مسایل اخلاقی - معارف اسلامی

نوشته ها و تحقیقات عبدالحسین نجفی به قلم خود

مسایل اخلاقی - معارف اسلامی

عبدالحسین نجفی
مسایل اخلاقی - معارف اسلامی نوشته ها و تحقیقات عبدالحسین نجفی به قلم خود

             به نام او که...»        انقلاب اسلامی در نگاه واقعه تاریخی             4/11/1393

با توجه به فرا رسیدن دهه فجر انقلاب اسلامی در مورد واقعه تاریخی که آن را در چندین جا از آثار خود از جمله در چند جلدی تاریخ سیاسی ایران و جهان توضیح داده ام. چکیده ای از آن را متذ کر و  نظر  تحلیل گران را در مورد قیام و  شخصیت امام خمینی (ره) و به نتایج واقعه تاریخی بودن انقلاب اسلامی توجه خواهیم کرد کجای تاریخ قرار داریم و چگونه باید بیندیشیم و به آینده این پدیده تاریخی جدًا امیدوار با شیم ولو همه جهان در مقابل این انقلاب قد علم  کرده باشند  سر انجام  نابود شدنی خواهند بود.

  انقلاب اسلامی، یک انقلاب مادی و اتفاق تاریخی نبوده و نیست، بلکه یک واقعه تاریخی والهی  خواهد بود که بر می گردد به یک برنامه ریزی  درجهت پیش آمدهای تاریخی که از نظر جامعه شناسی ازآغاز شکل گیری، شروع کرده و تکامل آن وقتی است که به جایی که باید رسیده و براثرعواملی، ظهور پیدا کند. اصولاً هر پدیده اجتماعی همانند هسته ای است که وقتی آن را در زمین کاشت می کنند،زمان می برد تا محصول آن بدست آید. در این سیر تکاملی سه قائده کلی به هم مرتبط، و موضوعیت پیدا می کنند.کاشت ، داشت و بر داشت، کاشت. نگهداری،آبیاری وآفت زدایی درخت برای استفاده ازآن و برداشت که چیدن محصول می باشد.

 یکی از دلایل اینکه انقلاب اسلامی یک پدیده تاریخی است نه اتفاق، از این  جا شروع می شودکه بذر انقلاب اسلامی ازقیام سید جمال الدین اسد آبادی در گستره جهان، قیام مشروطه ، تحریم تنباکو به وسیله آیت الله میرزا شیرازی که باعث شد عمال انگلستان با چادر زنانه از ایران فرارکنند؛ قیام آیت الله کاشانی، مدرس ها که به نتیجه مورد نظر نهایی نرسیدند ولی یکی از عوامل پشت صحنه ی  تکامل و به ثمرنشستن درخت انقلاب و بقای آن سبب شد برای چیدن ثمره این درخت طوبی در زمان معین و آن قیام امام خمینی(ره) در سال 1357 بود، برای چیدن محصول بذری که از زمان سید جمال الدین اسد آبادی افشانده شده بود. در واقع این ها و علل و عوامل دیگر مقدمه بودند برای یک قیام نهایی و خرمن نمودن محصول چندین ساله آن قیام ها که مفصل است.

واقعی بودن انقلاب در نگاه روایات

البته روایت زیاد است ولی ما به دو نمونه آن اکتفا می کنیم از جمله این روایت ازکنزالعمال ج7ص،16،که حضرت رسول (ص) می فرمایند:« یخروجون الناس من المشرق فیوطؤن للمهدی سلطانه. مردمی از مشرق زمین بپاخیزند (تا)زمینه ساز انقلاب و حکومت حضرت مهدی (ع)شوند».و نیز از بحار ج،60ص216 ،از موسی بن جعفر(ع) آمده.« مردی از اهل قم مردم را به سوی حق می خواند، گرد او جمع می شوند؛ مردمی که همانند پاره آهن هستند و طوفان های شدید آنها را از جا نمی کند و از جنگ خسته نمی شوند ، ازچیزی و کسی ترسی ندارند و  بر خدا توکل می کنند» .این دو روایت که از صدر اسلام، شرایط امروز را در نظام خلقت دیده و خبرآن را به ما داده است؛ سند گویایی است که انقلاب اسلامی و پدیده های آن که در جریان می باشد؛کوبنده پیش رفته و درحال فرا گیری است،چون ریشه در نظام هستی داردو همانند قافله کربلا قبل ازخلقت حضرت آدم بوده است. وقتی خداوند از روح خود درکالبدآدم دمید، و چشمش را باز کرد از نام پنج تن، محمد، علی، فاطمه حسن و حسین ( ع ). که در فضای عرش الهی دیده می شد، پرسید. وقتی بنا شد توبه آدم (ع) قبول شود، جبرائیل به او یاد داد نام پنج تن را بخواند ،تا خدا توبه اش را قبول کند، به نام حسین (ع)که رسید قلبش شکست و گریان شد!؟، و قتی سبب را از جبرئیل پرسید،جبرئیل فرمود :حسین (ع) یکی از فرزندان شماست که درکربلا شهید می گردد!؟.

واقعی بودن انقلاب اسلامی در نگاه تاریخ

   من همان سال های اول استقرارحکومت اسلامی شباهت های انقلاب اسلامی را دریکی از دفترچه های یاد داشتی و نیز یاد داشت های تاریخ سیاسی ایران وجهان دارم که  بطور اجمال به آنها می پردازم.

امام خمینی(ره) که زمان آیت الله بروجردی قیام خود را شروع کرده بود؛ درقیام علنی و شکننده خود که از سال 1342شروع و سرانجام به ترکیه و از ترکیه به عراق و از عراق به پاریس تبعید شده بود، دراوج انقلاب به ایران آمد و حکومت اسلامی را مستقر ساخت، درست مانند جریان حضرت رسول (ص) که به جهت قیام علیه خرافات به مدینه تبعید شد،و در ماه مبارک سال هشتم هجری قمری ازمدینه حرکت و با یک لشکر انبوه مکه را بدون خون ریزی فتح و اسلام را به طور بنیادی شالوده ریزی کرد. امام خمینی(ره) هم وقتی به ایران باز گشت و اذناب شاه را همانند بتهای بالای کعبه با کمک علی زمان، فرو  ریخت و حکومت اسلامی را درعین نا باوری ها و عصر اتم پایه گذاری نمود.روزی هم برای نابودی حضرت رسول (ص)جنگ احزاب را تدارگ دیدند که کار را یک سره کنند ولی خدا یاری کردو کفار قریش و یهود همه دست خالی برگشتند که همین شکست روحی، زمینه ای شد برای فتح مکه. در انقلاب اسلامی هم جنگ 8ساله که سال 1359، با چراغ سبز امثال آمریکا، علیه ایران شروع شد، تعدادی ازکشورهای غربی و اروپایی به روشی تاکتیکی در نهان وآشکار و نیز برخی از کشورهای عربی پشت سرصدام رئیس جمهور که حتی نیروی نظامی هم به کمک وی بسیج کرده بودند ولی آخر شکست خورده و همین امر باعث شد ایران از نظر تولید سلاح مدرن و  اختراع،  نه تنها خود کفا شود بلکه قدرت های بزرگ تولید کننده سلاح مدرن را به تعجب و ا داشت.

که البته فعلا کاری نداریم که موقعیت نظامی ایران به تفصیل درچه حدی است که دشمنان در مقابل آن سر درگم مانده و گاهی برای  اینکه بگویند ما همان هستیم که بوده ایم؛ یا اهداف دیگر برای درک مسا ئلی واهی، ایران مقتدر... را به حمله نظامی... تهدید می کنند که دیگر این غرش های توخالی خریدار گذشته را  ندارد. البته از مرده دشمن هم باید حساب برد وآماده بود نه غافل و خواب.



تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن 1393 | 18:25 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

انقلاب اسلامی در نگاه تحلیل گران.

بعد ازسقوط و فرارشاه ازایران، درکشورهایی قیام مردمی بطوری پر شور و کوبنده شروع شد که چند تا از رئیس جمهورهای کشورهایی که وابستگی صدرصد به آمریکا داشتند راه فرار را بر قرار ترجیح دادند.همین وضع در همه کشورها به خصوص کشورهای اسلامی عربی در میان نسل جوان خیزش های کوبنده ای رخ داد که نام آن را گذاشته بودند ،(اسلام گرایی بنیادی)که دشمنان تازه از خواب بیدار شده نمی دانستند با این پدیده غافل گیرکننده چگونه برخورد کنند.و اما توجه.

       تحلیل آنها چنین است

       « اسلام در معنا چهره تازه زندگانی است در میان تمامی نهضت های سیاسی شده مذهبی در دهه گذشته اسلام آشکار ترین و گسترده ترین است و بیشترین مایه و توان را برای اثر گزاری در بلند مدت دارد. پروفسور محمد یک آمریکایی فلسطینی تبار که استاد علوم سیاسی دانشگاه است در تشریح تازه ترین به سوی بنیان گرایی اسلامی می گوید. در پی انقلاب ایران در کرانه باختری رود اردن دگرگونی شگرفی روی داد برای نخستین بار در جهان عرب جوانان در برابر والدین رژیم ها، احزاب و هر کس دیگر{که فکر استعمار زدگی دارند}عَلَم شورش وطغیان بلند می کنند و آنان را به مبارزه می طلبند آنان با راه و روشی بسیار دقیق عمل می کنند آنها برای فریاد زدن به خیابان ها نمی روند خشمشان را فرو می خورند و آن را در برنامه ریزی برای آینده ابراز می کنند این روند را به ویژه در رژیم های وابسته اکنون آمریکا نظیر اردن،کویت و لبنان می توان دید. این روز ها در دانشگاه های کرانه باختری رود اردن و اردن دانشجویان به گونه ای روز افزون به شیوه اسلامی لباس می پوشند و خشن تر و افراطی تر می شوند. مدتی است مردان جوان خشمگین که شهامت آن را دارند که با دست خالی با سربازان مسلح اسرائیلی روبه رو شوند در مناطق فلسطین نشین صحنه گردان شده اند اکنون نسلی جدید از شهدای فلسطینی خلق شده و احساسی از غرور و رضایت گسترش یافته است.» و نیز...!؟

        « ایران نخستین کشوری است که آمریکا را به زانو درآورده بی آنکه به شوروی وابسته شود. انقلاب ایران مارکس و آنارشیسم را به خودشان حواله داده و خود راساً سیاست تازه ای بر اساس یک وجه اشتراک بزرگ یعنی اسلام ساخته و پرداخته است. دنیای غرب اسلام را از طریق انقلاب ایران ناگهانی به طور مجدد کسب کرد. انقلاب ایران اثرات فوق العاده ای در جهان اسلام و نیز خارج از آن به جای گذاشت برای اولین بار یک ملت مسلمان موفق شد در مقابل یک قدرت بزرگ غربی در این مورد آمریکا بایستد تحقیرش کند و از نظر مادی به منافع او لطمه بزند. این پیروزی نه به وسیله هیچ جنبش{سیاست های روز}و القاب عمومی بلکه به نام اسلام انجام گرفت و این فکر را در سراسر دنیا به وجود آورد که آنچه در ایران اتفاق بیفتد در سایر نقاط دنیا نیز در سایر نقاط جهان ممکن خواهد بود». و نیز...!؟

