستقیم با آنها سر وکاردارد ، و هنگامی که زندگی انسان  بر اساس دستورات اسلام، شکل بگیرد، این همان چیزی است که خدا برای بنده اش مقدر فرموده است وآنگاه شاهد خواهیم بود، علاوه براین که انسان مرتکب نباید هایی بازدارنده  نخواهد شد؛ درباید ها درایده آل ترین آنها سیرکرده و پیش خواهد رفت، که نمونه عینی آن ، انبیاء و اولیاء(ع) و مخلصین می باشند. در واقع زندگی با سعادت آخرت، از همین حالا پایه ریزی و شروع شده که آیات و روایات هم در این باره آمده و تکرار« ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و و فی الاخره حسنه»، بهترین دلیل آن است که آخرت بدون سامان یافتن دنیا ،  هرگز وجود خارجی پیدا نخواهد کرد. 

        این که گفته شد همه دستورات اسلام برای سامان دادن به زندگی در همه ابعاد است؛ تحقیقات جدید نشان می دهد ، باورهای دینی از بیماریهایی، مانند افسردگی، فشارخون،آلزایمر(فراموشی)...، جلوگیری می کند، افراد دارای معنویت درعمل جراحی  راحت  و زود تر بهبودی خود را بدست خواهند آورد، و لذا خداوند در سوره بقره آیه 152 ،در باره آثار دنیوی نماز می فرماید« ای افرادی که ایمان اورده اید ازصبر(و استقامت) و نماز کمک بجویید» این کمک برای شدن دنیوی می باشد، نه اخروی؛ چون آخرت صرفاً برای بودن است. بهداشت روانی از مهم ترین رمز زندگی بشراست و تنها چیزی که می تواند این خواست بشر را فراهم نماید نماز است، که خداوند می فرماید« آگاه باشید که تنها با ذکرخدا دلها آرامش می گیرد. رعد آیه 28»

         بشرذاتاً زیباست و به زیبایی و بهداشت نیاز دارد، تا درمقابل آلاینده های میکروبی ...، در امان باشد،  نماز به وسیله غسل، وضو، نظافت ، پاکیزگی را ،آنهم با رنگ خداییش بما آموزش می دهند، ترتیب...، درنماز، بسیاری ازچیزهایی را که در زندگی روز مره به آنها نیازداریم  به ما یاد می دهند. درنماز، انگشتر فیروزه دردست کردن مستحب است؛ جدیداً درمورد سنگ درمانی کتاب نوشته شده است. یعنی سنگ فیروزه...، درسلامتی اثر بخش خواهد بود. و نیز حرمت پوشیدن طلا از نظر علمی، برای سلامتی مردان به همان اندازه مضر می باشد که برای سلامتی زنان مفید است. و خلاصه ایمان ، تقوا و مطلق سلامتی مادی و معنوی جدای ازهم نمی باشند، لذا خداوند می فرماید « بخورید و بیاشامید ولی اسراف و زیاده روی نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد». قسمت اول کاملاً طبی و مادی، و قسمت دوم کاملاً اخلاقی و معنوی . در همین باره کتابی تحت سعنوان( طب در قرآن) نوشته وآیات را دسته بندی کرده ام. در روایات هم از جمله« النظافه من الایمان»، آمده که قسمت اول  بهداشتی  و مادی و قسمت دوم اعتقادی و معنوی  می باشد. اصلاً جدایی  زندگی مادی و معنوی ازمحالات محض است.

 پس حرمت استمناء به خاطرسلامت جسم  و روح می باشد که بدون آن زندگی ولو درکاخ طلا باشد، مفهوم و لذتی که ندارد، جز درد و رنج  و مصرف قرص خواب آور...، بیش نخواهد بود.

مواد مخدرآفت مخرب

         درمورد بهداشت جنسی آلاینده های زیادی وجود داردکه می طلبد درمقابله با آنها، به طورجدی مراقب بود، ازجمله  مواد مخدراست که انواع واقسامی دارد و درمورد خودش باید بحث شود. ولی آن چیزی که مد نظر می باشد، تنها تأثیرمواد مخدراست که برکلیه سیستم های مهم  بدن وارد می سازد و درمیان همه  سیستم قوای جنسی و بهداشت آن می باشد که باید مورد بحث قرارگیرد. همان طورکه درگذشته بهداشت جنسی توضیح داده شد، هراندزه دچارآسیب شود، به همان اندازه کلیه زوایای سلامتی  و زندگی دچارمشکل خواهد شد، که درگذشته تا حدودی معلوم شد، اگرتنها همین میل جنسی دچار مشکل شود، سلامتی و زندگی و به آن معنای واقعیش وجود خارجی پیدا نخواهد کرد. برای این که معلوم شود مواد مخدرکجا های بدن را مورد حمله مخرب خود قرارداده و مبتلا می سازد دقت فرمایید« مغز، ریه، لوازالمعده، دستگاه گوارش، قلب و عروق، جنین، تخمدان ، استخوان ها، مثانه، کلیه، حنجره. و مواد مخدری مانند تریاک. نیز، مغز، دستگاه گوارش ، بیضه ها ، پوست، ریه و سیستم ایمنی بدن» را در نوردیده و تخریب می نماید!؟، در واقع مواد مخدر علاوه بر



تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 8:27 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

این که خود سیستم گوارش و سیستم قوای جنسی را مورد حمله قرارداده و تخریب می کند، سیستم های دیگر را هم، مورد حمله قرار داده و تخریب می کند که درنتیجه سیستم گوارش و نیروی جنسی تحت تأ ثیردو عارضه (یکی مخرب و دیگری فقدان عوامل نیرو بخش) قرارخواهند گرفت.

       شایان یکی از انواع مواد مخدر حد اقلی سیگار است که در جهان سالی 4000000 ، در ایران سالی 50000 ،راهی گورستان می شوند صرف نظر از بیماری هایی چون سرطان، بیماری قلبی و عروق، کم اشتهایی،آسیب دیدن سیستم های شنیداری، بینایی، گفتاری، تنفسی، عصبی...؛ به همان اندازه هور مون های جنسی، نشاط، عشق و لذت مربوط به میل جنسی کاهش پیدا می کند.

        بعد ازاستقرارحکومت اسلامی که سیاست تهاجم فرهنگی دشمن، اسلام را از راه مواد مخدر مورد  تجاوز قرار داد، و پیش روی سنگربه سنگرخود را مرتب تدارک کرده و می کند؛ در نتیجه، بیش از پنجاه درصد طلاق ها از ناحیه زنانی بوده و هست که شوهرانشان گرفتار اعتیاد شده اند. مواردی را از طریق تلویزیون دردادگاه  دیدیم که زنانی باگریه شرح حال خود را بیان می کردند. باید گفت. همین قوای جنسی که به نظرما چیزی بی اهمیت و حقیراست، اگرنباشد کانون گرم خانواده به سردیی  مبدل خواهد شد که شیرازه کهن ترین خانواده را، از هم جدا می سازد که درگذشته به چند مورد آن اشاره شد. در ایران، ازسه میلیون معتاد، در هرساعت یک نفر راهی گورستان می شود که حد اقل پنجاه درصد آن، خانواده هایی هستند که بی سر پرست می شوند!؟

ایران 75 میلیونی در حال حاضر، 300 هزار یتیم و1000000 میلیون زن بی سرپرست را درخود جای داه است که اکثراً از ناحیه طلاق خانمانسوز می باشد.

عوارض و تبعات استمناء

       عوارضی سبب بیماری می شودند که قهراً تبعاتی را درپی خواهد داشت؛ تبعات به مسائلی گفته می شود که مثلاً سه میلیون معتاد و مانند این نبایدها، متوجه خانواده ها وجامعه می نماید، که به آن مفاسد اجتماعی...، گفته می شود. درمورد عوارض استمناء بطور اجمال بحث شد، دراینجا، به خاطراهمیت امر، لازم است بطورمصداقی بحث را ادامه دهیم چون استمنا از جهات زیادی آسیب می رساند و به همین جهت کتاب نگاشته می شود و در ضمن به موضوعاتی دیگر هم می پر دازیم. در مورد آثار مخرب استمناء از کتاب گناهان کبیره شهید آیت الله دستغیب شیرازی. جلد دوم ص292 ، عین عبارات بدون هیچ دخل تصرفی چنین است.

شیوع استمناء

        « متأسفانه بواسطه مشکلات بی حد وحساب ازدواج و تجرد جوانان بقرار مسموع این مرض خانمان سوز وگناه کبیره شیوع فوق العاده پیدا کرده و دانسته یا ندانسته بسیاری ازجوانان عزیز را با انواع و اقسام بیماری ها مبتلا می سازد صرفنظراز عقوبت های اخروی که دارد وظیفه پدرها و مادرها است که فرزندان خود راآگاه کنند و مواظب جوانان خود باشند و همچنین درمرتبه دوم وظیفه دبیران وآموزگاران تعلیمات دینی و بهداشت است که جوانان را به عواقب وخیم روحی و جسمی این بلیه با خبر سازند.  در اینجا مقداری ازمضرات استمناء را ازکتاب «نا توانی های جنسی» که مجموعه ای از نوشته های متخصصین فن است نقل می کنیم».

مضرات جسمی  و روحی استمناء

       « این عمل مبتلایان را بضعف قوای شهوانی دچار می کند، جبون[ ترس] و بیحال بار می آیند , شهامت و درستی ازآنان سلب می شود چه بسا اشخاصی هستند که در عنفوان جوانی دراثر مبتلا شدن به جلق[ استمناء] چنان دچار ضعف قوای روحی و جسمی می شوند که معتادین بتریاک و شیره در مقابل آنان شیر نری بشمارمی آیند. عمل غیر طبیعی جنسی یعنی استمناء یا جلق از لحاظ روابط نزدیک با حواس پنجگانه دارد در درجه اول درچشم و گوش اثر می گذارد بدین معنی که «دید» چشم را ضعیف کرده و حس سامعه را نیز تا اندازه قابل توجهی از کار می اندازد مبتلایان به جلق مخصوصاً آنهائی که از لحاظ جسمانی ضعیف می باشند غالباً مگسی جلو چشم خود می بینند که بشدت آنها را نا راحت می کند و حتی وقتی چشم های خود را می بندند باز نمی توانند ازآسیب مگس در امان باشند و چون این عمل هر بار چندین دقیقه ادامه پیدا می کند چشمشان سیاهی رفته و دچار سرگیجه می شوند و بزمین می افتند همچنین بطور مداوم صدای ناهنگاری [ مانند صدای آب رود خانه...] درگوش خود احساس می کنند که بسیار ناراحت کننده است علاوه براین ها تحلیل رفتن قوای جسمانی و روحانی، کم شدن خون, پریدگی رنگ, نقصان قوای حافظه , لاغری , ضعف و سستی زیادی از حد, بی اشتهائی, کج خلقی, عصبانیت, دوران سر و هزاران آفت دیگر از بیماری هائی است که گریبان مبتلایان بجلق را خواهد گرفت.

        البته آنهائیکه از لحاظ جسمانی قوی هستند ممکن است قدری دیرتر با این بیماری ها دچار شوند ولی به هرحال عدم ابتلاء با آنها از محالات است و خواه و ناخواه همه باید بچنین مصائبی گرفتار شوند. از بدبختی های مبتلایان بجلق یکی اینست که قوه اراده آنان بکلی مختل می گردد و لذا وقتی بعمل خود پی می برند آنقدر اراده ندارند که به ترک کردن آن اقدام نمایند پس اینکه می گوئیم اسمتناء ازلحاظ روحی نیز قوای انسان را فرسوده می کند بی علت نیست. عمل اسمتناء علاوه بر مضارجسمی از لحاظ جنسی نیز شخص را فرسوده می کند یعنی غدد مترشحه داخلی را از کار می اندازد ازجمله این غدد , غده سازنده منی است که بر اثر جلق رفته رفته کوچک شده و بصورت نخودی در می آید و چون درآن صورت قادر به فعالیت و ساختن منی یا بقول عربها (ماء الحیات) یعنی آب زندگانی نیست شخص مبتلا برای همیشه از لذایذ جنسی محروم می گردد و اگر با این صورت از مردی نیفتاد بطور قطع بصورت دیگر مانند سرعت انزال، کندی انزال، سیلان منی, عدم نعوظ، نعوظ بی دوام و امثال این ها بناتوانی جنسی مبتلا خواهد شد چه بسا دیده یا شنیده شده که جوانان معتاد بجلق در اندک مدتی دچار چنان حالتی گردیده که بجای ادرار خون از آنها خارج می شد.

       باید دانست که اشخاص که با این حالت دچار می شوند ولی در سنین جوانی باشند خطر مرگ در انتظار آنهاست زیرا بدون احساس شوانی و بدون اینکه لذتی ببرند بلا انقطاع منی از آنها دفع می گردد و همین امر باعث می شود که درحین راه رفتن دفعتاً زمین بخورند و از هوش بروند.

       سری به تیمارستان تهران[زمان شاه] بزنید ازهرده نفر دیوانه ای که درآنجا سکونت دارند نه نفر معتاد بجلق می باشند یعنی بر اثر استمناء کارشان بجنون کشیده و به گوشه بیمارستان افتاده اند زیرا عمل مذموم و ناپسند جلق درقوای دماغی تأثیر زیادی دارد و وقتی قوای دماغی شخص مختل شد مسلم است که کارش بدیوانگی خواهد کشید بدون اغراق از هر ده نفر بیمار مسلولی که درآسایشگاه خوابیده اند چهار نفر بعلت ابتلاء به این بیماری خطرناک دچارگردیده اند. اینها ادعا نیست بلکه حقیقتی است که علماء و دانشمندان با ده ها سال تجربه بدرک آن موفق شده اند

       دنیای امروز می گوید: خوب بخور, در هیچ امری افراط نکن, قوی باش تا بیمار نشوی ولی معتادین بجلق  اشتهای خوب خوردن را ندارند و درامورجنسی، آنها از راه غیر طبیعی افراط می کنند نا چار ضعیفند  و چون ضعیف هستند برای ابتلاء بهر نوع بیماری مستعد می باشند. بکرات دیده شده که بعضی از مبتلایان بجلق براثر افراط دراین عمل بیک نوع بیماری بنام جنون استمناء که شباهت زیادی به سادیسم دارد مبتلا می شوند وآن وقت حتی با دیدن سگ و گربه هم بفکر اسمتناء می افتند و بلافاصله مشغول عمل می شوند و چون هیچ مردی حتی پر شهوت ترین اشخاص نمی توانند بیش از پنج یا شش ماه از نیروی جنسی خود آنهم بصورتی که مورد بحث ما است بهره برداری کنند لذا قوای تناسلی آنان بکلی از کار می افتد و یا به وضع دلخراشی به آغوش مرگ پناه می برند. ممکن است بعضی از اشخاص مبتلای بجلق که بعلت قوی الجثه بودن و یا از لحاظ مبتدی بودن در این امر تاکنون بیمار نشده و به مضار عمل نا پسند خود پی نبرده باشند مطالبی را که ما در مضرات جلق نوشتیم اغراق پنداشته و با خود بگویند اگر اینطوراست چرا ما تاکنون با این بیماریها مبتلا نشده ایم؟

      درجواب این عده باید گفت اگرامروز مضارجلق[استمناء] گریبان شما را نگرفته علتش اینست که قوی الجثه هستید و تازه شروع بکارکرده اید والا چندی دیگرخواه ناخواه بسراغ شما نیز خواهد آمد وانگهی ما ادعا نکرده ایم که هرکس یک هفته مبادرت به استمناء کرد تمام بیماریها یکباره او را احاطه خواهند کرد زیرا حالات اندرونی در اشخاص فرق می کند مثلاً ممکن است یک نفر که برای مدتی مبادرت بجلق کرده در وهله اول فقط به سستی اعصاب یا اختلال حس سامعه یا ضعیف شدن حس باصره یا سرگیجه مبتلا شود ولی بعداً سایر بیماری ها یکبه یک به سراغ او بیایند. پس جلق از نظر شرعی و هم از نظر عرفی و بطور خلاصه من جمیع الجهات حرام و ناپسند است...»:

      شما ببینید عدم رعایت یکی دستور از دستورات اسلام، در ازدواج به موقع چه ها که نمی کند، که جوانان مبتلا به استمناء را، برای همیشه از داشتن یک زندگی طبیعی ...، محروم می سازد،که باید گفت والدین و کسانی دیگر، روزی  باید پاسخگو باشند، چرا؟!، چون فرزندان ما، همه باید ها و نباید ها را از ما وکسانی یاد می گیرند که برای آنها جلب توجه می کند. لذا این موقعیت فرصت مناسبی است که  ازهمین حالا هرچه را در زندگی آینده آنها لازم است بدانند؛ هم خودمان عامل به آنها باشیم و هم بیاموزیم، چون ازحقوق مسلم فرزندان و ادای واجب است، همان گونه که نماز برما واجب می باشد. در مورد حق فرزندان وکلاً حقوق دیگران برما روایات زیاد وگونا گونی وارد شده که وقت ذکرآنها نیست.

        وقتی عوارض و تبعات استمناء را مورد دقت قراردهیم، بهتر معلوم خواهد شد، از واجب هم با اهمیت تراست ،چون انجام امر واجب برای کسب ارزش های عبادی می باشد، ولی کاری که از مسأله خانمان سوز استمناء جلوگیری کند، از واجب هم فرا تر و جلو گیری از تلفات و هلاکت های انسانی است که اگرکوتاهی شود، مصداق این حدیث است که می فرماید« کسی که صبح کند و به امور مردم همت نگمارد، چنین کسی مسلمان نیست : کافی ج3 ص 240 ، امام صادق(ع)» آنهم امرمهم ار تکاب به حرام و عواقب بسیارخامنان سوزآن که یکی از عوامل مهم طلاق...است!؟، درمورد تبعات این بیماری لازم است به چند نمونه آن اشاره شود. ازجمله. آقایی که از اطلاعات ما آگاه بود. با اظهار نگرانی گفت: سوء هاضمه دارم چه کنم؟، گفتم: کی تا حالا؟، گفت: زیاد است.گفتم عللی دارد و یکی از آنها استمناء در دوران جوانی است. گفت: درجوانی زیاد اسمتناء کرده است.آقای دیگری را سراغ دارم که جداً از سؤ تغذیه و تبعات آن رنج می برد. خودش گفت.آرزو دارم  طعم شیرین گرسنگی را بچشم ولی می ترسم به این آرزو نرسم. غیر از اینها ، افراد مبتلا به سرعت انزال، مواردی را داشتیم که دستورات غذایی و رفتاری به آنها داده شده ولی به وضع طبیعی باز نخواهد گشت!.

        آقای دیگری که با خانمش همیشه درگیرند و از شهرستان گاهی زنگ می زند، خودش گفت: کسی درجوانی گولم زد و مدت زیادی مرتکب آن شدم. ایشان هم مشکل زود انزالی دارند و هم مشکل افت قوای جنسی که برای جنس مخالف واقعًا جواب گو نیست و دعوا هم عمدتاً ، روی همین امر است!؟، باز تکرارکنم این خاطرات تلخ کسانی است که بر اثرنا آگاهی قربانی استمناء شده اند،که وظیفه عالمان دینی ، والدین  و دولت را بی نهایت سنگین وخطیر می نماید. و باید اضافه کنم همه مسؤولان این امر اگرانجام  وظیفه کنند  مصداق قسمت دوم،  و اگر انجام  وظیفه  نکنند، قطعاً مصداق قسمت اول آیه 32، از سوره مائده می باشند که می فرماید«  هرکس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گوی همه انسان ها را کشته ؛ و هرکس انسانی



تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 8:25 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

  را از مرگ( روحی و معنوی...) رهایی بخشد چنان است، که گویی همه مردم را زنده کرده است»  یعنی آگاه نمودن نسل جوان  و نجات از هلاکت خواسته جنسی بی رحم ویرانگر، واجب است.

علت اصلی چیست؟

      صرف نظر ازاستمناء و مانند آن، که عملی است صد درصد حرام. این پرسش وجود دارد، چیزی که باعث پیدایش این همه بیماری می شود چیست؟!، چون می توان گفت انزال منی چه از راه حرام  باشد و یا حلال، منی انزال می شود ولی چرا در مشروع آن حتی اثرمفید روحی وجسمی وجود دارد، ولی درحرام آن خیر؟!، درجواب باید گفت: هرچیزی روی قاعده تناسب وسنخیت  و ساخته شده است. مثلاًُ  ُشش و  راه نفس برای جذب هو است، ولی وقتی یک ذره آب و یا غذا وارد آن شود، شما به بینید دستگاه خود کار و اتوماتیک، چه کارمی کند؛ خداوند تناسب و سنخیتی میان وضع روحی وجسمی و سیستم های عصبی...، عمل کننده برای ارضاع خواسته های جنسی در مرد و زن قرار داده که هیچ جا قرار نداده است؛ باز هم تمام نیست و به یک پروانه کسب هم نیاز است وآن عقد از روی روال طبیعی و رضایت طرفین و از همه مهم تر، براساس دستور شرع نیز باشد،  نه خود سر و همین که رضایت طرفین حاصل شد، مرد و زن بهم حلال شوند ، چون اگر همین شرط نباشد، تناسب تنها کافی نیست، امضاء ، مهر و اجازه هم باید باشد . ولذا افراد زنا کار هم به نوعی دیگراز بیماری های  روحی...، مبتلا و تبعاتی را به همراه خواهد داشت از جمله ترس و دلهره، عذاب  و جدان، و این ترس احتمالی که نکند کسی به محارم خود او چنین نظری داشته باشد، و این گونه دغدغه های آزاردهنده، سراز نوعی بیماری جسمی نیز درخواهد آورد؛ همان گونه که بیماری جسمی سبب نگرانی...، می شود. و درمواردی اعدام و مقابله به مثل، عمدی یا اتفاقی دیده شده است؛  مانند ، جوان درکمین نشسته با جوانان دیگر، درشهر...، وقتی ناگهان متوجه می شودآدم  ربایان( چون نمی دانسته اند) زنی را که ربوده وآورده اند، مادرش است!؟، به نظرشما، خوب است این جوان چه حالی پیدا کرده و دست به چه اقداماتی زده باشد؟!، بعداً چه وضع روحی پیدا کرده و این خاطره تلخ وحسرت سوزان تا آخر عمر با او چه می کند؟!، و پیام این حادثه برای هر کس و جوانان چیست؟!، و این است که زنگ خطراسلام مرتب به گوش می رسد!؟، برخی از جوانان در حالی دنبال خواهر فلان جوان هستند که جوانی هم دنبال خواهر خودشان است. این قبیل اتفاقات زیاد است؛ آقا دنبال زن کسی است، و کسی هم دنبال زن خودش که اگر درهمان لحظه متوجه شود معلوم است چه خواهدکرد ولی می گویند (تیری که به همسایه می خورد به جوال پنبه ای است)!؟

      درمورد اینکه عمل زنا هم انسان را، به مشکلاتی روحی وحتی جسمی  مبتلا می سازد و تنها تبعات فردی و اجتماعی آن نیست. شما فرض کنید قبل از اینکه عمل زنا در مخلیه فرد آمده باشد، در همین حال خون او را ازمایش کنند، زمان عزم به زنا در وقت و بعد از عمل زنا هم خون او را ازمایش کنند. با توجه به این که  با  پیشرفت علم،  به وسیله آزمایش، جنایت و حتی  نوع جنایت را، ازخون فرد معلوم می سازند، خون زنا کاربا  خون قبل از زناکاریش یکسان است؟، از نظر وضع روحی، جسمی، خواب، خوراک، روحیه نشاط یک سان است ؟!، ابداً. اصولا افراد زنا کارعمری کوتاه و زندگی همراه با صد ها نباید روحی وجسمی خواهند داشت؛ آرامش، نشاط، همه ازآنها سلب خواهد شد؛ عجیب این که این سم کشنده اخلاقی، درخون مانند سم ناشی از بیماری وحتی سم ناشی ازعصبانیت نیست که به وسیله یک سری ازغذا ها و یا دیگر امور رفتاری و نیز بقیه هم به وسیله کلیه ها دفع شود!؟، و همین است که زنا باعث کوتاهی عمر و دیکر عوارض روحی وجسمی در زنا کار می شود. و تنها دریک صورت این سم کشنده و این بیماری اخلاقی برطرف می شود ؛ وآن توبه است. یعنی بعد از توبه واقعی اگرخون این فرد آزمایش شود اصلاً با خون اولش قابل  مقایسه نیست. خواب، خوراک، نشاط روحی ... او با اول یک سان نخواهد بود. و لذا باید توجه کرد همه دستورات اسلام، برای سلامت روحی و جسمی انسان در همین زندگی دنیا است؛ و همین سلامتی اولین گام  ورود در بهشتی است که یک سرآن دردنیا می باشد که، مرتب درنماز می خوانیم« ربنا آتنا فی الدیا حسنه وفی الاخرت حسنه».آیات و روایات زیادی درهمین باره ما را متوجه این واقعیت می سازد که، بهشت و جهنم هرکس از همین دنیا وحتی از زمان انعقاد نطفه، شروع می شود که ازکلام حضرت رسول (ص)،  معلوم می شود « السعید من سعد فی بطن امه والشقی من شقی فی بطن امه. افراد خوش عاقبت از رحم مادر خوش عاقبتند و افراد بد عاقبت از رحم مادر بد عاقبتند. نهج الفصاحه ص 375»

نگاه جامع اسلام و میل جنسی

        ما قبلاً در مورد اهمیت و نقش توان جنسی درسلامتی ، کلاً زندگی و مضرات استمناء...، تا حدودی بحث کردیم . دراینجا لازم است توجه داشته باشیم، اسلام  با آن دید و نگاه جامعی که دارد همه باید هایی را در هر امری که لازم  و یا نباید هایی  را که مضرند، حتی کوچک ترین آنها را مورد عنایت قرارداده و دستورات لازم را ارائه داده و در هیچ چیزی بشر را بلا تکلیف ُرها نساخته و نمی سازد. ازجمله مقاربت و هم بستر شدن، یک دستورکلی دارد و می فرماید« درحال قاعدگی از زنان کناره گیری کنید و با آنها نزدیکی نکنید تا پاک شوند و هنگامی که پاک شدند از طریقی که خدا به شما فرمان داده با آنها آمیزش کنید ...: بقره آیه 222 » منظور همین چند جمله آخر می باشد که آمیزش مشروع هم از هر نظر باید طبق دستور باشد، نه هرج و مرج ؛که جزئیات را روایات معین می نمایند.

