طرح جامع كار بردي كردن قرآن و زندگي با آن، در نگاه و عملكرد امام خميني (ره)19/1/1392
تاریخ فوق که طبق وعده قبلی در مورد ارسال (طرح کاربردی کردن قرآن) برای دارالقرآن های سراسرکشور، تلفنی با هم گفتگو داشتیم و تلفن را به آقایی دادید و ایشان فرمودند: هرمرسوله فرهنگی باید از طریق خود ما منتشرشود،حرفی که همان اول 24/1/1392، باید با صراحت گفته می شد، که فرمودید: با آقای... گفتگو كنيد که تاریخ فوق ایشان چیز دیگرفرمودند و مارا به شما ارجاع دادند.این قبیل برخوردها و تفاوت هایی درجواب، مرا برآن داشت، به آقای... بگویم اگر ایرادي ازخود طرح هست، بفرمایید تا اصلاح کنم ولی با اينكه تأكيد داشتم چیزی نگفت و درمورد اصلاح هم حرفی نزدند با اينكه مايل بودم از نزديك با آقايان هم گفتگو كنيم ولي اين هم فضا را روشن نشان نمي داد كه درخواست كنم وقتي را قرار بدهند با هم صحبت كنيم!؟.
برداشت حقير از قضیه این بود که برخی نکات انتقادی علت اصلی این عذر و بهانه ها بوده که لازم است به چند موضوع در نگاهي عام، در باره كار بردي كردن قرآن اشاره کنم. د ر مورد ارسال مرسولات، ما که همه طرح هایمان همراه نقد و پس ازآن ارائه راه کار است که بیش ازسی سال ادامه دارد برای بیش از بیست نهاد ازجمله حوزه های علمیه، بزرگان حوزه، مسئوولین کشور، ازجمله رهبرمعظم انقلاب اسلامي آيت الله العظمي خامنه اي دامت بركاته،دانشگاه ها،آموزش و پرورش.،دانشگاه های علوم پزشکی،صدا و سیما،راهنمایی و رانندگی، سازمان ملی گاز،سپاه پاسداران... ارسال شده و ادامه دارد. در هرجا آدرسی لازم بوده به ما داده اند و هیچ ایرادی درکار نبوده است.
ممكن است تصور شود ما يك طرف سكه را مي خوانيم.لذا به خاطر رفع اين تصور، بايد عرض كنم. نظرما در مورد خواندن و حفظ قرآن اين نيست كه نبايد به آن اهميت داد،چون ياد گيري وحفظ عامل فهم و مقدمه طرح زندگي با قرآن مي باشد.ولي مهم اين است كه ما درخواندن و حفظ قرآن،خلاصه و از ديگر منافع حياتي آن غافل و محرو م نشده و با سرعت تا بي نهايت پيش رفته و قله هاي مرتفع را يكي پس از ديگري فتح كنيم، چون اگر هزاران حافظ قرآن داشته باشيم بازكم است و در مقابل به همان تعداد بايد قرآن شناسِ متخصص و جامع داشته باشيم ولي اگر هزاران حافظ قرآن داشته و درمقابل به حد اقل كار شناس قرآن، قانع باشيم اينجاست كه بايد نگران بود!؟ چون به همان اندازه زيان هايي متوجه ما خواهد شد؛ از جمله،وابستگي به بيگانه!؟ اينجاست كه تنها خواندن و حفظ كردن قرآن براي ما دردي دوا نمي كند!؟. به خصوص اگر باعث غفلت... ما شود؛ درحدي كه از قافله تكنولوزي،تمدن و ترقيات علمي عالي عقب بمانيم. لذا نبايد به چيزهاي جزئي محدود و قانع بود حتي آن وقت هم كه جهانيان درسايه تكنو لوژي و تمدن اسلامي درصلح،آرامش و رفاه... باشند،باز هم نبايد قانع بود،چون رسالت ما رسالت جهاني و اسلام در پي نجات و احياي بشريت است. ما تا جهاني نينديشيم، نمي توانيم جهاني حركت كنيم و تا جهاني حركت نكنيم به مقصد كه نخواهيم رسيد هيچ، بلكه درنيمه راه خواهيم ماند!؟
اين قبيل ایراد ها نشان می دهد برای امر به معروف و نهی از منکر هم باید اجازه گرفت درحالی که اگر انتقادي هم باشد باید جواب قانع کننده داده شود آن طوری که آیات30 تا 32 سوره بقره وآيه 82 سوره کهف می گوید.وانگهی ناقد هم باید راه کار و طرح بدهد که همه طرح و نامه های ما این گونه است، كه هرکس طرحي بخواهد حاضریم.طرحی که من در مورد دارالقرآن پیشنهاد می کنم این است که هدف باید کار بردی کردن قرآن باشد و آموزش و حفظ قرآن مقدمه قرآن باشد نه هدف.و حتي اگر حافظ قرآن ، بهترین مفسر باشد، باز این هم مقدمه و درفضاي تئوری قراردارد، بلکه طرح کار بردی کردن قرآن این است که طرح هاي اقتصادی،زمین شناسی، هواشناسی... دراختیار نه چهاردیواری ایران بلکه دراختیارجهان قرارگیرد.البته اين كار دارالقرآن كه نيست هيچ، خودش به طرحي جامع نياز دارد كه بايد با همكاري سازمان يافته حوزه و دانشگاه و پشوانه دولت اجرا شود؛ چون طرحيست بسيار مهم و فراگير. حقير درخدمت شما.
البته اگرآن طرح هم نباشد خوب است ولی هم ارزشهای گران بهايي را درعصر تكنولوژي وگرایش همزمان به اسلام ازدست داده ایم و هم آن همه صرف وقت و هزینه ما را به هدف نزدیک نکرده است!؟ درصورتی که دیدیم خمینی کبیر(ره)، در مبارزه با ستمگرو تشکیل حکومت چگونه قرآن را از تئوري بي روح، نجات داد و جان و روحي بخشيد كه جهان را متحول نمود. حال اگرآياتي از قرآن عملي شود جهان چه خواهد شد.درعصرحكومت حضرت مهدي(ع) كه همه فكرمي كنند،حضرت دين جديدي آورده به جهت اين است كه قرآن در هر آنچه بايدكاربردي شده است و اينكه امام خميني(ره) باكار بردي كردن دوآيه آن گونه جهان را متحول ساخت معلو است، ما هم مي توانيم و بايد براي كار بردي كردن قرآن اقدام كنيم. اما قسمتي ازكتاب(پيام ها و سخنراني هاي امام خميني(ره) در ششماهه اول سال1360) ص165، در مورد زندگي باقرآن،«...مع الاسف نتوانستيمم و نتوانسته است كه بشر و نتوانسته اند علماي اسلام آنطوركه بايد استفاده اي ازآن كتاب مقدس بشود... بايد همگان افكارخودشان را متوجه كنند با اين كتاب بزرگ تا اينكه اين كتاب بزرگ را بطوري كه هست و بطوري كه ما مي توانيم از او استفاده كنيم، همه استفاده كنند و قرآن آمده است براي استفاده همه طبقات هركس به مقدار استعداد خود... بسياري ازآيات است كه در دست رس همگان است كه همه فكر هاي خودشان را براه بياندازند و مغز هاي خودشان متوجه كنندو مسائل زندگي اين دنيا را و زندگي آن عالم را از اين كتاب مقدس استفاده كنند...» آيا كسي هست حرفي در باره فرموده جامع امام داشته باشد جز تسليم و سپس وارد كارشدن؟ خود امام به برخي ازكليات طرحي كه گفتم اشاره كرد واقعاً حرف امام براي هركاري راه گشا است.
ما اگرقرآن را درهمه علوم روز،انسان شناسي، زمین شناسی ...، ...، ...کار بردی کنیم،خواهيم ديد همه مردم جهان به آن خواهند گروید، و از امثال آمریکای حقوق بشري... غارتگر... متنفر وآنها را به زباله دانی تاريخ خواهند ریخت.اگرخلأ ما درکار بردی کردن قرآن نمی بود این همه خون ریزی درعراق، سوریه، پاکستان...،صورت نمی گرفت، جایی برای اسرائیل درقلب کشورهای اسلامی باقي نمی ماند .همين ديروزدرخبرآمده بود،آمريكا دو ميليون و پانصد دلار براي كمك به شورشيان آدم كش سوريه، اضافه كرده است!؟ فقط به خاطر بقاي اسرائيل و نابودي كشور اسلامي ضده اسرائيل است، اين هم نمونه ديگرخلأ ما در وحدت كار ساز سازمان يافته است!؟.
البته انتقاد ما به شخص نیست؛ بلکه درکل به حوزه های علمیه مدیران... آن وکلاً مسلمانان است که باید بگویم درمقایسه با رسالت جهانی خود، داریم روی قبرخالی گریه می کنیم.رسالت ما طبق آیه اول سوره ابراهیم،جهانی است و باید اختیار مصالح حياتي انساني جهان، در دست ما باشد نه دردست امثال آمریکای زالو صفت، غارتگر...،به فرموده امام خميني(ره)« مع الاسف...» ما با زبان و درحد تئوري بي روح...، ادامه دهنده رسالت جهانی انبیاء و اولیاء (ع) هستیم!؟ و اين بزرگترین ظلمی است که خود مسلمانان برقرآن روا داشته و دارند که قرآن را دراخلاقیات محصور و گرفتار کرده ایم كه ازكلام گهر بار امام خميني (ره) متوجه شديم خطاب به علما فرمودند«...و نتوانسته اند علماي اسلام آنطوركه بايد استفاده اي ازآن كتاب مقدس بشود... و مسائل زندگي اين دنيا را و زندگي آن عالم را از اين كتاب مقدس استفاده كنند..» همين كلام امام را بايد با طلا بر سر درحوزه هاي علميه و دانشنگاه ها نوشت و حركت كرد، نه...!؟
به هرصورت مسؤولیت برعهده مجموعه و فضاي عمومي حوزه است و امام خميني با كاربردي كردن دو آيه حجت را برحوزه هاي علميه تمام كرده و جاي هيچ توجيه و عذري باقي نگذا شته است.امام خمینی(ره) در دو موضوع، قرآن را کار بردی کرد،اول مبارزه با ستمگر،آیه 39 سوره انفال كه خداوند مي فرمايد«و با آنها پيكاركنيد تا فتنه برچيده و دين همه مخصوص خدا باشد...»ودوم، تشکیل حکومت آیه 26 سوره انبیاء« اي داوود ما تو را خليفه( و نماينده خود) در زمين قرار داديم پس در ميان مردم به حق داوري كن...»،دیدیم همین دو موردچه کارکردو چگون معادلات جهان را به سمت بيداري و رستگاري تغييرداد. دراینجا گوشه اي ازرادیو بیگانه در مورد تأثیرانقلاب اسلامی درخاورمیانه که آن را سال68 13،ضبط کرده ام، توجه مي كنيم.« حرکت سیاه پوشان آفریقای جنوبی علیه نژاد پرستی بر اثر انقلاب ایران، توده هاو جوانان پرخاشگرایانه علیه دولت های خود قیام کرده اند، جوانان فلسطین علیه اسرائیل از انقلاب ایران، قیام به نام اسلام آمریکا را به زانو درآورد و امکان پیاده کردن این شیوه را در هر جا ثابت کرد، انقلاب واژه ای است که به وسیله خمینی مفهوم پیداه کرد، خمینی ساده به نظر می رسید اما آنچه در سر داشت ساده نبود، افکار خمینی طی ده سال در روند تمام امور داخلی اثر عمیق گذاشت، خمینی جهان را به لرزه در آورد و ثابت کرد با روی آوردن به علما و مذهب می توان پیروز بود. در چهل سال آیند اسلام مردمی ترین نیروی ایدولوژیک در جهان خواهد شد تعصبات و سنن بنیاد گرایی به گونه ای که درمیان شیعیان ایران و لبنان رواج دارد در میان اکثریت فرقه عرب به صورت عامل عمده ای در آمده است این موجی است که جهان عرب را از تونس گرفته تا الجزایر از کویت و اردن تا مراکش در بر گرفته و از مسجد و دانشگاه همه جا محفلی برای بحث و گفت و گو در باره مذهب سیاسی شده به حساب می آید و حتی خاک اصلی و سر زمین های اشغالی اسرائیل از این پدیده به دور نمانده است. به گفته ناظران سیاسی انقلاب 1979، ایران آشکارا بدعتی برای همه جهان اسلام نهاد و الهامی آغازین به شمار آمد».آيه اي كه در عمل به آن مسلمانان...بايد الگوي وحدت باشند، اين آيه مظلوم واقع شده،و هركس بي خبر از مصالح اسلام...، بادكان و دستگاهي در عالم ديگرسير مي كندكه هيچ ربطي به وحدت عملي سازمان يافته و باز دارنده اي كه خداوند (درآيه103 سوره آل عمران) گفته، ندارد ؟!