«حرکت سیاه پوشان آفریقای جنوبی علیه نژاد پرستی بر اثر انقلاب ایران، توده ها و جوانان پرخاش گرایانه علیه دولت های خود قیام کرده اند، جوانان فلسطین علیه اسرائیل از انقلاب ایران، قیام به نام اسلام, آمریکا را به زانو درآورد و امکان پیاده کردن این شیوه را در هر جا ثابت کرد، انقلاب واژه ای است که به وسیله خمینی مفهوم پیدا کرد، خمینی ساده به نظر می رسید اما آنچه در سر داشت ساده نبود، افکار خمینی طی ده سال در روند تمام امور داخلی اثر عمیق گذاشت، خمینی جهان را به لرزه در آورد و ثابت کرد با روی آوردن به علما و مذهب می توان پیروز بود. در چهل سال آینده اسلام مردمی ترین نیروی ایدولوژیک در جهان خواهد شد تعصبات و سنن بنیاد گرایی به گونه ای که در میان شیعیان ایران و لبنان رواج دارد در میان اکثریت فرقه عرب به صورت عامل عمده ای در آمده است این موجی است که جهان عرب را از تونس گرفته تا الجزایر از کویت و  اردن تا مراکش در بر گرفته و از مسجد و دانشگاه همه جا محفلی برای بحث و گفت و گو در باره مذهب سیاسی شده به حساب می آید و حتی خاک اصلی و سر زمین های اشغالی اسرائیل از این پدیده به دور نمانده است. به گفته ناظران سیاسی انقلاب 1979، ایران آشکارا بدعتی برای همه جهان اسلام نهاد و الهامی آغازین به شمار آمد

البته این ها را در سال های،1368 ...،از رادیو آمریکا ، اسرائیل، آلمان، انگلستان...، گرفته ام  که در دو جلد  تحت عنوان رادیو های بیگانه ...آن ها را دارم.

ماندگاری انقلاب اسلامی در نگاه تاریخ...

  همان طورکه در انقلاب کربلا با خون های پاکی چون علی اصغر... درخت طوبی آبیاری و ماندگار شد؛ در انقلاب اسلامی هم علی اصغر هایی،و... دادیم که مایه بقای تاریخ کربلا در ایران خواهند بود. لذا دشمنان تا کنون طبق آیه2سوره حشر، دست به هر توطئه ای زده اند با دست خود و مؤمنین خانه خود را خراب کرده اندکه به نفع  انقلاب ایران تمام شده و در همان حدی که انقلاب اسلامی از هر جهت در جهان جای خود را باز و روز به روز  دوستان بیشتری دارد، دشمنان هم  به همان مقدار موقعیت خود را  از دست داده و به قول قرآن آیه182، سوره اعراف.«و آنها که آیات مارا تکذیب کردند. به تدریج از جایی که نمی دانند گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد». نیز توطئه کفار قریش در بیرون راندن پیامبر(ص) از مکه و صلح حدیبیه که به گونه ای برحضرت تحمیل شد. هر دو مقدمه شدند بر دو  پیروزی بزرگ؛ یکی فتح مکه،شکست قطعی کفار قریش و در نتیجه بنیان گذاری  حکومت اسلامی در جهان. و دوم فتح قلعه خیبر،و... و در هم کوبیدن کفار یهود.و این ها همه دلیل بر واقعه تاریخی بودن  انقلاب اسلامی و ماندگاری این پدیده تاریخی خواهد بود. هر نظری دارید دریغ نفرمایید، تا...:

عبد الحسین نجفی

همراه: 09368550280

 



تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن 1393 | 18:21 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

*« همفرم» جاسوس انگلیس (مولد وهابیت!؟)، می گوید: برای پرورش محمد ابن عبدالوهاب، از تفسیر قرآن کمک گرفته. آیه182، سوره اعراف.

 

                             « به نام اوکه...»         محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي آيت الله العظمي خامنه اي (دامت بركاته).

 

                         «از این تارخ تاکنون پنج هزار  منتشر شده».:                            سلام عليكم                           23/9/1391                        

 

موضوع: پيشنهاد طرح جامع كاربردي  كردن قرآن مهجور مانده و تبعات آن، در رسالت جهاني  مسلمين.

 

     ساعت5/4 عصر تاريخ فوق، سخنراني حضرتعالي درجمعي از رسانه ملي، شنيده مي شد به اين مورد رسيد كه.« ما در جهان از نظر علمي عقب هستيم و علت آن اين است كه به قرآن عمل نكرده ايم». البته فرمايش حضرتعالي،عين واقع است ولي عمل نكردن ما  به قرآن به چه موردي از زواياي جامعيت قرآن برمي كردد كه باعث انزوا و وابستگي مسلمانان و دهها تبعات خسارت بار و از دست دادن ارزشهايي شده است!؟. البته خطاب نامه عام و از غفلت مسلمانان پرده بر مي دارد كه شما رهبرآگاه و دلسوز نگران آن مي باشيد.و لذا به توضيح هاتی  پيرامون نظر حضرت عالي  خواهم پرداخت.                  « به همان خون شهدا در مطالعه و تکثیر کوتاهی نفرمایید»

 

       حدود يك سال پيش بود كه آقايي در همين تلويزيون گفت:« ما با قرآن هستيم ولي با قرآن زندگي نمي كنيم» من با اينكه  نگارش چندين كتاب را در باره قرآن دارم، متوجه شدم چه مي گويند و لذا خواستم در اين باره، كتاب بنويسم ولي وقت نكردم و كتاب كاربردي كردن قرآن را دارم،ولي كافي نيست، چون موضوع اين كتاب بايد زندگي با قرآن باشدكه با دقت آسيب شناسانه، بايد  نگاشته شود،كه چه عواملي باعث شد  با اينكه 33 سال از حكومت اسلامي مي گذرد آنطوركه بايد با قرآن زندگي  نمي كنيم و  اگركرده بوديم، شاهد خروجي هاي اين خلأ نبايد باشيم!؟آن چيزي كه ما ازآن غافل مانده ايم، همان علوم روز است كه دركتاب كار بردي كردن قرآن مواردي ازآن را توضيح داده ام، ازجمله.زمين شناسي، هوا شناسي،گياه شناسي،جانور شناسي، معدن و صنعت، طب و سلامتي در قرآن.چون آیه 6سوره هود، به عنوان نمونه که هزاران نیاز بشر را تأمین می کند ازجمله کشف دارو ازحلزون بوسیله دانشمندان ایرانی!؟

 

       باتوجه به اينكه قرآن براي همه زواياي زندگي بشرآمده و دريك نگاه، اول به فكر سامان دادن زندگي روزمره بشر بر اساس دستورات اسلام است،لذا درطول 24 ساعت در نمازچند بار، اول مي خوانيم «ربنا آتنا في الدنيا حسنه» بعد مي خوانيم «و في الاخره حسنه»، چرا چون آخرت در طول دنيا مي باشد؛ درست مانند كلاس دوم كه درطول كلاس اول است. لذا امام محمد باقر(ع) مي فرمايند:« ان الله تعالي لم يدع شيأً تحتاج اليه الامه الا انزله في كتابه. همانا خداوند چيزي را رها و فراموش نكرده كه مردم به آن نياز داشته باشند، مگر اينكه آن (چيز مورد نياز) را درقرآن قرار داده است».بحار ج92ص 14:و نيز امام صادق(ع) مي فرمايند« ما من امر يختلف فيه اثنان الا وله اصل في كتاب الله ولكن لايبلغه عقول الرجال. موضو عي نيست كه دو نفر در مورد آن اختلاف داشته باشند؛ مگر اينكه راه حل آن در قرآن آمده ولي عقل مردم(عادي) به درك آن نمي رسد».بحار ج92 صفحۀ100: صرف نظراز مستندات فوق، مستندات فراوان ديگرهم هست كه به برخي ازآنها مي رسيم، ولي متأسفانه هنوز هم ازكساني شنيده مي شود، قرآن كتاب اخلاقي است!؟ كه به چند مو رد از مستندات  مي پردازيم.

 

       1)استخراج معادن:آيات زياد و گوناگوني در مورد اصل و چگونگي معادن داريم و در اينجا به موردي مي پردازيم كه خدا خبر داده و مي فرمايد«آيا نديديد خداوندآنچه رادرآسمان و زمين مسخرشما كرده و نعمتهاي آشكار و پنهان خود را بطور فراوان بر شما ارزاني داشته است؟...».لقمان آيه20: كلمه«سخرلكم...» بيش از20مورد در قرآن آمده است و حاكي از اين است كه معادن زمين و آسمان همه... مسخر انسان است.آيا با معجزه مي شود ازمعادن لوازم زندگي... را بدست آورد؟يا بايد اول كسب علم  نمود؟ يا بايد قرآن را  تنها براي ثواب خواند و در مسائل تكنولوژي، فناوري... منتظر ديگران باشيم؟!كه حد اقل براي ضريب هوشي و ايراني بودن ما بسيارسنگين و سر شكني خواهد بود!؟

 

        2) دو عنصر مركب: اگر اندكي دقت كنيم خواهيم ديد چيزي وجود خارجي پيدا نخواهد كرد،؛ مگراينكه دو عنصر مثبت و منفي بايد  با هم مركب شوند تا محصول خود را عرضه كنند؛ مانند زمين و بذر، روح و جسم...، قرآن هم اين گونه است.آيا معنويت بدون ماديت نتيجه مي دهد. بعداً معلوم خواهد شد اخلاقيات و ماديات ذاتاً جدايي ناپذير و تفكيك آنها از محالات مي باشد.

 

        3)كمال قرآن:مگرمي شود قرآن كه ازخود خداست محدود باشد؟ مثلاً در معنويات عالي و برتر، و درماديات ناتوان باشد؟! در صورتي كه ماديات مبتلا به مردم است و خداوند هم آن را بر معنويات مقدم داشته و لازم كرده درهر نماز اول، بخوانيم «ربنا آتنا في الدنيا حسنه» و بعد... «وفي الاخره حسنه».آيا اينكه مي گوييم دين اسلام كامل ترين دينست؛ يعني قرآن كامل نيست؟ اگر هست چه اشكالي دارد طب و سلامتي ...را هم از قرآن فرا بگيريم كه ماديات هم رنگ الهي داشته باشند.آيه138سوره بقره.