       قبلاً درمورد استمناء و مضرات آن و عمل زنا  دید گاه اسلام در مجموع مورد، بررسی قرارگرفت، ولی بهداشت جنسی تنها جاهایی که از محرمات شمرده می شود محدود نمی شود بلکه بهداشت جنسی در همه جا مورد توجه اسلام است. از باب نمونه ، مثل روزه که اسلام می فرماید در روزهای این ماه مبارک رمضان ، از مال حلال خودتان هم باید پرهیزکنید؛ یعنی غذا خوردن و هم بسترشدن، در روز وارد مقوله نباید های غذایی ...، می شود. لذا برای مقاربت های مشروع هم باید آن گونه که از طرف شارع تعریف شده عمل شود و الا همان عوارض و تبعاتی را که استمناء به گونه دیگردرپی دارد، عدم رعایت آنچه اسلام در مشروع آن گفته، به گونه دیگر در پی خواهد داشت که در این قسمت به باید ها و نباید هایی که درقالب روایت آمده خواهیم  پرداخت.  

بهداشت جنسی درنگاه روایات

         قبل ازذکر روایاتی لازم است توجه کنیم ، یکی از عوامل بسیار مهم بیماری های وراثتی و مادر زادی عدم  رعایت دستوراتی است که اسلام درمورد آمیزش های جنسی  و مقاربت ها دارد که خود بیماری ها را ، محصول عوارض و مشکلاتی را که این معلولیت ها دامنگیر فرد و جامعه می نماید، تبعات عدم رعایت دستورات اسلام در بهداشت جنسی می دانیم . سال 1386 ، که برای تحقیق در مورد بیماریهای وراثتی درآسایشگاه سالمندان و معلولین خیریه بقیه الله

قم کارخود را شروع و با بسیاری از معلولین مصاحبه کردم، اکثر معلولین مادر زادی و وراثتی بودند. به قول دکترغلامرضا نور زاده درکتاب (مشاوره ژنتیک) بیش از شش میلیون معلول داریم!؟، که حد اقل سی درصد از ناحیه آمیزش های غیر اصولی می باشد که درکتاب حلیه المتقین ص66 آمده است. گفته هایی ازمعصومین (ع) و سفارشاتی ازحضرت رسول (ص) به حضرت علی (ع) در این کتاب آمده است. به جهت این که مطالب زیاد و بعضی از عبارات روان نیست ، لذا با تصرفاتی دراین خصوص و این که گزینشی باشد مطالب مورد اهمیت را می آوریم.

       (امام صادق (ع) می فرمایند« در اول و میان ماه وآخر ماه جماع نکنید که باعث سقط جنین می شود و این که ممکن است طفل دیوانه و یا به بیماری صرع مبتلا شود»، حضرت رسول (ص) می فرمایند« اگرکسی درحال حیض با همسرخود جماع کند فرزند او به بیماری خوره و یا پیسی مبتلا می شود»، و نیزامام صادق (ع) فرمود « دشمن ما کسی نیست مگراین که ولد زنا باشد...»، نیز ازحضرت است« در وقت جماع صحبت نکنید که بیم آن می رود اگر فرزندی متولد شود لال باشد و در وقت مقاربت به آلت زن نگاه نکنید که امکان دارد بچه کور بدنیا بیاید»، البته صحبت اگر به جهت عشق بازی و تحریک قوای جنسی باشد, اشکال که ندارد هیچ، حتی یکی از ضروریات مقاربت، بازی, عشوه و بیان جملات تحریک کننده قوای جنسی است. که جلو بسیاری از نباید های جنسی،  روحی وحتی جسمی را خواهد گرفت که یکی از نباید  های آن افت میل  جنسی مرد یا زن و یا هردو است که در موارد زیادی منجر به درگیری خانوادگی وگاهی سر از طلاق در می آروز.

       امام صادق(ع) می فرمایند « مرد  اگر درحالی که کسی درخانه بیداراست با زن خود جماع کند، بیم آن می رود که فرزند زناکار شود»، حضرت رسول (ص) می فرمایند « به حق خداوندی که جانم در قبقه قدرت اوست اگرکسی درخانه ای جماع کند که کسی او را ببیند یا نفس و حرکت او را متوجه شود فرزندی که متولد شود رستگار نبوده و زناکار می شود»

 زنگ خطر و سلامت نسل بشر

         سفارش حضرت رسول (ص) به علی (ع) نوعی ، در واقع خطاب حضرت به بشر و به این نکته مهم  توجه  جدی دارد که، دربیان این قبیل مسائل حیاتی، شرم  وحیا معنا ندارد؛ و والدین و عالمان دینی باید نسل جوان را آگاه و روشن سازند، تا روزی عده ای از این طریق مبتلا به بیماری های خانمان سوز، و نیزگرفتاردرگیری های خانوادگی و طلاق ...، نشوند. در حدیثی آمده« لا حیاء فی الدین: دردین حیا نیست» چون گفتن مسائل جنسی با سلامتی  و جان انسان، به خصوص نسل جوان بی تجربه سر وکار دارد؛ حیا یعنی چه؟! و چرا؟!

         به هرصورت حضرت رسول(ص) خطاب به علی(ع) می فرمایند« یاعلی جماع مکن با زن خود دراول ماه و میان ماه که دیوانگی وخوره وخبط دماغ به آن زن و فرزندانش راه می یابد. یا علی جماع مکن بعد ازجماع اول [بدون غسل] که اگر فرزندی بهم رسد احول خواهد بود. یا علی به شهوت وخواهش زن دیگری با زن خود جماع مکن که اگر فرزندی بهم رسد خنثا یا دیوانه باشد. « یا علی درشب عید فطرجماع مکن که اگر فرزندی بوجود بیاید، شر بسیاراز او ظاهرمی شود. یا علی درشب عید قربان جماع مکن که اگر فرزندی بهم رسد شش انگشت یا چهار انگشت دردست داشته باشد. یا علی در زیردرخت میوه دارجماع مکن که اگر فرزندی بهم رسد جلاد و کشنده مردم و یا رئیس و سرکرده ظلم باشد. یا علی در برابرآفتاب جماع مکن مگرآنکه پرده بیاویزی که اگر فرزندی بوجود آید همیشه در بد حالی و پریشانی باشد تا بمیرد. یا علی در میان اذان و اقامه جماع مکن که اگر فرزندی بوجود آید گستاخ و جری باشد درخون ریزی. یا علی چون زنت حامله شود بی وضو با او جماع مکن که اگرچنین کنی فرزندی که بهم رسد کوردل و بخیل باشد» البته این طورنیست که تنها یک عامل باعث چنین  وضعی درفرزند شود. ولی این گونه کوتاهی ها از ایده آل متولد شدن فرزند می کاهد. و اگرعوامل سوء اخلاقی هم مزید برعلت شود، تأثیر این قبیل کمبود ها قطعاً دوچندان خواهدشد.« یا علی درشب نیمه شعبان جماع مکن که اگر فرزندی حاصل شود شوم و در صورتش نشان سیاهی باشد. یا علی در روزآخرماه شعبان جماع مکن که اگر فرزندی بهم رسد یاورظالمان باشد و هلاک بسیاری از مردم به دست او خواهد بود. یا علی برپشت بام جماع مکن که اگر فرزندی بهم رسد منافق و ریا کار و بدعت گذار باشد. یا علی چون به سفری بروی درآنشب که می روی جماع مکن که اگر فرزندی بوجود آید مالش را بنا حق صرف کند.یاعلی درشب دوشنبه  جماع کن که اگر فرزندی بهم رسد حافظ قرآن و راضی به تقدیرخدا باشد. یا علی اگردرشب سه شنبه جماع کنی و فرزندی بهم رسد، سعادت اسلام نصیبش شود ، دهانش خوشبو و دلش رحیم و دستش دست جوانمرد و زبانش از غیبت و بهتان پاک باشد. یا علی



تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 8:23 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

اگرجماع کنی درشب پنجشنبه و فرزندی بهم رسد حاکمی ازحکام شریعت یا عالمی از علماء باشد و اگر در روز پنجشنبه وقتی که آفتاب در میان آسمان باشد بازن خود نزدیکی کنی و فرزندی بهم رسد، شیطان نزدیک او نشود تا پیر شود و خدا او را سلامتی دردنیا و دین نصیب کند. یا علی اگرجماع کنی در شب جمعه و فرزندی بهم رسد. خطیب و سخنگو باشد و اگرجماع کنی در شب جمعه بعد از نماز خفتن[حدود نیمه شب] امید هست آن فرزند از ابدال باشد یا علی در ساعت اول شب جماع مکن که اگرفرزندی بهم رسد ایمن نیستی که ساحر باشد و دنیا را برآخرت اختیار نماید یا علی این وصیت را از من بیاموز چنانچه از جبرئیل آموختم»

          البته درمورد باید ها ، توجه به این نکته لازم است. این طور نیست که اگرآدمی فاسد، ظالم...، در شب جمعه...،آمیزش کرد حتمًا، فرزندی قابل تعریف از او متولد شود. ولی درمورد نباید ها فرقی ندارد فرد مؤمن باشد یا فاسق...، همین که در وقت ها وجا های که نهی شده، مقاربت صورت بگیرد، بدون استثنا آن اثر منفی را خواهد داشت. با توجه به این که، هرجا علل و عوامل متعدد و یا شدید، تر و یا کمتر و سبک تر باشد، تأثیر عمل، به همان اندازه خواهد بود. و به هرصورت خیلی باید رعایت کرد که لا اقل انسان ارزش هایی را مفت و بدون جهت ازدست ندهد بلکه بکوشد هرچند فرزندی که دارد، همه نخبه، دوست داشتنی، مایه افتخار، سربلندی، خرسندی، عاقبت به خیری و وسیله ذکرخیر برای والدین باشند؛ که آرزوی صد درصد همه والدین می باشد، که رسیدن به این آرزو نه محال است و نه مشکل و فقط دقت می خواهد و عمل، نه صرف پناه برخد ای تنها، و نه  درو کردن بدون کاشت...!؟

فلسفه آثار باید ها و نبایدها

        لازم است روایات فوق مورد بحث و بررسی قرارگیرد و طی کار های پژوهشی روشنگر و روان، نتیجه حاصله، مورد توجه قرارگیرد، چرا اسلام برای هم بسترشدن هایی وقتی تعیین فرموده است؟، وآیا این دستورات صرفاً شرعی و یا این که دارای جهتی علمی می باشند؟، که ضرورت دارد هرکسی دلیل این ها را بداند. این باید ها و نباید های  مقاربتی ، واقعیتی هستند مانند سایردستورات اسلام که با پیشرفت علم ، بشردارد به آنها می رسد. از جمله، چرا اسلام گفته ، مستحب است قبل از غذا دست ها شسته شود، که  پس از قرن ها، درعلم میکروب شناسی معلوم شد سرانگشتان دست از هرجای بدن بیشتر میکروب را جذب می کند و این می شود ، دستور شرعی و علمی چون میکروب شناسی چیزی از دستورات اسلام نیست که بر اساس علم نباشد.

بررسی نکاتی پیرامون روایات

         درمورد این که چرا اسلام تا این حد در مورد تعیین وقت برای مقاربت دقت نموده، به جهت این است که در نظام هستی هرچیزی ولوآنچه به چشم دیده نمی شود، برای انجام و مسیرآن از نظر زمان و مکان وقت وجایگاهی متناسب وضع شده است. که به آن نظم و نیز عدالت گفته می شود، یعنی هرچیزی را به جای خود  قراردادن، و این به خاطر دو جهت می باشد: یکی بدست آمدن باید های مورد نیاز و دوم جلو گیری از نباید هایی که مانع تحقق و یا سبب نابودی باید ها می شود که در موضوع بهداشت جنسی؛ داشتن فرزندانی سالم و ایده آل و جلو گیری از نباید هایی مانند معلولیت ها و ناقص الخلقه ها می باشد، که از نظر علمی و انسان شناسی، دارای نکات بسیاردقیق وحساسی می باشد، که وقتی مورد بررسی قرارگیرد خواهیم دید واقعیت هایی نهفته اند، مانند سایر دستورات اسلام که امروزه با پیشرفت علم، یکی پس از دیگری، بشردارد به آن ها می رسد که، اسلام در1500، اندی سال پیش گفته است. لذا برای همبستر شدن وقت معین کردن، بدان جهت است که شرایط زمان این اثر را روی مجموعه بدن و احساسات  انسان اعمال می کند که، بد نیست دراین جا به چند مورد دستورات فوق اشاره ای داشته باشیم  شاید قدری  اسرار روایات روشن شود

       1):تأثیر خورشید: درکتاب رفتاردرمانی اول، درمورد خورشید درمانی و فواید آن، بیش از پنج صفحه توضیح داده ام؛ ولی همین خورشید درجایی دیگری می تواند بیماری زا باشد. درکتاب بهداشت کاراز مهندس پریوش حلم سرشت و...، صفحه50 در مورد مضرات اشعه ماورای بنفش خورشید بحث می کند که درمیان کشاورزان ایجاد بیماری، ازجمله سرطان پوست می نماید. گرما زدگی های تابستان که درمواردی منجربه مرگ می شود، درکتاب مذکورچنین آمده است« جهت پیشگیری از ناراحتی پوست بایستی از تابش مستمرآفتاب به خصوص درکنار دریا و یا ارتفاعات که مقدار بیشتری اشعه ماوراء بنفش به زمین میرسد ...، و یا استفاده از سایه بانها جلوگیری نمود...». درمورد نهی از مقاربت درنورمستقیم خورشیدکه بدن درحال تحریکات عصبی لازم،  برای انزال کامل و به طورطبیعی منی می باشد، مقاربت باید در شرایط آرام و طبیعی و بدون دخالت هرچیزی قرار داشته باشد؛ به خصوص درحال انزال وانعقاد نطفه در رحم که بسیارحساس و همه سیستم های بدن  و زیر مجموعه های ریز و درشت آنها درشرایط آسیب پذیری قراردارند، اشعه ما ورای بنفش خورشید اثرخود را خواهد گذاشت و جنین را دچار مشکل کرده و همین بستری می شود برای این که باکمک عوامل دیگر، بستر موجود، منجر به نقص جزئی و یاکلی درجنین شود و لذا می فرماید « اگرحایلی جلو نور مستقیم خورشید نباشد ممکن است این مشکل رخ دهد». بنا براین، غیرازاین، چیز دیگری درمورد خورشید( با آن همه اثرات مثبتش) متصور نیست که البته این گونه مسائل عمیق و پیچیده به یک بحث علمی ، پژوهشی وسیع و گروهی نیاز دارد.

      2): شرایط طبیعی: درکتاب نا باروری و پسرشدن جنین توضیح داده ام، برای این که منی به طورطبیعی انزال شود، لازم است هیچ گونه نا امنی، ترس، دلهره، خستگی، عصبانیت، بی میلی، خواب آلودگی...، اصلاً وجود نداشته باشد. چون درغیراین صورت، اگرنا امنی...، تکرارشود نتنها نطفه و جنین، بلکه حتی خود سیستم قوای جنسی دچار مشکل جدی خواهد شد!؟، حدود د روز پیش آقایی که دچارمشکل جدی شده بود، این جا آمدند، وقتی ریشه یابی کردم معلوم شد، زنی را که صیقه کرده بوده، هم خیلی ترس و دلهره داشته که خانمش نفهمد و هم اینکه ، مقاربت با عجله و شتاب صورت گرفته بوده است. خودش گفت: الان کاملاً وضعم بد شده و بی میلم!؟، به اثبات رسیده فرد عصبانی آبی را که دارد می نوشد عصبانیت باعث می شود ملکول های آب را به طورکلی تغییردهد!؟، به همین جهت است که اسلام در باره منع از عصبانیت به شدت تأکید می کند. بنا براین، ترس و دلهره...، اثری خواهد داشت که سیستم قوای جنسی درآن شرایط، حالت طبیعی خود را به طورکلی از دست داده  و سیستم های هورمونی و عصبی ...، همان وضع را پیدا خواهندکرد که آب درمقابل عصبانیت  پیدا می کند. و این نوع آسیب هاست که جاهای دیگر هم مشکل ایجاد می کند مثلاً آسیب جنین که بچه نابینا متولد می شود، با بچه ای که خون خوار...، و یا نخبه متولد می شوند متفاوت است. ببینید نا آرامی...، با وضع طبیعی قوای جنسی چه می کند، تاچه رسد شرایط بسیارحساس انعقاد نطفه، درحالی که می ترسد کسی که در منزل خواب است بفهمد، و به همین خاطر امنیت وآرامش می باشد که درحدیث آمده است، عروسی درشب  و یا مقاربت بعد

از نصف شب باشد که هم شکم پرنیست و هم دیگر ترس، این که نکند کسی زنگ بزند، بیدار باشد...، منتفی است. مسأله نیمه ماه...، هم وضعی شبیه همین ها دارد که که مجال بررسی آنها نیست. البته به نظر می رسد که حتی ضرورت دارد کتابی مستقل فقط درباره همین سفارشات حضرت رسول (ص) به علی(ع) نوشته شود و دانشمندانی که دلشان برای بشرمی سوزد، تحقیقات وسیعی در مورد گفته های پیامبر(ص) انجام داده و نتایج آن را دراختیار بشر قراردهند تا دیگر شاهد این همه معلول وناقص الخلقه نباشیم!؟، که قبلاً گفته شد، وجود بیش از شش میلیون معلول درکشور هفتاد میلیونی واقعاً تأسف آوراست، طیف عظیمی ازجامعه علاوه برخارج شدنش ازچرخه تولید، موقعیت تخصصی...، آن همه مشکلات اقتصادی...، را متوجه دولت وخود مردم کرده و تبعات دیگر روحی و روانی خانواده ها...!؟ که همه را درکتاب « بیماری های وراثتی ومادر زادی» توضیح داده ام و این کتاب حاصل یک سال تحقیق درمورد معلولین، از نزدیک و مصاحبه با آنها درآسایشگاه معلولین و سالمندان خیریه بقیه الله قم است که قبلاً بدان اشاره شد.

نمونه ای از ناقص الخلقه ها

          برای این که تا حدودی متوجه شویم عدم رعایت بهداشت جنسی چه می کند، عکس هایی را که از مجله فرهنگی بهمن 1382 شماره 4 ، گزارش استثنایی از موزه ای درخارج، که در پیش رو دارم، شکل ناقص الخلقه هایی  بدین قرار می باشد: مردی با چهارچشم بر روی هم و بینی ممتد. خانمی با بینی به شکل خرطوم.  مردی با یک چشم در با لای بینی و ابرو ها به صورت دو بال پرنده به طرف بالا. پسر بچه ای با سه چشم که یکی ازآنها میان دو بینِی به صورت لوله مار پیچی، منتهی به سوراخی خرطومی شکل. مردی با دو سر بر روی هم نهاده و با چهار چشم و دو بینی مجزا ولی طبیعی. خانمی با چهار پا از لگن به پایین. مردی که دو صورت کامل به طرف پشت سر وجلو رو دارد: و چند نمونه دیگر و دو کودک پسر از ایران که قیافه بدی دارند، جلب توجه می کنند. استمناء و عمل زنا که هردو حرام و از زشت ترین رفتار انسان می باشند را، با نتیجه هم بستر شدن مشروع مقایسه کنید، تا متوجه شویم چرا آن همه روایت آن هم با آن همه تأکید در مورد وقت و زمان مقاربت ، به صورت باید ها و نباید ها آمده است؟!، و از این مقایسه پی ببریم همه این خوبی ها و بدی ها صرفاً نتیجه عملکرد خود بشراست و بس!؟، خلاصه اینهاست که ما را متوجه می نماید، که تنها دین اسلام، دین تأمین کننده، سالم  زیستن  و زندگی سعادت مندانه هر دو عالم می باشد.

چه باید کرد و چگونه؟

         برای حل مشکل چه راه کارهایی وجود دارد؟، چه کار باید کرد که انسان با دست خویش خود را دردریا ی نا خواسته های زیانبار غرق نسازد؟، درجواب این سؤالات باید گفت. خداوند نه کارعبس می کند و نه ناتوان از هرچه هست که لازم است انجام دهد. درسوره (والتین) پس از چندین سوگند، می فرماید« لقد خلقنا الانسان فی احسن التقویم: انسان را در بهترین صورت بیافریدیم» منظوراز«...احسن التقویم» این است که بشر برای شدن، به هرچیزی نیازداشته باشد خداوند درخودش به او ارزانی داشته است، وحدیثی مطلب را روشن تر می نماید «دوائک فیک ودائک منک: دوای درد تو درخودت، ولی بیماریت ازخودت می باشد» منظور« دوائک فیک » است، یعنی هرچه انسان بخواهد و نیاز داشته باشد در وجودش موجود است مانند عقل , شعور, تفکر...، و نیز برای شدن خداوند درچندین آیه می فرماید « سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض...: مسخر و رام شما ساختیم آنچه درآسمان ها و زمین است[1]»  چگونه عمل کردن ، یعنی با ساز وکاری حرکت کنیم که ما را درست به هدف برساند. که حضرت رسول (ص) می فرمایند « من ازآنچه نمی دانید نمی ترسم ولی بنگرید آنچه را انجام می دهید چگونه انجام می دهید». که مفهوم آن این می شود یعنی می ترسم ، براثر نا آگاهی  و ند اشتن ساز وکار لازم  به نتیجه مطلوب نرسید، زیاد شده که فرد واقعاً دلسوز است ولی چون خوب را از بد را نمی تواند تمیز دهد دچار اشتباه  می شود. ودریک کلام همه مشکلات بشراز مقوله چگونه عمل


[1] حج. آیه 65



تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 8:19 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

کرد نی است که حصرت رسول(ص) ازآن می ترسد؛ چون تمام جنگ های خونین...، بشرحاصل آن است و بس. هیچ والدینی دوست ندارند بچه ناقصی داشته باشد ولی جهل آنها کار را خراب می کند!؟

اول وظیفه والدین

         شکل گیری هرانسانی از انعقاد نطفه، شروع  می شود و مرحله نهایی شکل گیری تا پایان دوران نوجوانی می باشد. دوران شکل گیری جنینی و رشد بعد از تولد تا بلوغ هرچه هست، نقاشی این تابلو، ازجوهرفکری و به وسیله قلم کرداری و رفتاری والدین است؛ والدینی که در بهداشت جنسی اخلاقی ...، وضع خوب و ایده آلی داشته اند، از منظرانسان شناسی...، بچه ها هم همان گونه خواهند بود که دراین باره بیش از صدها آیه وحدیث داریم و تنها به یک حدیث اکتفا می کنیم که هر بلایی باید برسرانسان بیاید و یا هرسعادتی نصیب اوگردد، از رحم مادرخواهد بود و بعد ازآن اگردیوار بنا کج باشد دیگرگذشته و هرچه خرج دیوارکج شود همان است که خرج امثال ابوجهل های آن  زمان و این زمان شده و می شود. ولذا حضرت رسول (ص) خبرمی دهد که ما روزی نتوانیم بگوییم ندانستیم « السعید من سعد فی بطن امه والشقی من شقی فی بطن امه: هرخوشبختی از رحم مادرخوشبخت شده و هر بد عاقبتی از رحم مادر بد بخت( وگمراه) شده است: نهج الفصاحه ص 375». در واقع وظیفه والدین به همان اندازه خطیر و سنگین است که خداوند، پاداش عظیم داشتن فرزندانی  برای آن قرار داده است و می فرماید« و بدانید اموال واولاد شما وسیله ازمایش است (و برای کسانی که از عهده آزمایش برآیند)، پاداشی عظیم است. انفال آیه 28». این که والدین مصداقاً چه کار باید بکنند  درقسمت های بعدی معلوم می شود.

دوم: وظیفه عالمان دینی

          درمیان بیش از شش میلیارد جمعیت جهان، تنها عالمان دینی هستند که به عنوان رسالتی فرا گیرعهده دار هدایت و تعیین کننده خط و مشی هامی باشند، که با یک ساز وکارنوین می توانند همه خانواده ها را تحت برنامه های  هدفمند وجهت دهنده خود قرار داده و حتی برای امورفردی مردم تعیین تکلیف کنند؛ و با همکاری دولت این رسالت را به صورت یک فرهنگی ماند گار، پایه گذاری کنند تا دیگر شاهد نباید هایی نباشیم که خلأ هایی نا خواسته سبب آن شده اند. حال در مورد این که چه باید کرد به مواردی از راه کارها اشاره می شود.