«نهرو» نخست وزير فقيد و دانشمند هندوستان در اثر كم نظير خود «نگاهي به تاريخ جهان» مينويسد دوران 700 ساله حكومت اعراب در اسپانيا بسيار حيرتانگيز است اما آنچه بيشتر جالب توجه و حيرت انگيز ميباشد،تمدن و فرهنگ عالي و بزرگي است كه عربهاي اسپانيا كه بنام «مورها» مشهور شده اند بوجود آوردند. يكي از مورخان كه تحت تاثير اين تمدن قرارگرفته و تا اندازهاي مجذوب آن شده است ميگويد، «مورها آن حكومت حيرت انگيز»(كوردووا)(قرطبه) را بوجود آوردند كه از شگفتيهاي قرون وسطي بود و در موقعي كه سراسر اروپا در جهل و بربريت و جدال و زد و خورد غوطه ميخورد به تنهايي مشعل دانش و تمدن را روشن نگاه داشت كه پرتو آن بر دنياي غرب ميتابيد، در اين شهر كتابخانههاي فراوان وجود داشت كه معتبر ترين و مهمترين آنها كتابخانه سلطنتي امير بود كه 000/4000 نسخه كتاب داشت. دانشگاه قرطبه هم در سراسر اروپا و حتي در آسياي غربي مشهور بود و مدارس مجاني و رايگان براي فقيران نيز بسيار زياد بود يكي از مورخان ميگويد كه «در اسپانيا تقريبا» همه كس خواندن و نوشتن را ميدانست در حاليكه در اروپاي مسيحي صرف نظر از طبقه روحانيان مذهبي حتي اشخاصي كه از عاليترين طبقات هم بودند درجهل كامل بسر ميبردند. مستر چمبر نويسنده و دانشمند انگليسي دركتاب «فتوح العربه و كنوز الالب» ترجمه عبدالرحيم خانشيرازي كه در تاريخ فتح اسپانيا و تمدن اسلامي آنجا نوشته است چنان از تمدن و كشفيات و اختراعات و علوم و صنايع مسلمين سخن گفته است كه از هر جهت جالب است. اينكه قسمت هايي از آن «مسلمانان فنون ادب و انسانيت را در اندك زماني تحصيل نمودند كلمات ارسطو و ساير حكماي يونان را به زبان عربي ترجمه نمودند و از اينجا ميتوان دريافت كه بيشبهه ترقيات حاليه اروپا را مسلمانان باعث و باني بودهاند در علوم رياضي و نجوم منتهاي پيشرفت را داشتند و ميتوان گفت جبر و مقابله كه امروز در دست داريم و از داشتنش فخرها ميكنيم بطور كلي از مسلمانان است علم شيمي و داروسازي و بسياري از داروها را كه امروز معمول و مستعمل است مخترع آن مسلمانان بودهاند كه اغلب آنرا حكماي مسلمين به مريضان خود نسخه نوشته و ميدادند.» مسلمانان عرب در علم ادب متجاوز از يكصد هزار تاليف دارند شعرا و نكته دانان و دانايان و تاريخنويسان ايشان بيحساب بودهاند و علاوه بر اين كتابها در علوم مختلف تصنيف نموده اند. انصافا در اسپانيا تعليم و تسلط مسلمانان،تربيت و ترقي عالم انسانيت به منتها و درجه كمال رسيد. مسلمانان بغداد هم ترقيهاي فوقالعاده كردند دكتر كرانتين ميگويد در اسپانيا تعليم و تدريس زبان عربي به حدي شيوع داشت وفور مدارس به اندازهاي بود كه بوصف نميآيد. شهرهاي(كاردودا) و (سويل)و (گرانيدا) هر يك از كثرت مدارس و كتابخانه يكي از ديگري بهتر و معمور تر بود.
خلاصه دانايان رموز الهي در علم اخلاق و تاريخ نويسان و فيلسوفان و استادان عالي رتبه در هر كدام از شهرهاي مزبور مجمعي داشته و بخصوص شهر (گرانيدا) و همچنين شهرهاي (تولدو) و (ملاطا) و (مورشيا) و ـ (والتينا) همه منظم و مملو از هر گونه علوم و صنايع و اهل معرفت بوده است در شهرهاي اسپانيا هفتاد كتابخانه معتبر براي استفاده عموم باز بوده و هفده مدرسه بسيار عالي داشت. «ميدل دراف» كه يكي از تاريخ نويسان اروپا است يكا يك اسامي مدارس و معلمين آنجا را شرح ميدهد و تمام ايشان به زبان عربي درس ميگفتهاند.. در مقابل مردم بيشعور روم و آلمان، اسپانياي اسلامي در آن زمان نقطه معروف و با تربيت و متمدن بود تسلط مسلمانان در اسپانيا بيشك از اتفاقات غربيه اروپاست چنانكه سيلي شد مملو از هر گونه علوم و تمدن كه تمام اروپا را فرا گرفته سعادت جاوداني بخشيد.
الحق قلم از بيان اينكه مسلمانان چه قدر آداب و رسوم انسانيت و سعادت زندگاني همراه خود آورده و داخل خاك ما كرده و تا چه درجه باعث ترقي و تربيت اروپائيان شدند عاجز است. اگر اين عده مسلمان به سرداري طارق بن زياد در سال 711 ميلادي در كنار جبل الطارق فرود نميآمد و ازآنجا داخل خاك اروپا نميشدند معلوم ميشد كه ما اهالي اروپا چه زيانها ميديديم و تا چه اندازه از ترقي هاي حاليه دور ميافتاديم. چنانكه علم نجوم را از مسلمانان آموختيم. جبر و مقابله معروف را از ايشان يافتيم. اختراعات جديد در علم تعمير شهرها و تاسيس پليس براي حفاظت شهر، تشكيل كتابخانه عمومي و وقفي را از آنها آموختيم»: تاريخ فتوحات اسلام در اروپا، مؤلف شكيب ارسلان، ترجمه مرحوم علي دوانيك
اين اعترافات از يك سو نشانگر اين واقعيت است كه از طريق محسوسات دنيوي زمينه را مستعد كنيم و از سوي ديگر،چون آخرت درطول دنياست نه درعرض آن ما بايد نيازهاي مادي بشر را تأمين كنيم تا هم درچهار ديواري ايران موفق باشيم، هم در جهان؛ همان كاري كه امام خميني(ره) كرد.ولذا در24ساعت. اول مي خوانيم« ربنا آتنا في الدنيا حسنه» و بعد...« وفي الاخره حسنه». حتي به اين آيه هم ظلم بد تر ازآتش قرآن شده،چون...
خبري جديد برعليه جامعيت قرآن
تاريخ30/9/1391،كه داشتم راديو معارف را گوش مي دادم. حجت الاسلام آقاي...، درمورد قرآن اظهار داشتند: قرآن نه كتاب فيزيك است و نه شيمي. ولي آيات زيادي را درمورد طبيعت و علوم كيهان شناسي...، در قرآن بر شمردند ولي مدعي بودند اينها به خاطر اين است كه خدواند براي ارائه نعمت ها، به عنوان آيات خود، نعم را اين گونه معرفي مي كند!؟ جواب اين قبيل افراد كج فهم را ازسو يك سوره حديد وآيه 25آن مي دهد و از سوي ديگر.پيام ها و سخنراني هاي امام خميني(ره) در ششماهه اول سال1360) ص165، را تكرارمي كنم،«...مع الاسف نتوانستيمم و نتوانسته است كه بشر و نتوانسته اند علماي اسلام آنطوركه بايد استفاده اي ازآن كتاب مقدس بشود... بايد همگان افكارخودشان را متوجه كنند با اين كتاب بزرگ تا اينكه اين كتاب بزرگ را بطوري كه هست و بطوري كه ما مي توانيم از او استفاده كنيم، همه استفاده كنند و قرآن آمده است براي استفاده همه طبقات هركس به مقدار استعداد خود... بسياري ازآيات است كه در دست رس همگان است كه همه فكر هاي خودشان را براه بياندازند و مغز هاي خودشان متوجه كنندو مسائل زندگي اين دنيا را و زندگي آن عالم را از اين كتاب مقدس استفاده كنند...»
البته بايد توجه داشت، قرآن در معنويات كليات را بيان مي كند، درماديات هم اين گونه است؛ چون هم محسوس هستند، فقط به سرفصل ها اكتفا كرده است. ولي درمعنويات از يك سو، غير محسوسند و از سوي ديگرچون عواملي مانند هواي نفس و شيطان و جذابيت هاي انحرافي را چند برابر ميكنند. لذا مراقبت ها درقرآن و روايت، بيشتر متوجه اخلاقيات و معنويات خطرآفرين شده است.خطري كه درخود ماديات هم انسان را به طرف پرتگاه مي كشاند،خطر را چندين برابر مي كند. اصولاً محل اشتباه ما همين جاست كه فكر مي كنيم، قرآن تنها براي اخلاقيات آمده و در ماديات انسان را رها كرده!؟، درحالي كه همه دستورات اسلام اعم از عبادي... براي سامان دهي زندگي دنياست و با سامان يافتن زندگي دنيا،زندگي ابدي شروع مي شود؛ مگر غير از اين مي تواند باشد كه هزاران آيه و روايت پيرامون آن قابل بررسي است؟.
بي عدالتي در بوجه و فوتبال بيهوده 5/2/1392
به جهت خاطره اي كه ذيلاً مي خوانيم بي عدالتي محض است كه بوجه كشور صرف فوتبل بيهود شود وخيرين مدرسه ساز با چه مشكلاتي مدرسه بسازند و فقر نابيناهم از معيشت زندگي خود جايي صرف كند كه فوتبال حق آنجا را مي خورد!؟ و اين خيانت به كشور اسلامي، خود جواناني است كه وقت عزيزشان صرف كار مي شود كه هيچ ارزش عقلايي... ندارد. ولي در مورد ورزش همگاني خبري نيشت كه7000000ديابتي و بش ازاين سرطاني ها، بيماران قلبي و عروقي ها... برا اثر بي تحركي... است،كه بايد اينجاها كه سلامتي و جان مردم عزيز ايران درخطر جدي قرار دارد، هزينه گذاري و وقت صرف شود سالي30000سرطاني راهي گورستان مي شوند كه اگر اينها را به ورزش وا مي داشتند، هرگز بيمار نمي شدند 300000سرطاني خروجي بي عدالتي بي كفايتي... مديران... مي باشد كه بايد روزي جواب بدهند، و تاريخ در باره اين ها قضاوت خواهد كرد و چه قضاوت كردني !؟ من چند موضوع تقريباً متفرقه را مي آورم به جهت همان مرد نابينا كه از زندگي خود مي گيرد براي ساخت مدرسه دولتي!؟ و وقتي ندارم كه مطالب را تظيم و به هم مرتبط كنم، خواهيد بخشيد.
خاطره اي تلخ ولي شنيدني امروز4/2/1392شاهد گفتگوي يكي از خيرين مدرسه ساز قم با مجري صدا وسيما بوديم كه در مورد مشكلات مدرسه سازي حرف مي زند آقاي خير گفت:«مقني فقيري كه نابينا شده بود براي ساخت مدرسه كمك مي كرد. من هر وقت ايشان را مي ديدم پيش خودم خجالت مي كشيدم ما كجا اينها كجا، طور هم بود كه قبول نمي كرد مانع اوشويم. نمي دانم هنوز زنده است يا مرده ولي از خاطرم بيرون نمي رود اينها چه فكر مي كنند وكجاي عالم سير مي كنند..»!؟ واقعاً عجيب وشندي است كه اين قبيل افراد را داريم كه انسان تكان داده واز اين رو به آن رو مي كند مثل اين چندين سال مطالعه كرده باشي تا اين ئدرجه از ايمان... رسيده باشي در يك لحظه با شنيدن چنين خاطره تكان دهندنه راه صد سله را يك روزه طي كنيم وازا نظر تلخ است كه ميليارد ها تومان در سل صرف بازي فوفبالي مي شود كه جز اتلف وقت حتي مفاسد اخلاقي ميان طرفدارت تيم ها وعليل شدن تعدادي از همي جوانان كه بايد وقت عزيز خود را صرف اختراع وديگر تخصص هايي كنند كه امروز هم كشور را آباد كنند وهم براي جواب گويي تقاضاي كشور در مورد متخصص كم نداشت باشيم تا دست آمريك از سر مردم مظلوم كوتاه شود كه هيچ ندارند ودستشان به طرغ غرتگري مانند آمريم دراز است!؟
ثمره وخروجي فوتبال استعماري!؟
ديشب 8/11/1391، درضمن خبرآمده بود در پي در گيري در يكي از شهر هاي مصر، بيش از 70نفر كشته و بيش از200نفر هم مجروح شده اند. ماجرا از اينجا شروع مي شود كه داد گاه حكم اعدام تعدادي از عوامل كشتار فوتبال سال گذشته اعلام مي كندكه باعث اين درگيري وكشتار مي شود. به نظر مي رسد چنين اتفاقي در انتظار ايران هم باشد كه در پي عوامل خارجي و يا اختلافات داخلي سياسي و جناحي درنظام، مورد سوء استفاده عواملي واقع شود كه مي كوشند با اين كار ها تسويه حسابي با كساني و يا خود نظام داشته و سر فصل آن را براي بر نامه هاي بعدي از اين جا كليد بزنند!؟
خبر جدید و تکان دهنده ای که امشب 13/11/1390، ساعت 7 بدست رسید. اینکه در بازی فوتبال، بین طرفداران دو تیم در مصر، بر اثرزد و خورد شدید 73 نفر از دو طرف کشته و تعداد زیادی هم مجروح شده اند!؟ گرچه گفته می شود عوامل طرفدار مبارک ملعون درآن دست داشته اند ولی این گونه اتفاقات دراین بازی هیجانی کم و زیاد در همه جا به خصوص در میان طرفداران تیم ها، وجود دارد و علت اصلی همان هیجانات منفی و خشونت روحیه دوران جوانی است. درمجموع انسان پی می برد، این کار در اصل از فراورده های استعماری، برای سرگرمی کاذب، بی سواد ماندن، شکاف و جبهه گیری علیه یکدیگر، گروه گرایی به خصوص در میان طرفداران دو تیم می باشد که روی هم رفته، سراز نوعی تفرقه و بی خاصیت کردن عنصر ضد استعماری این قشر از جامعه در می آورد. و دهها تبعات دیکرآن که باقی مانده و از سیاست های استعماری است که مزاحمی از طرف نسل جوان متوجه غارتگری ستمگران نشود. شبیه این سیاست؛ همان کاری است که با جوانان مسلمان در اروپا، اعمال کردند که با کشیدن آنها به مراکز فحشای مجانی و از طرف دیگر ایجاد تفرقه میان سران مسلمان، دولت وقت بریتانیا، با حمله غافل گیرانه نظامی به حکومت700ساله مسلمانان در اروپا پایان داد. به قول شهد مرتظی مطهری، عده زیادی را که درحال فرار بودند؛ همه را درآتش سوختند و بعد هم کشور های اسلامی را مستعمره خود قراردادند که از طرف کشور های مسلمان در امان باشند که امروز شاهد هستیم خادم الحرمین عربستان به جای آمریکا و با سرمایه خود مردم در بحرین، کشتارکرده و به ناموس مردم تجاوز می کنند.یعنی اگر فگرجوانان مسلمان را تخدیر و سرگرم نکرده بودند، هرگز نمی توانستند این کار را بکنند که کردند و شعله آتش آن تا اینجا زبانه کشید که حتی خادم الحرمین از قتاله های مهم آمریکا برای آدم کشی درخاورمیانه باشد، چون آنها قصد دارند؛ مانند جنگ های صلیبی مسلمانان را بکشند، حالا به جایی رسیده اند که درکاخ خود نشسته و سران عرب مردم خود را با امکانات کشور خود مردم، می کشند؛ و این بر می گردد به همان کشیده شدن جوانا به مراکز فحشای مجانی،و حالا به جای آن چیز دیگری، متناسب با شرایط این زمان گذاشته شده است، برای بی اثر کردن نسل جوان ایران مانند مدهای گونا گون لباس، کفش،ریش، موی سر، به سبک خارجی حرف زدن مانند، مرسی( بارک الله)...!؟
مهدي يكتا - به دنبال بالا رفتن نرخ دلار، بحران اقتصادي به ورزش هم رسيده است. هم اكنون بيش از 30 مربي خارجي در ردههاي مختلف ملي رشتههاي ورزشي مشغول به فعاليت هستند كه گراني دلار آينده همكاري با آنان را دچار چالشي جدي كرده است!