 

    4)قرآن و علوم روز: با توجه به اينكه كلمه «علم» به اشكال گوناگون بيش از دهها مورد در قرآن تكرار شده، مي توان گفت: قرآن چه كار به علوم فيزيك و شيمي دارد؟! خير بلكه قرآن منبع همه علوم ما فوق تصور بشر مي باشد،500 رساله شيمي و فيزيك جابربن حيان شاگرد امام صادق(ع) غير از قرآن مي باشد كه اروپا ئي ها آن و قانون بو علي سينا... را از ما ربودند و درعلوم آقا شدند؟ آيا قرآن ظرفيت همه علوم را ندارد؟.بنقل ازعلامه طباطبايي مفسر الميزان«آيه 102سوره بقره، در مورد حضرت سليمان حاوي126000، موضوع و نكاتي مي باشد».كه قطعاًً در مورد زندگي روز مره، راه كارهاي فوق تصور بشر دارد كه روزي به گوشه اي ازآنها مي رسد. بنا بر اين چگونه مي توان قرآن را در اخلاقيات محصور نمود؟و نيز علامه مي فرمايد.«اگر همه مفسرين جمع شوند اطلاعات همه آنها نسبت به قرآن دراين حد است كه تا لب دريا برويم ولي داخل دريا نشويم».چون قرآن لا يتناهي و مطلق محض و عميق تر ازآن است كه عقل و فكر بشر بتواند اندكي ازآن را ببيند و درك كند.

 

       5)شأن قرآن و سايرعلوم: از نوع بيان و لحن كلام كساني برداشت مي شود، اگركسي بگويد: قرآن دريك نگاه كتاب طبي و سلامت نگراست بدشان مي آيد !؟يعني طبابت در شأن قرآن نيست!؟ درصورتي كه خدا درقرآن به مگس، سگ و ... مثال ميزند. اصلاً قرآن براي سلامت جسم و جان است و  بهداشت اخلاقي و مادي فرقي ندارند، و لذا خدا مي فرمايد«...بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»،آيه31سوره اعراف: قسمت اول آيه طبي و قسمت دوم اخلاقي. اين قبيل آيات را دركتاب (طب در قرآن) طبقه بندي كرده ام. اصلاً كلمه «طب» از قرآن گرفته و20بار در قرآن تكرار شده است. از جمله آيات 168- 57-172-سوره بقره.

 

       6) مسائل اخلاقي و مادي: اصلاً در نظام خلقت ما چيزي نداريم كه جداي از هم باشند حتي برگي ازدرخت بيفتد، در همه عالم اثرخواهد داشت، فوقش از نظرحسي ديده نمي شود.حضرت رسول(ص) در مورد اهميت سلامتي مي فرمايد« لا خیر فی الحیاه الا مع الصحه. زندگی بدون سلامتی خیر و سعادتی درآن نیست»و نیز می فرمایند« نعمتان مجهولتان الصحه و الامان. دو نعمت است که( قدر و اهمیت آنها) معلوم نیست، سلامتی و امنیت». يعني بدون سلامت جسم زندگي وجود ندارد جز موجود متحرك بي خاصيت. پس معنويات و اخلاقيات بدون سلامتي جسم و روح معني ندارد.

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393 | 16:17 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

         7) محسوس و معقول: در مورد سلامت جسم، هركس تا حدودي خودش مي داند، براي سلامتي خود چه كند، ولي در معنويات نا معلوم بوده،و همين تفاوت باعث شد، نا بخردانه تصور شود، قرآن كتابي است اخلاقي نه...!؟ اما قرآن درچندين آيه از جمله آيه  31سوره اعراف در باره اسراف عكس آن را بيان مي كند كه قبلاً گذشت. چون اخلاقيات دريك نگاه  با ماديات، لحظه به لحظه درجنگي تن به تن باهم درگيرند،و لذا امامان(ع) درهر دو،راهنما مي باشند؛ فوقش درمعنويات كه معقول است قدري حساس ترو به مراقبت بيشتر نياز دارد.و به دلايل زيادي جداي از هم نيستند.ازجمله اين چند روايت«من لا معاش له لا معاد له. كسي كه معاش ندارد آخرت هم ندارد» و « كاد يكون الفقر كفراً.و چه بسا فقر و نداري كه به كفر وگمراهي مي انجامد» امام سجاد(ع).و «  الهم بارك لنا في الخبز لولا الخبز ما تصدقنا ولا صلينا. خدايا به ما در امرنان(وخوردنيها) بركت ده كه اگر نان(و معاش) نباشد زكات(و كارنيك)و نماز(و عبادات) نخواهد بود».رسول اكرم(ص):

 

         8) نوعي تحريف در قرآن: بسياري ازكج فهمي ها،يك سو نگريها،موضوعات را با هم نديدنها،و...،كه غرضي هم ندارند، باعث شده اندآيات زيادي كناركذاشته شوند!؟مانند همه آيات مربوط به مسائل فيزيك، شيمي،رياضي، هندسه، تغذيه، بهداشت...،...،و اين آيات در ميان مسلمانان فقط براي ثواب و روي قبرمردگان كاربرد دارد!؟. به قول برخي كج فهم ها، خدا خواسته نعمت هاي خود را اين گونه معرفي كند!؟،كه نوعي تعيين تكليف براي خداست!؟، لذا آيات زيادي به راحتي كنارگذاشته مي شوند،آيه30سوره فرقان. مگر تحريف غير از اين است كه به آياتي عمل نمي شود؟، چه فرقي دارد آيه باشد و به آن عمل نشود،يا به طوركلي حذف شده باشد؟

 

       كار به جزئيات نداريم و لي ظلمي كه ما مسلمانان به قرآن كرديم، هيچ كس نكرده است كه خروجي آن از يك سو و ابسته شدن و فقركشورهاي اسلامي مي باشدو ازسوي ديگرهمين خلأ باعث شد علوم روزكه همان علوم قرآن باشد، دردست ستمگران قرارگيرد، براي كشورگشايي، غارتگري،و ابزارخون ريزي باشد؛و ازطرفي محرومين جهان محتاج تكنولوژي غرب و اروپا باشند!؟ همان علومي كه از قرآن و اسلام گرفتند و درجهان بركشورهاي اسلامي... سلطه پيدا كردند.و اين فاصله ما با علوم قرآن بود كه درعلوم از ديگران خيلي عقب هستيم ولي به راحتي مي توان آن را جبران كرد كه داشمندان عزيزمان تا كنون نشان داده اند مي توانيم ازآنها  پيشي بگيريم چون چيزي كم نداريم و انسانِ با اراده مي تواند جهان را به ميل خود تغيردهد؛كه نمونه آن را داشمندانمان درهمه زمينه ها دارند  برخ مدعيان تكنولوژي بر ترميكشند. كه اميد است همين ها نگذارند علوم روز قرآن غريب و تنها بماند!؟.

 

       دركتاب پيش گوئي هاي علمي قرآن نوشته مرحوم مصطفي زماني ص62 آمده است« مفسر عاليقدر طنطاوي بعد از نقل آيه بالا [انشقاق آيات 15، 19] مي‌نويسد «آيا گمان مي‌كنيد خدا اين سوگندها را فقط براي لغت ‌پردازي و زيبايي كلمات در قرآن آورده است!؟ ما از  نظر علوم مراحلي را طي كرديم اما حمله تاتار محصول علوم ما را نابود كرد و اروپا علوم و اخلاق ما را به غنيمت برد و به آن اضافه كرد و در جهان سربلند گرديد اما ما مسلمانان قرنها به خواب غفلت فرو رفتيم.»!؟ بنا بر این خلأ حضور عملي ما بود كه آنها، اين خلأرا، با وابسته كردن كشورهاي اسلامي پركردند!؟

 

تمدن اسلام درنگاه دانشمندان اروپا

 

       « دكتر«گوستاولوبون» در فصل سوم كتاب خود تحت عنوان «تمدن اسلامي در اندلس»(اسپانيا) مي‌نويسد، عمران و آبادي اندلس در عصر وزيگت محدود و تمدن آنان نظير تمدن قوم وحشي بود. مسلمانان مخصوصا در خاتمه فتوحات خود شروع به تمدن ترقي نمودند و در طول يك  صد سال اراضي بائر تمام مزروع و آباد و ابنيه و عمارات عاليه بنا نهاده و روابط تجاري خود را با اقوام ديگر برقرار نمودند و  بعد به اشاعت علوم و فنون همت گماشته،‌كتب يوناني و لاتيني را ترجمه كرده آموزشگاه‌ها و دانشكده‌هايي تاسيس نمودند كه تا مدتي مديد مورد استفاده اروپائيان واقع و از پرتو آن بهره‌مند بودند. «گوستا ولوبون» در بخش «تمدن اسلامي در سيسيل» ضمن تشريح اين موضوع مي‌نويسد مسلمين كه بر جزيره (سيسيل) استيلا پيدا كردند كشاورزي و هنر شروع به ترقي نمود. نواقص و خرابيهاي موجود را در اندك زماني ترميم و اصلاح نمودند پنبه و نيشكر،زيتون و درخت زبان گنجشك را از خارج طلبيده كشت كردند. يك رشته مجراها و نحرها احداث نمودند كه هنوز باقي مي‌باشد. ازجمله مجرائي بوده كه آب آن بوسيله شتر گلو داخل نهر مي‌شد كه قبل از مسلمانان چنين چيزي وجود نداشت و حرفه و هنر هم ترقي كرده رونقي بسزا حاصل نمود. كانيهاي كشور از قبيل كاني نفره،‌آهن، مس، گوگرد، سنگ مرمر و سماق با نهايت اهتمام و  از روي قواعد صحيح استخراج مي‌كردند، پارچه حريري خيلي قشنگ مي‌ بافتند در «نورمبرگ» يك رداء ابريشمي مال سلاطين سيسيل هنوز موجود است كه در آن كتيبه‌اي بخط كوفي نقش شده است و تاريخ آن 520 هجري مطابق 1132 ميلادي مي‌باشد. چنين معلوم مي‌شود كه فن‌رنگرزي از سيسيل به اروپا آمده است «نهرو» نخست وزير فقيد و دانشمند هندوستان در اثر كم ‌نظير خود «نگاهي به تاريخ جهان» مي‌نويسد دوران 700 ساله حكومت اعراب در اسپانيا بسيار حيرت‌انگيز است اما آنچه بيشتر جالب توجه و حيرت‌ انگيز مي‌باشد،‌تمدن و فرهنگ عالي و  بزرگي است كه عربهاي اسپانيا كه بنام «مورها» مشهور شده‌ اند بوجود آوردند. يكي از مورخان كه تحت تاثير اين تمدن قرارگرفته و تا اندازه‌اي مجذوب آن شده است مي‌گويد، «مورها آن حكومت حيرت ‌انگيز»(كوردووا)(قرطبه) را بوجود آوردند كه از شگفتي‌هاي قرون وسطي بود و در موقعي كه سراسر اروپا در جهل و بربريت و جدال و زد و خورد غوطه مي‌خورد به تنهايي مشعل دانش و تمدن را روشن نگاه داشت كه پرتو آن بر دنياي غرب مي‌تابيد، در اين شهر كتابخانه‌هاي فراوان وجود داشت كه معتبر ترين و مهمترين آنها كتابخانه سلطنتي امير بود كه 000/4000 نسخه كتاب داشت.  دانشگاه قرطبه هم در سراسر اروپا و حتي در آسياي غربي مشهور بود و مدارس مجاني و رايگان براي فقيران نيز بسيار زياد بود يكي از مورخان مي‌گويد كه «در اسپانيا تقريبا» همه كس خواندن و نوشتن را مي‌دانست در حاليكه در اروپاي مسيحي صرف نظر از طبقه روحانيان مذهبي حتي اشخاصي كه از عالي‌ترين طبقات هم بودند درجهل كامل بسر مي‌بردند».