     1): پیشگیری:  در اصطلا ح طبی،صرف یک ریال در امر پیشگیری ، بر ا بر است با صد ریال است در درمان. لذا چه خوب است حتی قبل از انعقاد نطفه، اقدام شود، چون همانطورکه قبلاً گفته شد، پس از انعقاد نطفه هرچه باید بشود شده است ، این موضوع را کلام گهر بارحضرت رسول مورد تأیید قرارمی دهد که از امروز باید فکر فردا بود، اقدام قبل ازانعقاد نطفه این است که قبل از تقاضای جوان برای ازدواج، همه مسائل توسط والدین به گونه ای، توسط عالمان دینی به شکلی نوین و به وسیله عوامل دولتی...، با روش دیگر و هماهنگ، نسل جوان  به هر بایدی برای شدن، و سلامت در زندگی روز مره مجهز باشد.  به هرصورت، رسیدن به هدف، محال نیست. ولی مهم شروع کار بر اساس یک حرکت جمعی با ساز وکار کاملاً کار شناسی شدهِ طرحی مدون باید صورت بگیرد.

     2): روش تربیت...: عالمان دینی به دو گونه می توانند عمل کنند، یکی طرح و راه کار هایی دراختیار والدین قرارداده و توجیهشان کنند، که به چه شکلی مسائل را به فرزندان خود انتقال داده و بیاموزند، چون بسیاری هستند برای خوب تربیت کردن می کوشند، ولی به جهت پیچیدگی آن، دچار اشتباه می شوند. و نیز مسائلی را که والدین به دلایلی نمی گویند یا نمی توانند گفت؛ عالمان دینی جبران کنند و از دوران کودکستان...،  طلابی آموزش دیده را مأمور این قبیل کارها قراردهند ؛ حتی امثال این مسائل را درقالب و سایل بازی به ذهن کودکان انتقال دهند. تا زمینه برای طرح اصل موضوع درمدارس و دانشگاه فراهم گردد؛ همان کاری که استعمارگران برای نا بودی بشرتاکنون کرده اند و امروز درقالب اینترنت می کنند، چه اشکالی دارد، با استفاده از تکنو لوژی و فناوری روز،کودکان را تغذیه کرد.آقایی چند بار با اظهار نگرانی گفت: برای مشغول کردن کودکان هرنوع سی دی وجود دارد ولی درمورد مسائل مذهبی،حکایت های قرآنی، فرهنگی، تربیتی...، وکودک پسند، چیزی بدرد  بخوری وجود ندارد!؟،

        دوران کودکی خلأ مستعدی است که با نباید ها یی پرمی شود و در فردای زندگی نسل جدید تبعات آن را خواهیم دید، مانند تحت تأثیر تهاجم فرهنگی ...، قرارگرفتن، درگیری های خانوادگی و در نهایت طلاق فراوان!؟، درصورتی که می شود این خلأ را پرکرد . عالمان دینی اگرکوتاهی کنند، قطعا باید پاسخ گو باشند.چه تعداد افرادی  تاوان امثال استمناء را دارند می دهند؟!، باید کسی پاسخ گو باشد؛ مگرمی توان گفت به ما چه؟!، برنامه منسجم و قابل تعریف عالمان دینی چیست؟، تنها یک فلیم حضرت یوسف(ع) جهان را به خود  مغشول کرد وهمین طور فیلم مختار و ملک سلیمان...، البته منبر هم باید باشد ولی امروز باید ازجایی شروع کنیم که دشمنان شروع کرده و درقالب بازی های اینترنتی...، نسل جوان ما را دارند می برند، ازجمله اعتیاد؛ درهریک ساعت یک نفر معتاد راهی گورستان می شود!؟، حوزه های علمیه نباشند باغ وحش اروپایی جایگزین  می شود ولی درآنچه زمان فعلی اقتضا می کند،  فاصله نگران کننده است!؟، و در نگاهی دیگر جهانیش باید گفت صفراست. ما باید  به فکر باشیم جهان را اصلاح کنیم تا اصلاح ایران برایمان ازآب آشامیدنی راحت تر باشد..

     3: ازمدارس و دانشگاه: در دانشگاه وقت برای بازگوکردن دلایل حرمت امثال استمناء  به صورت علمی آن کاملاً مناسب است. جوان دانشگاهی که به شدت دچاردغدغه گرایش به جنس مخالف و زندگی مشترک عاری از هرنا خواسته ای می باشد، بهترین وقت است برای بازگو نمودن هر نوع مسائل دینی مبتلا به زندگی. و این جاست که می توان زیان های استمناء را به خوبی القا کرد و علاج واقعه را قبل از وقوع نمود، پیشگیری را بردرمان وچه باید کرد های رنج آور و خانمان سوز را باید ، مقدم داشت و ترجیح داد. راستی چه دلیلی وجود دارد که بسیاری از موضوعاتی که هیچ ضرورتی ندارند، در مدارس و دانشگاه ها، با آب وتاب بیان می شود ولی این گونه مسائل که خلأ آنها در زندگی آینده نسل جوان، ده ها مشکلات جنسی را در پی دارد، درمدارس و دانشگاه ها، لا اقل جزء درس های فرعی نباشند؟!،

       4): وظیفه دولت:ازجهاتی سخت و سنگین تر است؛ حتی فراتراز وظایف والدین وعالمان دینی می  باشد، چون از نظر مقررات، شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، قانون گذاری...، غیر از دولت کسی ازاین امکانات، اختیارات، برخوردارنیست. البته باید توجه داشت، تعیین تکلیف مردم  وخطو ط کلی اصول اسلامی، دراین باره ضرورتاً با عالمان دینی می باشد؛ نه هرکس چون درحد تخصص و وظیفه شرعی وحتی ملی کسی، نیست مگر اینکه خدای نا کرده عالمان دینی درحاشیه قرار گرفته باشند که خواست دشمنان اسلام ، قرآن و خود مردم می باشد!؟

        به هرحال دولت باید قبل ازآنی که جوانان قصد ازدواج کرده باشند به جهت مصالح شخصی خود آنان، مصالح اجتماعی، ومصالح خود دولت علاج واقعه را قبل از وقوع نموده و سیاستی در پیش گرفته شود که ازدواج  هیچ جوانی در دفتر ثبت نشود مگراین که مدرک  پایان آموزش آئین زندگی و همسرداری...، را ارائه دهند. چه اشکالی وجود دارد، این امرکه به مصالح وعفت... عمومی مردم سروکاردارد ، اجباری باشد!؟، و یا حد اقل از اهرم هایی که به خودی خود کنترل کننده است بهره گرفت.  شما ببینید شش میلیون معلول دریک جمعیت هفتاد میلیونی ایران چقدر برای دولت هزینه برداراست؛ آن هم هزینه ای که باید صرف مصالح همین مردم شود،که دریک مورد آن دانش آموزانی باید درمدارس کپری ودر حال ریزش، درس بخوانند و بر رویشان خراب شود و مجبور باشند دربسیاری جاها کلاسها را دو شیفته کنند، و مثل سال جاری 1387 کلاس ها را شصت نفره کنند که واقعاً مصیبت بار و دریک مورد، نتیجه آن بالا رفتن سطح تجدیدی ها و مردودی ها خواهد بود!؟، درگیری های خانوادگی، طلاق های زیاد که بخشی ازکار مندان و هزینه دولت را دارد به غارت می برد،صرف آموزش قبل از ازدواج شود چه اشکالی دارد؟!، در سال 1386، ز70000 ، ازدواج 83000 طلاق واقع می شود همین حالا عده ای از جوانان به جهت پرداخت مهریه در زندانند!؟

       یکی از نتایج خسارت بارعدم رعایت بهداشت جنسی، در تولید و اقتصاد...، این است که بخش عمده ای از عوامل انسانی، ازچرخه تولید و اقتصاد خارج خواهند شد که همین بخش نیزچه مشکلات، روحی و روانی...، را برای نا امن کردن خانواده هایی به وجود آورده اند!؟ بخش عمده ای ازهمین معلولان و ناقص الخلقه ها ناشی از وضع بد آمیزش های جنسی خواهد بود که می شود نباشد. درمیان همین ها چه تعدای باید متخصص و مخترع، باشند که وجودشان برای کشور ضروری است ولی الان درآسایشگاه ها ، زندان ها مصرف کننده وسر بار جامعه زحمت کش  هستند!

       بنا براین دولت ازیک سو درطرح و برنامه ریزی، والدین ازسوی دیگر دراجرا ی مربوط به خود، و عالمان دینی هم در امر ارشادی وآموزش و امثال آن، به طور هماهنگ، دولت را یاری دهند.

       درمورد این که دولت تا چه حد صاحب اختیار است و باید تهاجم فرهنگی، هماهنگ با روحانیت، وارد متن زندگی روز مره  مردم شوند؛ ازجمله مثل دولت پاکستان که چند سال پیش، به مردم آن کشوراعلام کرد: در ولیمه دادن عروسی ها...، همه باید یکسان ولیمه بدهند، که به فقیر و بیچاره فشار وارد نشود. ضررت دارد دولت، درکلیه مسائل فردی و اجتماعی مردم حضورعملی داشته باشد و حتی هرجا از راه های اصلاحی نشد، با استفاده از اهرم هایی جلو بسیاری ازعلل و عوامل نباید ها را بگیرد؛ مانند علل و عوامل طلاق که تنها دولت می تواند با بهره گیری از روشها و اهرم هایی وضعیت را کنترل کرده و با کمک روحانیت تکلیف امثال مهریه های سنگین را روشن کند و هر مهریه ای دردفتر ازدواج ثبت نشود ؛ مهارجامعه را بدست گرفته و منتظر نباشد دردادگاه، زندان، بیمارستان...، به دادشان برسد !؟

                                                                                            گوشه ای از مفاسد اجتماعی

    قبلاً در مورد انجام وظیفه والدین و عالمان دینی، تهاجم فرهنگی و نسل جوان به نکاتی اشاره شد در اینجا به سند گویایی که می رساند اگرکوتاهی شود نسل جوان طعمه تهاجم فرهنگی خواهد شد، بدون توضیح بیشتر  قضاوت جزئیات را به  شما می سپاریم.

به تازگی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی گزارشی را از ترکیب زنان بد حجاب دستگیر شده منتشر کرده که با نگاهی به این گزارش می توان به برخی علل و زمینه های بروز بد حجابی و بی بند و باری در جامعه پی برد : میانگین سن دستگیر شدگان : 47 درصد دختران 16تا 20 سال ، 32 درصد زنان 21 تا 25 سال ، 14 درصد زنان 26 تا 30 سال (مجموعاً 93 در صد بین 16 تا 30 هستند . وضعیت تحصیلی عناصر بد حجاب : 47 درصد تحصیلات متوسه دیپلم 28 درصد فوق دیپلم و لیسانس ، 26درصد زیر دیپلم یا بالای) فوق لیسانس. شغل دسگیر شدگان : 25 درصد محصل ، 19 درصد دانشجو، 15 درصد آزاد ، 11درصدکارمند(

تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 8:15 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

اکثراً بخش خصوصی 17 در صد کارگر یا بی کار.دوستی با جنس مخالف توسط دستگیر شدگان :52 درصد دوستی با جنس مخالف، 33 درصد عدم دوستی با جنس مخالف (میانگین سن شروع دوستی 16 تا 17 سال ) . نوع برخورد والدین با افراد بد حجاب :51 درصد .والدین هم فکر هستند ؛23 درصد مخالف بد حجابی فرزند : اطلاع والدین از دوستی فرزند با جنس مخالف ، 60 درصد مادران، مطلع بوده اند .؛31 درصد مادران و پدران (هر دو) مطع بوده اند : علت انتخاب لباس ها ی ناهنجار: 70 درصد مشاهده در مغازه هاو مراکز خرید؛10درصد مشاهده لباسهای دیگران.

 اکنون بانگاهی گذرا به این گزارش، لزوم اقدام همه جانبه دستگاه ها و عمل به وظایف مندرج درمصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، بیش از پیش نمایان می شود. به عبارت دیگر بهتر و در یک جمع بندی: حدود93درصد از عناصر بد حجاب دستگیر شده  ، کسانی هستند که در دوران سی ساله اخیر، به دنیا آمده و به دلیل برخی کم کاری ها و بی توجهی های مسؤلین درمقابله با تهاجم فرهنگی، به دام این منکر افتاده اند: از سوی دیگر حدود نیمی از دستگیر شدگان نیز، محصل و دانشجو هستنئ که لزوم برنامه ریزی های جدی برای ترویج عفاف و حجاب در عرصه آموزش و پرورش و آموزش عالی را گوش زد می کند. هم چنین بیش از نیمی  از این خانواده ها با فرزند خود در زمینه بد حجابی همفکرهستند که ناشی ازضعف فرهنگی دینی درمیان آنها، عدم اطلاع لازم و ابتلا به مشاهده برنامه های ماهواره ای و... است که در این زمینه نیز دستگاه های مختلف، مخصوصاً صدا و سیما برا تقبیح بد حجابی و ترویج عفاف و حجاب، نقش بسزایی دارند: دراین آمار تکان دهنده بیش از90 درصد والدین این افراد از ارتباط آنها با جنس مخالف، آگاه بوده اند که در این زمینه نیز، فرهنگ سازی وگسترش امداد های اجتماعی و ترویج فرهنگ عفاف وحجاب و تقبیح جدی رابطه ی نامشروع برای خانواده ها توسط صدا و سیما و دیگر دستگاه های فرهنگی، بسیار حائز اهمیت است. و نکته دیگرآنکه وقتی بیش از70درصد علت انتخاب پوششهای ناهنجار فروشگاه ها و مراکز عرضه لباس و... هستند وظیفه  اصناف و واحدهای نظارتی و قضایی بسیارحساس و ضروری است.البته یکی از عوامل مهم اشاعه وگسترش بی بند و باری در جامعه احساس امنیت عناصر خاطی و کم توجهی مسئولان انتظامی وقضایی طی سالیان متمادی گذشته درمواجهه با این موضوع بعنوان یک بزه و جرم اجتماعی است که انشاء الله با تلاش وتوجه و اقدام همه ی مسولان و دستگاه ها شاهد کاهش این معضل خطرناک در جامعه اسلامی خود باشیم . انشاءالله : از مجله عبرتهای عاشورا . سال هفتم شماره 161؛18/4؟1389:

      پایان مطالب تا این جا، تاریخ 15/3/1387 ، در هتل فاطمیه(س) رو بروی حرم حضرت علی(ع) در نجف اشرف، بود؛ و شروع قسمت آخرکتاب، تاریخ 5/4/1387 درقم. یا علی (ع)کمک فرما تا شاید بتوانیم از این طریق به مردم خدمتی کرده و نسل جدید را با مسائلی که ضرورت دارد بدانند با ا قدامی جمعی آشنا سا خته  و از هرچه در توان داریم دریغ نکنیم.

بهداشت جنسی در نگاه قرآن

     آیاتی که در اینجا آورده می شود، مربوط به بحث ازدواج می باشد ولی چون در واقع به بهداشت جنسی هم ربط دارد، بدون توضیح زیاد، آیاتی آورده می شود، به این جهت که اسلام تا چه حد به فکر سلامت دین و دنیای بشر است. چون بحث بهداشت جنسی در این کتاب بیشتر متوجه سلامت روح و جسم و در نتیجه زندگی آبرو مندانه  می باشد، این نتیجه را ازآیاتی بگیریم که خداوند بیشتر به زندگی مادی ما توجه دارد که اگر بر اساس اصول اسلامی تنظیم شود، قهراً همان است که خدا برای بنده اش در نظر دارد و درست مصداق همان موضوعی می شود که خودش مقرر داشته، در24 ساعت آن را این گونه تکرارکنیم« ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الاخره حسنه» و اماآیات با توضیحاتی کوتاه

       « زنان نا پاک ازآن مردان نا پاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلق دارند، و زنان پاک ازآن مردان پاک، و مردان پاک ازآن زنان پاکند...» نور ایه 26: توضیح در همین حد کافی است که افراد پاک با ناپاک مخلوط نشوند که مراد همان بهداشت جنسی است و نا پاکان هم با ناپاکان باشند که لا اقل بیماری مسری آنها فرا تر ازآن جایی را آلوده نکند که منظور همان داشتن جامعه سالم و جدا کردن بدان ازخوبان می باشد که برای درمان و اصلاح معلوم با شد که وظیفه عالمان دینی و دولت کنترل و اصلاح آنهاست کنترل جهت جلو گیری از آلود ه نشدن جامعه  و اصلاح به جهت خودشان که هم قابل اصلاح هستند و هم اینکه لا اقل بدتر نشوند.

     « مرد زنا کارجز با زن زنا کار یا مشرک ازدواج نمی کند و زن زنا کار را جز مرد زنا کار یا مشرک  به ازدواج خود در نمی آورد و این کار بر مؤ منان حرام است» نور آیه 3: این آیه هم، همان موضوع آیه بالا را متذکر می شود با این تفاوت که از نظر اعتقادی هم فرد و هم جامعه دچارآلودکی و هرج مرج در بهداشت جنسی به معتقدات فرد لطمه ای نزند؛ یعنی  اهمیت جدا سازی برای کنترل و اصلاح بدان که یک قاعده کلی و در همه مسائل موجود است. اگر میوه فروش میوه های گندیده را جدا نکند هم میوه های خوب را فاسد می کند، هم میوه ها را ازچشم مشتری می اندازد. ولی بعضی میوه فروشان که زرنگ هستند آنها را بگونه ای که مشتری متوجه نشود به خورد او می دهند!. جامعه هم به همین بلا گرفتار است که خوب از بد جدا نمی شود که کارعالمان دینی و دولت است و روز ی باید جواب گو باشند و چه جواب گو بودنی که مگرخدا ملا حظه کار باشد!؟

     « با زنانی که پدران شما باآنها ازدواج کرده اند هر گز ازدواج نکنید  مگرآنچه در گذشته( پیش از نزول این حکم) انجام شده است ؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است» نسا آیه22: این آیه هم در مورد بهداشت جنسی تأکید دارد وآن را متوجه مسأله مهم سلامت روحی و روانی می کند که تنفر باشد، فلسفه معلولیت درنسل ازدواج فامیلی از همین مقوله نوعی تنفراست. ازدواج با زن زناکار و به عکس، به نوعی دیگر هم تنفرآور است هم خاطره زشتی که ازآن درذهن است آزار دهنده خواهد بود؛ و نیز گوشه وکنایه ها و بد نگاه کردن دیگران که بهترین زندکی مادی را درکام انسان تلخ می کند و جهنمی است که به جهنم اخروی اتصال  دارد!؟، با توجه،نیاز به آرامش روح و روان درزندگی، مقایسه اینها با عکسشان انسان متوجه می شود منظور اسلام چیست.

     « و با زنان مشرک و بت پرست، تا ایمان نیاورده اند، ازدواج نکنید؛ ( اگر چه جز به ازدواج کنیزان دسترسی نداشته باشید؛ زیرا کنیز با ایمان، ازآزاد بت پرست بهتر است( هر چند زیبایی ، ثروت و موقعیت او ) شما را به شگفتی آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بت  پرست تا ایمان نیاورده اند ، در نیاورید...» بقره آیه221 ب: این آیه شبیه آیه فوق می باشد، با این تفاوت که قدری موضوع را باز می کند ولی هدف همان بهداشت جنسی می باشد که در اینجا بیشتر به مسائل اعتقادی و سلامت جامعه ربط دارد که آلودگی فردی به آلودگی جمعی منجر شود چون آلودگی اجتماعی از آلودگی فردی سروع وکم کم گسترش پیدا کرده و در دراز مدت عمیق و ماندگار می گردد.

      « مردان و زنان  بی همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان وکنیزان صالح و درستکاران را؛ اگر فقیر و تنگ دست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می سازد؛ خداوند گشایش دهنده است» نور آیه 32: یکی ازعلل دیر ازدواج کردن و بروز زیان های فردی و اجتماعی بهداشت جنسی ترس از فقر

است لذا خداوند آگاه به اسرار به بنده خود تضمین می دهد که با توکل به او مشکلی نخواهد بود و اینجاست که ارتکاب به هر نبایدی ولو جزئی هیچ عذری مورد قبول نخواهد بود وحتی در همین دنیا طعم تلخ آن ر ا خواهیم چشید در باره همین چند آیه جا داردکتابی مستقل نوشته شود؛ تا متوجه شویم خداوند چگونه به فکردنیا و زندگی آبرو مندانه و سالم زیستی بندگانش می باشد!؟.

یک هشدار باز دارنده

        ممکن است تصور شود، اهمیت و نقش میل جنسی در همه زوایای زندگی این است که همه فکر وکوشش خود در این راه هزینه کنیم!، و علاوه برآن هرطور شد و دلمان خواست همانند برخی از موجودات از این نعمت استفاده کنیم. البته برخی نا آگاه ممکن است این گونه برداشت کنند که باید گفت یک وسیله نقلیه که نقش مؤثری در زندگی ما دارد وگاهی در خطر ناک ترین شرایط به فریاد ما می رسد آیا می شود بدون گواهی نامه و توجه به مقررات شهری، و علامت های هشدار دهنده جاده ای از آن استفاده کرد؟ بلی می شود ولی به قیمت جان خود و دیگران!. در گذشته درمورد اعدام شده ها، زندان رفته ها، آبرو رفته ها، گفته شد حتی در مورد اینکه ازحلال خود بدون روشی که اسلام و بهداشت گفته عمل شود، حد اقل نتیجه آن بچه های معلول هستند که خود نوعی قتل انسان بی گناه است که قربانی خواسته شهوانی هرج و مرج گونه هوس رانی، ما شده اند !؟، آن هم به وسیله چیز بسیار با اهمیتی که خداوند دریک آیه قرآن دو بار آن را ازآیات خود معرفی کرده و درجایی دیگر در مورد درست استفاده کردن ازآن، ما را متوجه می نماید که به این دوآیه نگاه کنیم بس است« و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا درکنار آنان آرامش یابید ، و در میانتان  مودت و رحمت قرار داد؛ در این ( نعمت با ارزش) نشانه ها یی است برای گروهی که تفکر کنند. سوره روم آیه 21: و درآیه 222 ،ز سوره بقره، می فرماید« ( ای پیامبر) از تو در باره حیض سؤال می کنند، بگو: چیز زیان بارآلوده ای است ؛ از این رو در حالت قاعدگی، از زنان کناره گیری کنید ؛ و با آنها نزدیکی ننمایید تا پاک شوند . و هنگامی گه پاک شدند، از طریقی که خدا به شما فرمان داده با آنان آمیزش کنید...».

     در این آیه به چند نکته اشاره شده. بهداشت و سلامتی، چون به دلایل علمی بچه درحال حیض سالم متولد نخواهد شد و اینکه بعد از حیض باید از راه درست باشد که جزئیات را روایات زیادی بیان می کنند. در واقع همانند استفاده از وسیله نقلیه باید براساس مقرراتی باشد که سازنده و نگاه دارنده که راهنمایی و رانندگی معین کرده باشد. والا باید منتظر نتیجه  عملکرد خود بود!

میل جنسی بستر باید ها ونباید ها

در همه مسائلی که انسان با آنها سر وکار دارد که می شود چیزی منشأ نباید ها و یا باید هایی بسی با ارزش باشد که خود انسان هم این گونه است؛ مانند امام حسین(ع) نتیجه یک عملکرد و یزید نتیجه عملکرد دیکر، آتش که در یک نگاه جنگلی را به خاکستر تیدیل می کند و در نگاه دیگر تنور را برای پخت نان آماده می سازد . میل جنسی در اصل برای لذت و خوش کذرانی نیست بلکه برای آزمودن انسان است و درضمن آثاری هم خواهد داشت. میل جسنتی اگر تحت کنترل و بر اساس آنچه باشد که اسلام گفته؛ منشأ بسیاری از باید ها می باشد والا همان خواهد شد که چند نمونه آن را دیدیم، با کارد می توان کار های مفید انجام داد؛ و می شود شکم پاره کرد. ما در باره نشق میل جنسی به مطالب زیادی اشاره کردیم ولی باید توجه داشت اگر درست مورد استفاده قرار نگیر د نظیر همان کارد و پاره کردن شکم انسانی است که می دانیم؛ و خداوند به وسیله آن بشر را خواهد آزمود؛ کلاً زندگی برای آزمودن است نه لذت وخوش گذرانی؛ لذت برای انگیزه و در واقع عامل و ابزار حرکت است نه هدف. لذا آیاتی درمورد اینکه زندگی برای آزمودن است در ایجا، ذکر می شود و اکر لازم بود به نکاتی از آنها اشاره ای خواهیم کرد.



تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 8:13 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

و تدانید اموال و اولاد  شما وسیلهآز مایش است و ( برای کسانی که از عهده امتحان بر آیند) پاداش عظیمی نزد خداست» انفال آیه 28: در گذشته گفته شد، یکی از اهداف میل جنسی، تولید مثل است نه خوش گذرانی. حالا معلوم شد هدف اصلی امتحان است که حتی پیامبری مانند حضرت یوسف (ع) را هم به وسیله میل جنسی امتحان می کند وآن مقام را به خاطر همین خوب از متحان بریون آمدن می دهد، از جمله سوره ای از قرآن را به او اختصاص می دهد. و در مورد اینکه اصلا زندگی دنیا برای امتحان است نه چیز دیگر سوره هود آیه 7،می فرماید« او کسی است که آسمان و زمین را در شش روزآفرید؛ و عرش (حکومت) او برآب قر ارداشت(به خاطر این آفرید) تا شما را بیازماید که کدام یک عملتان بهتر است» یعنی همه کاینات به خاطر تنها آزمودن انسان خلق شد است و همه وسیله هستند برای آز مایش .حال کسی این را در راه معصیت خدا به کار گیرد دانش آموز به جای در کتاب ها را در آتش بازی مصرف کند!؟، و درآیه 155، از سوره بقره در مورد این می فرماید که انسان در همه چیز هایی که با آنها سر وکار دراد آزمایش می شود « قطعاً همه شما را با چیزی از ترس ، گرسنگی وکاهش در مالها و جانها و میوه ها( نتیجه کار های خیر غرور آور) آزمایش می کنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان» وسوره عنکبوت آیه 2، ما را متوجه این امر می سازد هر کس دم از ایمان و اسلام بزند قطعاً باید اتحان شود وهیچ داشگاهی بدون امتحان فارق التحصلی ومدرک نمی دهند« آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: ایمان آوردیم ، به حال خود رها می شوند وآزمایش نخواهند شد؟!»

کنترل وتقویت میل جنسی

  کنترل و تقویت میل جنسی، دو مقوله جدای از هم هستند و هردو درجهت منفی، منشأ مشکلات زیاد اخلاقی...، و خانوادگی می باشند؛ که درگذشته تا حدودی روشن گردید. کنترل دردو قسم، مورد بحث واقع می شود، یکی کنترل شدت آن، تا حدی که قابل تحمل شده و جوان بتواند ازدواج کند. و دوم اینکه با هر روش و ابتکاری که شده، جوان کاری کند که مرتکب حرام...، نشود. و تقویت قوای جنسی درصورتی است که انسان در مقابل جنس مخالف حلال خود،کاستی داشته باشد که اگر تقویت نکند، دچار مشکلات اختلاف بر انگیز و حد اقل نا راضی بودن طرف مقابل خواهد شد. در هرصورت، چون این قسمت به جهتی قابل اهمیت است جا دارد تا حدودی مفصل، مورد بحث و بررسی قرارگیرد.

کنترل میل جنسی

         همان طورکه درمقدمه گفته شد، قسمت کنترل را هم در دو قسم باید مورد بررسی قرارداد. با توجه به این که دردوران جوانی قوای جنسی دراوج خود قرار دارد، ولی همه جوانان از نظر شدت غیرقابل تحمل، یکسان نیستند؛ درمیان این دوقسم،آن موردی قابل توجه می باشد که ممکن است به علت وضع طبیعی  شهوتِ خود جوان و یا اینکه علل دیگری باعث تشدید آن شده است، حتی برای افراد مذهبی، در به حرام افتادن و استمناء قابل تحمل نبوده و واقعاً آزاردهنده باشد. این جاست که علاج واقعه را باید قبل از وقوع کرد، که راه های تغذیه ای و رفتاری...، برای کنترل آن وجود دارد که باید بی تفاوت نبود و والدین جداًً مراقب بوده وخود جوانان هم جداً اقدام نمایند. لذا به مواردی از باید های غذایی و رفتاری اشاره می کنیم، ولی از توضیح کامل معذوریم، چون حجم کتاب زیاد می شود و از مطالب مهم کلیدی اخلاقی...، باز خواهیم ماند.

بایدهای غذایی و باید های رفتاری

         به جهت طولانی نشدن مطلب باید های غذایی و باید های رفتاری را باهم می آوریم. باید های غذایی که شامل هرچیزخوردنی می شود بدین قرار می باشد. زعفران را که می شود با غذا و یا به صورت دم کرده مصرف شود، برای خانم ها توصیه می شود ولی برای مردان، درشمار نباید هاست. البته درمصرف آن نباید زیاده روی شود، درهفته دو بارکافی است؛ گل گاوزبان وعرق آن بسیارخوب است و اگرسه وقت هم مصرف شود اشکال ندارد، چون برای قلب و عروق، ضد عفونی کلیه ها، عفونت های دیگر، سرما خوردگی، زخم و شکستگی، خواب راحت، روماتیسم، گردش خون...، خیلی مفید است؛ بیشتر از غذا های خنک و تقریباً سرد مانند هندوانه و خیار وکلاً میوه های خنک برای خانم ها و مردان کاهش دهنده هستند؛ کافور وقهوه کاهش دهنده و کنترل کننده هستند ولی عوارضی دارند که باید کم و درصوت عدم جایگزین استفاده شود؛  هیچ چیز بهتراز همان گل گاو زبان نیست؛ روزه گرفتن کمک می کند و بیشتر مشکلات سیستم قوای جنسی را برطرف می کند که برای جلوگیری ازآسیب های جنسی مفید می باشد. لذا باید سه روز، پی در پی روزه گرفت، اگرجواب مثبت بود، بعد همیشه، در هفته دو تا یک روز روزه گرفت . کلاً کار وفعالیت از دوجهت خوب وکنترل کننده می باشد، یکی این که به طور طبیعی باعث کاهش شهوت می شود؛ و دوم اینکه انسان را از و سوسه های شیطانی در امان می دارد که از نظرعلم اخلاق، سرگرمی وکار، بهترین وسیله کنترل قوای جنسی وحفظ آن از به حرام افتادن و حتی استمناء است؛ و برعکس به تجربه ثابت شده، یکی ازعوامل مهم به حرام افتادن، بیکاری و بی تحرکی است؛ که درمیان جوانان بیکاری که درمکان هایی به صورت گروهی و به مدت زیادی قراردارند، گاهی در میانشان عمل لواط رخ می دهد. درجایی، روزدوم که برای چند نفر، صحبت کردم، مانند مادرجوان مرده گریه می کردند!؟، و این گریه ها به یک لحاظ، ازآن حکایت دارد که اگر عواملی برای کنترل...، نباشد، شدت شهوت جوان را در شرایطی قرار می دهد که علاوه برخدا، حتی خود را فرموش می کند، اگر بازخواست اخروی هم نباشد رسوایی دردنیا حتمی است!؟، که آن لحظه فقط به فکر است چه کند که از این نا آرامی و در واقع درد  رهایی یابد. به گفته عالمان اخلاق، همه خواسته های مادی انسان درد است، به خصوص شهوت!؟ و بعد حب ریاست هستند که منشأ فساد فردی و اجتماعی ، گاهی خون بار، اعدام ...، می باشند!؟ 

نبایدهای غذایی و نباید های رفتاری

         درمورد نباید ها، توجه به این نکته مهم است، چه کار بکنیم که مثلاً بیمارنشویم، ملاک و مهم نیست، بلکه مهم این است که چی نخوریم که خوب شویم. ولذا رعایت نباید ها به خاطرجهاتی با اهمیت تر است، مثلاً اگرکسی پیازخام زیاد بخورد وگل گاو زبان هم مصرف کند، ممکن است اصلاً جواب ندهد. جوانان (دختر و پسر) در اوج قوای جنسی درفصل بهار، به خصوص اردیبهشت وگل وگیاه که شهوت به اوج می رسد، باید از زیاده روی در مصرف پیازخام، تخم مرغ، خرما، انجیر، زیتون، عسل، کشمش سیاه، (مویز) جوانه گندم، دمبلان، پسته، نارگیل و از هرتحریک کننده دیگری، جداً خود داری کنند، و بجای تخم مرغ به جهت این که دچار فراموشی نشوند، از مغزگردو و سویا استفاده کنند که سرشار از مواد ُامگاسه هستند، به خصوص دختر ها ازعطرگل سنجد و مانند آن استفاده نکنند؛ جاهایی که درخت های سنجد تازه گل کرده است نروند و از غذا هایی که تحریک کننده هستند، باید کمتر استفاده شود. البته اگر به دلایلی غذای تحریک کننده ای مصرف شود، بلافاصله باید ازگل گاوزبان و یا عرق آن کمک گرفت. بطورکلی هرکس می تواند  با کمک تجربه و ابتکار، توجه کند، کجا ها و به وسیله چه نوع غذا و یا رفتاری شهوت او تحریک و تشدید و یا کاهش پیدا می کند، این بهترین راهنما و وسیله تشخیص تعیین تکلیف بازدارنده می باشد؛ لذا همان الگوی غذایی و رفتاری را انتخاب نموده وآن را عملاً سرلوحه سلامتی و زندگی روز مره خود قرار دهد تا زمانی که مانع برطرف و امر مقدس ازدواج جایگزین شده و انسان از راه مشروع ، از این موهبت الهی لذت برده و بهره مند شود.

        شایان ذکراست،کنترل تنها به خاطر شرایط خاص جوانان نمی باشد ، بلکه  شامل همه مردان و زنان پرحرارت نیز می شود؛ لذا اگرمرد و یا زنی با وجود همسر، اشباع وکنترل نمی شود، و یا زنان و مردانی هستند که طلاق بین آنها جدایی انداخته است، تارفع مشکل جداً باید اقدام کنند، چون در این صورت خطر به حرام...، گرفتار شدن زیاد تر و ویرانگر تر است!؟، حتی کسانی بوده اند که کارشان به اعدام و سرشکنی خانواده و اقوام کشیده است!؟، که هرکسی به نوبه خود مواردی را به یاد دارد و یا شنیده است، که واقعاً درد آور بوده و وقت ذکرآنها نیست !؟.

توجه به  نتایج و اهمیت کنترل

      نتایج کنترل قوای جنسی، و تبعات ناگوارآزاد و هرج و مرجی آن را، بخواهیم توضیح دهیم، خود کتابی قطورمی شود ولی بطو خلاصه ازآن عبور و بقیه را به خود شما واگذار می کنیم.

        1):سلامت روحی و روانی: ممکن است کسانی که اقدام به کنترل نمی کنند، به حرمت زنا و استمناء مبتلا وگرفتار نشوند، ولی با سختی آن را تحمل خواهندکرد، که از منظر اصول روان شناختی، سیستم های عصبی را دچار مشکلاتی خواهد کرد؛ دغدغه انتظار، وسوسه های آزار دهنده آن، واقعاًً عواقب بدی را همراه دارد که مفصل است. ولی کنترل علاوه بر باز دارندگی از نباید های اخلاقی...، در سلامت روح و روان حتی درسلامت جسم، اثر دارد که به جهت جلو گیری از تبعات فشار شهوت باید به روش های کنترل اهمیت داد.

      2): سلامت جسم: قبلاً درباره مضرات جبران ناپذیرآن بحث شد، حال شما توجه کنید همین کنترل از چه مشکلات روحی، جسمی، اختلاف و درگیری خانوادگی، طلاق و تبعات آن، انسان را نجات داده وآرامش وصفا را در زندگی حاکم می سازد، و این نتیجه، تنها بیک دستور اسلام عمل کردن و اجتناب از استمناء می باشد که آن همه پیامد ناگوار جسمی و روحی را به همراه دارد و لذا برای اینکه به اهمیت کنترل قوای جنسی پی ببریم خوب است توجه کنیم اگرکنترل نباشد همان جوانان مذهبی هم دچار استمناء خواهند شد، چون یا مضرات جسمی...، آن  را نمی دانند و یا این که می دانند ولی از یک سو، با توجیهاتی و از سوی دیگر، فشار غیر قابل تحمل شهوت، گرفتار می شوند و وقتی هم عادت کردند دیگر عادی شده و راحت به آن مبتلا می شوند، چون قبلاً درمورد جوانان بیکار به صورت گروهی درمکان هایی، گفته شد، فشارشهوت کاری می کند که اول خدا و بعد هم انسانیت خود را فراموش و فدای یک لحظه لذت کند!؟، چون روزی یا درکنج زندان بسر می برد، یا بالای داردست و پا می زند؛ دریکی ازشهرها جلو مغازه ای که دختری را مورد اهانت قرار داده بود، اعدام شد!؟، که بهتر است حتی نام آن استان را هم نبرم !؟، اینها مواردی هستند که افشا می شوند وچندین برابرمخفی می مانند!؟

       3 ): معنویت و سلامت اخلاقی: زیاد شنیده شده ، بروز وظهور بسیاری ازمشکلات روحی، جسمی و اخلاقی...، دردوران بزرگ سالی، ریشه در زمان شکل گیری کودکی، نوجوانی، جوانی و حتی جنین دارد. خلاصه کنم خانواده هایی علاوه  بر نداشتن مشکلات بازدارندهِ همسرداری، که در امانند و زندگی با وضع، ایده آل و دلنشینی را تجربه می کنند، ازگروهی هستند که، دردوران جوانی یا زود ازدواج کرده اند، یا قوای جنسی خود را کنترل و قابل تحمل نموده  اند و یا این که قوای جنسی آنها زیاد شدید وآزاردهنده نبوده است. این قبیل جوانان پسر هرجا بروند زود جواب مثبت می شنوند؛ و دختران  زود تر و بیشتر خواستگار به سراغشان می رود؛ وقتی می پرسند چرا؟ می گویند. زیاد شنیده ایم دختر سالم ، عفیفه و با نجابتی... است. پسرسالم سنگین ...، و شایسته ای بود



تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 8:10 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

فوراً به او جواب دادیم، خود دخترهم خوب پسندید!؟،چند روز پیش وقتی به جوانی که برای مشورت این جاآمده بود،گفتم. درانتخاب این دختر ملاکتان چه بوده؟ گفت: عفت و پاکی او، چون درمحل کارمان ندیدم این دختر با جوانی بگو و بخند کند. و اضافه کنم چرا اسلام گفته دختر نه ساله و پسر پانزده ساله؟!، ولی متأسفانه ما با توجیه غلط، به اینکه هنوزجوان، به بلوغ عقلی نرسیده!؟، چه ها که درآینده سرراه یک جوان نمی آوریم!؟، ولی دراین حد به وجود و بلوغ معنوی و صفات نیک او توجه نمی کنیم که زیان کدام بیشتر و غیرقابل جبران تراست!؟

    4): عفت وآبرو: مواردی بوده است، که برادربا همسر برادر...!؟، و نیز افرادی بوده اند که با دارا بودن همسر، به زنا گرفتار و زندان ویا بالای داراعدام رفته اند!؟ با وجود این قبیل آتش های سوزان، دیگردرخت سبزآبرو، حیثیت و حتی زندگی مادی سالم  برای کسی، باقی نمی ماند، و همه را به خاکستر تبدیل می کند. چند سال پیش دریکی ازشهرهای ایران،(که قبلاً اشاره شد)،آقایی را جلو مغازه اش به داراعدام آویختند، چون دختری را به هر طریق درآنجا بیچاره کرده بود وحتی برای اینکه سّرش فاش نشود، دختر را می کشد!؟، ولی کنترل شهوت در دوران جوانی جلو چشم چرانی جوان را می گیرد که عادت نکند که اگرعادت کرد؛ دیگر چهارتا زن مانند ماه هم داشته باشد، آن کرم اعتیاد به زنا، نمی گذارد آرام بگیرد و درمان این درد جز مرگ چیز دیگر نیست که هم نمونه دارد و هم بحثی طولانی !؟

یک خاطره بسیار فجیع عفتی!؟

      دیشب 5/11/1389 ، شاهد ما جرای بسیار تکان دهنده ای بودیم، آقایی که هر دو  پایش در زنجیر و هر دو دست در دست بند بود!، ایشان همراه خانمش مشغول سرقت طلاجات از زنها و دختر ها بوده اند و پس از سرقت طلا و ...آنها را می کشتند. خودش به ده بار اعدام و صد ضرب شلاق وخانمش که مباشر قتل بوده به صد ضربه شلاق و پنج سال زندان محکوم می شوند. منظور اینکه اگر انسانی از اول جوانی به شهوت افسارگسیخته عادت کرده باشد، اگرچند زن عقدی هم که داشته باشد قانع نمی شود و برای خواسته حیوانی خود حرفی ندارد که ده نفر را بکشد و طلاها را هم برای معاش ببرد که وقت داشته باشد برای آدم دزدی !؟،  حدود ده سال پیش مرد میان سالی که در استان...، نه زن را بعد از ... می کشد و دیگر جوانی که به خفاش شب معروف شد، در استان...، نه دختر را پس از ...، می کشد!. چرا اسلام در مورد مراقبت فرزندان، ازدواج به موقع و اینکه خود والدین سالم باشند تا نسل آنها هم سالم باشند، زیاد سفارش میکند؟، بیش از دهها روایت وآیه در همین جهت داریم که کتابی مستقل می شود .

       خدایا جوانان ما را از این نوع خطرات و یرانگر، درامان  بدار. هفتاد سال از عمرم می گذرد، زیاد شنیده ام حتی یک طایفه اکثراً،کرمکی، هرزه، بی بند و بار، چشم چران و بطورکلی حیوان صفتند!؟ یعنی خدا این طورخلق کرده؟!، پس چرا طوایفی، خانواده هایی کاملاً عکس آن هستند؟!، مشکل این جاست که، وقتی ژن بیماری اخلاقی...، به نسل های بعدی انتقال می یابد و منشأ آن یک نفر بوده، این گونه می شود!؟، منشأ توسعه وگرایش به سیگار...، که تنها در ایران روزی بیش ازصد و پنجا ه نفر راهی گورستان می شوند، از اول یک نفر عامل توسعه آن بوده که درجهان سالی چهار میلیون آن راهی گورستان می شوند!؟، گسترش فحشا...، هم همین طوراست!؟

        بنا بر این، به خاطرجلوگیری از این نباید هاست که اسلام می گوید دخترنه ساله و پسر پانزده ساله  باید ازواج کنند، اگرمشکلاتی هم هست تا به فنون زندگی آشنا شوند، قابل حل و تحمل است و دیگر مسأله آبرو  ریزی، شیوع فحشا درجامعه، اعدام، عادت به زنا در زمان همسرداری، پرشدن زندان ها، ماندن دخترانی درخانه به خاطراین که... خود را از دست داده اند و یا طلاق داده شده اند، وجود خارجی پیدا نخواهند کرد!؟ و دریک شهرمرکزی استانی، سالی600 دختر بیچاره، نخواهند شد، سالی ده ها طفل وکودک سر راهی، ازگوشه وکنار هر جایی جمع نخواهد شد !؟

       خوب است متوجه شویم چرا خداوند مرتب اخطار می کند« و در راه خدا انفاق کنید( ونیکوکار باشید) و(باترک انفاق و ارتکاب به بدی) خود را به هلاکت نیفکنید[1]»: درجا های زیادی شاهد اعدام مردان و سنگ ساری زنانی بودیم؛ شماآبرو ریزی آن را درمیان، بستگان وحتی دوستان و همکاران... آقا...، درنظر بگیرید؛ آیا هلاکت بد ترازآن ها که به آنها اشاره کردیم ، می تواند درانتظارانسان باشد!؟600، دختر بیچاره شده بد ترین هلاکتی است که واقع می شود!؟. ولی دختر نه ساله و پسر پانزده ساله ازدواج کنند چه آبرو ریزی و هلاکتی در پی دارد؟ امروزکسانی سی ساله شده اند و به خاطر طرز تفکرهای غلطی، هنوز از دواج نکرده اند!؟

تقویت میل جنسی

        درمورد تقویت قوای جنسی؛ بیشتر پیرامون مضرات و تبعات نا گوار افت آن بحث می شود که از وضع بد یک نمونه آن با اطلاع هستم که مدت چهارماه است، زن و مرد بلا تکلیف و سرگردان و درگیرچه کنم...، از هم جدا هستند. حدود سه روز پیش خانم  زنگ زد و دیروزآقا، ربع ساعت تلفنی حرف زد. به او گفتم. مشکل خانم افت قوای جنسی است که به شما علاقه که نشان نمی دهد و هرروز بهانه ای می گیرد، چندین بار به شما گفتم. علت افت قوای جنسی خانم چیست ولی توجه نمی کنید. همین آقا می خواهد طلاق بدهد ولی چهل میلیون مهریه زن است و یک بچه هم دارند که فعلاً پیش مرد است!؟، مشکل ریشه ای اینها، افسردگی وراثتی و تربیتی خانم می باشد و شش سال است که گرفتار چه کنم هستند!؟

          تقویت قوای جنسی تأمین سلامت جسم و جان، عشق و علاقه به کار و زندگی را در نظر دارد که قبلاً بحث شد، و در واقع، هدف توازن و تنظیم قوای جنسی میان زن و مرد است که اگر به هر علتی توازن نباشد، چه از طرف مرد و چه ازطرف زن، زمینه اختلاف خانوادگی...، و طلاق را بوجود  می آورد، که اول از بگو و مگو...، میان زن و مرد شروع می شود و بعد دامنه آن به طلاق کشیده می شود. معمولاً وقتی میان زن و شوهر بگو و مگو رخ می دهد، به خصوص اگر یکی و یا هردو نا آگاه باشند. درمواردی مادردختر و بعد مادرپسر وارد میدان می شوند، و عوامل دیگرانسانی هدف دار و غیرانسانی هم مزید برعلت می شود، که اگرکسی نباشد ، آن را اصلاح کند همین خود عامل دیگر است که سرانجام اختلاف، به طلاق منجر شود!؟ چون سال1387 که بیش از83 هزارطلاق واقع می شود ، می توان گفت. قسمت عمده ای ازآن به همین مشکلات و شرایط قوای جنسی و مسائل جنبی آن برمی گردد. دراین قسمت، اول عوامل افت و سپس عوامل تقویت قوای جنسی را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم، تا برای هردو مشکل افت و فشارآن، برای پیشگیری از نباید های ویرانگر، راه نجاتی را ارائه کرده باشیم

عوامل کاهش وضعف میل جنسی

       1 ):عامل وراثت: کسانی هستند، که وراثتاً دچارافت هستند؛ که می توان آن را ضعف قوای جنسی نامید . بطورکلی افراد دارای ضعف و سادات دارای نیروی جنسی بالا؛ برعکس زنان سادات و عام.  ولی این تفاوت ها دلیل بر بیماری و سلامت نیستند بلکه، طبیعی می باشند. باید توجه داشت؛ درمیان همین

دوگروه هم کسانی هستند که از نظر شهوت، قوی و یا ضعیف هستند ولذا افرادی  هستندکه در بیست و چهار ساعت شاید بیش از دو بار نیاز به هم خوابی دارند؛ کسانی هم در هفته یک بار هم با سختی. این قبیل تفاوت ها را با غذا و رفتارهای مناسب می توان متوازن نمود تا قابل تحمل باشد. البته چون  وراثتی است به وسیله رژیم غذا و هر روش درمانی دیگر، علاج قطعی صد درصد ندارد.

       2): استمناء: کسانی که به وسیله این عمل حرام و مخرب، علیل شده اند، علاوه بر بیماری های بازدارنده و تأثیرگذارآن، که قبلاً گفته شد؛ اکثر اینها دچار زود انزالی، سیلان منی...، می شوند که نه بیماری های ناشی ازآن علاج قطعی دارد و نه خود سیلان منی...!؟، مگرکنترل و جلوگیری از بد ترشدن؛ مثلاً اگر در هفته یک بار می تواند، هم خوابی داشته باشد؛ با غذا درمانی و رفتار درمانی می تواند آن را کمی گرم و قوی تر و از بد تر شدن آن جلوگیری کرد، که از یک روز در هفته کمتر نشود. البته به سن بالا که رسید آن حرارت کاهش یافته و ممکن است، رفته رفته به دو هفته یک بار برسد!؟.

      3): انواع بیماریها: که قبلاً بدانها اشاره شد؛ به خصوص افسردگی، اگر شدید باشد، شهوت بطورکلی قطع می شود.آقایی که به افسردگی شدید مبتلا شده بود، گفت. در مدت بیماری جز چند بار محتلم شدن( آنهم به صورت خون ) اصلاً خبری نبود!؟، غده ای قسمت تحتانی مغز سر قرار دارد که جهاز هاضمه و سیستم قوای جنسی را تقویت و تحریک می کند، غم، غصه وکلاً هرنا راحتی باعث کوچک شدن این غده مترشحه می شود؛ تا آن جا که اگر افسردگی شدید باشد به همان مقدارکوچک و ترشحات آن افت پیدا می کند. و لذا افراد افسرده مبتلا به سوء هاضمه و افت قوای جنسی می شوند تا آنجا که ممکن است، شهوت به طورکلی قطع گردد آقایی که گاهی این جا می آید؛ همین مشکل را دارد، به قول خودش، ازمردی افتاده است!؟

        دربیماری ها این طورنیست که شهوت به حال طبیعی خود باز نگردد، بلکه همین که بیماری  هرچه باشد خوب شود، شهوت به حال طبیعی خود بازخواهد گشت، ولو بر اثرافسردگی به طورکلی قطع شده با شد، به حال طبیعی برمی گردد. کسانی که به خاطر بیماری دچار افت شده اند، رژیم غذا...، برای قوای جنسی را باید رعایت کنند ولو احساس کنند شهوت گرم و یا زیاد نمی شود، تا از بدترشدن جلوگیری شود. البته باید ازغذا ها و رفتارهایی استفاده کنند که برای بیماریشان مشکل ساز نباشد، و همهِ کوشش خود را متوجه معالجه بیماری نموده و کوتاهی نکنند و اگر بیماری قابل علاج نیست، برای این که مشکل اختلاف و درگیری خانوادگی تشدید نشود، لازم است، طرف مقابل برای کنترل شهوت جداً اقدام کند تا بتوانند به راحتی با هم زندگی نموده و شیرازه زندگیشان از هم نپاشد، به خصوص اگر بچه دار هستند، و در موردی که شرایط فراهم نیست، مرد زن دیگر بگیرد، ولی اگر مرد از جهات دیگرشرایط گرفتن زن دیگر را دارد، و بدون آن نمی تواند تحمل و یا کنترل کند، می تواند زن دیگر بگیرد و اگر بچه ندارد،  و اقعاً ضرورت عقلانی حکم می کند می تواند زن اول را طلاق بدهد و اگر زنها با هم سازش داشته باشند،که زندگی کنند این کار از نظر عقل، شرع، عرف و انصاف... بسیار زیبنده و صد درصد مورد رضایت خداست، تا از نباید های فردی و اجتماعی طلاق جلوگیری شود. چون صبر و تحمل لذت و پاداشی دنیوی و اخروی دارد که هیچ چیز ندارد؛ لذا این کاربسیارعاقلانه تر و با آرامش بیشتری همراه خواهد بود و اینکه خداوند می فرماید« به وسیله صبر و نمازکمک بجویید: بقره آیه153» برای این گونه جا هاست، که از هرنبایدی جلو گیری شود.