طبق محاسبات صورت گرفته پيش از گراني دلار در ازاي بيش از 30 مربي خارجي، ماهيانه حدود 300 هزار دلار هزينه ميشد كه مبلغي معادل حدود 500 ميليون تومان در ماه بود. پس از گراني بي رويه و لجام گسيخته دلار در كشورمان حقوق ماهيانه مربيان خارجي شاغل در فدراسيونهاي ورزشي رقمي بالغ بر يك ميليارد تومان را شامل شده كه تبعات فراواني در پي داشته است. از آنجايي كه بودجه فدراسيونها محدود است و مسئولان بر اساس اين بودجه با مربيان خارجي خود قرارداد بستهاند و با عنايت به اينكه فكرش را هم نميكردند دلار به اين شكل گران شود و نرخ آن سير صعودي داشته باشد دستمزدمربيان خارجي از بودجه فدراسيون فراتر رفته است! .
تاريخ 25/9/1391درضمن خبر پيرامون ورزش فوتبال گفته شد. در يك مقطع زماني چند ساله 36 مربي خارجي پس از چند سال مربي گري ميليارد ها تومان به جيب زده و مي رود!؟ و حدود يك ماه پيش دريكي از مدارس ابتدايي كه وسيله تحويه گرم كننده نفتي بوده، بر اثر آتش گرفتن و عدم امكانات لازم ديگر، عده اي مرده و مسموم مي شوند. وگفته شد، اين قبيل مدارس به تعدادي است كه اگرآموزش و پرورش بخواهد آنها ر ا گاز سوز و استاندارد كند، از نظر بودجه توان آن را ندارد!؟ كه البته مفصل بود و همين مقدار را توانستيم بنويسيم و از قول خبر نگار بود كه گفتند: اگر هزينه يك سال فوتبل را بدهند؛ بيش از هزينه مرمت اين گونه مدارس مشكل دار مي شود كه شامل مدارس قديمي فاقد مقاومت هاي زلزله اي و ديگر لوزم اوليه مي شود!؟ كه البته اينها بيشتر در مناطق محروم درحاشيه كشور ديده مي شود كه به عللي كسي به داد آنها نمي رسد!؟
اثر ورزش در درمان بیماریها
باعث ازدیاد کار قلب شده آن را زودتر خسته و فرسوده میکند. با ورزش و انجام حرکات ریتمیک میتوان چربیهای اضافی بدن را سوزاند و تبدیل به انرژی نمود و در نتیجه بدن متناسب میشود و قدرت و توان عضلات بیشتر میشود
.● بیماریهای قلبی و عروقی.
با یک رژیم ورزشی مرتب میتوان احتمال بروز حوادث قلبی عروقی را کاهش داد. ورزش منظم میتواند فشار خون را کاهش دهد و موجب بهبود نسبت چربی در خون شود.مستقل از اثر آن روی کاهش وزن، فشار ورزش بر روی قلب برای افرادی که از داروهای محدودکننده حداکثر ضربان استفاده میکنند ضروری است، میزان فشار وارده به بدن در هر جلسه ورزش باید به ترتیبی باشد که ضربان نسبت به زمان استراحت بالا رود و بهتدریج بدن به چنان آمادگی برسد که یک برنامه ورزشی روزانه صبح یا هر جلسه نیم ساعت را به خوبی تحمل کند. پیادهروی در پارک، نرم دویدن، نرم شنا کردن، گلف از مناسبترین ورزش هستند.
● دیابت.
همه در خون خود قند دارند، ماهیچهها از قند جاری در رگها، قند مورد نیاز خود را جذب میکنند تا قادر به تأمین انرژی مورد نیاز برای سوخت و ساز و حرکت باشند. بروز هر عیب و نقصی در این فعل و انفعالات سبب بالا رفتن قند خون و بروز بیماری دیابت میشود. منظور از ورزش در بیماران قندی این نیست که حتماً باید حرکات شدید و قهرمانی باشد بلکه برای آنان راه رفتن و دویدن ملایم بهترین ورزش است. راه رفتن نهتنها باعث تولید انسولین میشود بلکه سبب میشود انسان از هوای آزاد استفاده کرده و اکسیژن بیشتر دریافت کند تا یاختههای بدن رشد کنند.
در بیماران مبتلا به بیماری قند نوع دوم نیاز به انسولین برای سوخت و ساز گلوکز بر اثر ورزش کاهش مییابد زیرا در حین ورزش و بعد از آن حساسیت بافت اسکلتی و بافت چربی نیز به انسولین افزایش مییابد و تولید گلوکز کبدی در بدن نیز کمتر میشود و هرگاه بیمار تمرینات بدنی منظم را در برنامه عادی زندگی خود قرار دهد باید انتظار داشت نیاز به انسولین کاهش یابد. ورزش دائمی میتواند از اثرات زیانبار دیابت در زندگی بیمار بکاهد و دستگاه قلبی ـ عروقی را متناسب سازد.
کشف پروتئینی که آثار مفید ورزش را میانجیگری می کند
یک تیم پژوهشی در انستیتوی سرطان دانا- فاربر (Dana Farber Cancer Institute) به سرپرستی دکتر بروس اسپیگلمن هورمونی را از سلولهای عضلانی جدا کردند که می تواند برخی ازآثارمفید ورزش را میانجیگری کند. دکتر اسپیگلمن این هورمون راآیریسین (Irisin) نامیده است. این نام از آیریس - الهه پیامرسان اساطیر یونان – گرفته شده است. به اعتقاد او این کشف اولین گام درمسیر درک مکانیسمهای بیولوژیکی است که آثار مفید ورزش را در بدن ایجاد می کنند. دکتر اسپیگلمن - استاد زیست شناسی سلولی در دانشکده پزشکی هاروارد- می گوید عقیده بر این است که ورزش با بافتهای مختلف بدن «حرف می زند» و پرسش این است که «چگونه»؟ بر اساس مقاله ای که این پژوهشگران در شماره آنلاین Nature منتشر کرده اند آیریسین آثار مستقیم و قابل توجهی بر روی بافت چربی از خود نشان می دهد. وقتی در اثر ورزش میزان این هورمون افزایش می یابد – یا وقتی مثل آنچه در این پژوهش انجام شده – به موشها تزریق می شود ژنهائی را که بافت چربی سفید را به بافت چربی قهوه ای تبدیل می کنند فعال می کند. دربافت چربی قهوه ای مصرف انرژی بیش از حدی است که ورزش به تنهائی بتواند به مصرف برساند. در افراد بالغ برخلاف کودکان، میزان بافت چربی قهوه ای بسیار اندک است. این بافت درپستانداران زمستان خواب اهمیت دارد. در سایه کار پژوهشی اسپیگلمن و اعضای تیمش توجه بسیاری به آثار درمانی افزایش میزان بافت چربی قهوه ای در افراد بالغ جلب شده است. آیریسین علاوه بر تحریک ایجاد بافت چربی قهوه ای تحمل به گلوکز را هم افزایش می دهد. کشف آیریسین نیاز به ورزش را برطرف نمی کند. نمی توان تنها با استفاده از این هورمون از آثار مفید ورزش بهره مند شد زیرا آیریسین به توسعه عضلات کمک نمی کند. آزمایشها نشان داده اند میزان آیریسین پس از دوره های ورزش متناوب و طولانی مدت افزایش می یابد و فعالیتهای بدنی کوتاه مدت چنین اثری ندارند. تیم پژوهشی انستیتوی دانا- فاربر آیریسین را در جستجو به دنبال ژنها و پروتئینهائی که در کنترل PGC1- alpha قرار دارند کشف کردند. PGC1- alpha یک تنظیم کننده متابولیک است که با ورزش فعال می شود و تیم دکتر اسپیگلمن در پژوهش قبلی خود آنرا کشف کرده بودند. دکتر بوستروم – نویسنده اول مقاله- می گوید ما دریافتیم آیریسین در غشاء خارجی سلولهای عضلانی قرار دارد در حالی که گروهی از دانشمندان عقیده داشتند چنین پروتئینی باید در هسته سلول یافت شود. این پژوهشگران برای ارزیابی آثارآیریسین در غیاب ورزش مقادیر متوسط این هورمون را به موشهای کم تحرک و چاق که در آستانه ابتلا به دیابت قرار داشتند تزریق کردند. پس از10 روز تزریق میزان انسولین خون موشها افزایش یافت و کنترل قند خونشان بهتر شد، اندکی از وزن بدنشان کاسته شد و دیابت بروز نکرد. دکتر اسپیگلمن می گوید اگرچه کاهش وزن موشها در این آزمایش زیاد نبود ولی شاید اگر هورمون به مدت بیشتر به موشها تزریق می شد اثر بهتری نشان می داد. آیریسین در این پژوهش علائم مسمومیت یا عوارض جانبی نشان نداد، شاید به این دلیل که این هورمون -که در بدن موش و انسان ساختار مشابهی دارد- در غلظت مشابه با آنچه در حالت طبیعی در بدن تولید می شود به کار رفته است. به عقیده دکتر اسپیگلمن احتمال دارد در کمتر از دو سال بتوان آیریسین را به عنوان یک دارو به مرحله آزمایش کلینیکی رساند و از آثار مفید آن در درمان چاقی، دیابت و حتی سرطان استفاده کرد.
طرح جامع صلح جهانی در نگاه اسلام 24/10/1391
اعتراف دانشمندان غیر مسلمان جهان در خصوص نقش جهانی پیامبر صلی الله علیه و آله و دانشمندان اسلام
«برنادشاد، نویسنده معروف انگلیبیی می گوید: «زندگی حیرت آور محمد (ص) تأثیر عجیبی در من کرده است بنابرانی معتقدم دین او یگانه دین ات که با تمام ادوار زندگی بشری مناسب می باشد، و قابلیت آن را دارد که هر دلی را به خود جلب کند، اما من پیش بینی می کنم که اروپا در آینده دین محمد را قبول خواهد کرد و آثا آن از حالا نمایان است زیرا اروپاییان به آن اقبال کرده اند. ما باید محمد را نجات دهنده بشر بدانیم و من معتقد هستم اگر شخصی مانند او متصدی حکومت عالم امروز شود به طمع قطع مشکلات آن را حل کرده و صلح و آرامش و سعادت را که جهان کمال احتیاج را به آنها دارد فراهم خواهد آورد».
مستر چون قنیزات انگلیبیی می گوید: «محمد بزرگترین خیرخواهان نوع بشر است و ظهور محمد نشانه یکی از عالی ترین عقول در تمام عالم می باشد و اگر آسیا بخواهد به فرزندان خود افتخار کند سزاوار است که به این رادمرد بزرگ و بی مانند بر جهان افتخار نماید. البته یکی از ظلم های شدید مخفی نیست و یا می بینیم پس از بعثت او، و بر اثر انواری که دیانت اسلام در دلهای آنهایی که آن را با میل پذیرفتند چگونه اوضاع آن سامان مننقلب شد، به همین جهت است که شک در بعثت محمد (ص) را شک در خداوندی که شامل تمام جهان است باید دانست.