 

       مستر چمبر نويسنده و دانشمند انگليسي دركتاب «فتوح العربه و كنوز الالب» ترجمه عبدالرحيم خان‌شيرازي كه در تاريخ فتح اسپانيا و تمدن اسلامي آنجا نوشته است چنان از تمدن و كشفيات و اختراعات و علوم و صنايع مسلمين سخن گفته است كه از هر جهت جالب است. اينكه قسمت ‌هايي از آن «مسلمانان فنون ادب و انسانيت را در اندك زماني تحصيل نمودند كلمات ارسطو و ساير حكماي يونان را به زبان عربي ترجمه نمودند و از اينجا مي‌توان دريافت كه بي‌شبهه ترقيات حاليه اروپا را مسلمانان باعث و باني بوده‌اند در علوم رياضي و نجوم منتهاي پيشرفت را داشتند و مي‌توان گفت جبر و مقابله كه امروز در دست داريم و از داشتنش فخرها مي‌كنيم بطور كلي از مسلمانان است علم شيمي و داروسازي و بسياري از داروها را كه امروز معمول و مستعمل است مخترع آن مسلمانان بوده‌اند كه اغلب آنرا حكماي مسلمين به مريضان خود نسخه نوشته و مي‌دادند.» مسلمانان عرب در علم ادب متجاوز از يكصد هزار تاليف دارند شعرا و نكته دانان و دانايان و تاريخ‌نويسان ايشان بي‌حساب بوده‌اند و علاوه بر اين كتابها در علوم مختلف تصنيف نموده اند. انصافا در اسپانيا تعليم و ‌تسلط مسلمانان،‌تربيت و ترقي عالم انسانيت به منتها و درجه كمال رسيد. مسلمانان بغداد هم ترقي‌هاي فوق‌العاده كردند دكتر كرانتين مي‌گويد در اسپانيا تعليم و تدريس زبان عربي به حدي شيوع داشت وفور مدارس به اندازه‌اي بود كه بوصف نمي‌آيد. شهرهاي(كاردودا) و (سويل)و (گرانيدا) هر يك از كثرت مدارس و كتابخانه‌ يكي از ديگري بهتر و معمور تر بود.

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393 | 16:15 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

       خلاصه دانايان رموز الهي در علم اخلاق و تاريخ ‌نويسان و فيلسوفان و استادان عالي رتبه در هر كدام از شهرهاي مزبور مجمعي داشته و بخصوص شهر (گرانيدا) و همچنين شهرهاي (تولدو) و (ملاطا) و (مورشيا) و ـ (والتينا) همه منظم و مملو از هر گونه علوم و صنايع و اهل معرفت بوده است در شهرهاي اسپانيا هفتاد كتابخانه معتبر براي استفاده عموم باز بوده و هفده مدرسه بسيار عالي داشت. «ميدل دراف» كه يكي از تاريخ ‌نويسان اروپا است يكا يك اسامي مدارس و معلمين آنجا را شرح مي‌دهد و تمام ايشان به زبان عربي درس مي‌گفته‌اند.. در مقابل مردم بي‌شعور روم و آلمان، اسپانياي اسلامي در آن زمان نقطه معروف و با تربيت و متمدن بود تسلط مسلمانان در اسپانيا بي‌شك از اتفاقات غربيه اروپاست چنانكه سيلي شد مملو از هر گونه علوم و تمدن كه تمام اروپا را فرا گرفته سعادت جاوداني بخشيد.

 

الحق قلم از بيان اينكه مسلمانان چه قدر آداب و رسوم انسانيت و سعادت زندگاني همراه خود آورده و داخل خاك ما كرده و  تا چه درجه باعث ترقي و تربيت اروپائيان شدند عاجز است. اگر اين عده مسلمان به سرداري طارق بن زياد در سال 711 ميلادي در كنار جبل الطارق فرود نمي‌آمد و ازآنجا داخل خاك اروپا نمي‌شدند معلوم مي‌شد كه ما اهالي اروپا چه زيانها مي‌ديديم و تا چه اندازه از ترقي هاي حاليه دور مي‌افتاديم. چنانكه علم نجوم را از مسلمانان آموختيم. جبر و مقابله معروف را از ايشان يافتيم. اختراعات جديد در علم تعمير شهرها و تاسيس پليس براي حفاظت شهر، تشكيل كتابخانه عمومي و وقفي را از آنها آموختيم»: تاريخ فتوحات اسلام در اروپا، مؤلف شكيب ارسلان، ترجمه مرحوم علي دواني:

 

 سزاوار است دراين ‌باره توضيحي داده شود. علم و دانشي كه امروز غرب و اروپا به آن مي ‌نازند و به وسيله آن زنده ‌اند،آيا اين فخر بجاست يا نه؟ همان‌طوركه دانشمندان خودشان اعتراف داشتند به نظر مي ‌رسد چندان نيازي به توضيح نباشد.در واقع هرچه دارند از اسلام است و با آنچه از اسلام گرفتند،‌كشورهاي اسلامي را مستعمره خود قرار دادند و چه خون‌ ريزي‌ها... كه به راه نينداختند و همين حالا هم با قصاوت تمام،آن را ادامه مي‌دهند!؟ و با همين علومي كه از ما گرفته اند چگونه ما را به خود وابسته كردند كه محتاج آنها باشيم،و اكنون كه ايران سر بلند، در ميان همه مي خواهد ديگر محتاج و نوكرآنها نباشد و از همان تمدن اسلامي خود كه آنها غصبش كرده ‌اند استفاده كند، به بهانه ‌هاي واهي مانع مي‌شوند از تمدن اسلامي خودمان (انرژي هسته اي صلح آميز)،استفاده نكنيم!؟ اما به همان اندازه كه آمريكا از پيشرفت ما ممانعت كند ما بايد دوچنداه دراحياي تمدن اسلام و علوم قرآن بكوشيم.

 

 سابقه علمی خود را چرا فراموش کرده ایم؟!

 

       گوشه ای از حیات علمی جهان در نگاه دانشمندان از. « کتاب محد(ص) ودیگران مناظره دکتر وپیر» چنین آمده است با دقت توجه کنید.

 

دکتر لکرک در تاریخ طب خود می نویسد: «تمام دنیا باید رهین مسلمین باشد که فقط آنها خدمتی ارزنده به معارف و فرهنگ دنیا کرده اند».

 

دکتر گوستاولو بون، در کتاب تمدن اسلام و عرب می نویسد:«تا قرن پانزدهم تئوری و فضیه و مطلبی را که مأخوذ از نویسندگان مسلمان نبود، دانشمندان اروپا آن را مورد توجه قرار نمی دادند».

 

مسیورنان می گوید:«البرت بزرگ کشیش و فیلسوف معروف آلمان هر چه داشت از بوعلی سینا دانشمند بزرگ اسلام آموخته بود».

 

سن توماس تمام فلسفه اش را از این رشد اندلسی دانشمند مسلمان فراگرفته و تمام دانشکده ها و دانشگاهای اروپا تا پانصد سال الی ششصد سال روی کتب دانشمندان مسلمان دایر بوده و مدار علوم با آن همه مدت فقط علوم مسلمین بوده است».

 

دکتر گوستاولو بون فرانسوی پس از آن که جمعی از دانشمندان و مخترعین بزرگ اروپا را نام می برد می گوید: «تمام آنها یا شاگرد علمای اسلام بوده اند یا ناقل اقوام آنها می باشند».  (آقای کج فهم مگر علم اسلامی جدای از علوم قرآن است؟)

 

مسیو لیبری می گوید: «اگر نام اسلام و مسلمین از تاریخ خارج شده بود عصر جدید حیات علمی اروپا تا چندین قرن دیگر عقب می افتاد. من نمی دانم کجای تاریخ سراغ دارید که در یکی از ممالک مسیحی مذهب یک دانشگاه و یا یک مؤسسه علمی قبل از شنا شدن مسیحیان با مسلمانان و شاگردی کردن آنان از مسلمین داشته باشند. اگر تمدن ناقص، قبل از اسلام بوده مربوط به روشنفکران ایرانیان که زرتشت بوده اند می باشد، به مسیحیت ارتباطی نداشته است».

 

تفکر ناروا برعليه جامعيت قرآن!؟

 

       تاريخ30/9/1391،كه داشتم راديو معارف را گوش مي دادم. حجت الاسلام آقاي...، درمورد قرآن اظهار داشتند:  قرآن نه كتاب فيزيك است و نه شيمي. ولي آيات زيادي را درمورد طبيعت و علوم كيهان شناسي...، در قرآن بر شمردند اما، مدعي بودند  اين ها  به خاطر اين است كه خدواند براي ارائه نعمت ها، به عنوان آيات خود، نعم را اين گونه معرفي مي كند!؟ جواب اين قبيل افراد بد فهم را از سو يك سوره حديد وآيه 25آن مي دهد و از سوي ديگر.پيام ها و سخنراني هاي امام خميني(ره) در ششماهه اول سال1360) ص165 ،در سطحي جامع ترمي  داده ومی فرمایند :«...مع الاسف نتوانستيمم و نتوانسته است كه بشر و نتوانسته اند علماي اسلام آن طوركه بايد استفاده اي ازآن كتاب مقدس بشود... بايد همگان افكارخودشان را متوجه كنند با اين كتاب بزرگ تا اينكه اين كتاب بزرگ را بطوري كه هست و بطوري كه ما مي توانيم از او استفاده كنيم، همه استفاده كنند و قرآن آمده است براي استفاده همه طبقات هركس به مقدار استعداد خود... بسياري ازآيات است كه در دست رس همگان است كه همه فكر هاي خودشان را براه بياندازند و مغز هاي خودشان متوجه كنندو مسائل زندگي اين دنيا را و زندگي آن عالم را از اين كتاب مقدس  استفاده كنند...». امام خمینی(ره)، جواب سختگری در استفاده از قرآن را هم می دهد.