[1] . بقره – 195.



تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 8:6 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

فنون تقویت میل جنسی

         تقویت میل جنسی به خاطر دو جهت است؛ یکی اینکه جلو گیری از نباید هایی ولو اندک،  میان مرد و زن توازن مناسب، بر قرار شود، درحدی که از این نظرمیان زن و مرد مشکلی رخ ندهد. و دوم اینکه میل جنسی هرچه گرم تر و قوی ترباشد، چون به همان اندازه لذت بخش و ایده آل تر و دارای آثارجالب تر روحی و جسمی خواهد بود. و از سوی دیگر در میان مرد و زن مهر و محبت قابل وصفی ایجاد می کند که آثار جالبی در همه شئون زندگی خواهد داشت و علاقه مرد به زن و زن به مرد را نسبت به هم دو چندان خواهد کرد که از ضروری ترین داشتنی ها  وآرزو ها، در زندگی می باشد که حتی از تهیه نان وآب ...، ضروری تر می باشد چون سبب  مهر و محبت میان مرد و زن می شود که نبود آن بستر درگیری ها و طلاق است و از طرف دیگر، مورد سخت و غضب خداوند و بیرون رفتن ملائکه رحمت و برکت از خانواده ها می باشد ولی با و جود مهر ومحبت داری رنگ خدایی و انسانی میان زن و مرد شرایطی به وجود خواهد آمد که صد درصد مورد رضایت خداوند خواهد بود و خواهیم دید این قبیل خانواده ها، مانند خانواده هایی نیستند که همیشه هشت آنان درگرو نه و در بن بست و چه کنم زندگی گرفتارند!؟. شایان ذکراست این علاقه ودوستی صرفاً به جهت آن لذت شهوانی نیست،  بلکه به خاطرآن واکنشِ تحریک کننده عواطف انسانی می باشد که میل  جنسی باعت تحریک و ظهورآن می شود و بحث انسان شناسی است که درکتاب ( فلسفه گرایش به جنس مخالف) آن را کاملاً توضیح داده ام.

باید  های غذایی وتقویت میل جنسی

        توصیه های غذایی که در اینجا ذکر می شود، برای افرادی هم که زود انزالی...، دارند مفید است. و نکته دیگری که قابل توجه می باشد، اینکه هرکس باید خود پزشک درد و مشکل خود باشد و اگر مدتی دقت کنند می توانند ازمیان غذا ها و رفتارها یک الگوی غذایی و رفتاری خاص شرایط و مزاج خود را برگزیده و تا آخر عمرآن را رها نکرده و راحت باشند. همان طورکه علی (ع) می فرمایند« بهترین استاد تجربه است» تجربه را استاد، راهنما و پزشک همیشهِ درکنارخود قرار دهند، آنهم پزشکی که از همه اسرارما خبردارد، اسرارما هم نزد او درامان است و هم اینکه دلسوزی مانند این پزشک پیدا نخواهیم کرد وآن پزشک، خود ما هستیم. نا چارم عرض کنم؛ بیش از بیست کتاب طبی که تاکنون نوشته و بازهم ادامه دارد، حاصل تجربه، مطالعه... نویسنده است؛ نه حاصل تحصیل او دردانشگاه و یا جایی دیگر؛ کافی است کمرهمت را محکم ببندید، خواهید رسید و ازدست دارو های شیمیایی...، نجات پیدا خواهیدکرد . غذا هایی که به طور فهرست وارتوصیه می شود بدین قرار است.

        به طورکلی غذا هایی که طبیعتی گرم دارند. خوب ولازم است درسبد غذایی روزانه ما حضوری بیشتر و پر رنگ تری داشته باشند به خصوص اکرسرد مزاج و یا سنی از ما گذشته است. مانند خرما که جایگزین میوه هم می شود وضد سرطان و رفع کننده سوء هاضمه نیز می باشد، خرما را با کوبیده نارگیل وگاهی با پسته...، کاملاً مخلوط و در هفته دو بارصبح ها گاهی به جای غذا و یا باکمی نان میل شود ؛ کشمش بیش از ده خاصیت دارد، عسل با سرشیر و یا مغزگردو؛ انجیر وآب آن ، کشمش سیاه (مویز) که این دو، باید زیاد مصرف شوند به خصوص برای افراد پنجاه سال به بالا چون سن انسان هرچه رو به فزونی می رود باید بیشتر از غذا های گرم استفاده کند، پیاز سفید در روغن سرخ کرده و تخم مرغ به آن اضافه شده و در هفته سه بار باشد، معجزه می کند؛ پیازخام با هرغذای گوشتی، برنجی؛ و سیرکه ماهیچه ها و بدن را مقاوم می سازد، کنجد با خرما، خرما با تخم مرغ، کباب گوشت بره با گوجه، گوشت شتر، گوشت ماهی به صورت کباب و باکمی رب گوجه تفت داده شود، کباب قارچ، کباب جگرگوسفند و مرغ با گوجه، زیتون درحد زیاد با برنج... ، زیتون برای هرنوع بیماری  مفید می باشد و باید زیاد مصرف شود، چون خداوند به آن سوگند یاد کرده است.« والتین والزیتون قسم به انجیر و زیتون». مغزگردو با پنیر، مغز گردو خاصیت واکسنی دارد و سیستم ایمنی بدن را تقویت و چربی مضرغذا های پرچرب را دفع می کند؛ نارگیل بهر شکلی که می شود مصرف گردد؛ به خصوص برای افرادی که زود انزالی و یا سیلان منی دارند مفید است؛ در میان میوه ها وحبوبات خربزه، گلابی، لوبیا، عدس، نخود، هویج (زیاد)، کلم وکلم قمری که خاصیت واکسنی دارند؛ بلوط، توت فرنگی، انارکه خون را هم تصفیه میکند؛ موز با شیر، شیر باعسل که درمان زخم معده هم هست ؛ مصرف انگور بعد از غذا های گوشتی که انسان را فربه ومست می کند، به خصوص کسانی که دارای ضعف عمومی ولاغری هستند، توصیه می شود در هفته حد اقل سه بارآن را درسبد غذایی خود داشته باشند؛ دل وقلوه، سیرابی، مصرف کمی دارچین و هل درچای، یا داخل غذا، عرق هل ، سبزیجات به خصوص نعنا و جعفری  و ریحان و شنبلیله، خرمالو، ماهی خاویار، خام خواری و غذای پخته خیلی کم باشد، و با غذای پخته  غذای خام مصرف شود؛ زیاد غذای پخته خوردن (به خصوص شبها) باعث ضعف عمومی و ضعف عمومی قهراً باعث کاهش قوای جنسی خواهد شد. ضعف عمومی، کاهش قوای بدنی بهرعلتی باشد؛ ازعوامل مهم افت قوای جنسی می باشد. وچیزی مانند خرما، عسل، زیتون، هویج، پیاز با تخم مرغ، نارگیل، کباب گوشت بره، پیاز خام و سیر، جوانه گندم، غذاهای گرم و پرانرژی و پروتئین دار، نخواهد بود.

        البته دارو های گیاهی هم هست ولی به خاطرجهاتی باید کمتراستفاده شود. چون داروهای گیاهی اگر بیش ازیک سال مانده باشند حتی مسموم کننده اند، دم کردن آنها کار هرکس نیست، دست گیری دارد. لذا ما ابداً توصیه نمی کنیم، وکسانی را که چند سال دارو مصرف کرده بودند و بی فایده، تنها باغذا درمانی و رفتار درمانی معالجه کردیم.  

نباید های غذایی

     یکی از نباید های میل جنسی بیماری است؛ حتی اگر میل جنسی قوی هم باشد؛ بیماری مانع کیفیت انزال درست آن می شود ؛ لذا هر غذایی زمینه ساز و یا باعث تشدید بیماری شود؛ برای میل جنسی و گاهی، باعث مشکلات متعددی در شکل گیری جنین می شود ، مانند کم هوش ...، نا زیبایی ...، و یا معلولیت در نوزاد. که قبلاً در مورد ناقص الخلقه ها بحث شد و لذا هر نباید تغذیه ای چه از ناحیه پدر باشد یا مادر فرقی ندارد ؛ اثر مخرب خود را خواهد داشت. به همین جهت، درکتابی تحت عنوان( تغذیه زنان بار دار) موضوع کاملاً توضیح داده شده است.

          در مورد نباید ها، چی بخوریم که خوب شویم، ملاک نیست بلکه ملاک این است که چی نخوریم که سالم باشیم. شما یک ماه رژیم غذا بگیرید ؛ با یک وعده غذای ناجور، به همان حال اول بر می گردید؛ یک جرقه هکتار ها جنگل را به خاکستر تبدیل می کند.  یکی از نباید های مهم ، سردی زیاد است به خصوص برای کسانی که  سرد مزاج و یا سالمند هستند؛ اصولاً افراد سرد مزاج کم شهوت تر وآدم های حار الطبع و پر شهوت و از دیگران بانشاط و درکارها پرخروش وفعال  ترند!؟، در مواردی سردی زیاد ممکن است باعث گوری، درد چشم، و یا روماتیسم شود؛ چیزهایی که کاملاً سردند، خیار، سیب زمینی، کدو، زردآلو و میوه ها ی نرسیده. البته مثل هندوانه، میوه ها، حبوبات خنکند و سردی کمی تری دارند، سردی را باید با غذای گرم مصرف کرد، مثلا ًماست را با خرما، با نعنا، با کرفس، شیر را با عسل...؛ و راه دیگر اینکه، سردی شب ها مصرف شود که هم از تأثیر سردی کاسته می شود و هم این که ضرر نمی رساند؛ و نیزگرمی را صبح ها. ولی باید توجه داشت که بدن به همه نوع مواد غذایی نیاز دارد. ژاپنی ها، روزانه  از چهل نوع مواد غذایی استفاده می کنند. و نیز غذا های مضر باید کم وگاهی مصرشود. در حدیث است کم آن ضرر نمی رساند. البته از غذا های بی کیفیت و غذا هایی که برای بدن ضرورت ندارد، جداً باید خود داری کرد.

       نان کهنه، غذای مانده ولو( بیش از یک روز) دریخچال باشد، حداقل آن این است که ارزش غذایی خود را از دست داده است، سرخ کردنی زیاد، غذایی که با سرعت و شدت پخته شده باشد ، غذا های  پرچرب و چیز داغ خوردن که سرطان زا هم هستند؛ چای بعد از غذا که مانع جذب آهن غذا می شود؛ نوشابه که پروتئین غذا را از بین می برد، نمک زیادکه عامل سنگ کلیه، سیاه شدن اطراف چشم، بالارفتن اوره خون، کاهش دید چشم وآب شدن چربی آن می شود؛ غذا های تکراری، ترشی زیاد و شدید، شیرینی های مصنوعی به خصوص شکلات و هر چیزی که اشتها را کم کند، بد است چون هرکس اشتهای بیشتری داشته

 باشد، از نظر قوای جنسی وضع ایده آل تری دارد، قبلاً گفته شد، غده ای که درقسمت تحتانی مغز سر قرار دارد کارش ترشح هورمون،  و تقویت جهاز هاضمه و تحریک کننده میل جنسی نیز هست، لذا افراد افسرده، اخمو، عصبی و تند خو، هم کم اشتها هستند و هم بی حال وکم شهوت؛ گوشت زیاد و چربی به خصوص چربی حیوانی بسیار بد است، گوشت پیری زود رس و چین و چروکی صورت و از بین بردن زیبایی را به ارمغان  می آورد، لذا در هفته نباید بیش از دو بار باشد آن هم بعد ازآن میوه مصرف شود. به جای گوشت بهتراست گوشت ماهی را بیشتر در سبد غذایی قرار داد که از مشکلات قلبی و عروقی، سکته، و بسیاری از بیماری های دیگرجلوگیری کرده و برای کسانی که در سایه کار می کنند و از نورمستقیم خورشید محرومند، حتی ضروری می باشد؛ و نیز از بیماری آلزایمر(فراموشی) و سرطان جلو گیری می کند. تکرار می کنم  هرکس خودش باید پزشک خود باشد. چون شرایط افراد، از نظرسنی، جنسی،آب و هوا، زمستان و تابستان، نوع شغل...، یک سان نیست و این خود ما هستیم که حرف اول را می زنیم، نه کتا ب و نه حتی پزشک متخصص ولو همراهمان باشد. به قول شاعر« در عزایی گر بود صد نوحه گر= آه صاحب ناله را باشد اثر» وحضرت رسول (ص) می فرمایند« وای بر قوم وکسانی که بپوشند چیزی را که خود نبافته اند»!؟

باید های رفتاری

          این تصوردرست نیست که تنها راه معالجه دارو و غذا درمانی است؛ دوکتاب رفتاردرمانی اول و دوم وچندین کتاب دیگر،حول مقوله رفتاردرمانی، سالم و قوی...،زیستن است و تنها دوکتاب، یکی درمورد رژیم غذا و پیشگیری و دیگری درمورد، غذا درمانی است. سال 1385 در دانشگاه علوم پزشکی قم با دکتر... و خانم دکتر...، درمورد طب از دیدگاه اسلام و غذا درمانی بحث وگفتگو داشتیم. خانم دکتر...، پرسیدند. اگر بیمار سرطانی را در اختیارشما قراردهند ، با غذا درمانی چگونه او را معالجه می کنید؟، گفتم. غذا درمانی تنها یک جز از روش معالجه است، درحالی که بیش از صد مورد روش رفتاردرمانی داریم، که ازجهت صرفه جویی، عوراض جانبی...، با دارو درمانی و حتی غذا درمانی، اصلاً  قابل مقایسه نیستند، و مهم این که رفتاردرمانی به طورکلی برای هر بیماری مفید و سازگار می باشد؛ مثلاً همین سرطان را حساب کنیم، ورزش درمانی، تفریح درمانی، کاردرمانی، خنده درمانی، دوستی درمانی، تلقین درمانی...، همه درکنترل وحتی درمان سرطان مفیدند؛ در مورد تقویت میل جنسی، هرچیزی که در سلامتی...، و اشتها، نشاط انسان اثر داشته باشد از دوجهت مفید خواهند بود؛ یکی اینکه اگر فرد بیمار نباشد درمورد قوای جنسی با مشکلی رو برو نخواهد شد و دوم اینکه آدم سالم، قوی و توا نا خواهد بود. اصولاً ایده آل ترین افراد، افراد سالم و قوی هستند؛ ورزش و تفریح درجهاز هاضمه و اشتها اثر شگرفی دارد که گفته شده غده مترشحه این دو یک



تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 8:2 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

چیز است، لذا ورزش یکی از عوامل تقویت کننده قوای جنسی می باشد، می گویید نه امتحان کنید!؟؛ هیچ چیز مانند خنده و شادمانی، کار و تلاش در سلامت و تقویت قوای جنسی و اشتها صاحب اثر نخواهد بود؛ لذا اسلام کار و تلاش را از نظر ارزش در ردیف جهاد قرار داده است.

       حنا گذاشتن، زود حمام رفتن، رعایت مسائل بهداشتی ، شنا درآب دریا و آب معدنی محلات و اردبیل و سحرخیزی درتقویت میل جنسی تأثیر دارد. چرا در ماه اردیبهشت میل جنسی شدت می گیرد؟، به خاطر هوای آزاد ولطیف و دیدن مناظر زیبا است که نتیجه اش انبساط روح و سلامت جسم و جان می باشد؛ و نیز استشمام بوی خوشِ گل وگیاه، رفع خستگی و تجدید قوای تحلیل رفته...، از عوامل تحریک کننده می باشند. تفریح و ورزش برای جلوگیری و برطرف کردن هرنوع بیماری حرف اول معالجه را می زنند چون ورزش ماهیچه ها وقلب و عروق را قوی، فعال و مقاوم و نفوذ نا پذیر می نماید، و تفریح باعث رفع خستگی، انبساط روح و استفاده از هوای پاک و اکسیژن کافی، می شود. هوا درمانی، حتی در درمان سل و سرطان اثر دارد «دکترمیلثََ cMilth چند سال بود که بیماران سل را به وسیله خوابیدن درهوای ازاد معالجه می کرد...: هرنفر روزانه به 900 لیتر هوا نیاز مند است که سنگینی وزن آن 1250 گرم است و این سه برابرخوراک وآب یک روز انسان است: منتظر جهان صفحه  66سید احمد علم الهدی». اصولا افراد کوه نورد وگرد شگر، از نظر اشتها، قوای جنسی، سلامت، نیرومندی ، نترسی و قدرت روحی و جسمی، طول عمر...، مثال زدنی خواهند بود!؟، سه پیر مرد صد و پانزده ساله چهارمحال و بختیاری، دهدشتی وگلستانی که در سال 1385 از طریق تلویزیون دیده می شدند  نمون بارزآن می باشند که یکی ازآنها چون جوانی در مزرعه کار می کرد!؟

       البته هیچ چیزی مانند بازی مرد با زن و زن با مرد، قبل ازمقاربت برای تقویت و حتی رفع مشکلات میل جنسی بهتر نیست؛ نتنها درآن زمان خاص بلکه در هرزمان خلوتی که حتی بچه دو ساله هم نباشد، بازی کردن بهر شکلی که طرفین دوست داشته باشند؛ درصورت تداوم آن همراه با عشق ورزی ، نتنها مهر و محبت را، میان مرد و زن پایدار می سازد ، چون توأم با هیجانات عاشقانهِ احساسات برانگیز، خنده های نمکین دلربا...، می باشد، برای هر درد روحی و روانی وحتی مشکلات و بیماری های جسمی اثری قابل توجهی دارد. و همه نتیجه، واکنش های بیو لوژیکی و درونی ، تحریک سیسم های هورمونی، انرژی زای بدن می باشد؛ تنها خنده این آثار را به همراه دارد. تقویت قلب و سیستم ایمنی بدن، کاهش درد و تنش اخلاقی، دفع سموم شیمیایی، جذب اکسیژن، بروز جوانمردی و حمل سختی های زندگی...؛ ازآثار خنده و انبساط روحی می باشد. البته این خلاصه چند صفحه بود.

تکرار عامل تقویت و سلامت میل جنسی

         تکرارمقاربت سبب سلامت و بالا رفتن کیفیت میل جنسی می شود که روی هم  رفته از لذتی طبعی و دل انگیز بر خوردارخواهد بود و نیز از هرنوع مشکلی مانند زود انزالی، کند انزالی، در امان خواهد ماند و از هر نظر وضعی طبیعی و سالم خواهد داشت . در مورد این که تکراردر مقاربت باعث تقویت و سلامت آن می شود؛ موضوع به یک بحث علمی بازمی گردد که  تجربه آن را به اثبات رسانده است، افرادی که تکرار بیشتری دارند، هم شهوت قوی و سالم تری دارند و هم درنتیجه شاد تر، موفق تر...، هستند  و نیز عکس آن هم ثابت شده است. مانند کسانی که به هرعلتی از نظرکمی وکیفی مشکل دارند که از جمله علل، عدم تکرار است، مانند خانم هایی که بر اثرطلاق و یا مرگ همسر دچار مشکل شده اند،  که اگر تا یک سال ازدواج نکرده باشند؛ اکثراً دیگر بهر بهانه ای کم  می شود که ازدواج کنند، چون سیستم  هورمون ساز رو به سردی نهاده و از فعایت باز مانده است. که در توضیح بعدی تا حدودی روشن می شود. ولی باید توجه داشت اگرعلت سرد شدن، عدم تکرار باشد، این گونه خانم ها اکثراً به نوعی افسردگی گوشه گیری...، مبتلا می شوند و ازسوی دیگر، نه تنها ازجنس مرد متنفرمی شوند ، حتی نسبت به زنها هم  دیگر نمی توانند رابطه طبیعی بر قرارکنند و درنتیجه  رفته رفته به فشارخون و یا دیابت و خلاصه  به هر نوع بیماری روحی وجسمی که مستعد آن باشند، مبتلا خواهند شد، که علت العلل همان کاهش هور مون ها ی میل جنسی و انسداد منی و ازکار افتادن احساس محرک میل جنسی است. 

        واقعیت علمی آن بدین قراراست که در بدن ما انواع و اقسام کارخانجات و سیستم های بسیار پیچیده ای قرار دارند که همانند کارخانه های موجود، دارای زباله...، هستند که از منافذ بدن به وسیله کلیه ها و سایر سیستم های مربوطه دفع می شوند. مثلاً درهرثانیه 200 میلیون سلول مرده دفع و به همان تعداد، سلول جوان و سرحال جایگزین می شوند. گرچه از منی انسان به وجود می آید، ولی منی یک نوع سلول ازکار افتاده و مرده است که باید تعویض و دفع شود. و به همین جهت است که بچه های دوران جوانی، هم سالم ترند و هم با هوش تر ...، ولی زمان پیری کاملاً برعکس است که، در اصطلاح به پیر زا معروفند!؟، چون در زمان پیری منی  دچار مشکل کمی وکیفی می شود . شما آب راکت را باآب درحال جریان مقایسه کنید که آب درحال حرکت هم از هرآلودگی پاک می شود و هم هرآلودگی واردآن شود آن را هم دفع می کند. درخت را در نظر بگیرید که با بریده شدن شاخه های آن هم جوانه می زند هم  به جای یک شاخه چند شاخه جوان جایگزین می گردد ؛ و یا خون دادن درسالی یک بارکه بسیارحیاتی است!؟

        حال اگرکسی از اول دچار مشکل بوده و یا بر اثر بیماری و یا مرگ همسر...، میل جنسی او رو به سردی نهاده،  چه کنیم که در هرصورت وضع طبیعی آن به حال اول  برگردد؟، قبلاً در مورد اهمیت بازی مدام وکاملاً عاشقانه توضیح دادیم، این جا هم چاره همان است که گفته شد، و نیز سایر باید های غذایی و رفتاری . ولی خانم ها باید خود را زیبا وخوشبو کنند که اکرمرد دچار مشکل است  زن  باید مرتب خود را با تنازی و عشق بازی عرضه کرده و با قسمت تحتانی مرد بازی کند و اگر زن دچار مشکل است، مرد خود را زیبا و به زن عرضه کرده و باسینه او بازی و درآغوشش کرفته و او را به بوسد و هرچیزدیگرکه تصور می شود او را تحریک می کند  انجام  داده و دردید او قراردهد حتی بزن و برقص اشکالی ندارد ؛ هردو لخت مادر زاد (ولی باشرت)  باشند اشکال ندارد. البته این درصورتی است که هیچ کدام از اهل منزل حتی با قراین نشود به جزئیات آن اطلاع پیدا کنند،، چون علاوه بر نباید های دیگر از نظرآرامش و امنیت روحی و روانی هم برای آنها و هم برای شما اثرمنفی دارد؛ و درسلامت هورمون های جنسی اثر منفی بیشتری خواهد داشت.

         اگر بشود هرشب و اگر نشود در هفته سه روز و اگر این هم نشد در هفته یک بار هم مقاربت و هم بازی  باشد وسعی شود روز به روز آن را تقویت کرده و افزایش داد، و برای همیشه و بدون  وقفه ترک نشودکه  باعث سردی و رکود هو رمون ها شود در دراز مدت هرنوع مشکل جنسی وجود داشته باشد به احتما ل  قوی رفع آن امکان پذیراست ، و هیچ تر دیدی درآن نیست، مگر زمانی که همه عوامل هماهنگ نباشند و بد عمل شود، باز تأکید کرده و باور دارم؛ اگر استمرار روش فوق  هیچ گاه قطع نشود . حتی بیماری زود انزالی وسیلان منی را می تواند بر طرف کند. البته همانطور که قبلاً اشاره شد، در صورتی به این نتیجه بسیار مهم خواهیم رسید که هم باید ها و نباید های غذایی و رفتاری همه با هم  هماهنگ باشند ، درصورتی که این کار نه هزینه بر دار است و نه چیز دیگر و بهتر از این است که مردان و یا زنانی که مشکل دارند؛ هر روز با هم ولو مخفی درگیری لفظی داشته باشند. در صورتی که تعدادی از جدا شدن ها به هر بهانه دیگر، ریشه در بیماری و افت میل جنسی یکی از طرفین دارد، که البته به دلایلی بیشتر از مردان مبتلا به زود انزالی ، سیلان منی ... هستند!؟

نباید های رفتار ی

        نبایدهای رفتاری همانند جرقه ای است که جنگلی را به خاکستر تبدیل می کند؛ یک عصبانیت و درگیری کافی است بطورکلی سیستم قوای جنسی را ناکار کرده و هورمون های جنسی دچار افت...، شوند. یک نمونه بسیارسنگین آن را شنید یم که تا مدت ها طرف دچار چه کنم بود و هیچ روش درمانی هم صاحب اثر نبود تا این که پس از چند ماه قضیه به صورت ناگهانی و معجزه آسا حل شد. علت قضیه عصبانیت شدید بود که در وقت هم بستر شدن  رخ داده بود دستوراتی که از اسلام در باره منع از نگرانی...، آمده بی جهت و تنها برای آخرت نیست.