لویی توماس، نویسنده معروف آمریکایی می گوید: «کمتر خانواده ای در عربستان دیده می شود که نام یکی از فرزندان خود را محمد نگذارد، و اصولاً انتشار این نام در عالم بیشتر از انتشار پطرس و یوحنا است. محمد (ص) پیغمبر عرب، اول کسی بود که وحدت ملی عرب را عملی نمود آن قبایل را در زیر پرچم گرد آورد و عجیب در این است که در هنگامی که ظهور نمود، نه تنها عربستان بلکه سراسر جهان محتاج به ظهورش بود، و با قوه و اعمال نفوذ، وحدت عرب را ایجاد نکرد، بلکه بر اثر کلام شیرین و خلاق نیک خود قلوب این قوم را تسخیر کرد تا از روی میل از او پیروزی کرده و به گفته هایش ایمان آورند».
1- (لرد بیدلی، در کتاب ندای اسلام در عرب می نویسد: «محمد (ص) دارای طمأنینه و قار و خصایص بیشمار، و مخالف با تمام خرافات و موهامات و بی دینی ها بود. پایه و اساس دین پاک محمد (ص) قرآن می باشد که مشتمل بر تمام مسایل اجتماعی و احکام و قوانین الهی برای ایجاد آسایش و راحتی بشر است.) بشر آن روز و امروز احتیاج به یک راهنمای بزرگ داشته و دارد، تا به سر منزل سعادت و حقیقت ابدی برسد، این راهنمایی بزرگ در شبه جزیره العرب ظاهر شد و کتاب محکمی پیش روی بشر گذاشت که لیاقت و قابلیت رهبری را دارا بود. (ما طالبیم که دین خدا برای ما ایجاد عدالت اجتماعی و مساوات نماید، و حریتی که میان تمام اقوام حکم فرما باشد داشته باشیم.»
گوته آلمانی می نویسد: «سالیان دراز کشیشان.... ما را از پی بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند، اما هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصب نابجا را دریده ایم عظمت احکام دین محمد (ص) را بهتر متوجه می شویم و در مقابل عظمت این مرد بیشتر سر تعظیم فرود می آوریم».
2- لامارتین فرانسوی (1790-1869) در کتاب تاریخ ترکیه، می نگارد: «هیچ یک از اولاد آدم مثل محمد (ص) در اندک مدتی نتوانسته است چنین انقلابی بزرگ در عالم ایجاد نماید. اگر بزرگی هدف، کمی وسایل و عظمت نتیجه را برای یک نابغه بشری مقیاس بگیریم، در تاریخ مانند محمد (ص) نمی توان پیدا کرد.... محمد در ثلث ارض مسکون امپراتوی ها، ارتش ها، قوانین، خاندان ها و توده های عظیم بشری را به حرکت در آورد. بیشتر و با عظمت تر از آن، عقل ها، فکرها، عقیده ها و ارواح را به نهضت در آورد».
مسیو کروسه، در کتاب تمدن های شرق می نویسد: «محمد (ص) وقتی شروع به دعوت نمود جوان بلند همت و پاکدامنی بود که برای مشروع مقدس خود سراسر عزم و اراده بود. او خیلی بزرگتر و عالی تر از یک محیطی بود که در آن زندگی می کرد. عرب در آن روز که این مرد بزرگ، آنها را به سوی خداپرستی دعوت کرد، در منجلات بت پرستی غوطه ور بودند و در چنین هنگامی عزم کرد که آنها را به سوی خداپرستی دعوت کند. حالات اجتماعی و روحی قوم عرب نیز بی اندازه بود، هرج و مرج عجیبی در بین آنها وجود داشت. همدیگر را می کشتند و غارت را امری جایز می دانستند، اخلاق و عادتشان فاسد بود به طوری که قومی بودند به تمام معنی وحشی، بنابراین تصمیم گرفت که در تحت لولی دعوت خود یک حکومت دمکرای که ضامن وحدتشان باشد ایجاد نماید، اخلاق و عادتشان را اصلاح کند و از همین ملت وحشی یک جامعه تربیت یافته بوجود آورد».
ث- ل، که دانشمند بزرگ هند است می گوید: «وقتی در امر محمد (ص) تأمل می کتن که از عزم و اراده این مرد بزرگ که در میان یک ملت زمام گسیخته و بد اخلاق و بت پرست پرورش یافته، در شگفت می مانم، زیرا همه می دانیم که او تنها و بدون هیچ مساعدی با کمال مردانگی و بدون ترس برای تغییر اوضاع آن محیط فاسد، قیام کرد و از کشته شدن نترسید و به وعده ای که [از طرف بت پرستان] به او داده شد اهمیت نداد. ما می خواهیم بدانیم این نیروی عجیب را چه کسی به این مرد عربی داده و آن قوه بیان و نفوذ کلمه را از کجا آورده و با چه وسیله ای توانست بردگان را از قید غلامی آزاد کند. این اتحاد بیمانند را میان طبقات بردگان و اشراف و توده، برقرار سازد و آنها را دوست و برادر نماید، در صورتی که ما هنوز در هندوستان برای دست مالیدن به بدن گاو، خونریزی می کنیم و هنوز نتوانسته ایم ورود به بت خانه ها را برای هندوهای برگشته از دین جایز بدانیم، ما می خواهیم بدانیم که محمد (ص) این نیروی شگرف را از کجا بدست آورده و آن زندگی سراسر افتخار، سرچشمه اش در کجاست؟ کشور هندوستان هنوز دچار شرابخواری و استعمال مسکرات است و این پندهای حکیمانه که از بزرگان دین هند به ما داده شده کوچکترین اثر در جلوگیری از استعمال الکل ندارد، در صورتی که مطابق گفته کتابهای قدیم محمد (ص) همین که شراب را حرام کرد پیرامون و یارانش هر کجا ظرف خمر و شراب دیدند شکستند، و دور ریختند، می خواهم بگویم در محمد قوه مرموزی بود که مانند ما نیستیم، تأثیر داشت آیا این قوه کجا بود.... که محمد (ص) توانست آن ملت زمام گسیخته را با هم متحد کند و ملت واحدی از آنها بوجود آورد و از توحش و نادانی آنها را نجات دهد و به آنها عظمت و اقتدار بخشد و بر تمام ملل جهان سروری و حکمفرمایی کند. آن روز که ملت عرب توانست حاکم بر مدنیت جهان شود، و ابواب دانش را بر جهانیان باز کند و با همت او بود که زبان عرب، زبان علم و ادب و راهنما و مربی بشر گردید، و همان تربیت عربی اسلامی بود که در آسیا و اروپا یک اجتماعی تازه و یک مدنیت بی مانندی ایجاد کرده و خدمت های شایانی به انسانیت نمود».
نیک که یکی از استادان نامی است اظهار می دارد: «هیچ عبارتی بهتر از این عبارت نیست که محمد (ص) استاد بزرگ و عالیمقام بشر است. مردم همه عیال خداوند می باشند و محبوب ترین آنها نزد خداوند محبوبترین آنها است نزد عیال او، یکی از تعالیم بی مانندی که این پیغمبر بزرگوار به مردم داد، و خدمت قابل تقدیری به بشریت نمود (تحریم استعمال الکل است) که به واسطهء آن در مدت چهارده قرن هزاران میلیون نفوس بشری را از شر این سم کشنده که خود مخترع آن بود نجات داد و همین دستور یکی از معجزات دین محمد (ص) است زیرا ما به چشم خود دیدیم آمریکا برای تحریم الکل چه کوششهای بیهوده نمود و نتیجه نگرفت، ولی محمد (ص) با آن نفوذ معنوی و قوهء ادبی توانست پیروان خود را از نوشیدن این مایع مهلک باز دارد و به راستی ممکن نیست زندگی محمد (ص) را بهتر از آنچه خداوند تعریف کرده است معرفی نمود. خداوند عالم دربارهء پیغمبر خود می فرماید: «و ما تو را نفرستادیم مگر رحمت برای جهانیان».
دکتر لکرک در تاریخ طب خود می نویسد: «تمام دنیا باید رهین مسلمین باشد که فقط آنها خدمتی ارزنده به معارف و فرهنگ دنیا کرده اند».
دکتر گوستاولو بون، در کتاب تمدن اسلام و عرب می نویسد: «تا قرن پانزدهم تئوری و فضیه و مطلبی را که مأخوذ از نویسندگان مسلمان نبود، دانشمندان اروپا آن را مورد توجه قرار نمی دادند».
مسیورنان می گوید: «البرت بزرگ کشیش و فیلسوف معروف آلمان هر چه داشت از بوعلی سینا دانشمند بزرگ اسلام آموخته بود».
سن توماس تمام فلسفه اش را از این رشد اندلسی دانشمند مسلمان فراگرفته و تمام دانشکده ها و دانشگاهای اروپا تا پانصد سال الی ششصد سال روی کتب دانشمندان مسلمان دایر بوده و مدار علوم با آن همه مدت فقط علوم مسلمین بوده است».
دکتر گوستاولو بون فرانسوی پس از آن که جمعی از دانشمندان و مخترعین بزرگ اروپا را نام می برد می گوید: «تمام آنها یا شاگر علمای اسلام بوده اند یا ناقل اقوام آنها می باشند».
مسیو لیبری می گوید: «اگر نام اسلام و مسلمین از تاریخ خارج شده بود عصر جدید حیات علمی اروپا تا چندین قرن دیگر عقب می افتاد. من نمی دانم کجای تاریخ سراغ دارید که در یکی از ممالک مسیحی مذهب یک دانشگاه و یا یک مؤسسه علمی قبل از آشنا شدن مسیحیان با مسلمانان و شاگردی کردن آنان از مسلمین داشته باشند. اگر تمدن ناقص، قبل از اسلام بوده مربوط به روشنفکران ایرانیان که زرتشت بوده اند می باشد، به مسیحیت ارتباطی نداشته است.[1]»
توجه به یک نکته مهم
در اسلام هزاران مطلب مستدل درباره بزرگان دین و اسلام وجود دارد لکن تأثیر اعترافات دانشمندان غیر مسلمان دراین خصوص برای هرانسانی قابل قبول و خدشه ناپذیر است. لذا در عصر تهاجم به مقدسات و ایجاد شبهات، برای آگاهی بیشتر و امیدواری نسل جوان به اسلام و بزرگان دین و یأس دشمنان، سزاواراست این مطالب را به دست دیگران برسانیم و اگرمی توانیم آنها را برای افراد تشریح و تجزیه و تحلیل کنیم. اگر ما بتوانیم بدین وسیله یک نفر را آگاه کنیم حضرت رسول(ص) مي فرمايند «ارزش آن به تعداد آنچه است که خورشید برآن تابيده وغروب مي كند»، و مصداق قسمت دوام آيه 32سوره مائده مي شود، كه ارزش آن به اندازه كردن يك فرد مي باشد كه ارزش آن به اندازه، زنده كردن همه بشر است!؟
عبدالحسين نجفي
همراه: 09368550280
[1] کتاب «محمد (ص) و دیگران»، «مناظره دکتر و پیر».
طرح زندگي با قرآن وكار بردي كردن آن23/9/1391
موضوع: پيشنهاد طرح جامع كاربردي كردن قرآن مهجور مانده و تبعات آن، در رسالت جهاني اسلام و مسلمين.
ساعت5/4 عصر تاريخ فوق، سخنراني حضرتعالي درجمعي از رسانه ملي، شنيده مي شد به اين مورد رسيد كه« ما درجهان از نظر علمي عقب هستيم و علت آن اين است كه به قرآن عمل نكرده ايم». البته فرمايش حضرتعالي،عين واقع است ولي عمل نكردن ما به قرآن به چه موردي از زواياي جامعيت قرآن برمي كردد كه باعث انزوا و وابستگي مسلمانان و دهها تبعات خسارت بار و از دست دادن ارزشهايي شده است!؟. البته خطاب نامه عام و از غفلت مسمانان پرده بر مي دارد كه شما رهبرآگاه و دلسوز نگران آن مي باشيد.و لذا توضيحاً پيرامون نظر حضرت عالي به مطالبي خواهم پرداخت.