 

واقعا خط بطلان می کشد بر هه طرز تفکر های نا صواب وهمه کجی فهمی ها که حاصل همه این ها باعث انزوای علوم روز قرآن شده و باید گفت: نوعی تحریف قرآن و تعیین تکلیف برای خداست!؟ که روزی طبق آیه34، سوره اسرء، باید پاسخ گو باشند وچه بد روزی برای این طرز تفکر های مخرب می باشد!؟ در حالی که « همفرم» جاسوس انگلیسی(مولد وهابیت!؟)، می گوید برای پرورش محمد ابن عبدالوهاب از تفسیر قرآن کمک گرفتم. آیه182، سوره اعراف:                                                                 

 

عبد الحسین نجفی

 

همراه: 09368550280

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393 | 16:11 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

مدیریت جهانی رسول اکرم(ص) در نگاه دانشمندان. «دخالت در متن کتاب حق ما نیست».

 

«بر ناد شاد، نویسنده معروف انگلبیی می گوید: «زندگی حیرت آور محمد (ص) تأثیر عجیبی در من کرده است بنا برانی معتقدم دین او یگانه دین است که با تمام ادوار زندگی بشری مناسب می باشد، و قابلیت آن را دارد که هر دلی را به خود جلب کند، اما من پیش بینی می کنم که اروپا در آینده دین محمد را قبول خواهد کرد و آثار آن از حالا نمایان است زیرا اروپاییان به آن اقبال کرده اند. ما باید محمد را نجات دهنده بشر بدانیم و من معتقد هستم اگر شخصی مانند او متصدی حکومت عالم امروز شود به طمع قطع مشکلات آن را حل کرده و صلح و آرامش و سعادت را که جهان کمال احتیاج را به آنها دارد فراهم خواهد آورد».

 

مستر چون قنیزات انگلیسی می گوید: «محمد بزرگترین خیر خواهان نوع بشر است و ظهور محمد نشانه یکی از عالی ترین عقول در تمام عالم می باشد و اگر آسیا بخواهد به فرزندان خود افتخار کند سزاوار است که به این راد مرد بزرگ و بی مانند بر جهان افتخار نماید. البته یکی از ظلم های شدید مخفی نیست و یا می بینیم پس از بعثت او، و بر اثر انواری که دیانت اسلام در دلهای آنهایی که آن را با میل پذیرفتند چگونه اوضاع آن سامان منقلب شد، به همین جهت است که شک در بعثت محمد (ص) را شک در خداوندی که شامل تمام جهان است باید دانست.                    « در وبلاگ هم هست»

 

لویی توماس، نویسنده معروف آمریکایی می گوید: «کمتر خانواده ای در عربستان دیده می شود که نام یکی از فرزندان خود را محمد نگذارد، و اصولاً انتشار این نام در عالم بیشتر از انتشار پطرس و یوحنا است. محمد (ص) پیغمبر عرب، اول کسی بود که وحدت ملی عرب را عملی نمود آن قبایل را در زیر پرچم گرد آورد و عجیب در این است که در هنگامی که ظهور نمود، نه تنها عربستان بلکه سراسر جهان محتاج به ظهورش بود، و با قوه و اعمال نفوذ، وحدت عرب را ایجاد نکرد، بلکه بر اثر کلام شیرین و اخلاق نیک خود قلوب این قوم را تسخیر کرد تا از روی میل از او پیروری کرده و به گفته هایش ایمان آورند».

 

1-    1)-(لرد بیدلی، در کتاب ندای اسلام در عرب می نویسد: «محمد (ص) دارای طمأنینه و قار و خصایص بیشمار، و مخالف با تمام خرافات و موهومات و بی دینی ها بود. پایه و اساس دین پاک محمد (ص) قرآن می باشد که مشتمل بر تمام مسایل اجتماعی و احکام و قوانین الهی برای ایجاد آسایش و راحتی بشر است.) بشر آن روز و امروز احتیاج به یک راهنمای بزرگ داشته و دارد، تا به سر منزل سعادت و حقیقت ابدی برسد، این راهنمایی بزرگ در شبه جزیره العرب ظاهر شد و کتاب محکمی پیش روی بشر گذاشت که لیاقت و قابلیت رهبری را دارا بود. ما طالبیم که دین خدا برای ما ایجاد عدالت اجتماعی و مساوات نماید، و حریتی که میان تمام اقوام حکم فرما باشد داشته باشیم.»

 

گوته آلمانی می نویسد: «سالیان دراز کشیشان.... ما را از پی بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند، اما هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصب نا بجا را دریده ایم عظمت احکام دین محمد (ص) را بهتر متوجه می شویم و در مقابل عظمت این مرد بیشتر سر تعظیم فرود می آوریم».

 

2-   2)-لامارتین فرانسوی (1790-1869) در کتاب تاریخ ترکیه، می نگارد: «هیچ یک از اولاد آدم مثل محمد (ص) در اندک مدتی نتوانسته است چنین انقلابی بزرگ در عالم ایجاد نماید. اگر بزرگی هدف، کمی وسایل و عظمت نتیجه را برای یک نابغه بشری مقیاس بگیریم، در تاریخ مانند محمد (ص) نمی توان پیدا کرد.... محمد در ثلث ارض مسکون امپراتوی ها، ارتش ها، قوانین، خاندان ها و توده های عظیم بشری را به حرکت در آورد. بیشتر و با عظمت تر از آن، عقل ها، فکرها، عقیده ها و ارواح را به نهضت درآورد».

 

مسیو کروسه، در کتاب تمدن های شرق می نویسد: «محمد (ص) وقتی شروع به دعوت نمود جوان بلند همت و پاکدامنی بود که برای مشروع مقدس خود سراسر عزم و اراده بود. او خیلی بزرگتر و عالی تر از یک محیطی بود که در آن زندگی می کرد. عرب درآن روز که این مرد بزرگ، آنها را به سوی خدا پرستی دعوت کرد، در منجلات بت پرستی غوطه ور بودند و در چنین هنگامی عزم کرد که آنها را به سوی خدا پرستی دعوت کند. حالات اجتماعی و روحی قوم عرب نیز بی اندازه بود، هرج و مرج عجیبی در بین آنها وجود داشت. همدیگر را می کشتند و غارت را امری جایز می دانستند، اخلاق و عادتشان فاسد بود به طوری که قومی بودند به تمام معنی وحشی، بنا بر این تصمیم گرفت که در تحت لولی دعوت خود یک حکومت دمکراسی که ضامن وحدتشان باشد ایجاد نماید، اخلاق و عادتشان را اصلاح کند و از همین ملت وحشی یک جامعه تربیت یافته بوجود آورد».

 

ث- ل، که دانشمند بزرگ هند است می گوید: «وقتی در امر محمد (ص) تأمل می کند که از عزم و اراده این مرد بزرگ که در میان یک ملت زمام گسیخته و بد اخلاق و بت پرست پرورش یافته، در شگفت می مانم، زیرا همه می دانیم که او تنها و بدون هیچ مساعدی با کمال مردانگی و بدون ترس برای تغییر اوضاع آن محیط فاسد، قیام کرد و از کشته شدن نترسید و به وعده ای که [از طرف بت پرستان] به او داده شد اهمیت نداد. ما می خواهیم بدانیم این نیروی عجیب را چه کسی به این مرد عربی داده و آن قوه بیان و نفوذ کلمه را از کجا آورده و با چه وسیله ای توانست بردگان را از قید غلامی آزاد کند. این اتحاد بیمانند را میان طبقات بردگان و اشراف و توده، برقرار سازد وآنها را دوست و برادر نماید، در صورتی که ما هنوز در هندوستان برای دست مالیدن به بدن گاو، خونریزی می کنیم و هنوز نتوانسته ایم ورود به بت خانه ها را برای هندوهای برگشته از دین جایز بدانیم، ما می خواهیم بدانیم که محمد (ص) این نیروی شگرف را ازکجا بدست آورده وآن زندگی سراسر افتخار، سرچشمه اش در کجاست؟ کشور هندوستان هنوز دچار شراب خواری و استعمال مسکرات است و این پند های حکیمانه که از بزرگان دین هند به ما داده شده کوچکترین اثر در جلوگیری از استعمال الکل ندارد، در صورتی که مطابق گفته کتابهای قدیم محمد (ص) همین که شراب را حرام کرد پیرامون و یارانش هر کجا ظرف خمر و شراب دیدند شکستند، و دور ریختند، می خواهم بگویم در محمد قوه مرموزی بود که مانند ما نیستیم، تأثیر داشت آیا این قوه کجا بود.... که محمد (ص) توانست آن ملت زمام گسیخته را با هم متحد کند و ملت واحدی از آنها بوجود آورد و از توحش و نادانی آنها را نجات دهد و به آنها عظمت و اقتدار بخشد و بر تمام ملل جهان سروری و حکم فرمایی کند.آن روز که ملت عرب توانست حاکم بر مدنیت جهان شود، و ابواب دانش را بر جهانیان باز کند و با همت او بود که زبان عرب، زبان علم و ادب و راهنما و مربی بشر گردید، و همان تربیت عربی اسلامی بود که در آسیا و اروپا یک اجتماعی تازه و یک مدنیت بی مانندی ایجاد کرده و خدمت های شایانی به انسانیت نمود».

 

نیک که یکی از استادان نامی است اظهار می دارد: «هیچ عبارتی بهتر از این عبارت نیست که محمد (ص) استاد بزرگ و عالیمقام بشر است. مردم همه عیال خداوند می باشند و محبوب ترین آنها نزد خداوند محبوبترین آنها است نزد عیال او، یکی از تعالیم بی مانندی که این پیغمبر بزرگوار به مردم داد، و خدمت قابل تقدیری به بشریت نمود (تحریم استعمال الکل است) که به واسطهء آن در مدت چهارده قرن هزاران میلیون نفوس بشری را از شر این سم کشنده که خود مخترع آن بود نجات داد و همین دستور یکی از معجزات دین محمد (ص) است زیرا ما به چشم خود دیدیم آمریکا برای تحریم الکل چه کوششهای بیهوده نمود و نتیجه نگرفت، ولی محمد (ص) با آن نفوذ معنوی و قوهء ادبی توانست پیروان خود را از نوشیدن این مایع مهلک باز دارد و به راستی ممکن نیست زندگی محمد (ص) را بهتر ازآنچه خداوند تعریف کرده است معرفی نمود. خداوند عالم در بارهء پیغمبر خود می فرماید: «و ما تو را نفرستادیم مگر رحمت برای جهانیان».

 

دکتر لکرک در تاریخ طب خود می نویسد: «تمام دنیا باید رهین مسلمین باشد که فقط آنها خدمتی ارزنده به معارف و فرهنگ دنیا کرده اند».

 

دکتر گوستاولو بون، در کتاب تمدن اسلام و عرب می نویسد:«تا قرن پانزدهم تئوری و فضیه و مطلبی را که مأخوذ از نویسندگان مسلمان نبود، دانشمندان اروپا آن را مورد توجه قرار نمی دادند».