       اصولاً آدم های عصبانی، گرفته، اخمو، بد اخلاق، آدم های هرزه و بی  تقوا، که به شدت نا آرامند، ازنظر قوای جنسی، اشتها...، وضع نا مطلوبی دارند!؟، شاید آزمایش کرده باشید، اگرانسان گرسنه باشد و در همین حال با کسی درگیر و به شدت عصبانی شود، گرسنگی او بطورکلی تبدیل به سیری می شود، لذا افراد افسرده به همین جهت است که گرسنه نمی شوند تا غذا بخورند. قبلاً گفته شد افسردگی شدید، قوای جنسی و هاضمه را بطورکلی قطع خواهد کرد. بدن انسان به طورطبیعی سیصد نوع سم تولید می کند، عصبانیت و نگرانی وجود انسان را تبدیل به سم کشنده کرده و همین سموم است که مانع گرسنه شدن می شود، کلیه ها چون قادر به دفع سموم  بیش از حد مجاز نیستند، یا دچار مشکل می شوند و یا قسمت عمده ای از سموم وارد خون می شود و خون آلوده  باعث

د های موضعی...، و ازجمله سردرد می شود. قبلاً گفته شد، عصبانیت ملکول های آب را تغییر می دهد!؟ لذا افرادی که دست به خودکشی زده و یا دچارسکته و یانقص عضو می شوند به خاطر همین هاست که بدان ها اشاره شد؛ و دریک کلام خون و سپس قلب مستعد هرنبایدی و بد عمل کردن شده اند!؟.شایان ذکر است امروزه با پیشرفت علم، به وسیله آز مایش ازخون، علاوه بر این که همه مشکلات اخلاقی، رفتاری و نوع جرم، به راحتی درخون دیده می شود؛ حتی هویت فرد را می توان ازیک قطره خون و یا کوچک ترین جزء  بدنش که حتی متلاشی شده، شناسایی کرد. خلاصه کمترین نگرانی اثردارد که اگرشدید باشد فوراً نیروی جنسی را دچار مشکل می کند و اگرکمتر باشد مانند دودی است، گرچه اتاق را خراب نمی کند ولی سیاهش خواهد کرد و با این حال، زیبایی  دوست داشتنی  خود را از دست داده  است؛ سلامتی و نیرو های بدنی ما همین وضع را دارند.

       با شکم پر، درحال ترس و دلهره، جای نا امن، درحال خواب آلودگی، با بدن کاملاً کثیف، درحالی که انسان خسته است، بدون بازی وآمادگی کامل، دروقت گرسنگی شدید، بعد ازمحتلم شدن و قبل ازغسل کردن...، اینها همه برای میل جنسی مرد و زن هردو علاوه بر اینکه به همان اندازه لذت و نشاط روحی کاهش پیدا خواهد کرد؛ برای مرد و زن به شدت مضر هستند، که مواردی ازآن ها درکتاب حلیه المتقین صفحه 66 آمده است. و امکان دارد درکوتاه مدت و یا دراز مدت و بر اثر عوارض و عوامل دیگر، چیز غیرقابل شناختی (حتی برای پزشکان متخصص) ظهورکند که خود فرد هم از سر و ته آن خبری نداشته باشد!؟،

      کسی ممکن است تصور کرده و یا بگویند: ای بابا ما که فلان کردیم ولی خبری نشد، اینها همه حرف است!؟، ولی در پیری و یا بیماری و یا ضعف اتفاقی...، روزی به نتیجه عملکرد هایی که قطره قطره انباشته و همانند آتش زیرخاکسترند خواهند رسید!؟       آقایی که درضمن سؤالاتی که از او داشتم، معلوم شد به جهت اینکه به دلیلی هم ترس و دلهره داشته ، و هم با عجله  هم بستر می شده، دچار مشکل شده اند. که البته توصیه های لازم را به ایشان دادم ونجات یافت.نود درصد بیماری ها ریشه در زمان انعقاد نطفه، مراحل شکل گیری جنین تا تولد، رشد دوران طفولیت تا جوانی دارند که همانند عوامل پشت صحنه فیلم  مخفیند تا زمانی که عوامل دیگر اضافه شود؛ انسان به جهتی ضعیف شود و یا نیروی جوانی را از دست داده و پیری شروع شود. اینجاست که سر وکله جوجه تیغی ها یکی پس از دیگری پیدا خواهد شد.



تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 7:58 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

ما فکر می کنیم، هرچه اسلام به صورت واجب، مستحب، حرام ، و مکروه گفته، برای نجات از جهنم و رفتن به بهشت آخرتی است!؟، درحدیث است در وقت رفتن به مسافرت و هنگام برگشت از مسافرت هم بستر شدن مکروه است که از نظر علمی هم برای میل  جنسی...، مضر است و هم برای تولید مثل؛ بچه های عقب مانده ذهنی...، از همین مقوله ها و بچه های نخبه از عوامل تأثیر گذار مثبت می باشند؛ مانند غذا های بهداشتی، پاک و با کیفیت، مصرف میوه زیاد و تازه، غذا های با ارزش غذای بالا...، سلامتی و نشاط روحی، شب های جمعه، پنجشنبه، دوشنبه و بعد از بازی تحریک کننده، مقاربت کردن...، هم بستر هستند برای بچه های زیبا، خوش اخلاق، نخبه، خوش قیافه و دارای اندامی متناسب، سر زنده...، می باشند. هشتاد درصد بیماری سرطان را از مقوله بی نظمی... درتغذیه می دانند، لذا، در صورت تظیم غذا در همان هشتاد درصد ما به مطلوب تمام عیار خواهیم رسید.

        خداوند که بد خلق نکرده، بلکه این قالب است که زشت و زیبا تحویل می دهد، نه مواد اولیه. مواد اولیه که هیچ اشکالی ندارد، اشکال درقالب وکارخانه تولیدی ما ها است، که به فکر نیستیم برای تولید مواد اولیه که خدا به لطف خودش در اختیار ما گذاشته وکار مهندسی آن را هم خودش عهده دارشده است؛ جداً برای سلامتی و سعادت نسل خود اقدام کنیم. شش میلیون معلول در ایران!؟،آیا کارخداست یا کارما؟!، که با تیشه به رشیه خود می زنیم!؟، اگردرآسایشگاه های معلولین ،آنها را از نزدیک به بینید متوجه می شوید چه می گویم؛ چون به مدت یک سال از نزدیک وضع دلخراش آنان را باهمه وجود لمس کرده و نوشته ام تا دراختیار همگان قرارگیرد .

سهم دشمنان و بهداشت جنسی!؟

         صرف نظر ازآنچه در این باره تا اینجا گفته شد یکی ازعوامل بسیارخطرناک عدم رعایت بهداشت جنسی، دام های صیادی دشمنان اسلام می باشد، که ریشه تاریخی کهن دارد. چون ازیک سو مهم ترین چیزی است که برای به دام انداختن( به خصوص) نسل جوان پرجاذبه می باشد، و ازسوی دیگر دشمنان چون توان مقابله رو در رو با افراد شهادت طلب را نداشتند، به اینجا متوسل شدند، همان طورکه اشاره شد، به خاطر چند جهت نسل جوان را هدف قرار دادند، برای اینکه نسل جوان هم کانون شهوت است، و هم کم تجربه، و مهم اینکه اگر تاریخ را نگاه کنیم، خواهیم دید، تنها عنصری که تا کنون پوزه دشمنان و استعمارگران را به خاک مالیده، نسل جوان بوده است، و لذا برای بر داشتن این مانع از سر راه خود، هرچه توانستند، در این راه سرمایه گذاری کرده و می کنند. یکی ازعلل سقوط حکومت700 ساله مسلمانان در اروپا، این بود که جوانان را، به مراکز فحشا کشیده و همه چیز را مجانی در اختیارشان قراردادند، که درکتاب تاریخ( فتوحات اسلام دراروپا) آمده است. عرب جاهلی هم، به پیامبر(ص) پیشنهاد کردند، بهترین زن را به او می دهند تا دست از تبلیغاتش علیه زشت کاری آنان، بردارد!؟، بلعم باعورا نقشه فرستادن زن فاحشه را به لشکر بنی اسرائیل کشید. هارون الرشید، برای اینکه از امام موسی کاظم(ع) بهانه ای بدست آورد، آن زن زیبا را، در زندان پیش حضرت بردند!؟، ولی جاذبه امام زن را دگرگون و هدایت کرد!؟، بعد از استقرارحکومت اسلامی، هنگامی که دیدند با حمله نظامی کاری پیش نمی رود، تهاجم فرهنگی را برای بسترسازی شروع کردند؛ و با ایجاد شبهات مذهبی برای سست کردن اعتقادات مذهبی و ایجاد بستر مناسب برای جذب جوانان؛ به طرف اهداف معین خود مانند گرایش به مواد مخدر، سی دی و فلیم های مبتذل، کوشیدند تا همین ها زمینه باشند برای گرایشات جنسی؛ و نیز با تبلیغ عملیِ مد های غربی و دیگر عوامل تحریک کننده؛ به خاطر توجه دادن نسل جوان به مسائل جنسی و هوس بازی های سرگرم کننده مخرب بود؛ که از جمله، دریک استان کوچک، سالی ششصد دختر دردام بلا گرفتار می شوند، و از طرف دیگر شاهد جمع آوری بچه های سر راهی ...، هستیم. محوراین طرح ها؛ انگلیس و اسرائیل، و سرمایه گذاران آن، امثال آمریکا بودند که از همان دهه اول استقرارحکومت اسلامی شروع شد؛ و هنوز به اشکال دیگر اینترنتی...، ادامه دارد!؟

       ولی چه شد که این ها سفره ودام صیادی خود را برای صید جوانان گشودند؟!، درجواب باید گفت برای ایجاد خلأ بود، تا بستری مناسب برای گرایش به مسائل جنسی، به وجودآید. چون اگر با وجود باور های دینی جوانان، خلأ ای به وجود نیامده بود، مگر می توانستند جوانان را به دام بکشند؟!، پس چرا حضرت یوسف، ابن سیرین...، در دام نیفتادند؟!، درحال حاضردرکشور هفتاد میلیونی، سه میلیون معتاد داریم که نا امنی های جنسی،آدم ربایی، سرقت حتی مسلحانه...، از سوی همین ها و قربانیان تهاجم فرهنگی می باشند. در واقع سه میلیون لشکر دشمن شکن را به وسیله تهاجم فرهنگی از سر راه خود برداشتند، بدون این که حمله نظامی کرده  و هزینه جنگی...، را متحمل شده  و یک سر باز هم کشته داده  باشند!؟

         عوامل دیگری که هم دشمن را امید وارکرد، دام خود را سر راه جوانان بگستراند، و هم این که به نوعی کمکی هم برای دشمنان  باشد. جهل و عدم آگاهی های عمومی لازم، از یک طرف، ازدواج دیر هنگام به خاطر عدم امکانات مالی...، مهریه سنگین، و بهانه اینکه جوان هنوز به بلوغ عقلی نرسیده و باید سی ساله که شد ازدواج کند!؟؛ از سوی دیگر، خلأ مورد نظر دشمنان را به وجود می آورد، تا بذرفساد خود را در این بستر مستعدی که خود ما به وجود آورده ایم بپاشند و محصول آن  را روزی دروکنند که قبلاً به آن اشاره شد، و یک قلم آن سه میلیون جوان معتاد و در واقع سه لشکر دشمن شکن از رده  خارج شده می باشند. باز تکرارکنم این نتیجه طرز تفکر غلط ما در باره ازدواج دیرهنگام جوانان به این فکر غلط که به بلوغ عقلی برسند، مهریه و جهیزیه سنگین، بهانه داشتن خانه...، برای پسران و نداشتن طایفه مال..، برای دختران است، که اگرکارآسیب شناسی صورت بگیرد،آنگاه متوجه خواهیم شد؛ خیانت کاری که می گویند کیست و نشانه های آن کدام است!؟، به هرصورت این معضل یکی ازخطرناک ترین عامل بهداشت جنسی است و می توان گفت، غیر از خسارت های زیان بارآن، درمجموع، به طورمستقیم  و غیر مستقیم، پنجاه درصد طلاق های فزاینده و...، را در بر می گیرد.

         ولی دولت با همکاری عالمان دینی، می توانند جلو آن را گرفته وکنترل کنند؛ همان طورکه درگذشته گفته شد، با کمک آموزش های قبل ازدواج، و تعیین مهریه مناسیب، روند و خط مشی های رسومات محلی  را تحت کنترل گرفته و شرایط دارای اهرمهای محصورکننده و زمینه ساز ازدواج زود هنگام وآسان را، فراهم ساخته و دراین گونه امور مهم و خطرآفرین تا این حد آزادی عمل ندهند که حتی مصالح و موقعیت بین المللی کشور  را، طلاق و مفاسد اجتماعی، تحت الشعاع قرار دهند .اگردولت جدی وارد عمل شده وکنترل کند،آنگاه خواهید دید چگونه اول سطح طلاق پایین می آید، چگونه گرایش به مواد مخدر، سی دی ...، سرد و عقب گرد کرده و این که حتی بیماری های روحی و جسمی به خصوص درمیان جوانان کاهش پیدا خواهد کرد و تاچه حد، قبولی دردانشگاه، و ارتقای علمی ...، چشم گیر ترخواهد شد. برای اثبات سهم تهاجم فرهنگی قسمتی از مستندات نیرو انتظامی را می آوریم که کامل آن قسمت اول کتاب آمده است«   اکنون بانگاهی گذرا به این گزارش، لزوم اقدام همه جانبه دستگاه ها و عمل به وظایف مندرج درمصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، بیش ازپیش نمایان می شود. به عبارت بهتر و در یک جمع بندی حد ود93 در صد از عناصر بد حجاب دستگیر شده ،کسانی هستند که در دوران سی ساله اخیر، به دنیا آمده و به دلیل برخی کم کاری ها و بی توجهی های مسؤلین در مقابله با تهاجم فرهنگی ، به دام این منکر افتاده اند:

       به امید آن روزی که در مقابل تهاجم فرهنکی موفق و از نعم با ارزش خداوند درجهت دست و سلامت جسم وجان  بهرمند شویم که هدف خالق هستی می باشد. خدایا خودت یاری فرما تا دردرجه اول نسل جوان ما از هرنبایدی در امان و به زینت هر بایدی آراسته واز هر نباید وزشتی در امان باشد.

کتاب های  مکمل بهداشت جنسی

      منظور از مکمل این است، اگر کسی به خواهد اطلاعات جامع و کاملی داشته و برای اظهار نظر دستش باز باشد، باید کتاب هایی را که معرفی می شود مطالعه کند، تا از مجموع به فلسفه زندگی مشترک و رابطه عوامل زندگی ایده آل  مطلع شود و این نوع اطلاعات جامع در زندگی فردی و اجتماعی بسیارکار ساز  و در مواردی ضروری  و  از امتیازات مشخص انسان خواهد بود.

1):  علل و عوامل طلاق و تبعات فردی و  اجتماعی آن، و اینکه  تهاجم فرهنگی در مجموع یکی از عوامل مهم طلاق می باشد.

2): فلسفه گرایش به جنس مخالف؛ زمینه ساز  زندکی مشترک(جامعه کوچک)  زیر ساخت جامعه بزرگ و توضیح این روند تکاملی.

3): هویت زن و  تفاوت های روحی و جسمی زن و مرد  ازکتاب شهید مرتضی مطهری که آن را کاملاً توضیح داده ام  و اینکه ورود بی قید و شرط زن در بازار کار، زن را به یک ابزارکار تبدیل می کند این دو موضوع  از مطالب مهم کتاب می باشند. 

4): زن تجلی گاه پیدایش ما هوی و شخصیتی  انسان .به گونه ای نقش زن را در همه عرصه های بقایی بشر و زیستی آن توضیح  می دهد.

5): رنگ درمانی. نقش رنگ درسلامتی ودرمان بیماری به خصوص روحی و روانی، تأثیرلباس های شاد در روح و روان پوشیدن زیان لباس مشکی به خصوص برای زنان چون یک از عوامل درصد بالای افسردگی درمیان زنان رنگ مشکی است.

6): فلسفه از دواج و اینکه به دلایلی ازدواج امریست مقدس و مهریه هم یک نوع هدیه است برای استحکام روابط عاطفی میان مرد وزن در زندگی مشترک پر نشیب و فراز که در شش مورد با دلیل توضیح داده شده است.

6): چند عنوان کتاب در مورد فلسفه ازدواج، چون ضرورت های ازدواج، نقش مهر و محبت میان زن و مرد...، اینها را هنوز برای تایپ آماده نکرده ام ولی بقیه تایپ شده که پس از اصلاحاتی برای نظر خواهی و درضمن هر نوع  استفاده ای، همه را در (وب سایت)  قرار می دهم.

در پایان تمنا می شود هرنظر نوع پیشنهاد و یا خواسته ای دارید،کوتاهی نکنید و ما را از طریق «ایمیل» تلفن، درجریان قراردهید. ولی از جواب در ایمیل و پیامک به دلایلی جداً معذوریم، مگر تلفنی. والسلام:

عبد الحسین نجفی

                                                                 همراه: 09368550280



تاريخ : جمعه بیست و یکم مرداد 1390 | 7:53 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

طرح بهسازی انسان فردا

به نام او که....»                  طرح بهسازی انسان فردا               30/1/1390

شایان ذکر است، این طرح قسمتی از طرح جامع  ترویج معارف اسلامی درعصر تکنولوژی، می باشد برای حوزه های علمیه و مکمل دو طرح دیگر می باشد، تحت عنوان طرح مدیریت محوری،و طرح تحول حوزه های علیمه،که به نظرم رسید، این قسمت برای مهد کودک و استفاده آن در منازل...، برای سرگرمی کودکان و جلو گیری از بسیاری نباید های اخلاقی... و یاد دادن باید هایی به کوکان، که می توان کودکان را ازهمان گام های اول  بباور های دینی آشنا و عادت داد، قبل ازآنکه چیزی سر زمین وجود آنها را اشغال کرده باشد. ( به سبک طرح اصلی عنوان می شود )

      دهم.کارگروه کودکستانی: منظور،کودکستان تنها نیست، بلکه تحت پوشش قراردادن کودکان درهمه جا و درهرسنی که باشند.کودکان صد در صد تأثیر پذیرند و به همان میزان آسیب پذیرخواهند بود. اگرخلأ انسان، در دوران شکل گیری، اشباع شود، هیچ عاملی هرچند سخت آن را تحت تأثیر قرارنخوا هد داد. نظیر جریان آسیه زن فرعون که خداوند آن را ( درسوره تحریم آیه 11) به عنوان الگو معرفی کرده؛ بهترین دلیل است که روحانیت باید با محوریت خود همه زمینه های مستعد مردمی و دولتی را فعال نماید و  بر اساس طرحی همگانی به شکل زیر اقدام کند.که البته والدین هم مورد خطاب هستند که می توانند از همان اول زمینه ر ا نه تنها  برای کودستان، بلکه برای دوران زندگی فرزندخود آماده و مستعد نمایند.چون ثابت شده حرف زدن مادر با جنین  درآینده انسان نقش اساسی دارد؛ ازجمله ضریب هوشی و زبان آوری کودکان.

     1): نامه نگاری:چراخداوند به قلم وآنچه می نگارد سودگند یاد کرده؟(قلم آیه 1)، لذا کودکان، نو جوانا و جوانان، هرکدام را متناسیب با شرایط سنی... خود آماده کنیم، برای خدا، امام زمان(ع) امام حسین(ع) ابوالفضل(ع)،...، نامه بنویسند. و به آنها گفته شود، خواسته های خود و دیگرچیز هایی که ذهن کودک را آماده و پرمی کند؛ به نویسند. اگر بدانیم همین طرح به تنهایی چه خواهدکرد؛ چرا نماز تاآن حد با اهمیت است؟، چون به یاد خدا بودن حصاری است که هیچ ویروس شیطانی درآن راه نخواهد یافت. (عنکبوت آیه 45)

      2): انواع نقاشی ها: چون کودکان بی نهایت مستعد این گونه کار های هنری، ذوقی و دوست داشنی هستند . مانند نقاشی خانه خدا، مسجد النبی (ص)، مجسد قدس، بارگاه علی، حسین...(ع)، با ذکرنام، مکان...، اینها را خیلی ساده وکودک پسند. از همین حالا ذهن کودکان را جلب و قلبشان از عشق ائمه (ع)، می توان نورانی کرد؛ و از هر ظاهر فریبنده ای در امان داشت. این طرح به اثبات و درک باور های دینی کمک شایانی می کند. چون زمان نقاشی صورت این آثار روحانی در بایگانی مغزشان ثبت و خاطره آنها در سینه پاک کوک باقی خواهد ماند؛ و چه ماندنی که پاک نخواهد شد. چرا قبر امام حسین(ع) به وسیله متول عباسی، 17 بار تخریب شد و قدس،آثار مکه و مدینه به همین طریق؟!، و مهم اینکه چون کودکان نسبت به اشیاء حساس و کنجکاو هستند، در باره این مکان ها سؤال می کنند ، که فرصت خوبی است برای پرکردن خلأ پاک و مستعد نها؛ که گفته می شود ذهن کودک چون کاغذ سفیدی است که برای نوشتن کاملاً آماده است و هرچه روی آن نوشته شود پاک شدنی نیست.

       3): نقاشی ازطبیعت: به کفته قرآن انسان جزئی ازطبیعت است، لذا طبیعت را خیلی دوست دارد. اصولاً هرچیزی را انسان دوست داشته باشد، اثر پذیری و شنوایی زیادتری ازآن دارد. لذا نقشای از طبیعت در همه زوایای زندگی انسان نقشق ماندگاری دارد، چون طبیعت زیباست؛ و انسان هم فطرتاً زیبا پسند. تمام پارچه های گل دار؛ نقاشی تابلو ها، برگرفته از طبیعت است. بنا براین، می توان کودکان را به نقاشی واداشت.مانند، نقاشی ازکوهها،گیاهان...، رود خانه و آبشارها...، پرندگان...، با ذکرآیات مناسب هر نوع طبیعتی که قطعاً در اعتقادات و توجه به قرآن و طبیعت ،(تجلی گاه خداوند)، بسیارکار ساز و درتقویت روحی و نیروی جسمی کودکان، نیز اثر بخش خواهد بود. چرا خداوند درچند آیه به سیر در زمین تأکید دارد و می فرماید« بگو در زمین بگردید و بنگرید خدا وند چگونه آفرینش را آ غاز کرده است» عنکبوت آیه 20:                                                                                                  

      درمورد این امر بسیار مهم انسان سازی، قبل از هرعارضه مخرب بشری، با وجو  مدیریت محوری روحانیت، ضروری است از بسیج، ارگان های دولتی و نهاد های مردمی، کمک گرفت و  مردم را وارد صحنه مسؤولیت پذیری نمود و کلاً در هرکاری مشارکت مردمی را رمز و سر فصل کار قرار داد.و برای ایجاد انگیزه و تقویت روحیه خود جوشی، ابتکار وخلاقیت ...، به بهترین ها،جوایز و یا امتیازاتی در نظر گرفته شود. و مهم این که نقاشی ها و نامه ها، دریک جا جمع و به نام خود افراد بایگانی شود تا درحال وآینده، گویا ترین خاطره ماندگار، الهام بخش و جهت دهنده  باشند؛. که البته لازم است از نامه ها و نقاشی ها، بهترین های آنها را کتاب ...، کرد و در اختیار همکان قرار داد. با این توضیح که منشاء این کار موفق چه بوده و چه گونه که همان اثرات اعتقادی و مذهبی از نامه به خدا...، و نتایج نقاشی ها باشد که اینها خود اثرسازنده اجتماعی دارد که ممکن است این روش به نسل های آینده انتقال یافته و به صورت یک فرهنگ با قی بماتند.