حدود يك سال پيش بود كه آقايي در همين تلويزيون گفت:« ما با قرآن هستيم ولي با قرآن زندگي نمي كنيم» من با اينكه نگارش چندين كتاب را در باره قرآن دارم، متوجه شدم چه مي گويند و لذا خواستم در اين باره، كتاب بنويسم ولي وقت نكردم و كتاب كاربردي كردن قرآن را دارم،ولي كافي نيست، چون موضوع اين كتاب بايد زندگي با قرآن باشدكه با دقت آسيب شناسانه، بايد نگاشته شود،كه چه عواملي باعث شد با اينكه 33 سال از حكومت اسلامي مي گذرد آنطوركه بايد با قرآن زندگي نمي كنيم و اگركرده بوديم، شاهد خروجي هاي اين خلأ نبايد باشيم!؟آن چيزي كه ما ازآن غافل مانده ايم، همان علوم روز است كه دركتاب كار بردي كردن قرآن مواردي ازآن را توضيح داده ام، ازجمله.زمين شناسي، هوا شناسي،گياه شناسي،جانور شناسي، معدن و صنعت، طب و سلامتي در قرآن.چون آیه 6سوره هود، به عنوان نمونه که هزاران نیاز بشر را تأمین می کند ازجمله کشف دارو ازحلزون بوسیله دانشمندان ایرانی!؟
باتوجه به اينكه قرآن براي همه زواياي زندگي بشرآمده و دريك نگاه، اول به فكر سامان دادن زندگي روزمره بشر بر اساس دستورات اسلام است،لذا درطول 24 ساعت در نمازچند بار، اول مي خوانيم «ربنا آتنا في الدنيا حسنه» بعد مي خوانيم «و في الاخره حسنه»، چرا چون آخرت در طول دنيا مي باشد؛ درست مانند كلاس دوم كه درطول كلاس اول است. لذا امام محمد باقر(ع) مي فرمايند:« ان الله تعالي لم يدع شيأً تحتاج اليه الامه الا انزله في كتابه. همانا خداوند چيزي را رها و فراموش نكرده كه مردم به آن نياز داشته باشند، مگر اينكه آن (چيز مورد نياز) را درقرآن قرار داده است».بحار ج92ص 14:و نيز امام صادق(ع) مي فرمايند« ما من امر يختلف فيه اثنان الا وله اصل في كتاب الله ولكن لايبلغه عقول الرجال. موضو عي نيست كه دو نفر در مورد آن اختلاف داشته باشند؛ مگر اينكه راه حل آن در قرآن آمده ولي عقل مردم(عادي) به درك آن نمي رسد».بحار ج92 صفحۀ100: صرف نظراز مستندات فوق، مستندات فراوان ديگرهم هست كه به برخي ازآنها مي رسيم، ولي متأسفانه هنوز هم ازكساني شنيده مي شود، قرآن كتاب اخلاقي است!؟ كه به چند مو رد از مستندات مي پردازيم.
1)استخراج معادن:آيات زياد و گوناگوني در مورد اصل و چگونگي معادن داريم و در اينجا به موردي مي پردازيم كه خدا خبر داده و مي فرمايد«آيا نديديد خداوندآنچه رادرآسمان و زمين مسخرشما كرده و نعمتهاي آشكار و پنهان خود را بطور فراوان بر شما ارزاني داشته است؟...».لقمان آيه20: كلمه«سخرلكم...» بيش از20مورد در قرآن آمده است و حاكي از اين است كه معادن زمين و آسمان همه... مسخر انسان است.آيا با معجزه مي شود ازمعادن لوازم زندگي... را بدست آورد؟يا بايد اول كسب علم نمود؟ يا بايد قرآن را تنها براي ثواب خواند و حفظ كردن خواست و در مسائل تكنولوژي، فناوري... منتظر ديگران باشيم؟!كه حد اقل براي ضريب هوشي و ايراني بودن ما بسيارسنگين و سر شكني خواهد بود!؟
2) دو عنصر مركب: اگر اندكي دقت كنيم خواهيم ديد چيزي وجود خارجي پيدا نخواهد كرد،؛ مگراينكه دو عنصر مثبت و منفي بايد با هم مركب شوند تا محصول خود را عرضه كنند؛ مانند زمين و بذر، روح و جسم...، قرآن هم اين گونه است.آيا معنويت بدون ماديت نتيجه مي دهد. بعداً معلوم خواهد شد اخلاقيات و ماديات ذاتاً جدايي ناپذير و تفكيك آنها از محالات مي باشد.
3)كمال قرآن: مگرمي شود قرآن كه ازخود خداست محدود باشد؟ مثلاً در معنويات عالي و برتر، و درماديات ناتوان باشد؟! در صورتي كه ماديات مبتلا به مردم است و خداوند هم آن را بر معنويات مقدم داشته و لازم كرده درهر نماز اول، بخوانيم «ربنا آتنا في الدنيا حسنه» و بعد... «وفي الاخره حسنه».آيا اينكه مي گوييم دين اسلام كامل ترين دينست؛ يعني قرآن كامل نيست؟ اگر هست چه اشكالي دارد طب و سلامتي ...را هم از قرآن فرا بگيريم كه ماديات هم رنگ الهي داشته باشند.آيه138سوره بقره.
4)قرآن و علوم روز: با توجه به اينكه كلمه «علم» به اشكال گوناگون بيش از دهها مورد در قرآن تكرار شده، مي توان گفت: قرآن چه كار به علوم فيزيك و شيمي دارد؟! خير بلكه قرآن منبع همه علوم ما فوق تصور بشر مي باشد،500 رساله شيمي و فيزيك جابربن حيان شاگرد امام صادق(ع) غير از قرآن مي باشد كه اروپا ئي ها آن و قانون بو علي سينا... را از ما ربودند و درعلوم آقا شدند؟ آيا قرآن ظرفيت همه علوم را ندارد؟.بنقل ازعلامه طباطبايي مفسر الميزان«آيه 102سوره بقره، در مورد حضرت سليمان حاوي126000، موضوع و نكاتي مي باشد».كه قطعاًً در مورد زندگي روز مره، راه كارهاي فوق تصور بشر دارد كه روزي به گوشه اي ازآنها مي رسد. بنا بر اين چگونه مي توان قرآن را در اخلاقيات محصور نمود؟و نيز علامه مي فرمايد.«اگر همه مفسرين جمع شوند اطلاعات همه آنها نسبت به قرآن دراين حد است كه تا لب دريا برويم ولي داخل دريا نشويم».چون قرآن لا يتناهي و مطلق محض و عميق تر ازآن است كه عقل و فكر بشر بتواند اندكي ازآن را ببيند و درك كند.
5)شأن قرآن و سايرعلوم: از نوع بيان و لحن كلام كساني برداشت مي شود، اگركسي بگويد: قرآن دريك نگاه كتاب طبي و سلامت نگراست بدشان مي آيد !؟يعني طبابت در شأن قرآن نيست!؟ درصورتي كه خدا درقرآن به مگس، سگ و ... مثال ميزند. اصلاً قرآن براي سلامت جسم و جان است و بهداشت اخلاقي و مادي فرقي ندارند، و لذا خدا مي فرمايد«...بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»،آيه31سوره اعراف: قسمت اول آيه طبي و قسمت دوم اخلاقي. اين قبيل آيات را دركتاب (طب در قرآن) طبقه بندي كرده ام. اصلاً كلمه «طب» از قرآن گرفته و20بار در قرآن تكرار شده است. از جمله آيات 168- 57-172-سوره بقره.
6) مسائل اخلاقي و مادي: اصلاً در نظام خلقت ما چيزي نداريم كه جداي از هم باشند حتي برگي ازدرخت بيفتد، در همه عالم اثرخواهد داشت، فوقش از نظرحسي ديده نمي شود.حضرت رسول(ص) در مورد اهميت سلامتي مي فرمايد« لا خیر فی الحیاه الا مع الصحه. زندگی بدون سلامتی خیر و سعادتی درآن نیست»و نیز می فرمایند« نعمتان مجهولتان الصحه و الامان. دو نعمت است که( قدر و اهمیت آنها) معلوم نیست، سلامتی و امنیت». يعني بدون سلامت جسم زندگي وجود ندارد جز موجود متحرك بي خاصيت. پس معنويات و اخلاقيات بدون سلامتي جسم و روح معني ندارد.
7) محسوس و معقول: در مورد سلامت جسم، هركس تا حدودي خودش مي داند، براي سلامتي خود چه كند، ولي در معنويات نا معلوم بوده،و همين تفاوت باعث شد، نا بخردانه تصور شود، قرآن كتابي است اخلاقي نه...!؟ اما قرآن درچندين آيه از جمله آيه 31سوره اعراف در باره اسراف عكس آن را بيان مي كند كه قبلاً گذشت. چون اخلاقيات دريك نگاه با ماديات، لحظه به لحظه درجنگي تن به تن باهم درگيرند،و لذا امامان(ع) درهر دو،راهنما مي باشند؛ فوقش درمعنويات كه معقول است قدري حساس ترو به مراقبت بيشتر نياز دارد.و به دلايل زيادي جداي از هم نيستند.ازجمله اين چند روايت«من لا معاش له لا معاد له. كسي كه معاش ندارد آخرت هم ندارد» و « كاد يكون الفقر كفراً.و چه بسا فقر و نداري كه به كفر وگمراهي مي انجامد» امام سجاد(ع).و « الهم بارك لنا في الخبز لولا الخبز ما تصدقنا ولا صلينا. خدايا به ما در امرنان(وخوردنيها) بركت ده كه اگر نان(و معاش) نباشد زكات(و كارنيك)و نماز(و عبادات) نخواهد بود».رسول اكرم(ص):
8) نوعي تحريف در قرآن: بسياري ازكج فهمي ها،يك سو نگريها،موضوعات را با هم نديدنها،و...،كه غرضي هم ندارند، باعث شده اندآيات زيادي كناركذاشته شوند!؟مانند همه آيات مربوط به مسائل فيزيك، شيمي،رياضي، هندسه، تغذيه، بهداشت...،...،و اين آيات در ميان مسلمانان فقط براي ثواب و روي قبرمردگان كاربرد دارد!؟. به قول برخي كج فهم ها، خدا خواسته نعمت هاي خود را اين گونه معرفي كند!؟،كه نوعي تعيين تكليف براي خداست!؟، لذا آيات زيادي به راحتي كنارگذاشته مي شوند،آيه30سوره فرقان. مگر تحريف غير از اين است كه به آياتي عمل نمي شود؟، چه فرقي دارد آيه باشد و به آن عمل نشود،يا به طوركلي حذف شده باشد؟
كار به جزئيات نداريم و لي ظلمي كه ما مسلمانان به قرآن كرديم، هيچ كس نكرده است كه خروجي آن از يك سو و ابسته شدن و فقركشورهاي اسلامي مي باشدو ازسوي ديگرهمين خلأ باعث شد علوم روزكه همان علوم قرآن باشد، دردست ستمگران قرارگيرد، براي كشورگشايي، غارتگري،و ابزارخون ريزي باشد؛و ازطرفي محرومين جهان محتاج تكنولوژي غرب و اروپا باشند!؟ همان علومي كه از قرآن و اسلام گرفتند و درجهان بركشورهاي اسلامي... سلطه پيدا كردند.و اين فاصله ما با علوم قرآن بود كه درعلوم از ديگران خيلي عقب هستيم ولي به راحتي مي توان آن را جبران كرد كه داشمندان عزيزمان تا كنون نشان داده اند مي توانيم ازآنها پيشي بگيريم چون چيزي كم نداريم و انسانِ با اراده مي تواند جهان را به ميل خود تغيردهد؛كه نمونه آن را داشمندانمان درهمه زمينه ها دارند برخ مدعيان تكنولوژي بر ترميكشند. كه اميد است همين ها نگذارند علوم روز قرآن غريب و تنها بماند!؟.