 

مسیورنان می گوید:«البرت بزرگ کشیش و فیلسوف معروف آلمان هر چه داشت از بوعلی سینا دانشمند بزرگ اسلام آموخته بود».

 

سن توماس تمام فلسفه اش را از این رشد اندلسی دانشمند مسلمان فراگرفته و تمام دانشکده ها و دانشگاهای اروپا تا پانصد سال الی ششصد سال روی کتب دانشمندان مسلمان دایر بوده و مدار علوم با آن همه مدت فقط علوم مسلمین بوده است».

 

دکتر گوستاولو بون فرانسوی پس از آن که جمعی از دانشمندان و مخترعین بزرگ اروپا را نام می برد می گوید: «تمام آنها یا شاگرد علمای اسلام بوده اند یا ناقل اقوام آنها می باشند».

 

مسیو لیبری می گوید: «اگر نام اسلام و مسلمین از تاریخ خارج شده بود عصر جدید حیات علمی اروپا تا چندین قرن دیگر عقب می افتاد. من نمی دانم کجای تاریخ سراغ دارید که در یکی از ممالک مسیحی مذهب یک دانشگاه و یا یک مؤسسه علمی قبل از شنا شدن مسیحیان با مسلمانان و شاگردی کردن آنان از مسلمین داشته باشند. اگر تمدن ناقص، قبل از اسلام بوده مربوط به روشنفکران ایرانیان که زرتشت بوده اند می باشد، به مسیحیت ارتباطی نداشته است.[1]».

 

عبد الحسین نجفی

 

همراه: 09368550280

 

وبلاگ:http://najafi.blogfa.com

 

EMIL: najafi_qom0251@yahoo

 

«نشانی آثار طبی، سیاسی، حوزوی،... ما»

 

نشانی آثارطبی، کشوری، حوزوی  و ...

 

وب  سایت : www.najafi-qom.ir

 

ایمیل: najafi_qom0251@yahoo.com

 

                        « سری به وبلاگ و  وب سایت ما بزنید دست خالی بر نمی گردید»     

 

                                                *سزاوار است شما هم این مطالب با ارزش را تکثیر و منتشر کنید.

 

[1]کتاب  «محمد (ص) و دیگران»،  «مناظره دکتر و پیر».



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم دی 1393 | 19:29 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

مدیریت جهانی رسول اکرم(ص) در نگاه دانشمندان. «دخالت در متن کتاب حق ما نیست».

 

«بر ناد شاد، نویسنده معروف انگلبیی می گوید: «زندگی حیرت آور محمد (ص) تأثیر عجیبی در من کرده است بنا برانی معتقدم دین او یگانه دین است که با تمام ادوار زندگی بشری مناسب می باشد، و قابلیت آن را دارد که هر دلی را به خود جلب کند، اما من پیش بینی می کنم که اروپا در آینده دین محمد را قبول خواهد کرد و آثار آن از حالا نمایان است زیرا اروپاییان به آن اقبال کرده اند. ما باید محمد را نجات دهنده بشر بدانیم و من معتقد هستم اگر شخصی مانند او متصدی حکومت عالم امروز شود به طمع قطع مشکلات آن را حل کرده و صلح و آرامش و سعادت را که جهان کمال احتیاج را به آنها دارد فراهم خواهد آورد».

 

مستر چون قنیزات انگلیسی می گوید: «محمد بزرگترین خیر خواهان نوع بشر است و ظهور محمد نشانه یکی از عالی ترین عقول در تمام عالم می باشد و اگر آسیا بخواهد به فرزندان خود افتخار کند سزاوار است که به این راد مرد بزرگ و بی مانند بر جهان افتخار نماید. البته یکی از ظلم های شدید مخفی نیست و یا می بینیم پس از بعثت او، و بر اثر انواری که دیانت اسلام در دلهای آنهایی که آن را با میل پذیرفتند چگونه اوضاع آن سامان منقلب شد، به همین جهت است که شک در بعثت محمد (ص) را شک در خداوندی که شامل تمام جهان است باید دانست.                    « در وبلاگ هم هست»

 

لویی توماس، نویسنده معروف آمریکایی می گوید: «کمتر خانواده ای در عربستان دیده می شود که نام یکی از فرزندان خود را محمد نگذارد، و اصولاً انتشار این نام در عالم بیشتر از انتشار پطرس و یوحنا است. محمد (ص) پیغمبر عرب، اول کسی بود که وحدت ملی عرب را عملی نمود آن قبایل را در زیر پرچم گرد آورد و عجیب در این است که در هنگامی که ظهور نمود، نه تنها عربستان بلکه سراسر جهان محتاج به ظهورش بود، و با قوه و اعمال نفوذ، وحدت عرب را ایجاد نکرد، بلکه بر اثر کلام شیرین و اخلاق نیک خود قلوب این قوم را تسخیر کرد تا از روی میل از او پیروری کرده و به گفته هایش ایمان آورند».

 

1-    1)-(لرد بیدلی، در کتاب ندای اسلام در عرب می نویسد: «محمد (ص) دارای طمأنینه و قار و خصایص بیشمار، و مخالف با تمام خرافات و موهومات و بی دینی ها بود. پایه و اساس دین پاک محمد (ص) قرآن می باشد که مشتمل بر تمام مسایل اجتماعی و احکام و قوانین الهی برای ایجاد آسایش و راحتی بشر است.) بشر آن روز و امروز احتیاج به یک راهنمای بزرگ داشته و دارد، تا به سر منزل سعادت و حقیقت ابدی برسد، این راهنمایی بزرگ در شبه جزیره العرب ظاهر شد و کتاب محکمی پیش روی بشر گذاشت که لیاقت و قابلیت رهبری را دارا بود. ما طالبیم که دین خدا برای ما ایجاد عدالت اجتماعی و مساوات نماید، و حریتی که میان تمام اقوام حکم فرما باشد داشته باشیم.»

 

گوته آلمانی می نویسد: «سالیان دراز کشیشان.... ما را از پی بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند، اما هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصب نا بجا را دریده ایم عظمت احکام دین محمد (ص) را بهتر متوجه می شویم و در مقابل عظمت این مرد بیشتر سر تعظیم فرود می آوریم».

 

2-   2)-لامارتین فرانسوی (1790-1869) در کتاب تاریخ ترکیه، می نگارد: «هیچ یک از اولاد آدم مثل محمد (ص) در اندک مدتی نتوانسته است چنین انقلابی بزرگ در عالم ایجاد نماید. اگر بزرگی هدف، کمی وسایل و عظمت نتیجه را برای یک نابغه بشری مقیاس بگیریم، در تاریخ مانند محمد (ص) نمی توان پیدا کرد.... محمد در ثلث ارض مسکون امپراتوی ها، ارتش ها، قوانین، خاندان ها و توده های عظیم بشری را به حرکت در آورد. بیشتر و با عظمت تر از آن، عقل ها، فکرها، عقیده ها و ارواح را به نهضت درآورد».

 

مسیو کروسه، در کتاب تمدن های شرق می نویسد: «محمد (ص) وقتی شروع به دعوت نمود جوان بلند همت و پاکدامنی بود که برای مشروع مقدس خود سراسر عزم و اراده بود. او خیلی بزرگتر و عالی تر از یک محیطی بود که در آن زندگی می کرد. عرب درآن روز که این مرد بزرگ، آنها را به سوی خدا پرستی دعوت کرد، در منجلات بت پرستی غوطه ور بودند و در چنین هنگامی عزم کرد که آنها را به سوی خدا پرستی دعوت کند. حالات اجتماعی و روحی قوم عرب نیز بی اندازه بود، هرج و مرج عجیبی در بین آنها وجود داشت. همدیگر را می کشتند و غارت را امری جایز می دانستند، اخلاق و عادتشان فاسد بود به طوری که قومی بودند به تمام معنی وحشی، بنا بر این تصمیم گرفت که در تحت لولی دعوت خود یک حکومت دمکراسی که ضامن وحدتشان باشد ایجاد نماید، اخلاق و عادتشان را اصلاح کند و از همین ملت وحشی یک جامعه تربیت یافته بوجود آورد».

 

ث- ل، که دانشمند بزرگ هند است می گوید: «وقتی در امر محمد (ص) تأمل می کند که از عزم و اراده این مرد بزرگ که در میان یک ملت زمام گسیخته و بد اخلاق و بت پرست پرورش یافته، در شگفت می مانم، زیرا همه می دانیم که او تنها و بدون هیچ مساعدی با کمال مردانگی و بدون ترس برای تغییر اوضاع آن محیط فاسد، قیام کرد و از کشته شدن نترسید و به وعده ای که [از طرف بت پرستان] به او داده شد اهمیت نداد. ما می خواهیم بدانیم این نیروی عجیب را چه کسی به این مرد عربی داده و آن قوه بیان و نفوذ کلمه را از کجا آورده و با چه وسیله ای توانست بردگان را از قید غلامی آزاد کند. این اتحاد بیمانند را میان طبقات بردگان و اشراف و توده، برقرار سازد وآنها را دوست و برادر نماید، در صورتی که ما هنوز در هندوستان برای دست مالیدن به بدن گاو، خونریزی می کنیم و هنوز نتوانسته ایم ورود به بت خانه ها را برای هندوهای برگشته از دین جایز بدانیم، ما می خواهیم بدانیم که محمد (ص) این نیروی شگرف را ازکجا بدست آورده وآن زندگی سراسر افتخار، سرچشمه اش در کجاست؟ کشور هندوستان هنوز دچار شراب خواری و استعمال مسکرات است و این پند های حکیمانه که از بزرگان دین هند به ما داده شده کوچکترین اثر در جلوگیری از استعمال الکل ندارد، در صورتی که مطابق گفته کتابهای قدیم محمد (ص) همین که شراب را حرام کرد پیرامون و یارانش هر کجا ظرف خمر و شراب دیدند شکستند، و دور ریختند، می خواهم بگویم در محمد قوه مرموزی بود که مانند ما نیستیم، تأثیر داشت آیا این قوه کجا بود.... که محمد (ص) توانست آن ملت زمام گسیخته را با هم متحد کند و ملت واحدی از آنها بوجود آورد و از توحش و نادانی آنها را نجات دهد و به آنها عظمت و اقتدار بخشد و بر تمام ملل جهان سروری و حکم فرمایی کند.آن روز که ملت عرب توانست حاکم بر مدنیت جهان شود، و ابواب دانش را بر جهانیان باز کند و با همت او بود که زبان عرب، زبان علم و ادب و راهنما و مربی بشر گردید، و همان تربیت عربی اسلامی بود که در آسیا و اروپا یک اجتماعی تازه و یک مدنیت بی مانندی ایجاد کرده و خدمت های شایانی به انسانیت نمود».