گرچه وقت چندانی برای کار های اصلی وسیع خود ندارم؛ ولی امید وارم هر نظر و پیشنهادی در مورد کامل کردن طرح دارید جداً دریغ نکرده و تلفنی (نه پیامک...) مارا درجریان قرار دهید و سعی کنید این گونه(نقّاد) باشید تا صاحب نظر شوید.والسلام:

                                   عبدالحسین نجفی

                                   تلفکس: 6631605- قم                                                    

                                                                                                                                                       همراه: 09368550280                                  



تاريخ : پنجشنبه بیستم مرداد 1390 | 6:8 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

                                                     بسم الله الرحمن الرحیم             1/2/1390

                                      مالک خمس صاحب الزمان(ع) است

         خمس یعنی پنج یک آنچه خمس به آن تعلق می گیرد و مالک آن صاحب الزمان (ع) است، خمسی که مالک آن امام زمان است، برای مصارف حفظ ، توسعه اسلام و تأمین نیاز سادات فقیر است، اگرسادات فقیر باشند، و لی درغیراین صورت همه خمس دراختیار امام و یا نایب او که مرجع عظام دامت برکاتهم باشند، قرار می گیرد.که به مصرف درست آن برسانند.

        درمورد انگیزه ما ازنگارش این جزوه؛ سالهاست که نسبت به آن دغدغه جدی دارم؛ این هم بدان جهت است که از سال 1382 که طرح جذب وحل شکل پرداخت خمس را به مراجع ارائه دادم، چندین کتاب درباره خمس، تحت عنوان (فلسفه خمس ... ) که بیش ازده فصل است  و خمس یا مالیات که آن را در سفر همایش خمس درتنکابن شمال نوشتم و نیز روش تبلیغ خمس که به جهت همان طرح ها نوشته شد که بیشتر برای تبلیغ طلاب در مورد جذب خمس به عنوان حق امام زمان است و اینکه ما وظیفه الزامی داریم و باید حق امام زمان (ع) را ازمردم مطالبه کنیم. با توجه به اینکه چندان وقتی برای نگارش این جزوه را نداشتم، ولی به جهت اعلام سال جهاد اقتصادی توسط مقام معظم رهبری آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته، سبب شد به نگارش این جزوه بپردازم. شایان ذکراست دراینجا درمورد هدف و اهمیت وجوب خمس لازم است به نکاتی اشاره شود، چون دراینترنت مشاهده کردم، پاسخ به سؤالات مردم توسط مراجع شدم، راه های تعیین سال شرعی و اینکه خمس به چیزهایی تعلق می گیرد، مطلب زیاد آمده که یک قسمت ازآنها را که کپی کردم ، بیش از90 صفحه شد؛ لذا  این منبع دراختیار مردم قراردارد ولی مشکل پرداخت خمس است که باید آن را جا انداخت و نگرش مردم را سامان داده وعوض کرد،که با آگاهی و علاقه خمس بدهند. در واقع مهم این است که ما خمس دادن  را درجامعه ترویج کنیم و لی نحوه محاسبه و پرداخت زیاد مهم نیست همین که علاقه و انگیزه خمس دادن وجود داشته باشد، مردم بقیه را فرا خواهند گرفت؛ و خلاصه مهم این است  که ما نماز خوان درست کنیم؛ همین که علاقه به نماز باشد؛ بقیه خود به خود، درست خواهد شد.

        1): نشرمعارف اسلامی: خیلی ساده و خلاصه اسلام را به یک انسان معمولی هم تشبیه کنیم، این انسان برای ادامه حیات... نمی تواند بدون آب و نان زنده مانده و زندگی راحت وکارآمد داشته باشد. مایه و بنزین حرکت جهان مادیات است؛ جهان حول پول می چرخد؛ استعماری که هیچ منطقی برای ستمگری برجهان ندارد، تنها با کمک پول و رسانه های تبلیغی بود که توانست خود را برجهان حاکم کند. یکی ازعوامل بسیار موفق استعمار به نام و هابیت است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی کارخود را با شبه افکنی به نام و رنگ اسلامی، علیه شیعه شروع و دردو دهه اخیر حکومت اسلامی، آن را تشدید کرد و40000 سایت به زبان فارسی آماده فعالیت بر علیه شیعه کرده است که اسلام حتی  درحد دفاع هم عقب است و علت این عقب بودن،  هزینه ما درمقابل هزینهه آمریکا،... انگلیس،... صهیونیست،... است.

       ازسوی دیگرآموزش نیروی اطلاع رسانی و نشرمعارف اسلام به وسیله کتاب، هزینه سنگینی را طلب می کند؛ هزینه این ها را امام زمان(ع) باید معین کند و لی  عده زیادی از پول دارها حق او را نداده و غصب می کنند؛ چیزی که خداوند ازملک خودش (به بنده داده تا زندگی کند) مقداری ازآن را، برای ترویج معارف اسلام قرارداده است، وما درمقابل ادعای خدا باید جواب بدهیم که غصب نکرده ایم!؟، آنهم جایی که دیگر هیچ طرفندی ازطرفند های دنیای دردست رس نیست!؟

      درصورتی که، اگرکمی دقت کنیم، خمس من غیرمستقیم به جیب خودمان برمی گردد؛ همان گونه که عوارض کشوری به جیب خودمان برمی گردد و صرف آبادانی کشورمی شود. چنگیزمغول وقتی برایران غلبه کرد و حتی گربه های ایران را سر برید به این دلیل بود که اسلام حا کم نبود؛ همان اسلامی که حضرت رسول(ص) توانست کفارقریش را، سرکوب و اسلام را برای تا ابد پایه ریزی کرده وآن را بدست ما به سپارد که حفظ کنیم، لذا خمس، واجب هم که نباشد، برفرض اینکه مال دراصل ازخود ما باشد، خدا و امام زمان(ص) ازما چیزی بخواهند؛ بی انصافی است بهانه کنیم چون حضرت ابراهیم (ع) برای قربانی کردن پسرش بهانه نکرد. ما اگرکمک نکنیم که افرادی جلو تهاجم فرهنگی را بگیرند که سه میلیون جوان ما را به

تاريخ : سه شنبه هجدهم مرداد 1390 | 5:17 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

دامن اعتیاد نکشاند؛کمک نکنیم که مستمندانی ازفقر نجات یابند، پس چه کسی باید کمک کند؟، آیا سزا واراست ما که  توان آن را داریم کمک نکرده وچیزی را بهانه کنیم؟.

        2) چه کنیم که فدک را نگیرند: با توضیحات کوتاهی که در قسمت اول داده شد، هدف اسلام ازخمس معلوم و متوجه شدیم که دشمنان قسم خورده، چون آمریکا...، با کمک عواملی ازخود مسلمانان (چون و هابیت )، و با سرا زیرکردن دلارهای خود و راه اندازی 40000 سایت به زبان فارسی...،علیه شیعه درکل جهان تبلیغ کرده و از جمله می گویند، قرآنی که ایران دارد، خود سازی است و لذا براثر همین القاأت در سال 1389 درایران به وسیله منافقین و بعد درآمریکا و همین چند روز پیش( 20/1/1390 ) در بحرین که تحت سلطه آمریکا است، در ضمن تخریب 25 مسجد و40 حسینه، قرآن ها را هم به آتش کشیدند. سال 1382 به وسیله یکی از اعضای شورای عالی حوزه علمیه که ازحج برگشته بود، کتابی را که علیه خمس تبلیغ کرده بود به من داد و درکتاب (روش روشنگری درجذب خمس) ازآن استفاده کردم. نام این کتاب ( اهل بیت از خود دفاع کنید )!؟ مؤلف ( دکترحسین موسوی ) و در183 صفحه چاپ شده و رایگان هم می دهند، با وجود اینکه اینها و هابی هستند که برای تأثیرحرف خود درمیان افراد کم مایه،آین کتاب ها را به نام شیعه چاپ و نام مؤلف را هم حسین گذاشته اند.  معلوم است قصدشان گرفتن فدک است؛ گرفتن فدک از فاطمه (ع) به خاطر این بود که علی (ع) همانند زمان امام حسن (ع)، معاویه ازموقعیت استفاده کرده و با پول لشکرامام حسن (ع) را ببرد و بعد هم حضرت را با صلح تحمیلی خانه نشین و در نهایت با زهر او را شهید و بدن مبارکش را هم  تیر باران کنند. همه اینها به خاطر منزوی کردن اسلام بود، همان طورکه امروز آمریکا...، درپشت صحنه و هابیت از هرکاری که در توان دارند دریغ نمی کنند، آمریکا دلارهای خود را می دهد برای جنایت و تخریب اسلام؛ ولی شما خمس خود را می دهید برای تقویت فدک که امام حسن(ع) زمان خانه نشین نشود  واسلام پایدار بماند که مانند عصرحکومت اسلامی زیر سایه آن آرام باشیم، و شاهد شرایط زمان شاه نباشیم که سگ های آمریکا زیر نظردکترمتخصص بودند وکودکان ما در روستا ها به جهت عدم دست رسی به دکترجان می دادند که ما، با همه وجود شاهد ماجرای آن زمان بودیم ولی  عکس آن را حالا درحکومت اسلامی با همه وجود لمس می کنیم که همین هم اگر کمک های مادی مردم درخود انقلاب و 8 سال جنگ تحمیلی عراق (به تشویق آمریکا) نبود، ما امروزحق نداشتیم حتی نفس راحتی بکشیم. خمینی (ره) برخواسته  ازحوزه علمیه بود که ما را نجات داد ومفتخرمان کرد. در واقع خمس همان فدکی است که از علی(ع) گرفتند؛ حالا قصد دارند آن را ازعلی زمان بگیرند، تا توان مقابله با  دشمن را نداشته باشد؛ و میدان برای رسیدن دشمن به اهدافش باز و بلا مانع شود.

        به هرصورت خمس ندادن ما به هربهانه ای باشد به همان انداره مساوی است با پیش روی دزدان فدک و زمین گیرکردن اسلام در زمان امام علی، امام حسن ... (ع). کسی نیست که وقت مرگ علی براو وارد نشود ولی چگونه وارد می شود؟!

          3) خمس درنگاه قرآن : یکی ازمفسرین آگاه فرمودند،« ما با قرآن هستیم ولی با قرآن زندگی نمی کنیم»!؟، شنیدن این واقعیت، برایم خیلی جالب بود؛ چون دغدغه چندین ساله همراه با یاد داشت هایم بود  واکنون(21/41390) دارم کتابی دراین باره می نویسم که روشن شود با قرآن زندگی نکردن، علت العلل بد بختی ما مسلمانان درجهان است.این قرآن که کتاب زندگی است و نه کتاب خواندن آن درمجالس عزا...، دردرجه اول بدون هیچ تهدیدی وخیلی مؤدبانه، ما را در مورد خمس روشن کرده و می فرماید « بدانید هر گونه غنیمتی ( پس انداز ) بدست آوردید، خمس ( پنج یک ) آن را برای خدا، و برای پیامبر، برای نزدیکان ( أئمه(ع) ) و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه ( می باشد )، اگر به خدا ایمان دارید...[1]»

      کلمه غنیمت درعربی شامل هرنوع پس اندازی می شود که دراین آیه خدا وند صاحبان حق را معرفی و معین نموده، و جواب سؤال ما را که ( خدایا خمس برای چیست ؟) داده و حتی مصارف خمس را هم معین کرده است. درآیه دیگر می فرماید « و در اموال آنها حقی برای سائل و محروم بود[2] » این آیه و سه آیه قبل آن، مربوط به صفات نیک و جایگاه مؤمنین است که خدا ازیک سو می خواهد نتیجه درست کاری و انفاق اموال را بگوید و از سوی دیگر می خواهد بفرماید درآن آیه درباره وجوب مصارف خمس گفتیم شما تردید نکنید که این خمس مال تو نیست، بلکه حق معلومی است برای سائل و محروم که همان اسلام و فقرا باشند، خدا می فرماید حق معلوم است و دیگر راهی برای بهانه وچون وچرا نیست که بگوییم« چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است، ما خمس بدهیم یا مالیات؟»،

        به هرصورت، همان اول گفته شد خدا وند، اول مؤدبانه وارد می شود، اگرفایده نداشت، چوب را برمی دارد همان طور، شما هم وقتی بچه تحت امرشما نباشد و سماجت کند، از راه دیگر وارد می شوید؛ لذا خدا برای گسانی که گوششان بدهکار این حرف ها نیست و بهانه می آوردند اخطار کرده و می فرماید «... و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (ذخیره و پنهان ) می سازند، و در راه خدا انفاق نمی کنند، به مجازات دردناکی بشارت بده درآن روز ( قیامت ) که آن را درآتش جهنم، گرم و سوزان کرده، و با آن ( پول ها ) صورت ها و پهلوها و پشت هایشان را داغ می کنند، ( و به آنها می گویند: ) این همان چیزی است که برای خود اندوختید ( و ذخیره کردید )! پس بچشید چیزی را که برای خود می اندوختید ( و به بهانه های واهی دلخوش کردید[3] ):

      عجیب اینکه می فرماید چون انفاق نکردی نتیجه آن این مجازات است، تا چه رسد که خمس واجب، حق معلوم ...، را نداده اید، حق امام زمان(ع)، حق سادات فقیر را نداده اید. انفاق دراسلام مستحب است و برای کسی که به تواند و انفاق نکند مثل شکم سیردرکنارگرسنه است که با خیال راحت بخوابد که امام(ع) به آقا می گوید چرا؟ می گوید: ازحال همسایه خبر نداشتم. امام می فرماید: اگرخبر داشته بودید کافر بودید!؟.

      برخی فکرمی کنند با بهانه های واهی می شود کلاه سرخدا گذاشت خدا درجواب این افراد، برای اینکه بدانند اشتباه می کنند می فرماید « ازمیان مردم کسی است که خدا را تنها با زبان می پرستند، همین که خبری به او برسد، دگرگون می شود ( او ) هم دنیا را ازدست داده است، و هم آخرت را، و این همان خسران و زیان آشکار است[4]»

جزعده ای که حسابشان دربست به آخرت واگذارمی شود که کاملاً به حسابشان رسیدگی شود، مانند قارون، و بقیه در همین دنیا گرفتارجریمه، درگیرخانوادگی، بن بست درکار و زندگی...، می شوند وخلاصه نا آرامی های روحی و بعد هم گرایش به سیگار و قرص خواب آور...، و روزی هم، این گونه افراد خار و بی مقداراز دنیا می روند، چون این گونه افراد دوست چندانی ندارند آنهم که دارند واقعی نیستند و با اکراه درتشییع جنازه ومراسم آنها شرکت می کنند، شنیده و دیده ام که می گویم.

 مال حرام با امام حسین(ع) درکربلا چه کرد؟!

       درمورد مال حرام آنهم؛ مال خود خدا، رسول، امام زمان، سادات، فقیر و درمانده، سبب می شود همان نماز خوان ها، امام حسین ( ع ) فرزند فاطمه را کشته و کشته او را هم پایمال سم اسبان کنند. علت این جنایت به وسیله نماز خوان ها چه بود؟ این بود که روزعاشورا وقتی پند و نصیحت امام حسین (ع) درگوش لشکر یزید اثرنکرد؛ فرمودند « ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله علی فلوبکم و یلکم الا تنصتون الا تسمعون : درون ( شکم ) شما از حرام پر شده ( و لذا ) خدا بر قلب شما مهر زده است، وای بر شما آیا خاموش نمی شوید تا حرفم را بشنوید؟. »، می گویند برخی به لشکر گفتند هلهله کنند که بقیه لشکر متوجه نشوند امام حسین چه می گوید اما وقتی هلهله  فایده ندارد وحسین به سخنان دلسوزانه خود ادامه می دهد، به طرف او تیراندازی کردند و نیز شمرپس از بریدن سرامام حسین(ع)، درمسجد کوفه، بعد ازنماز، دست به دعا بلند کرد و گفت: خدایا خودت می دانی که من مأمورم و معذور!؟، درست شبیه خیلی از بهانه هایی که افرادی، برای فراراز پرداخت خمس و یا کلاه سربر سرپرداخت خمس گذاشتن می آورند!؟، که ما خود شاهد این گونه بهانه ها وکلاه برسر پرداخت گذاشتن ها بودیم وحتی شاهد عاقبت برخی از اینها بودیم که مانند کسی شدندکه آقا هم چوب ها را خورد، هم پیاز ها را و هم پول ها را آن دست آخرداد، که قرآن نتیجه پول ندادن را، درآخرت می فرمایدد. وآقایی که خمس نداده ازدنیا رفت ومال را وارثین خوردند وحتی درتقسیم به هم فحش دادند!؟، وخلاصه خداوند می فرماید « کسانی که گتمان می کنند آنچه


[1] - انفعال آیه 41

[2] - ذاریات آیه 19

[3] - توبه آیه 34 و 35

[4] - حج آیه 11



تاريخ : سه شنبه هجدهم مرداد 1390 | 5:15 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

را خدا از کتاب نازل کرده، و آن را به بهای کمی می فروشند، آنها جز آتش چیزی نمی خورند ( و هدایا و اموالی که از این راه به دست می آورند، درحقیقت آتش سوزان است ) و خداوند روز قیامت، با آنها سخن نمی گوید، و آنان را پاکیزه نمی کند؛ و برای آنها عذاب دردناکی است[1] »، ونیز می فرمایند« کسانی که مال یتیمان را به ظلم و ستم ( غصب کرده و ) خورند ( در حقیقت ) تنها آتش می خورند، و به زودی در شعله های آتش ( دوزخ ) می سوزند[2] »

می گویند، عین مال حرام آتش می شود و درحدیث است که مال حرام خون خوردن است. ازکسی که دارای چشم بصیرت  بوده نقل شده، می بیند لقمه ای که ازگلوی حرام خوار پایین می رود خون است!؟، آقایی که غذای حرام خوار را نمی خورد درجلسه ای که لازم بوده باشند، درنظر داشته از غذای صاحب خانه  نخورد ولی با اصرار زیاد دو تا لقمه می خورد و فوراً حالت تهوع به او دست می دهد و هرچه خورده  بالا می آید!؟، می گویند براثرهمین لقمه حرام تا چند روز بیمار می شود!؟

      این آقا که به خاطراجتناب ازحرام خواری با وجود بی سوادیش درامامزاده ای، دو جوان نورانی برخوردی با او دارند به گونه ای که قرآن و معنای آن راحفظ می شود و داستان آن  را پسرش در هر شب ماه مبارک 1383 ، وقت سحری، قسمتی ازداستان او را توضیح می داد، ازجمله اینکه شب بدون روشنی و چراغ قرآن می خوانده؛ فرق کلمه قرآن و دعا را می دانسته و گفته چرا اینها را مخلوط کرده اید؟ ، که البته  هدف امتحان این آقا بوده که آیا واقعیت دارد یاخیر!

تزِ موفق شیطان را نگاه کنید!

         یکی از تزهای بسیارموفق شیطان این است که انگشت جایی می گذارد که همه گناه ها از همان جا برخواسته  و زایش کند وآن حرام خواری است؛ یعنی وقتی انسان حرام خوارشد دیگربی باکانه، به هرجنایتی دست خواهد زد، که یک نمونه بارزآن درگذشته گفته شد؛ امام حسین(ع) به لشکر یزید گفت: قلبتان ازحرام پرشده است که آیاتی از قران همین موضوع را با صراحت بیان می کند وآن اینکه وقتی چشم حقیقت بین انسان کور شود، دیگر عالم انسانی او به یک  عالم شیطانی وحیوانی تبدیل  می شود( اعراف آیه 179).آن آیه و قبل و بعد آن را مطالعه کنید که فردا نگویید ندانستم.

       فلسفه خلقت انسان این است که باید کسی ضرورتاً جهت دهنده و راهنمای او باشد؛ حال این جهت دهنده اگر شیطان باشد درست همانند رانندگی بدون گواهی نامه است وحاصل آن خون آشامان تاریخ است که مورد تنفر همگان می باشند ولی اگرجهت دهنده و ولی اوخداوند باشد، معلوم است حاصل آن سلمان فارسی، مقداد...، می باشد و مورد ستایش و اشتیاق انسان ها که هرکس آنان  را دوست دارند چون به قول قرآن در قلب افراد قراردارند(مریم آیه 96).

     4): صحنه آزمایش: زندگی دنیا عیناً کلاس درس است که هر روز باید روی تخته سیاه جواب بدهیم و درپایان سال تحصیلی کارنامه هرکس را بدستش می دهند.آیات زیادی می رسانند که دنیا صرفاً به خاطرآزمایش است و هرکس به چیزی مانند فقر، ثروت، جمال طایفه... آزموده خواهد شد. و میان افراد فرقی ندارد، ازحضرت رسول (ص) گرفته تا آن چوپان بیابان گرد که با خوش رفتاری یا بد رفتاری او با گوسفندان، آزموده خواهد شد. در واقع خمس مال، یک امتحان  بزرگ است چون مال به قلب انسان گره خورده است، لذا  اگرانسان دراین امتحان موفق نشود، روزی مانند شمرامام حسین(ع) را درکربلا می کشد بعد هم درمسجد کوفه نمازمی خواند وعذرخواهی می کند!؟، بسیاری از همین نمازخوان ها وارد جهنم ابدی می شوند کوتاه سخن اینکه خداوند می فرماید « قطعاً همه شما را با چیزی از ترس گر سنگی و کاهش در مالها و جانها و میوه ها ( نتیجه کارها). آزمایش می کنیم و بشارت باد به استقامت کنندگان[3]» و درآیه 7سوره کهف می فرماید« ما آنچه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها بیازماییم به کدامشان بهتر عمل می کنند[4] » این آیه هم می رساند دنیا صرفاً برای امتحان پس دادن است و اینکه چیزی نیست که انسان به وسیله آن آزموده نشود و این میدان مسابقه است که یکی مدال طلا می برد دیگری برنز وکسانی هم سرافکنده از میدان مسابقه بیرون رفته و زانوی غم را دربغل می گیرند؛ دخترک منتظر برنده شدنش درکنکوردانشگاه، به محض شنیدن خبرقبول نشدن ، با کلت پدرخود را می کشد!؟؛ شکست خورده، گانی را درمسابقه فوتبال دیدیم، با گریه ازمیدان مسابقه خارج می شدند!؟، اینها زنگ خطر را به صدا درمی آورند!؟

         ونکته مهم اینکه آنجا هایی که بهانه ای درکاراست خدا بنده را امتحان می کند، مانند جریان حضرت ابراهیم(ع) دراینکه به دستورخدا باید زن و بچه را دربیابان بدون آب... رها و به محل برگردد؛ باید پسر را قربانی کندکه می شد عذر بیاورد و بگوید: « برای چه؟، من یک پسربیشتر ندارم؛ خودت انسان کشی را دوست نداری؟» ودهها بهانه دیگرکه قطعاً از الهامات شیطان و شیطان صفتان است.« شما خودتان هزاربد بختی دارید، دختر وپسر وقت ازدواج داری، مگرنمی بینی گرانی بیداد می کند، ما خومان مسحقیم وآبرو داریم، شب و روز می دویم تا پیش زن و بچه خود شرمند نباشیم»اینها القاأت شیطان است و این ذهنیت برای هرکس جز معصوم(ع)پیش می آید  ولی تعداد زیادی دراین جنگ تن به تن پیروز و سر بلند بیرون می آیند ولی تعدادی...!؟، ارزش انسان تنها در همین گیر و دارها معلوم می شود و زندگی دریگ جنگ تن به تن سر نوشت ساز پیش می رود.

                                                                                  اسلام درنزد ما امانت است!

        وچه امانتی که رسول خدا(ص)، علی و فاطمه(ع)، حسن وحسین(ع)...، شهدای صدراسلام تا امروزقربانی رسیدن این امانت بدست ما شده اند. ازین امانت چه کسانی و با چه وسیله و امکاناتی باید نگهداری کنند تا به دست نسل بعدی برسد همان گونه که کسانی رنج ها کشیده، خون جگرها خوردند تا اسلام به دست ما رسید. ما چه کار باید بکنم؟، اگرما دراین امانت داری کوتاهی کنیم، نسل بعد ازما دردامن فساد وکفرقرارخواهد گرفت؛ این را آیات قرآن، روایات و شواهد تاریخی گفته واعلام می کنند، اگرما کوتاهی کنیم فردایی باید جواب گو باشیم؛ کسی به شما چیزی را به رسم امانت بدهد درنگهداری آن چه کاری می کنیم؟، اگر زمانی رسول، علی، فاطمه، حسین ازما بپرسند؛ سهم شما درحفظ این امانت چه بوده؟، جوابی نداشته و سرافکنده شویم چه خواهدشد؟!، آیا یقین داریم با عذر و بهانه هایی که برای قانع کردن خودمان داریم می توانیم به همین باشیم؟؛ البته امید است چنین کسی درشیعه علی(ع) نباشد؛ ولی سهیم بودن درنگهداری این امانت به دقت، ازخود گذشتگی، فداکاری و ایثارگری نیاز دارد و با خرما گفتن دهن انسان شیرین نمی شود!؟

        حقیقتاً باید توجه داشته وآن را جدی بگیریم. چون از یک سو خداوند در مورد جایگاه و بنیان گذاراین اما نت برما منت گذاشته و می فرماید« خداوند بر مؤمنان منت نهاد ( ونعمت بزرگی به آنها بخشید) هنگامی که در میان آنها پیامبری از خودشانبر انگیخت ؛ که آیات او را بر آنها بخواند،وآنها را پاک کند وکتاب وحکمت را به آنها بیاموزد...». آل عمران آیه 164: و ازسوی دیگردرمورد اینکه این امانت را باید حفظ کرد و برای نسل آینده آن را به دست اهشل سپرد که دچار مشکل نشود، می فرماید« و خدا وند به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صحبانش بسپارید...». نساء آیه 58:

      راستی با صمیم قلب خمس مال را دادن و سربلند ازمیدان مسابقه خارج شدن بهتراست یا سرافکنده و زندگی با آتش تا ابد!؟. یعنی خدا شوخی می کند یا آنجا هم جای پارتی، رشوه، دروغ و فرار به کشوردیگر وخود را به بیماری زدن است؟، با پیشرفت علم و تکنولوژی دیگراینها اثری ندارند اصلاً عصر پنهان کاری گذشته و شانه خالی کردن ازتکالیف بیش ازچند لحظه دیدن یک سراب دلخوشی و زمان ندارد؛ و هر چه باشد ولو هزار سال خوشی آخرش پشیمانی، خاری و عذاب است.