دركتاب پيش گوئي هاي علمي قرآن نوشته مرحوم مصطفي زماني ص62 آمده است« مفسر عاليقدر طنطاوي بعد از نقل آيه بالا [انشقاق آيات 15، 19] مينويسد «آيا گمان ميكنيد خدا اين سوگندها را فقط براي لغت پردازي و زيبايي كلمات در قرآن آورده است!؟ ما از نظر علوم مراحلي را طي كرديم اما حمله تاتار محصول علوم ما را نابود كرد و اروپا علوم و اخلاق ما را به غنيمت برد و به آن اضافه كرد و در جهان سربلند گرديد اما ما مسلمانان قرنها به خواب غفلت فرو رفتيم.»!؟ به هرصورت اين خلأ حضور عملي ما بود كه آنها، اين خلأرا، با وابسته كردن كشورهاي اسلامي پركردند!؟ و اين طرز تفكركه قرآن كتاب اخلاقي است،ما را به روزسياه نشاند و ميدان بدست خون آشامان زالو صفت افتاد كه هيچ بويي از انسانيت نبرده بودند،خلأ ما، بستر تقويت دشمنان اسلام و انسانيت شد!؟، و درنتيجه ستم ها، غارتگري ها، آدم كشي ها...كه به وسيله همين حيوان صفتان صورت گرفته و همچنان ادامه دارد!؟
تمدن شگفت آور اسلام گويا ترين سند
مطالبي كه در باره تمدن اسلامي، در اينجا خواهد آمد، همه اعتراف دانشمندان خود اروپائيان ميباشد،كه ما را متوجه اين واقعيت ميكند، اگر اسلام را اين گونه درجهان ترويج كنيم به يقين جايي براي ستمگران غارتگر باقي نخواهد ماند؛ تا به بهانه هرحمايت اقتصادي، صنعتي... هستي كشورهايي را به غارت ببرند؛ به همين جهت بود كه با ايجاد تفرقه ميان سران مسلمانان و جذب جوانانشان، به مراكز فحشاي رايگان، به حكومت700 ساله مسلمانان، پايان دادند، تا چيزي به نام اسلام درجهان مطرح و چشمگير نباشد!؟؛ همان سياستي كه آمريكا در اين عصر، عليه ايران اعمال ميكند، شايد بارديگر بدون هيچ رقيبي به حيات ننگين خود ادامه دهد!؟ وآتش زدن قرآن به وسيله آمريكا... نشانگراهميت علوم روز در قرآن است كه بارديگر درجهان احيا نشودكه...!؟
تمدن اسلام درنگاه دانشمندان اروپا
« دكتر«گوستاولوبون» در فصل سوم كتاب خود تحت عنوان «تمدن اسلامي در اندلس»(اسپانيا) مينويسد، عمران و آبادي اندلس در عصر وزيگت محدود و تمدن آنان نظير تمدن قوم وحشي بود. مسلمانان مخصوصا در خاتمه فتوحات خود شروع به تمدن ترقي نمودند و در طول يك صد سال اراضي بائر تمام مزروع و آباد و ابنيه و عمارات عاليه بنا نهاده و روابط تجاري خود را با اقوام ديگر برقرار نمودند و بعد به اشاعت علوم و فنون همت گماشته،كتب يوناني و لاتيني را ترجمه كرده آموزشگاهها و دانشكدههايي تاسيس نمودند كه تا مدتي مديد مورد استفاده اروپائيان واقع و از پرتو آن بهرهمند بودند. «گوستا ولوبون» در بخش «تمدن اسلامي در سيسيل» ضمن تشريح اين موضوع مينويسد مسلمين كه بر جزيره (سيسيل) استيلا پيدا كردند كشاورزي و هنر شروع به ترقي نمود. نواقص و خرابيهاي موجود را در اندك زماني ترميم و اصلاح نمودند پنبه و نيشكر،زيتون و درخت زبان گنجشك را از خارج طلبيده كشت كردند. يك رشته مجراها و نحرها احداث نمودند كه هنوز باقي ميباشد. ازجمله مجرائي بوده كه آب آن بوسيله شتر گلو داخل نهر ميشد كه قبل از مسلمانان چنين چيزي وجود نداشت و حرفه و هنر هم ترقي كرده رونقي بسزا حاصل نمود. كانيهاي كشور از قبيل كاني نفره،آهن، مس، گوگرد، سنگ مرمر و سماق با نهايت اهتمام و از روي قواعد صحيح استخراج ميكردند، پارچه حريري خيلي قشنگ مي بافتند در «نورمبرگ» يك رداء ابريشمي مال سلاطين سيسيل هنوز موجود است كه در آن كتيبهاي بخط كوفي نقش شده است و تاريخ آن 520 هجري مطابق 1132 ميلادي ميباشد. چنين معلوم ميشود كه فنرنگرزي از سيسيل به اروپا آمده است «نهرو» نخست وزير فقيد و دانشمند هندوستان در اثر كم نظير خود «نگاهي به تاريخ جهان» مينويسد دوران 700 ساله حكومت اعراب در اسپانيا بسيار حيرتانگيز است اما آنچه بيشتر جالب توجه و حيرت انگيز ميباشد،تمدن و فرهنگ عالي و بزرگي است كه عربهاي اسپانيا كه بنام «مورها» مشهور شده اند بوجود آوردند. يكي از مورخان كه تحت تاثير اين تمدن قرارگرفته و تا اندازهاي مجذوب آن شده است ميگويد، «مورها آن حكومت حيرت انگيز»(كوردووا)(قرطبه) را بوجود آوردند كه از شگفتيهاي قرون وسطي بود و در موقعي كه سراسر اروپا در جهل و بربريت و جدال و زد و خورد غوطه ميخورد به تنهايي مشعل دانش و تمدن را روشن نگاه داشت كه پرتو آن بر دنياي غرب ميتابيد، در اين شهر كتابخانههاي فراوان وجود داشت كه معتبر ترين و مهمترين آنها كتابخانه سلطنتي امير بود كه 000/4000 نسخه كتاب داشت. دانشگاه قرطبه هم در سراسر اروپا و حتي در آسياي غربي مشهور بود و مدارس مجاني و رايگان براي فقيران نيز بسيار زياد بود يكي از مورخان ميگويد كه «در اسپانيا تقريبا» همه كس خواندن و نوشتن را ميدانست در حاليكه در اروپاي مسيحي صرف نظر از طبقه روحانيان مذهبي حتي اشخاصي كه از عاليترين طبقات هم بودند درجهل كامل بسر ميبردند».
مستر چمبر نويسنده و دانشمند انگليسي دركتاب «فتوح العربه و كنوز الالب» ترجمه عبدالرحيم خانشيرازي كه در تاريخ فتح اسپانيا و تمدن اسلامي آنجا نوشته است چنان از تمدن و كشفيات و اختراعات و علوم و صنايع مسلمين سخن گفته است كه از هر جهت جالب است. اينكه قسمت هايي از آن «مسلمانان فنون ادب و انسانيت را در اندك زماني تحصيل نمودند كلمات ارسطو و ساير حكماي يونان را به زبان عربي ترجمه نمودند و از اينجا ميتوان دريافت كه بيشبهه ترقيات حاليه اروپا را مسلمانان باعث و باني بودهاند در علوم رياضي و نجوم منتهاي پيشرفت را داشتند و ميتوان گفت جبر و مقابله كه امروز در دست داريم و از داشتنش فخرها ميكنيم بطور كلي از مسلمانان است علم شيمي و داروسازي و بسياري از داروها را كه امروز معمول و مستعمل است مخترع آن مسلمانان بودهاند كه اغلب آنرا حكماي مسلمين به مريضان خود نسخه نوشته و ميدادند.» مسلمانان عرب در علم ادب متجاوز از يكصد هزار تاليف دارند شعرا و نكته دانان و دانايان و تاريخنويسان ايشان بيحساب بودهاند و علاوه بر اين كتابها در علوم مختلف تصنيف نموده اند. انصافا در اسپانيا تعليم و تسلط مسلمانان،تربيت و ترقي عالم انسانيت به منتها و درجه كمال رسيد. مسلمانان بغداد هم ترقيهاي فوقالعاده كردند دكتر كرانتين ميگويد در اسپانيا تعليم و تدريس زبان عربي به حدي شيوع داشت وفور مدارس به اندازهاي بود كه بوصف نميآيد. شهرهاي(كاردودا) و (سويل)و (گرانيدا) هر يك از كثرت مدارس و كتابخانه يكي از ديگري بهتر و معمور تر بود.
خلاصه دانايان رموز الهي در علم اخلاق و تاريخ نويسان و فيلسوفان و استادان عالي رتبه در هر كدام از شهرهاي مزبور مجمعي داشته و بخصوص شهر (گرانيدا) و همچنين شهرهاي (تولدو) و (ملاطا) و (مورشيا) و ـ (والتينا) همه منظم و مملو از هر گونه علوم و صنايع و اهل معرفت بوده است در شهرهاي اسپانيا هفتاد كتابخانه معتبر براي استفاده عموم باز بوده و هفده مدرسه بسيار عالي داشت. «ميدل دراف» كه يكي از تاريخ نويسان اروپا است يكا يك اسامي مدارس و معلمين آنجا را شرح ميدهد و تمام ايشان به زبان عربي درس ميگفتهاند.. در مقابل مردم بيشعور روم و آلمان، اسپانياي اسلامي در آن زمان نقطه معروف و با تربيت و متمدن بود تسلط مسلمانان در اسپانيا بيشك از اتفاقات غربيه اروپاست چنانكه سيلي شد مملو از هر گونه علوم و تمدن كه تمام اروپا را فرا گرفته سعادت جاوداني بخشيد.
الحق قلم از بيان اينكه مسلمانان چه قدر آداب و رسوم انسانيت و سعادت زندگاني همراه خود آورده و داخل خاك ما كرده و تا چه درجه باعث ترقي و تربيت اروپائيان شدند عاجز است. اگر اين عده مسلمان به سرداري طارق بن زياد در سال 711 ميلادي در كنار جبل الطارق فرود نميآمد و ازآنجا داخل خاك اروپا نميشدند معلوم ميشد كه ما اهالي اروپا چه زيانها ميديديم و تا چه اندازه از ترقي هاي حاليه دور ميافتاديم. چنانكه علم نجوم را از مسلمانان آموختيم. جبر و مقابله معروف را از ايشان يافتيم. اختراعات جديد در علم تعمير شهرها و تاسيس پليس براي حفاظت شهر، تشكيل كتابخانه عمومي و وقفي را از آنها آموختيم»: تاريخ فتوحات اسلام در اروپا، مؤلف شكيب ارسلان، ترجمه مرحوم علي دواني:
سزاوار است دراين باره توضيحي داده شود. علم و دانشي كه امروز غرب و اروپا به آن مي نازند و به وسيله آن زنده اند،آيا اين فخر بجاست يا نه؟ همانطوركه دانشمندان خودشان اعتراف داشتند به نظر مي رسد چندان نيازي به توضيح نباشد.درواقع هرچه دارند از اسلام است و با آنچه از اسلام گرفتند،كشورهاي اسلامي را مستعمره خود قرار دادند و چه خون ريزيها... كه به راه نينداختند و همين حالا هم با قصاوت تمام،آن را ادامه ميدهند!؟ و با همين علومي كه از ما گرفته بودند چگونه ما را به خود وابسته كردند كه محتاج آنها باشيم،و اكنون كه ايران سر بلند، در ميان همه مي خواهد ديگر محتاج و نوكرآنها نباشد و از همان تمدن اسلامي خود كه آنها غصبش كرده اند استفاده كند، به بهانه هاي واهي مانع ميشوند از تمدن اسلامي خودمان (انرژي هسته اي صلح آميز)،استفاده نكنيم!؟ اما به همان اندازه كه آمريكا از پيشرفت ما ممانعت كند ما بايد دوچنداه دراحياي تمدن اسلام و قرآن بكوشيم.
دركل جا دارد پرسيد،چرا و چه چيز باعث شد خود ما تا اين حد عملاً از اسلام فاصله گرفته و تمدن اسلامي را فراموش كنيم؟! كه قبلاً ازكتاب مصطفي زمان شاهدي آورديم، بايد ديد علت غفلت درچيست؟. برداشتي كه من از مطالعات خود دارم. دو چيز باعث اين غفلت و عقب ماندگي ما درفضاي جهان قابل ترقي شده است!؟.يكي اينكه با قرآن هستيم ولي با قرآن زندگي نمي كنيم؛؟ عكس كاري كه مسلمانان درطي700سال حكومت خود دراروپا كردند؛ اگرآنچه را كه در اروپا ازخود به جاي گذاشتيم و اروپا آنها را به سرقت برد، با دقت توجه كنيم، خواهيم ديد،آيات قرآن آنها را به ما نشان مي دهد؛ ازجمله گسترش دانش،رفاه عمومي و بهداشت، اختراعات،...كه ما فوق تصور بشر در قرآن، با صراحت آمده است.و لذا مسلمانان، اروپا را با قرآن آباد كردند.و دوم،آنها همان چيزي هايي را كه از قرآن ما گرفته بودند، همان ها را توسعه دادند و ما را مستمره خود قرار دادند!؟ معلوم است اگر مسلمانان نمي بودند امروز اروپا نمي توانست به كره ماه... برود و جهان را تسخيركند، مگرمسلمانان غير از اسلام و قرآن وسيله ديگري براي احياي تمدن داشتند؟پس معلوم است تمدن بجا مانده و به سرقت رفته؛ همان تمدن قرآني است كه ما آن را كتاب اخلاقي مي خوانيم!؟و اين بد ترين تحريف درقرآن است.اگرمي شد بدون اسلام آن همه پيشرفت صورت بگيرد؛ پس چرا خود اروپايي ها چنين نكردند تا مسلمانان بكنند،كه اعتراف داشمندان خودشان بهترين سند اين امراست. غفلت براستفاده از قرآن روشن و مانند، دو دوتا چهارتا مي باشد!؟، كه مسلم بايد به هر اندازه كه سهيم جرم بوده ايم جواب گوي نسل بعد خود باشيم كه در باره ما قضاوت خواهند كرد و چه قضاوتي!؟.
چگونه روح قرآن را از ما گرفتند؟!
اصل قضيه از اين قرار بود وقتي ديدند حكومت مسلمانان در اروپا،مي رود كه رحمت مباركش برجهان توسعه يافته و دلها را متوجه خود كند، اول ميان سران مسلمانان تفرقه ايجاد كردند و همزمان جوانان آنها را به مراكز فحشا كشيده و با سلاح مخدر...، مغزشان را بمباران و تخديركردند!؟.دولت وقت انگلستان در يك حمله غافلگيرانه نظامي به حكومت700 ساله مسلمانان براي هميشه پايان داد!؟ ولي بايك آينده نگري، به همين حد قانع نشدند و بذري را كه هنوز هم دارند از محصول آن بهره ها مي برند و هنوز چندين كشور اسلامي كاملاً در اختيارآنهاست و بهانه اي براي حضور درقلب كشورهاي اسلامي به نام صهونيست دارند، افراد از پيش تعيين شده اي را ازخود اين كشورها از جمله ايران، تركيه، عراق،حجاز(و... به عنوان نگهبان و آبياري اين بذرآلوده فرهنگي چندين منظوره)، باقي گذاشتند وچنان اين بذرآلوده را در افكار،جاسازي كرده اند، كه اگر به فكر رسوب زدايي آن باشيم زمان مي برد تا به جايي برسيم !؟
محصول بذرچند منظوره؛ از يك سو خلاصه كردن مسلمانان در نماز، روزه و قرائت قرآن تهي از روح و روان و درحد تئوري بود!؟ يعني استحاله فرهنگ زنده و پويايي آن،كه ديديم امام خميني (ره) آن را احيا كرد.و از سوي ديگر بوسيله همان محصول علوم اسلامي كشورهاي اسلامي را وابسته و به وابستگي عادت داده و قانع كردند،كه در زمان شاه، ايران به همين بيماري مبتلا بود.و خميني كبير(ره)آمد و ايران را از اين بيماري مسري وكشنده نجات داد؛ و قرآن و نماز را بارديگر از تئوري بيرون آورد و عملي ساخت و نسل فرهنگ غربي را تا حدود زيادي، در ايران و جهان از بين برد و مي رود تا چيزي ازآن باقي نماند. البته اين بحث نياز به كتابي دارد، تا معلوم شود بعد از پايان دادن به حكومت700 ساله مسلمين در اروپا؛چگونه موفق شدند در پي استحاله فرهنگي به معني عام آن،سر نوشت...كشورهاي اسلامي را قبضه كنند كه به وسيله آمريكا و عوامل او ( ازخود كشورهاي اسلامي) اداره ميشوند؛ كه همه اينها ازخروجيهاي فاصله ما از قرآن عملي و پويا است كه در تئوري خلاصه شده بوديم و تنها به اين دلخوش بوديم كه حاقظ قرآن داريم،درماه مبارك چند ختم قرآن داريم، كه تنها با قرآن بودن دردي براي ما دوا نكرد!؟
خبري جديد برعليه جامعيت قرآن
تاريخ30/9/1391،كه داشتم راديو معارف را گوش مي دادم. حجت الاسلام آقاي...، درمورد قرآن اظهار داشتند: قرآن نه كتاب فيزيك است و نه شيمي. ولي آيات زيادي را درمورد طبيعت و علوم كيهان شناسي...، در قرآن بر شمردند ولي مدعي بودند اينها به خاطر اين است كه خدواند براي ارائه نعمت ها، به عنوان آيات خود، نعم را اين گونه معرفي مي كند!؟ حتي آيات در باره زيتون و عسل... را هم بگونه ديگر تعبيركردند و در مورد جنبه طبي آنها چيزي نگفتند آنهم با وجود صد ها هزار آيه قرآن وحديث در مورد سلامتي جسم و جان!؟.