 

نیک که یکی از استادان نامی است اظهار می دارد: «هیچ عبارتی بهتر از این عبارت نیست که محمد (ص) استاد بزرگ و عالیمقام بشر است. مردم همه عیال خداوند می باشند و محبوب ترین آنها نزد خداوند محبوبترین آنها است نزد عیال او، یکی از تعالیم بی مانندی که این پیغمبر بزرگوار به مردم داد، و خدمت قابل تقدیری به بشریت نمود (تحریم استعمال الکل است) که به واسطهء آن در مدت چهارده قرن هزاران میلیون نفوس بشری را از شر این سم کشنده که خود مخترع آن بود نجات داد و همین دستور یکی از معجزات دین محمد (ص) است زیرا ما به چشم خود دیدیم آمریکا برای تحریم الکل چه کوششهای بیهوده نمود و نتیجه نگرفت، ولی محمد (ص) با آن نفوذ معنوی و قوهء ادبی توانست پیروان خود را از نوشیدن این مایع مهلک باز دارد و به راستی ممکن نیست زندگی محمد (ص) را بهتر ازآنچه خداوند تعریف کرده است معرفی نمود. خداوند عالم در بارهء پیغمبر خود می فرماید: «و ما تو را نفرستادیم مگر رحمت برای جهانیان».

 

دکتر لکرک در تاریخ طب خود می نویسد: «تمام دنیا باید رهین مسلمین باشد که فقط آنها خدمتی ارزنده به معارف و فرهنگ دنیا کرده اند».

 

دکتر گوستاولو بون، در کتاب تمدن اسلام و عرب می نویسد:«تا قرن پانزدهم تئوری و فضیه و مطلبی را که مأخوذ از نویسندگان مسلمان نبود، دانشمندان اروپا آن را مورد توجه قرار نمی دادند».

 

مسیورنان می گوید:«البرت بزرگ کشیش و فیلسوف معروف آلمان هر چه داشت از بوعلی سینا دانشمند بزرگ اسلام آموخته بود».

 

سن توماس تمام فلسفه اش را از این رشد اندلسی دانشمند مسلمان فراگرفته و تمام دانشکده ها و دانشگاهای اروپا تا پانصد سال الی ششصد سال روی کتب دانشمندان مسلمان دایر بوده و مدار علوم با آن همه مدت فقط علوم مسلمین بوده است».

 

دکتر گوستاولو بون فرانسوی پس از آن که جمعی از دانشمندان و مخترعین بزرگ اروپا را نام می برد می گوید: «تمام آنها یا شاگرد علمای اسلام بوده اند یا ناقل اقوام آنها می باشند».

 

مسیو لیبری می گوید: «اگر نام اسلام و مسلمین از تاریخ خارج شده بود عصر جدید حیات علمی اروپا تا چندین قرن دیگر عقب می افتاد. من نمی دانم کجای تاریخ سراغ دارید که در یکی از ممالک مسیحی مذهب یک دانشگاه و یا یک مؤسسه علمی قبل از شنا شدن مسیحیان با مسلمانان و شاگردی کردن آنان از مسلمین داشته باشند. اگر تمدن ناقص، قبل از اسلام بوده مربوط به روشنفکران ایرانیان که زرتشت بوده اند می باشد، به مسیحیت ارتباطی نداشته است.[1]».

 

عبد الحسین نجفی

 

همراه: 09368550280

 

وبلاگ:http://najafi.blogfa.com

 

EMIL: najafi_qom0251@yahoo

 

«نشانی آثار طبی، سیاسی، حوزوی،... ما»

 

نشانی آثارطبی، کشوری، حوزوی  و ...

 

وب  سایت : www.najafi-qom.ir

 

ایمیل: najafi_qom0251@yahoo.com

 

                        « سری به وبلاگ و  وب سایت ما بزنید دست خالی بر نمی گردید»     

 

                                                *سزاوار است شما هم این مطالب با ارزش را تکثیر و منتشر کنید.

 

[1]کتاب  «محمد (ص) و دیگران»،  «مناظره دکتر و پیر».



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم دی 1393 | 19:29 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

مدیریت جهانی رسول اکرم(ص) در نگاه دانشمندان 24/10/1391

«بر ناد شاد، نویسنده معروف انگلبیی می گوید: «زندگی حیرت آور محمد (ص) تأثیر عجیبی در من کرده است بنا برانی معتقدم دین او یگانه دین است که با تمام ادوار زندگی بشری مناسب می باشد، و قابلیت آن را دارد که هر دلی را به خود جلب کند، اما من پیش بینی می کنم که اروپا در آینده دین محمد را قبول خواهد کرد و آثار آن از حالا نمایان است زیرا اروپاییان به آن اقبال کرده اند. ما باید محمد را نجات دهنده بشر بدانیم و من معتقد هستم اگر شخصی مانند او متصدی حکومت عالم امروز شود به طمع قطع مشکلات آن را حل کرده و صلح و آرامش و سعادت را که جهان کمال احتیاج را به آنها دارد فراهم خواهد آورد».

مستر چون قنیزات انگلیسی می گوید: «محمد بزرگترین خیر خواهان نوع بشر است و ظهور محمد نشانه یکی از عالی ترین عقول در تمام عالم می باشد و اگر آسیا بخواهد به فرزندان خود افتخار کند سزاوار است که به این راد مرد بزرگ و بی مانند بر جهان افتخار نماید. البته یکی از ظلم های شدید مخفی نیست و یا می بینیم پس از بعثت او، و بر اثر انواری که دیانت اسلام در دلهای آنهایی که آن را با میل پذیرفتند چگونه اوضاع آن سامان منقلب شد، به همین جهت است که شک در بعثت محمد (ص) را شک در خداوندی که شامل تمام جهان است باید دانست.                    « در وبلاگ هم هست»

لویی توماس، نویسنده معروف آمریکایی می گوید: «کمتر خانواده ای در عربستان دیده می شود که نام یکی از فرزندان خود را محمد نگذارد، و اصولاً انتشار این نام در عالم بیشتر از انتشار پطرس و یوحنا است. محمد (ص) پیغمبر عرب، اول کسی بود که وحدت ملی عرب را عملی نمود آن قبایل را در زیر پرچم گرد آورد و عجیب در این است که در هنگامی که ظهور نمود، نه تنها عربستان بلکه سراسر جهان محتاج به ظهورش بود، و با قوه و اعمال نفوذ، وحدت عرب را ایجاد نکرد، بلکه بر اثر کلام شیرین و اخلاق نیک خود قلوب این قوم را تسخیر کرد تا از روی میل از او پیروزی کرده و به گفته هایش ایمان آورند».

1-    1)-(لرد بیدلی، در کتاب ندای اسلام در عرب می نویسد: «محمد (ص) دارای طمأنینه و قار و خصایص بیشمار، و مخالف با تمام خرافات و موهامات و بی دینی ها بود. پایه و اساس دین پاک محمد (ص) قرآن می باشد که مشتمل بر تمام مسایل اجتماعی و احکام و قوانین الهی برای ایجاد آسایش و راحتی بشر است.) بشر آن روز و امروز احتیاج به یک راهنمای بزرگ داشته و دارد، تا به سر منزل سعادت و حقیقت ابدی برسد، این راهنمایی بزرگ در شبه جزیره العرب ظاهر شد و کتاب محکمی پیش روی بشر گذاشت که لیاقت و قابلیت رهبری را دارا بود. (ما طالبیم که دین خدا برای ما ایجاد عدالت اجتماعی و مساوات نماید، و حریتی که میان تمام اقوام حکم فرما باشد داشته باشیم.»

گوته آلمانی می نویسد: «سالیان دراز کشیشان.... ما را از پی بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند، اما هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصب نابجا را دریده ایم عظمت احکام دین محمد (ص) را بهتر متوجه می شویم و در مقابل عظمت این مرد بیشتر سر تعظیم فرود می آوریم».

2-   2)-لامارتین فرانسوی (1790-1869) در کتاب تاریخ ترکیه، می نگارد: «هیچ یک از اولاد آدم مثل محمد (ص) در اندک مدتی نتوانسته است چنین انقلابی بزرگ در عالم ایجاد نماید. اگر بزرگی هدف، کمی وسایل و عظمت نتیجه را برای یک نابغه بشری مقیاس بگیریم، در تاریخ مانند محمد (ص) نمی توان پیدا کرد.... محمد در ثلث ارض مسکون امپراتوی ها، ارتش ها، قوانین، خاندان ها و توده های عظیم بشری را به حرکت در آورد. بیشتر و با عظمت تر از آن، عقل ها، فکرها، عقیده ها و ارواح را به نهضت در آورد».

مسیو کروسه، در کتاب تمدن های شرق می نویسد: «محمد (ص) وقتی شروع به دعوت نمود جوان بلند همت و پاکدامنی بود که برای مشروع مقدس خود سراسر عزم و اراده بود. او خیلی بزرگتر و عالی تر از یک محیطی بود که در آن زندگی می کرد. عرب درآن روز که این مرد بزرگ، آنها را به سوی خدا پرستی دعوت کرد، در منجلات بت پرستی غوطه ور بودند و در چنین هنگامی عزم کرد که آنها را به سوی خدا پرستی دعوت کند. حالات اجتماعی و روحی قوم عرب نیز بی اندازه بود، هرج و مرج عجیبی در بین آنها وجود داشت. همدیگر را می کشتند و غارت را امری جایز می دانستند، اخلاق و عادتشان فاسد بود به طوری که قومی بودند به تمام معنی وحشی، بنا براین تصمیم گرفت که در تحت لولی دعوت خود یک حکومت دمکرای که ضامن وحدتشان باشد ایجاد نماید، اخلاق و عادتشان را اصلاح کند و از همین ملت وحشی یک جامعه تربیت یافته بوجود آورد».