         وکلام آخرخطاب به کسانی که با هربهانه ای ازخمس دادن شانه خالی می کنند. خوب است یک لحظه با دل خود خلوت کنند ازخود بپرند چه چیزدارند که مال خدا نباشد که برای دادن خمس به صاحب مال( خدا، رسول«ص»، امام«ع»...، بهانه تراشی می کنند، خوب دقت کنند این بهانه ها را عقل، و جدان...، می پذیرند؟، و درجواب سؤال خدا... چه باید گفت؟، دلیل قانع کننده چد داریم که بشود آنرا روی کاغذ نوشت؟، و به خدا...، نشان داد؟!، متأسفانه اکثراین عذر تراشها، ازکسانی هستند که مانند قارون بانک جای پول آنها را ندارد، و اکثرخمس بده ها ازطبقه دو و سه جامعه هسنتد!؟، اگراین برانداز ومقایسه اشباه است، خواهش دارم به حقیر اطلاع دهید تا اصلاح کنم.

موضوعات ومسائل  متفرقه خمس


[1] - بقره آیه 74

[2] - نسأ آیه 10

[3] -بقره آیه 155

[4] -  کهف آیه 7



تاريخ : سه شنبه هجدهم مرداد 1390 | 5:14 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

مطالب متفرقه هم از نظر موضوعی و هم از نظر فنی متمم موضوعی خمس می باشند که خیلی فشرده از آن عبورخواهیم کرد، چون بنای ما فعلاً براین نیست ، کتابی مفصل و جامع دراین باره نوشته شود، تا بعد.

        1) خمس یا مالیات؟: که بیشتردردهه اول استقرارحکومت اسلامی درحد زیادی مطرح و بهانه ای آمیخته با نا آگاهی نسبت به ماهیت و فلسفه خمس بود که دردو دهه اخیر با بالا رفتن فرهنگ دینی و روشنگری هایی، باعث کاهش آن شد.

خمس به جهت پاک شدن مال ، نظم ... در زندگی ، سلامت جسم و روان...، و درضمن تأ مین نیاز مندی حفظ و توسعه معارف اسلام است. حتی اگراین نیاز اسلام  هم نباشد، خمس ذاتاً واجب است که علت آن را درکتاب فلسفه خمس توضیح داده ام؛ ولو فرض شود مصرف ندارد این وجوب ذاتی به حال خود باقی خواهد بود مانند نماز...، ولی امثال مالیات یک امر سیاسی و تأمین رفاه اجتماعی است که اگردولت نیازنداشته باشد مستحب و برای اموررفا هی است که شهردا ری که خادم و کار گرمردم است، باید آن صرف آبادانی شهرکند چون شهرمال ماست. و با این وضع، پول داده شده ما، به این طرق باز به جیب خودمان بر می گردد؛ خمس هم همین طوراست. درکتاب گناهان کبیره شهید آیت الله دستغیب دیدم، درمحلی که روحانی نباشد زندگی کردن ازگناهان شمرده می شود. مثل گله بدون چوپان که یا گرگ آنها را می خورد، یا گوسفندان محصول مردم را می خورند و صاحب باید جریمه بدهد. یا با فلانی دعواکرده باید زندان رفته وجریمه شود. زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، ما درکردستان دیدیم روستاهایی که روحانی داشت، ضد انقلاب  نتوانسته بود درآنجا جوانان مردم را منحرف و علیه نظام اسلام مسلح کند؛ نزدیک آن روستا نتوانسته بود پایگاه زده و نیاز های خود را از روستا تأمین کند...

        2 ) رشد مال: اینکه گفته شد خمس و زکات، مصرف هم که نداشته باشد واجب است، به همین جهت که بهداشت مال شما همانند بهداشت لباس، بدن ... می باشد شما لباس ...خود را نشویید بوی گندش اول خودتان و بعد دیگران می کشد و بیمار خواهید شد؛ باغبان اگرسردرخت انگور را نبریده باشد ، نگاه کنید خندتان نمی گیرد؟ شما سردرخت کهن را می برید بجای یک شاخه چندین شاخه می روید آنهم چقدرجوان و زیبا، شما دو نفرکه یکی خمس می دهید یکی نمی دهد، روی میزان درآمد آنها یک مقایسه داشته باشد تا معلوم شود آثارخمس درکم وکیف مال، روحیه، امنیت، آرامش... درخانواده ها چگونه قابل لمس است. ازکسی که امام زمان (ع) را زیارت می کرده، سؤال می شود، ما چه کارکنیم که حضرت را ببینیم؟، درجواب می گوید: سالی دو بارخمس مالتان را بدهید؛ خمس دادن با علاقه و از روی آگاهی، خواهید دید، صفا ، نورانیت، آرامش، روابط دوستانه را چقدر زیاد می کند؛ درخانواده هایی که  با علاقه خمس می دهند با دقت نگاه کنیم خیلی چیز ها را که شاید درکتاب هم نباشد، خواهیم دید؛ تازه این نشانه داشتن رنگ خدایی در دنیا است.

        3) روش تعیین سال شرعی: روش تعیین سال شرعی و سؤالات زیادی درمورد همه مسائل خمس را به وسیله (گوگل) از اینترنت می توان گرفت، وما به برخی از مسائل آن اشاره می کنیم که به دیگر مسائل خمس بپردازیم.

   در مورد اینکه تاریخ سال خمسی چه وقت باشد، بهتراست عید نوروز یا عید فطر قرارداد،کسانی که وارد نیستند، سال اول را می توانند ازدفتر مرجع خود و یا کسی دیگر پرسیده و یاد داشت کنند که سال های بعدی خود شان به توانند محاسبه کنند. چیزهایی که ازخرج یک سال زیاد آمده است و نیزچیزهایی که برای سرمایه و سود بردن خریداری شده، خمس دارد، ارثی که به مارسیده و چیز بخشیدگی، لوازم و خود خانه، ماشین سواری، مهریه، تهیه جهیزیه، مهمانی دادن، هزینه عروسی و سفر زیارتی، چیزی که دولت به عنوان عیدی...، می دهد، پول و یا جنسی که یک بارخمس آن داده شده خمس ندارد. چون دست رسی به عالم برای دست بدست بدهی خمسی نداریم، خمس را به صورت اقساط می توان پرداخت، مهم پرداخت است. وقتی توان ندارید مثلاًیک میلیون را یک باره بپردازید می توانید قسطی بدهید به حساب مرجع و یا کسی که رسید ازمرجع برای شما می دهد. ازاین طریق رسید دریافت کنید و سهم سادات را ازمرجع خود اجازه بگرید و اگر سادات فقیر هستند به آنها بدهید و الا همه را برای مرجع خود ارسال کنید. البته واجب نیست حتماً به مرجعی بدهید که از او تقلید می کنید، همین که بدانید آن را صرف مخارج حوزه  های علمیه می کند کافی است به او بدهید. البته اگربه راحتی می توانید خمس را به مرجع خود بدهید بهتر است.

         شما اگرفقیرغیرسیدی داشته باشید که واقعاً مضطراست، می توانید ازمرجع خود وحتی مرجع دیگراجازه بگیرید و از سهم امام(ع) مقداری را که اجازه می دهند به او بدهید. بدهی  هرسال را ازدرآمدی که درهمان سال بدست می آورید بدهید، خمس ندارد؛ ولی اگرازدرآمد سال های دیگر باشد خمس دارد، چون پس اندازحساب می شود. آنچه از مردم طلب دارید باید سر سال خمسی حساب شود، ولی پرداخت آن وقتی است آن طلب بدست آمده باشد؛، شما جهت اینکه، ازیک سو برای خودتان درزندگی نظم داشته باشید و از سوی دیگر، خمس دادن شما، برای  نسل آینده، نوعی ارشاد و الگو باشد، دفتری برای خمس قراردهید وقتی حساب کردید موجودی، مطا لبات و هرچه ازخمس پرداخت شده، سرمایه خمس داده چه قدراست...، همه را بنویسید که سال بعد بدانید گذشته چه بوده وحالا چه باید کرد. و دربین سال هر سؤالی برایتان، پیش آمد آنها را بپرسید و درهمان دفتر سال شرعی یاد داشت کنید. همسر و یا پدر و مادری که امکان دارد درخانه شما باشند اگر مالی ازخودشان دارند باید خمس مال خود را بدهند.خرید طلا و مانند آن بیش از شأن خانم ها نباشد ونیز بخرد و یک بار ازآن استفاده کرده باشد، دیگرخمس ندارد. ولی اگرطلا و یا چیز دیگر از لوازم زندگی را قبل ازاستفاده ازآنها وارد سال خمسی (مثل عید...) شود، باید خمس آن را بدهید. این یک دستورالزامیِ خود کاراست؛ که انسان هرچه دارد، مورد استفاده قراردهد و این طور نباشد که گرد بخورد و دکوری باشد!؟،  مصرف خمس درکارخیرجایز نیست؛ ولی زکات درکارخیر مصرف دارد که در رساله های عملیه نوشته شده است. درمورد شناخت فقیر، اگر فقیری وجود نداشته باشد ملاک فقیردراین زمان، مثلاً نداشتن نان شب و خرج سال نیست بلکه همین که واقعاً به چیزی نیاز دارد و درتوانش نیست تهیه کند می توان به اوکمک کرد اکرعام است از زکات و اگر سید است ازخمس که سهم سادات به آن می گویند. زکات سید به سید می رسد، سید به عام می تواند زکات بدهد ولی سید ازعام نمی تواند زکات بگیرد هرچند فقراو شدت داشته  باشد. زکات را می شود هرکس خودش به مصارفش برساند ولی درخمس باید با اجازه مرجع خود شما باشد.

         پولی و یا چیزدیگری که خمس آن داده شده، اگرهمه و یا مقداری ازآن خرج شده باشد، می توان به همان مقدارجای آن گذاشت و دیگرخمس ندارد. حساب مغازه هم همین طوراست مقداری که سال اول خمس آن داده شده، می شود سرمایه خمس داده، و هرسال همان مقدار را کنارمی گذارند، اگرمقداری سود کرده و جنس آن موجود است، درمقابل به همان اندازه بدهی ندارد، خمس آن حساب می شود و این مقدار باشد، مثلاً ده میلیون است به اصل سرمایه اضافه می شود. اگر چیزی ازسرمایه جایی به طوراتفاقی خرج شود می شود از سود سال های بعدی جبران کرد و این مقداردیگر خمس ندارد. البته حساب مغازه قدری پیچیده است و هرجا مثل هم نیست و لذا باید ازجایی کمک گرفت تا انسان کاملاً برجزئیات مسلط شود. اختلاف نظر مراجع دراین گونه مسائل خیلی کم است و مهم اصل پرداخت خمس است؛ مثلاً فلان مرجع اجازه نمی دهد افراد سهم سادات را خود شان بدهد ولی اگر ضرورت ایجاب کند می شود ما به همان مقدار به آن سید که دچار مشکل شده خمس بدهیم چون اگراصل جریان را به این مجتهد بگویند، اجازه همان مقدار نیاز را می دهند. مهم این است که ما نسبت به دستورات اسلام و موقعیت مراجع عظام دامت برکاته بی توجه و سهل انگارنباشیم و اسلام و مراجع دراین حد سختگیر نیستند و هرچه می فرمایند به مصلحت دنیا وآخرت خود ماست، واینکه برخی می فرمایند مردم اجازه ندارند سهم سادات را بدهند؛ به جهت شناخت مستحق است که ما درست نمی دانیم و اینکه منتظر سلام و یا تشکرکسی نباشیم که به اوخمس داده ایم.

         موضوعی که خیلی مهم است اینکه شما خمس خود را به کسی بدهید که ازمرجع شما  حتماً رسید بیاورد و نیزاین هم ملاک نیست که اجازه کتبی داشته باشد؛ همان گونه که داشتن اجازه ملاک نیست که شما بدون اینکه یقین داشته باشی، برای شما رسید می آورد یا نه، به او خمس داده شود. البته مشکل پرداخت خمس همان سال های اول است که انسان هم افراد را خوب نمی شناسد و هم اینکه چون هنوزعادت نکرده قدری سخت به نظر می رسد ولی به مروربه گونه عادی می شود که انسان نگران می شود چرا دیگران خمس خود را حساب نمی کنند. اصولا شروع هرکاری مثل ازتاریکی به روشنی آمدن است.   

به اول بحث برگردیم

تاريخ : سه شنبه هجدهم مرداد 1390 | 5:12 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

خمس وسال شرعی

         این حدیث که می فرماید « یک ساعت فکرکردن ارزش هفتاد سال عبادت ( قبول شده ) را دارد» خوب است درمورد این گونه مسائل با خدا خلوت و توجه کنیم، همین الان با خدا رو برو نشسته ایم و خدا خطاب به ما، می گوید: ای بنده عزیزم تو را ازیک قطره آب، به چنین انسانی زیبا...، خلق کردم، و همه نعمت ها را به عنوان سرمایه، دراختیار تو قراردادم، که برای آخرت خود کاسبی کرده و سودی به دست آوری و توجه داشته باشی، که دیر و یا زود، بطرف ما خواهی آمد، درقیامت دیگرکاری نمی شود کرد، مگرآنچه دردنیا کرده باشی، حال به من بگو می خواهی چه کارکنی؟، آیا حرف مرا گوش می گنی، تا کمکت کنم ودوستت به دارم(بقره آیه 153؛194و 222)، یا می خواهی به اختیارخود باشی و به حرف من توجه نکنی؟!، ولی توجه داشته باش من این سرمایه را دراختیار تو قرارداده ام، احتیاط کن آن را در راه مخالفت با خواسته وگفته من بکارنگیری که اگرچنین کنی من دیگرتو را دوست ندارم(بقره آیه 276) و روزی درمحاسبه(بقره آیه 284) محکوم شده و درنهایت زندانی خواهی شد(نساء، آیات.93،115،121،169).

        راستی اگرکسی که ما را با احترم دعوت کرده و همه آنچه را که نیازداریم، برای ما فراهم کرده، یک ماه درمنزل او باشیم، اگر روزی بگوید:کاری که سود آن برای خود شماست انجام دهید، به این شرط که طبق دستورما عمل کنید و الا درست نیست. ما ها همان طورعمل خواهیم کرد؟، البته کسانی که خلاف درخواست صاحب خانه عمل می کنند، براثرجهل است نه بی توجهی به خدا، ولی همین جهل است که گروهی را به جهنم می برد ولوطلحه و زبیر وخوارج، ازیاران پیامبر(ص) درجنک ها باشند؛که سرانجام به روی علی(ع) شمشیرکشیدند!؟، همین خوارجی که از قاریان قرآن بودند و درجنگ صفین روزه خود را با علف بیابان افطارمی کردند!؟.

        به هرصورت خودت می دانی هرکدام را خواستی انتخاب کن« ( ای پیامبر) بگو: این حق است از سوی پروردگار تان هرکس می خواهد ایمان بیاورد و هرکس می خواهد کافر گردد...[1]» امیدوارم خدای نا کرده احساس نکنید اینها فرضیات است ؛ بلکه همه حقیقت است و بیش ازسی آیه در همین رابطه قابل بررسی است که خداوند حجت را تمام می کند واقعاً بیش از پدرومادر بنده اش را دوست دارد و لحظه به لحظه به فکراوست(فجرآیه14)، ولی اگر شیطان را به جای خدا سر پرست و راهنما گرفته باشد؛ دیگراو را به حال خود رها کرده و قیامت حتی به او نگاه نمی کند(آل عمران آیه 77)، و نگران است چرا بنده اش گول شیطان را خورده و حرف کسی را که به او هستی داده گوش نگرده و به حرف  شیطان گوش کرده که کاری جزخیانت  درحقش نکرده و او را برمن ترجیح داد و درآغوش گرفت و به من پشت کرد و نسبت به دوستان و فرستادگان  من بی اعتنا یی کرده است. بیش ازده آیه در مورد همین چند جمله آخراست که بارها آنها را خوانده ایم.

         عجیب این جاست که شیطان آن روزدرجواب گناه کاران عذرتراش، می گوید:« و شیطان هنگامی که کارتمام می شود ، می گویدکوید: خداوند به شما وعده حق داد ؛ و من به شما وعده (باطل ودروغ) دادم، وتخلف کردم. من بر شما تسلطی  نداشتم ، جز اینکه  دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید ؛ بنا براین، مرا سرزنش نکنید ؛ (بلکه) خود را سرزنش کنید. نه من فریاد رسِ شما هستم ، و نه شما فریاد رس من. من نسبت به شرک شما درباره خود ، که ازقبل داشتید، ( واطاعت مرا  همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار وکافرم. مسلما ستم کاران عذاب درد ناکی دارند» ابراهیم آیه 22: درهمین دنیا هم، نمونه دارد.اگرکار خوب  شده باشد آقا به سنه می زند و می گوید: اگرمن نمی بودم کارشما درست نمی شد، و اگر بد  شده باشد، می گوید تقصیرخودت بود من که تو رت را تو را مجبور نکردم و هیچ تقصیری ندارم ! وآیه ای هم هست که گناه کاران یک دیگر را ملامت کرده ومقصر می دانند! : سوره عنکبوت آیه 25 .

     رو برگرداندن ازخدا و بی اعتنایی نسبت به فرستادگان او و قرارگرفتن درآغوش وسوسه های شیطان، نتیجه بهتر ازاین نخواهد داشت که حدود ده سال پیش، درشهر... آقایی با پسرخود به قصد کشتن برادر، سلاح گرم کلاش را بر می دارند و در باغ، برادر و خانواده او را که برای تفریح درآنجا آرمیده و به قولی ده نفر بوده اند، همه رابه رگبارمی بندند، و هرده نفر  کشته می شوند!؟، یک نفرعابر هم (مثل اینکه خواسته نگذارد) کشته می شود!؟، اصل دعوا روی تقسیم ارث پدربوده است!؟، سال 1389 درتهران اتفاق دیگری افتاد که حتی یک نفراز قوه قضائیه هم کشته می شوند!، یکی از صاحبان سهم ارث که فکرمی کرده، باید مبلغ بیشتری از ارث پدربه او برسد؛ خلاصه چند نفر را می کشد. قبل ازطبله شدن شاهد  بودم، آقایانی سرتقسیم ارث پدر، به پدریکدیگر بد می گفتند!؟، عجیب تراینکه  همین آقا آرزوی یک غذای خوب را داشت!؟، درحدیث هست وارثین درستکاربا آن مال به بهشت می روند ولی صاحب مال مانند قارون راهی جهنم ابدی می شود!؟، و به قول قرآن با همان پول ها داغش می کنند. برای ساخت بهداری پول جمعی می کردند، آقای مال دارگفت: چرا من باید بیشتر بدهم؟ آقای دکتر... گفت: چون شما دارید. اوگفت: «آقای دکتر ما اگر بخواهیم مثل اینها خرج کنیم یک ساله مثل اینها فقیر می شویم»!؟، همین آقا را شاهد بودم با وضع بدی ازدنیا رفت به قول قرآن« ... اما اگر مصیبتی برای امتحان به او برسد ، دگرکون می شود( وبه کفررو می آورد و به این ترتیب) هم دنیا را از دست داده  و هم آخرت را ؛ و این خسران و زیان آشکار است» حج آیه 11:

        این نکته را هم اضافه کنم، اینکه می فرمایند اگرسر سال چیزی اضافه آمد، و هرچه دروسط سال شرعی مصرف زندگی شود، خرج زیارت، مهمانی... کنید، خمس ندارد و برای حبوباتی مانند برنج ... زکات قرارنداده، روشن است، همه به خاطر خود انسان است که هم درکارش حساب باشد و هم اینکه درحد نیاز متعارف مصرف کند و مانند آن آقا برای وارث نگذارد چون اگرکسی با نخوردن، بخشش وخیر نکردن... مالی جمع کند می فرمایند خمس دارد وبه آقا می گویند، می خواستی بخوری... که سرسال چیزی باقی نما ند باشد ولی شما به زن و بچه خود تنگی دادی، زیارت نفرتی، مهمانی ندادی ... حالا باید خمسش بدهی اگرندهی برای کناهِ تنگی دادن به اهل وعیال و ندادن خمس باید عذاب بشوی، شما  چه دلیلی قانع کننده ای دارید که عذاب نشوی ودرعوض دسته گل تشویقی به تو بدهند؟، خلاصه به قول معروف خدا (مو را از داخل ماست می کشد) و به قول قرآنی که برای استخاره و... به سراغ آن می رویم می فرماید« ای مردم از(عذاب) پرودگارتان بترسید؛ که زلزله رستاخیزامرعظیمی است«1» روزی که آنرا می بینید( آنچنان وحشت سراپای همه را فرا می گیردکه) هرماد شیر دهی، کودک شیرخوارش را فراموش می کند؛ و هربارداری جنین خود را بر زمین  می نهد، و مردم را مست  می بینی، در حالیکه مست نیستند؛ ولی عذاب خدا شدید است» حج آیه 1و2: سوره عبس ازآیه22تا 42 نگاهی داشته باشید. همان خدایی که در16آیه می فرمای بنده دارای این صفات را دوست دارد، ازجمله آیات 76،134،146،148،159، از سوره آل عمران. بنا براین وقتی خدا دوست کسی باشد دیگرعذاب...، معنا ندار و همه اینها دردست خود انسان است و این خود انسان است که  سرنوشته خوب و یا بد خود را رقم می زند نه کس دیکر.

کلام آخر و هدف از موضوع این جزوه

       من نمی دانم شما خمس می دهید یانه؛ اگرخمس می دهید. نه تنها ازطرف ما ونه اینکه این جزوه اطلاعاتی را به شما می دهد که آن را به دیگران برسانید، بلکه، براساس وظیفه شرعی واجب امربه معروف و نهی ازمنکر، لازم است اول بستگان و بعد دیگران را به هرزبان وبا هر روشی که می دانید به دادن خمس... هدایت و راهنمایی کنید. چون خداوند درمورد بستگان خطاب به پیامبر(ص) می فرماید« وخویشا وندان نزدیکت را انذار و هدایت کن. شعراء آیه 214» وحضرت رسول (ص) در مورد وظیفه ما نسبت به همه  مردم می فرماید«کسی که صبح کند و به امورمردم مبادرت نکند مسلمان نیست. کافی ج 3، ص 238» اگربه امورمردم به پردازیم، مصادیق این آیه هستیم که خداوند می فرماید«... و هرکس انسانی را ازمرگ (معنوی و روحی) نجات بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. مائد آیه 32».و نیزمی فرمایند« اگریک نفر به وسیله شما هدایت یابد، ارزش آن به تعداد آنچه است که خورشید برآن تابیده و غروب می کند. نهج الفصاحه ص 470».

درمورد اینکه، می فرماید اگرکسی صبح کند و به امور مردم نپردازد مسلمان نیست و نه گفته کاربدی کرده است، اهمیت امر به معروف ونهی ازمنکر را می رسان که گفته می شود؛ هنگامی که امربه معروف ونهی ازمنکرمتروک شود؛ ازیک سو بد کار از درست کارشناخته نمی شود و از سوی دیگرجامعه به فساد کشیده می شود چون بد کاران ملامت نمی شوند فکرمی کنند کارشان پسندیده و درست است ومیان کاردرست کاران با بد کاران فرق گذاشت نمی شود لذاکارهای پسندیده کم کم اهمیت خود را از دست می دهند، و روی هم رفته جامعه به فساد کشیده می شود. چقدرآیه و روایت و با تأکید درمورد امربه معروف و نهی ازمنکرداریم، و درآیاتی در ردیف نماز آمده است.

        به هرصورت ما مسؤلیت مضاعفی نسبت به شما ها داریم و لذا این موضوعات را دراختیار شما قراردادیم،که روزی نتوانید سرراه ما را گرفته و بگوید شما که می دانستید چرا نگفتید. لذا برای اتمام حجت خیلی ها را تلفنی و یا به وسیله نامه به آنها تذکرداده ام، چون می گویند گناه کاران سر راه سه گروه را می گیرند؛ علما، والدین و زمامداران کشور.البته این بدان معنا نیست که گناه کارمسؤول نباشد، چون هم آزاد بوده؛ هم دارای توان اندیشیدن وعمل کردن هستند؛ همان طورکه برای معیشت زندگی بدون آنکه کسی بگوید، سرسختانه تلاش می کنند!. امید است هرنظر و پیشنهادی دارید دریغ نفرمایید که همین هم یک نوع مسؤلیت و رسم هم زیستی می باشد که شما هم وظیفه داریدکوتاهی نفرمایید. والسلام.

 

    عبدالحسین نجفی

  تلفکس: 6631605- قم

همراه: 09368550280



 





تاريخ : سه شنبه هجدهم مرداد 1390 | 5:10 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |
.: Weblog Themes By SlideTheme :.