نتيجه بحث دريك كلام. همان طوركه قبلاً گفته شد. قرآن در معنويات كليات را بيان مي كند، درماديات هم اين گونه است؛ چون هم محسوس هستند، فقط به سرفصل ها اكتفا كرده است. ولي در معنويات از يك سو، غير محسوسند و از سوي ديگرچون عواملي مانند هواي نفس و شيطان جذابيت هاي انحرافي را چند برابر ميكنند. لذا مراقبت ها درقرآن و روايت، بيشتر متوجه اخلاقيات و معنويات خطرآفرين شده است.خطري كه درخود ماديات هم انسان را به طرف پرتگاه مي كشاند،خطر را چندين برابر مي كند. اصولاً محل اشتباه ما همين جاست كه فكر مي كنيم، قرآن تنها براي اخلاقيات آمده و در ماديات انسان را رها كرده!؟، درحالي كه همه دستورات اسلام براي سامان دهي زندگي دنياست و با سامان يافتن زندگي دنيا،زندگي ابدي شروع مي شود؛ مگر غير از اين مي تواند باشد كه هزاران آيه و روايت پيرامون آن قابل بررسي است؟
نظر جامع و منصفانه ما
ممكن است تصور شود ما يك طرف سكه را مي خوانيم.لذا به خاطر رفع اين تصور، بايد عرض كنم. نظرما در مورد خواندن و حفظ قرآن اين نيست كه نبايد به آن اهميت داد،چون ياد گيري وحفظ عامل فهم و مقدمه طرح زندگي با قرآن و گشودن درهايي ازآن مي باشد كه راه هاي درست زندگي كردن، درآن مي باشد.ولي مهم اين است كه ما درخواندن و حفظ قرآن، خلاصه و از ديگر منافع حياتي آن غافل و محرو م نشده و با سرعت تا بي نهايت پيش رفته و قله هاي مرتفع را يكي پس از ديگري فتح كنيم، چون اگر هزاران حافظ قرآن داشته باشيم بازكم است و در مقابل به همان تعداد بايد قرآن شناسِ متخصص و جامع داشته باشيم ولي اگر هزاران حافظ قرآن داشته و در مقابل به حد اقل كار شناس قرآن، قانع باشيم اينجاست كه بايد نگران بود!؟ چون به همان اندازه زيان هايي متوجه ما خواهد شد؛ ازجمله، وابستگي به بيگانه!؟ اينجا ست كه تنها خواندن و حفظ كردن قرآن براي ما دردي دوا نمي كند!؟. به خصوص اگر باعث غفلت... ما شود؛ درحدي كه از قافله تكنولوزي،تمدن و ترقيات عالي عقب بمانيم. لذا نبايد به چيزهاي جزئي محدود و قانع بود حتي آن وقت هم كه جهانيان درسايه تكنو لوژي و تمدن اسلامي درصلح،آرامش و رفاه... باشند،بازهم نبايد قانع بود،چون رسالت ما رسالت جهاني و اسلام درپي نجات و احياي بشريت است. ما تا جهاني نيندشيم، نمي توانيم جهاني حركت كنيم و تا جهاني حركت نكنيم به مقصد كه نخواهي رسيد هيچ، بلكه درنيمه راه خواهيم ماند!؟
واقعيتي كه ازخدا مي خواهيم «... الهم اعطني بمسئلتي اياك جميع خير الدنيا و جميع خير الاخره...: خدايا از تو مي خواهيم به ما عطا كني همه خير دنيا وآخرت را».و درماه مبارك رمضان مي خوانيم« الهم اكس كل عريان، الهم اقض دين كل مدين...»، اينها براي ما پيام دارند؛يعني رسالت جهاني و قانع نشدن و حتي به كرات ديگرسفر كردن و ازآيات خدا پيام بيداركننده براي بشر آوردن. بايد تكنولوژي جهان دراختيار ما باشد كه درطي700سال آن را به اروپائيان بي سواد ياد داديم،بدون اينكه با اين تكنولوژي كسي و كشوري وابسته،و با بمب اتم دو شهر ناكا زاكي و هيرو شيماي ژاپن را نابود كنيم!؟، تكنولوژي برتر نبايد براي آدم كشي دردست امثال آمريكا باشد؛ كه اكنون در سوريه، مصر، بحرين، افغانستان، و درپاكستان...،به اشكال و بهانه هاي گونا گون دارند جنايت مي كنند!؟ كه اگرتكنو لوژي بر تر دردست اين حيوان صفتان نمي بود، اين گونه مسائل غم انگيز واقع نمي شد!؟، اگراين خلأرا ما پركرده بوديم؛ نتيجه همان مي شدكه دانشمندان اروپايي در باره اهميت تمدن اسلام اعتراف داشتند.اين است حرف ما، نه مخالفت با حفظ، ياد گيري و ختم قرآن درما ه مبارك و نه خواندن آن روي قبرمرده ها. بلكه قرآن با شرايطي كه گفته شد، در دست مسلمان باشد،دراين صورت،روي قبرخوانده شود براي مرده و زنده هردو ارزش حياتي افتخارآميز، دارد و لي درغيراين صورت چه؟و چرا دردعا مي خوانيم « الهم اني اعوض بك من قلب لايخش و من علم لا ينفع و من صلواه لا ترفع و من دعاء لايسمع: خدايا به تو پنامي برم از قلبي كه نمي ترسد، و از علمي كه سود نمي دهد،و از نمازي كه بالا نمي رود، و از دعايي كه شنيده نمي شود» !؟،و قرآن ههم همين طور است كه آمده«رب تال القرآن و القرآن يلعنه. اي چه بسا تلاوت قرآن، كه كساني را لعن مي كند»مگرآنها كه در سر زمين كربلا فرزند رسول خدا (ص) را با بد ترين وضع شهيد كردند، نماز و قرآن نمي خواندند؟! البته اين خطاب در ايران جايي ندارد، مگركساني كه با نظام جمهوري اسلامي مخالفت داشته باشند؛ ولو نماز شب خوان هم باشئد!؟
وآخرين كلام، اميد وارم روزي شاهد علوم زمين شناسي،و...،و... برگرفته از قرآن براي نيازهاي بشر باشيم و دانشكده هايي به نام زمين شناشي... درقرآن ، تأسيس و در عملي كردن اين دانش، جهان را متوجه منابع پرخير اسلام نماييم وجواب آتش زدن قرآن را توسط آمريكا، دردانشكده قرآن شناسي بدهيم:
عبد الحسین نجفی
همراه: 09368550280
تلفکس: 6631605، 251.، قم
محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي آيت الله العظمي خامنه اي (دامت بركاته)
سلام سلام عليكم 23/9/1391
موضوع: پيشنهاد طرح جامع كاربردي كردن قرآن مهجور مانده و تبعات آن، در رسالت جهاني اسلام و مسلمين.
ساعت5/4 عصر تاريخ فوق، سخنراني حضرتعالي درجمعي از رسانه ملي، شنيده مي شد به اين مورد رسيد كه« ما درجهان از نظر علمي عقب هستيم و علت آن اين است كه به قرآن عمل نكرده ايم». البته فرمايش حضرتعالي،عين واقع است ولي عمل نكردن ما به قرآن به چه موردي از زواياي جامعيت قرآن برمي كردد كه باعث انزوا و وابستگي مسلمانان و دهها تبعات خسارت بار و از دست دادن ارزشهايي شده است!؟. البته خطاب نامه عام و از غفلت مسمانان پرده بر مي دارد كه شما رهبرآگاه و دلسوز نگران آن مي باشيد.و لذا توضيحاً پيرامون نظر حضرت عالي به مطالبي خواهم پرداخت.
حدود يك سال پيش بود كه آقايي در همين تلويزيون گفت:« ما با قرآن هستيم ولي با قرآن زندگي نمي كنيم» من با اينكه نگارش چندين كتاب را در باره قرآن دارم، متوجه شدم چه مي گويند و لذا خواستم در اين باره، كتاب بنويسم ولي وقت نكردم و كتاب كاربردي كردن قرآن را دارم،ولي كافي نيست، چون موضوع اين كتاب بايد زندگي با قرآن باشدكه با دقت آسيب شناسانه، بايد نگاشته شود،كه چه عواملي باعث شد با اينكه 33 سال از حكومت اسلامي مي گذرد آنطوركه بايد با قرآن زندگي نمي كنيم و اگركرده بوديم، شاهد خروجي هاي اين خلأ نبايد باشيم!؟آن چيزي كه ما ازآن غافل مانده ايم، همان علوم روز است كه دركتاب كار بردي كردن قرآن مواردي ازآن را توضيح داده ام، ازجمله.زمين شناسي، هوا شناسي،گياه شناسي،جانور شناسي، معدن و صنعت، طب و سلامتي در قرآن.چون آیه 6سوره هود، به عنوان نمونه که هزاران نیاز بشر را تأمین می کند ازجمله کشف دارو ازحلزون بوسیله دانشمندان ایرانی!؟
باتوجه به اينكه قرآن براي همه زواياي زندگي بشرآمده و دريك نگاه، اول به فكر سامان دادن زندگي روزمره بشر بر اساس دستورات اسلام است،لذا درطول 24 ساعت در نمازچند بار، اول مي خوانيم «ربنا آتنا في الدنيا حسنه» بعد مي خوانيم «و في الاخره حسنه»، چرا چون آخرت در طول دنيا مي باشد؛ درست مانند كلاس دوم كه درطول كلاس اول است. لذا امام محمد باقر(ع) مي فرمايند:« ان الله تعالي لم يدع شيأً تحتاج اليه الامه الا انزله في كتابه. همانا خداوند چيزي را رها و فراموش نكرده كه مردم به آن نياز داشته باشند، مگر اينكه آن (چيز مورد نياز) را درقرآن قرار داده است».بحار ج92ص 14:و نيز امام صادق(ع) مي فرمايند« ما من امر يختلف فيه اثنان الا وله اصل في كتاب الله ولكن لايبلغه عقول الرجال. موضو عي نيست كه دو نفر در مورد آن اختلاف داشته باشند؛ مگر اينكه راه حل آن در قرآن آمده ولي عقل مردم(عادي) به درك آن نمي رسد».بحار ج92 صفحۀ100: صرف نظراز مستندات فوق، مستندات فراوان ديگرهم هست كه به برخي ازآنها مي رسيم، ولي متأسفانه هنوز هم ازكساني شنيده مي شود، قرآن كتاب اخلاقي است!؟ كه به چند مو رد از مستندات مي پردازيم.
1)استخراج معادن:آيات زياد و گوناگوني در مورد اصل و چگونگي معادن داريم و در اينجا به موردي مي پردازيم كه خدا خبر داده و مي فرمايد«آيا نديديد خداوندآنچه رادرآسمان و زمين مسخرشما كرده و نعمتهاي آشكار و پنهان خود را بطور فراوان بر شما ارزاني داشته است؟...».لقمان آيه20: كلمه«سخرلكم...» بيش از20مورد در قرآن آمده است و حاكي از اين است كه معادن زمين و آسمان همه... مسخر انسان است.آيا با معجزه مي شود ازمعادن لوازم زندگي... را بدست آورد؟يا بايد اول كسب علم نمود؟ يا بايد قرآن را تنها براي ثواب خواند و حفظ كردن خواست و در مسائل تكنولوژي، فناوري... منتظر ديگران باشيم؟!كه حد اقل براي ضريب هوشي و ايراني بودن ما بسيارسنگين و سر شكني خواهد بود!؟
2) دو عنصر مركب: اگر اندكي دقت كنيم خواهيم ديد چيزي وجود خارجي پيدا نخواهد كرد،؛ مگراينكه دو عنصر مثبت و منفي بايد با هم مركب شوند تا محصول خود را عرضه كنند؛ مانند زمين و بذر، روح و جسم...، قرآن هم اين گونه است.آيا معنويت بدون ماديت نتيجه مي دهد. بعداً معلوم خواهد شد اخلاقيات و ماديات ذاتاً جدايي ناپذير و تفكيك آنها از محالات مي باشد.
3)كمال قرآن: مگرمي شود قرآن كه ازخود خداست محدود باشد؟ مثلاً در معنويات عالي و برتر، و درماديات ناتوان باشد؟! در صورتي كه ماديات مبتلا به مردم است و خداوند هم آن را بر معنويات مقدم داشته و لازم كرده درهر نماز اول، بخوانيم «ربنا آتنا في الدنيا حسنه» و بعد... «وفي الاخره حسنه».آيا اينكه مي گوييم دين اسلام كامل ترين دينست؛ يعني قرآن كامل نيست؟ اگر هست چه اشكالي دارد طب و سلامتي ...را هم از قرآن فرا بگيريم كه ماديات هم رنگ الهي داشته باشند.آيه138سوره بقره.
4)قرآن و علوم روز: با توجه به اينكه كلمه «علم» به اشكال گوناگون بيش از دهها مورد در قرآن تكرار شده، مي توان گفت: قرآن چه كار به علوم فيزيك و شيمي دارد؟! خير بلكه قرآن منبع همه علوم ما فوق تصور بشر مي باشد،500 رساله شيمي و فيزيك جابربن حيان شاگرد امام صادق(ع) غير از قرآن مي باشد كه اروپا ئي ها آن و قانون بو علي سينا... را از ما ربودند و درعلوم آقا شدند؟ آيا قرآن ظرفيت همه علوم را ندارد؟.بنقل ازعلامه طباطبايي مفسر الميزان«آيه 102سوره بقره، در مورد حضرت سليمان حاوي126000، موضوع و نكاتي مي باشد».كه قطعاًً در مورد زندگي روز مره، راه كارهاي فوق تصور بشر دارد كه روزي به گوشه اي ازآنها مي رسد. بنا بر اين چگونه مي توان قرآن را در اخلاقيات محصور نمود؟و نيز علامه مي فرمايد.«اگر همه مفسرين جمع شوند اطلاعات همه آنها نسبت به قرآن دراين حد است كه تا لب دريا برويم ولي داخل دريا نشويم».چون قرآن لا يتناهي و مطلق محض و عميق تر ازآن است كه عقل و فكر بشر بتواند اندكي ازآن را ببيند و درك كند.
5)شأن قرآن و سايرعلوم: از نوع بيان و لحن كلام كساني برداشت مي شود، اگركسي بگويد: قرآن دريك نگاه كتاب طبي و سلامت نگراست بدشان مي آيد !؟يعني طبابت در شأن قرآن نيست!؟ درصورتي كه خدا درقرآن به مگس، سگ و ... مثال ميزند. اصلاً قرآن براي سلامت جسم و جان است و بهداشت اخلاقي و مادي فرقي ندارند، و لذا خدا مي فرمايد«...بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»،آيه31سوره اعراف: قسمت اول آيه طبي و قسمت دوم اخلاقي. اين قبيل آيات را دركتاب (طب در قرآن) طبقه بندي كرده ام. اصلاً كلمه «طب» از قرآن گرفته و20بار در قرآن تكرار شده است. از جمله آيات 168- 57-172-سوره بقره.
6) مسائل اخلاقي و مادي: اصلاً در نظام خلقت ما چيزي نداريم كه جداي از هم باشند حتي برگي ازدرخت بيفتد، در همه عالم اثرخواهد داشت، فوقش از نظرحسي ديده نمي شود.حضرت رسول(ص) در مورد اهميت سلامتي مي فرمايد« لا خیر فی الحیاه الا مع الصحه. زندگی بدون سلامتی خیر و سعادتی درآن نیست»و نیز می فرمایند« نعمتان
مجهولتان الصحه و الامان. دو نعمت است که( قدر و اهمیت آنها) معلوم نیست، سلامتی و امنیت». يعني بدون سلامت جسم زندگي وجود ندارد جز موجود متحرك بي خاصيت. پس معنويات و اخلاقيات بدون سلامتي جسم و روح معني ندارد.
7) محسوس و معقول: در مورد سلامت جسم، هركس تا حدودي خودش مي داند، براي سلامتي خود چه كند، ولي در معنويات نا معلوم بوده،و همين تفاوت باعث شد، نا بخردانه تصور شود، قرآن كتابي است اخلاقي نه...!؟ اما قرآن درچندين آيه از جمله آيه 31سوره اعراف در باره اسراف عكس آن را بيان مي كند كه قبلاً گذشت. چون اخلاقيات دريك نگاه با ماديات، لحظه به لحظه درجنگي تن به تن باهم درگيرند،و لذا امامان(ع) درهر دو،راهنما مي باشند؛ فوقش درمعنويات كه معقول است قدري حساس ترو به مراقبت بيشتر نياز دارد.و به دلايل زيادي جداي از هم نيستند.ازجمله اين چند روايت«من لا معاش له لا معاد له. كسي كه معاش ندارد آخرت هم ندارد» و « كاد يكون الفقر كفراً.و چه بسا فقر و نداري كه به كفر وگمراهي مي انجامد» امام سجاد(ع).و « الهم بارك لنا في الخبز لولا الخبز ما تصدقنا ولا صلينا. خدايا به ما در امرنان(وخوردنيها) بركت ده كه اگر نان(و معاش) نباشد زكات(و كارنيك)و نماز(و عبادات) نخواهد بود».رسول اكرم(ص):
8) نوعي تحريف در قرآن: بسياري ازكج فهمي ها،يك سو نگريها،موضوعات را با هم نديدنها،و...،كه غرضي هم ندارند، باعث شده اندآيات زيادي كناركذاشته شوند!؟مانند همه آيات مربوط به مسائل فيزيك، شيمي،رياضي، هندسه، تغذيه، بهداشت...،...،و اين آيات در ميان مسلمانان فقط براي ثواب و روي قبرمردگان كاربرد دارد!؟. به قول برخي كج فهم ها، خدا خواسته نعمت هاي خود را اين گونه معرفي كند!؟،كه نوعي تعيين تكليف براي خداست!؟، لذا آيات زيادي به راحتي كنارگذاشته مي شوند،آيه30سوره فرقان. مگر تحريف غير از اين است كه به آياتي عمل نمي شود؟، چه فرقي دارد آيه باشد و به آن عمل نشود،يا به طوركلي حذف شده باشد؟
كار به جزئيات نداريم و لي ظلمي كه ما مسلمانان به قرآن كرديم، هيچ كس نكرده است كه خروجي آن از يك سو و ابسته شدن و فقركشورهاي اسلامي مي باشدو ازسوي ديگرهمين خلأ باعث شد علوم روزكه همان علوم قرآن باشد، دردست ستمگران قرارگيرد، براي كشورگشايي، غارتگري،و ابزارخون ريزي باشد؛و ازطرفي محرومين جهان محتاج تكنولوژي غرب و اروپا باشند!؟ همان علومي كه از قرآن و اسلام گرفتند و درجهان بركشورهاي اسلامي... سلطه پيدا كردند.و اين فاصله ما با علوم قرآن بود كه درعلوم از ديگران خيلي عقب هستيم ولي به راحتي مي توان آن را جبران كرد كه داشمندان عزيزمان تا كنون نشان داده اند مي توانيم ازآنها پيشي بگيريم چون چيزي كم نداريم و انسانِ با اراده مي تواند جهان را به ميل خود تغيردهد؛كه نمونه آن را داشمندانمان درهمه زمينه ها دارند برخ مدعيان تكنولوژي بر ترميكشند. كه اميد است همين ها نگذارند علوم روز قرآن غريب و تنها بماند!؟.
دركتاب پيش گوئي هاي علمي قرآن نوشته مرحوم مصطفي زماني ص62 آمده است« مفسر عاليقدر طنطاوي بعد از نقل آيه بالا [انشقاق آيات 15، 19] مينويسد «آيا گمان ميكنيد خدا اين سوگندها را فقط براي لغت پردازي و زيبايي كلمات در قرآن آورده است!؟ ما از نظر علوم مراحلي را طي كرديم اما حمله تاتار محصول علوم ما را نابود كرد و اروپا علوم و اخلاق ما را به غنيمت برد و به آن اضافه كرد و در جهان سربلند گرديد اما ما مسلمانان قرنها به خواب غفلت فرو رفتيم.»!؟ به هرصورت اين خلأ حضور عملي ما بود كه آنها، اين خلأرا، با وابسته كردن كشورهاي اسلامي پركردند!؟ و اين طرز تفكركه قرآن كتاب اخلاقي است،ما را به روزسياه نشاند و ميدان بدست خون آشامان زالو صفت افتاد كه هيچ بويي از انسانيت نبرده بودند،خلأ ما، بستر تقويت دشمنان اسلام و انسانيت شد!؟، و درنتيجه ستم ها، غارتگري ها، آدم كشي ها...كه به وسيله همين حيوان صفتان صورت گرفته و همچنان ادامه دارد!؟
تمدن شگفت آور اسلام گويا ترين سند
مطالبي كه در باره تمدن اسلامي، در اينجا خواهد آمد، همه اعتراف دانشمندان خود اروپائيان ميباشد،كه ما را متوجه اين واقعيت ميكند، اگر اسلام را اين گونه درجهان ترويج كنيم به يقين جايي براي ستمگران غارتگر باقي نخواهد ماند؛ تا به بهانه هرحمايت اقتصادي، صنعتي... هستي كشورهايي را به غارت ببرند؛ به همين جهت بود كه با ايجاد تفرقه ميان سران مسلمانان و جذب جوانانشان، به مراكز فحشاي رايگان، به حكومت700 ساله مسلمانان، پايان دادند، تا چيزي به نام اسلام درجهان مطرح و چشمگير نباشد!؟؛ همان سياستي كه آمريكا در اين عصر، عليه ايران اعمال ميكند، شايد بارديگر بدون هيچ رقيبي به حيات ننگين خود ادامه دهد!؟ وآتش زدن قرآن به وسيله آمريكا... نشانگراهميت علوم روز در قرآن است كه بارديگر درجهان احيا نشودكه...!؟
تمدن اسلام درنگاه دانشمندان اروپا
« دكتر«گوستاولوبون» در فصل سوم كتاب خود تحت عنوان «تمدن اسلامي در اندلس»(اسپانيا) مينويسد، عمران و آبادي اندلس در عصر وزيگت محدود و تمدن آنان نظير تمدن قوم وحشي بود. مسلمانان مخصوصا در خاتمه فتوحات خود شروع به تمدن ترقي نمودند و در طول يك صد سال اراضي بائر تمام مزروع و آباد و ابنيه و عمارات عاليه بنا نهاده و روابط تجاري خود را با اقوام ديگر برقرار نمودند و بعد به اشاعت علوم و فنون همت گماشته،كتب يوناني و لاتيني را ترجمه كرده آموزشگاهها و دانشكدههايي تاسيس نمودند كه تا مدتي مديد مورد استفاده اروپائيان واقع و از پرتو آن بهرهمند بودند. «گوستا ولوبون» در بخش «تمدن اسلامي در سيسيل» ضمن تشريح اين موضوع مينويسد مسلمين كه بر جزيره (سيسيل) استيلا پيدا كردند كشاورزي و هنر شروع به ترقي نمود. نواقص و خرابيهاي موجود را در اندك زماني ترميم و اصلاح نمودند پنبه و نيشكر،زيتون و درخت زبان گنجشك را از خارج طلبيده كشت كردند. يك رشته مجراها و نحرها احداث نمودند كه هنوز باقي ميباشد. ازجمله مجرائي بوده كه آب آن بوسيله شتر گلو داخل نهر ميشد كه قبل از مسلمانان چنين چيزي وجود نداشت و حرفه و هنر هم ترقي كرده رونقي بسزا حاصل نمود. كانيهاي كشور از قبيل كاني نفره،آهن، مس، گوگرد، سنگ مرمر و سماق با نهايت اهتمام و از روي قواعد صحيح استخراج ميكردند، پارچه حريري خيلي قشنگ مي بافتند در «نورمبرگ» يك رداء ابريشمي مال سلاطين سيسيل هنوز موجود است كه در آن كتيبهاي بخط كوفي نقش شده است و تاريخ آن 520 هجري مطابق 1132 ميلادي ميباشد. چنين معلوم ميشود كه فنرنگرزي از سيسيل به اروپا آمده است «نهرو» نخست وزير فقيد و دانشمند هندوستان در اثر كم نظير خود «نگاهي به تاريخ جهان» مينويسد دوران 700 ساله حكومت اعراب در اسپانيا بسيار حيرتانگيز است اما آنچه بيشتر جالب توجه و حيرت انگيز ميباشد،تمدن و فرهنگ عالي و بزرگي است كه عربهاي اسپانيا كه بنام «مورها» مشهور شده اند بوجود آوردند. يكي از مورخان كه تحت تاثير اين تمدن قرارگرفته و تا اندازهاي مجذوب آن شده است ميگويد، «مورها آن حكومت حيرت انگيز»(كوردووا)(قرطبه) را بوجود آوردند كه از شگفتيهاي قرون وسطي بود و در موقعي كه سراسر اروپا در جهل و بربريت و جدال و زد و خورد غوطه ميخورد به تنهايي مشعل دانش و تمدن را روشن نگاه داشت كه پرتو آن بر دنياي غرب ميتابيد، در اين شهر كتابخانههاي فراوان وجود داشت كه معتبر ترين و مهمترين آنها كتابخانه سلطنتي امير بود كه 000/4000 نسخه كتاب داشت. دانشگاه قرطبه هم در سراسر اروپا و حتي در آسياي