ث- ل، که دانشمند بزرگ هند است می گوید: «وقتی در امر محمد (ص) تأمل می کتن که از عزم و اراده این مرد بزرگ که در میان یک ملت زمام گسیخته و بد اخلاق و بت پرست پرورش یافته، در شگفت می مانم، زیرا همه می دانیم که او تنها و بدون هیچ مساعدی با کمال مردانگی و بدون ترس برای تغییر اوضاع آن محیط فاسد، قیام کرد و از کشته شدن نترسید و به وعده ای که [از طرف بت پرستان] به او داده شد اهمیت نداد. ما می خواهیم بدانیم این نیروی عجیب را چه کسی به این مرد عربی داده و آن قوه بیان و نفوذ کلمه را از کجا آورده و با چه وسیله ای توانست بردگان را از قید غلامی آزاد کند. این اتحاد بیمانند را میان طبقات بردگان و اشراف و توده، برقرار سازد و آنها را دوست و برادر نماید، در صورتی که ما هنوز در هندوستان برای دست مالیدن به بدن گاو، خونریزی می کنیم و هنوز نتوانسته ایم ورود به بت خانه ها را برای هندوهای برگشته از دین جایز بدانیم، ما می خواهیم بدانیم که محمد (ص) این نیروی شگرف را از کجا بدست آورده و آن زندگی سراسر افتخار، سرچشمه اش در کجاست؟ کشور هندوستان هنوز دچار شراب خواری و استعمال مسکرات است و این پند های حکیمانه که از بزرگان دین هند به ما داده شده کوچکترین اثر در جلوگیری از استعمال الکل ندارد، در صورتی که مطابق گفته کتابهای قدیم محمد (ص) همین که شراب را حرام کرد پیرامون و یارانش هر کجا ظرف خمر و شراب دیدند شکستند، و دور ریختند، می خواهم بگویم در محمد قوه مرموزی بود که مانند ما نیستیم، تأثیر داشت آیا این قوه کجا بود.... که محمد (ص) توانست آن ملت زمام گسیخته را با هم متحد کند و ملت واحدی از آنها بوجود آورد و از توحش و نادانی آنها را نجات دهد و به آنها عظمت و اقتدار بخشد و بر تمام ملل جهان سروری و حکم فرمایی کند. آن روز که ملت عرب توانست حاکم بر مدنیت جهان شود، و ابواب دانش را بر جهانیان باز کند و با همت او بود که زبان عرب، زبان علم و ادب و راهنما و مربی بشر گردید، و همان تربیت عربی اسلامی بود که در آسیا و اروپا یک اجتماعی تازه و یک مدنیت بی مانندی ایجاد کرده و خدمت های شایانی به انسانیت نمود».

نیک که یکی از استادان نامی است اظهار می دارد: «هیچ عبارتی بهتر از این عبارت نیست که محمد (ص) استاد بزرگ و عالیمقام بشر است. مردم همه عیال خداوند می باشند و محبوب ترین آنها نزد خداوند محبوبترین آنها است نزد عیال او، یکی از تعالیم بی مانندی که این پیغمبر بزرگوار به مردم داد، و خدمت قابل تقدیری به بشریت نمود (تحریم استعمال الکل است) که به واسطهء آن در مدت چهارده قرن هزاران میلیون نفوس بشری را از شر این سم کشنده که خود مخترع آن بود نجات داد و همین دستور یکی از معجزات دین محمد (ص) است زیرا ما به چشم خود دیدیم آمریکا برای تحریم الکل چه کوششهای بیهوده نمود و نتیجه نگرفت، ولی محمد (ص) با آن نفوذ معنوی و قوهء ادبی توانست پیروان خود را از نوشیدن این مایع مهلک باز دارد و به راستی ممکن نیست زندگی محمد (ص) را بهتر از آنچه خداوند تعریف کرده است معرفی نمود. خداوند عالم در بارهء پیغمبر خود می فرماید: «و ما تو را نفرستادیم مگر رحمت برای جهانیان».

دکتر لکرک در تاریخ طب خود می نویسد: «تمام دنیا باید رهین مسلمین باشد که فقط آنها خدمتی ارزنده به معارف و فرهنگ دنیا کرده اند».

دکتر گوستاولو بون، در کتاب تمدن اسلام و عرب می نویسد:«تا قرن پانزدهم تئوری و فضیه و مطلبی را که مأخوذ از نویسندگان مسلمان نبود، دانشمندان اروپا آن را مورد توجه قرار نمی دادند».

مسیورنان می گوید:«البرت بزرگ کشیش و فیلسوف معروف آلمان هر چه داشت از بوعلی سینا دانشمند بزرگ اسلام آموخته بود».

سن توماس تمام فلسفه اش را از این رشد اندلسی دانشمند مسلمان فراگرفته و تمام دانشکده ها و دانشگاهای اروپا تا پانصد سال الی ششصد سال روی کتب دانشمندان مسلمان دایر بوده و مدار علوم با آن همه مدت فقط علوم مسلمین بوده است».

دکتر گوستاولو بون فرانسوی پس از آن که جمعی از دانشمندان و مخترعین بزرگ اروپا را نام می برد می گوید: «تمام آنها یا شاگر علمای اسلام بوده اند یا ناقل اقوام آنها می باشند».

مسیو لیبری می گوید: «اگر نام اسلام و مسلمین از تاریخ خارج شده بود عصر جدید حیات علمی اروپا تا چندین قرن دیگر عقب می افتاد. من نمی دانم کجای تاریخ سراغ دارید که در یکی از ممالک مسیحی مذهب یک دانشگاه و یا یک مؤسسه علمی قبل ازآشنا شدن مسیحیان با مسلمانان و شاگردی کردن آنان از مسلمین داشته باشند. اگر تمدن ناقص، قبل از اسلام بوده مربوط به روشنفکران ایرانیان که زرتشت بوده اند می باشد، به مسیحیت ارتباطی نداشته است.[1]»

 

   عبدالحسین نجفی

 همراه: 09368550280



[1] کتاب  «محمد (ص) و دیگران»،  «مناظره دکتر و پیر».



تاريخ : پنجشنبه هجدهم دی 1393 | 1:3 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

شناخت قرآن  در نگاه روایات 

 

بدون مقدمه چند حدیث را در مورد قرآن می آوریم و تا آنجا که لازم باشد به نکاتی پیرامون آنها خواهیم پرداخت. حضرت رسول (ص) می فرمایند:«و ان للقرآن ظهراً و بطناً و لبطنه بطن الی سبعه ابطن. همانا برای قرآن، ظاهر و باطن است و برای باطن آن، نیز هفت بطن است[1]».

 

و نیز حضرت می فرمایند: «و له (قرآن) ظهر و بطن ظاهره حکمه و باطنه علم، ظاهره انیق و باطنه عمیق لاتحصی عجائبه. و برای قرآن، ظاهر و باطنی است. ظاهرآن، حکمت و باطنش علم است. ظاهر قرآن، نیکوست و باطن آن عمیق و شکفتی هایش به شمار نمی آید[2]».

 

من پیرامون این دو حدیث فوق در کتاب فلسفه ظاهر و باطن قرآن توضیح داده ام قرآن بقدری عمیق وسیع است که نه تنها مسائل دنیای فوق تصور بشر دربردارد، بلکه ظرفیت ما درک آن را ندارد که اصلاً قرآن برای سامان دادن زندگی دنیا آمده، و زندگی که بوسیله قرآن سامان یافته باشد همین اولین گام برای زندگی ابدی و بهشت جاودان است و همین نکته در کتاب طرح کاربردی کردن قرآن، قرآن تجلی گاه زندگی... آمده و این حدیث دو حدیث فوق را توضیح می دهد و آیه 59 سوره انعام آن تحکم و تأیید می کند امام باقر (ع) می فرمایند:«ان الله تعالی لم یدع شیاً تحتاج الیه الامه الا انزله فی کتابه[3]».

 

و نیزحضرت رسول در مورد جامعیت و عمق قرآن با این تعبیر می فرمایند: «یوم یأت القرآن بکراً، روز قیامت قرآن بکر و دست نخورده وارد می شود».و به همان حدیث برمی گردد که در باطن قرآن عجائبی هست که درک آن کار هرکس نیست. از علامه طباطبایی مفسر تفسیر المیزان سؤال می شود: شما تا چه حد از عمق قرآن مطلع شده اید؟ می فرمایند: اگر همه مفسرین عام جمع شوند اطلاعات همه نسبت به عمق قرآن در این حد است که تا لب دریا برویم ولی داخل دریا نشده برگردیم (به این مضمون). و نیز از ایشان نقل است آیه 102 سوره بقره که در مورد حکومت سلیمان آمده حاوی126000 نکته و موضوعی است که درآن گنجانده شده است با توجه به اینکه قرآن آئین نامه زندگی دنیاست نه آخرت آیا می شود گفت: قرآن کتاب اخلاقی است؟ چند نفر را شنیدم با صراحت بالای منبر گفتند قرآن کتاب اخلاقی است و امور دنیا را مردم خودشان می دانند چه کنند!؟. نکته این جاست، کسی که نگاهش به قرآن و در واقع اسلام این است؛ چگونه می تواند امر به معروف و نهی از منکر کند، خیلی ها اشکال می کنند آقا در کارهای روز مره خود سرگردانم اسلام برای زندگی ما که لااقل دچار مشکل... نباشیم چه راه کاری دارد!؟ و اضافه می کنند: جهنم، بهشت ما همین جاست. همه اش وعده بهشت، حوریان زیبا می دهند ما تا زندگی روزمره مردم با دستورات اسلام سامان ندهیم کسی به اسلام علاقه پیدا نمیکند وقتی متوجه شد اسلام چگونه زندگی کردن چگونه همسرداری کردن، چگونه تربیت کردن چگونه در زندگی کسب و کار موفق شدن را به آقا نشان می دهد به اسلام علاقه پیدا کرده و خوانش می آید. حالا هرچه در باره اسلام بگویید قبول کرده و به آن عمل  می کند.

 

 آقایی از بدرفتاری پسرش شکایت داشت که حرف او را گوش نمی دهد از ما راه کار خواست گفتم: کاری کنید که از شما خوشش بیاید آن طور که عاشق از معشوق خوشش می آید آنگاه خواهید دید چگونه مانند پروانه دور شمع شما می گردد. امر به معروف و نهی از منکری که همه اش از جهنم، بهشت بگوید و آقا می بیند در کشور 75 میلیونی سه میلیون معتاد،7 میلیون بیماران دیابتی، 300 هزار سرطانی... است که80 درصد به علت سوء تغذیه است و در اسلام 30 هزار حدیث تنها درباره تغذیه است. شما چگونه می خواهید این بیماران حتی نماز را با علاقه بخوانند؟ مگر این احادیث را درباره تغذیه سالم نباید ما توضیح دهیم؟ یا این ها را باید فلان کشاورز، فلان بازاری... بگوید که تخصص آن را ندارد؟ تاکنون ندیده ام یک منبری درباره تغذیه درست چند حدیث را توضیح دهد!؟.

 

خدا پدر آقایی را بیامرزد که حدود دو سال پیش بود گفت: ما با قرآن هستیم ولی با قرآن زندگی نمی کنیم آقا در ماه مبارک رمضان خوشحال است دو بار قرآن را ختم کرده ولی در زندگی روزمره خود با مشکلات روبرو هست در کشور 75 میلیونی 20 هزار آقا زندان است به خاطر این که نتوانسته مهریه را به اقساط پرداخت کند!؟

 

                        (( گوشه ای از کتاب فلسفه امر به معروف ونهی از منکر))

 

[1]عواملی اللئالی ج 4 ص 107

 

[2]بجار ج 92 ص 17

 

[3]بحار ج 92 ص 14



تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی 1393 | 0:38 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |

((موقعیت و ارزش جوان در نگاه کلمات معصومین«ع»))

 

حدیث (۱) امام صادق علیه السلام :

نوجوانان را دریاب زیرا که آنان سریع تر به کارهاى خیر روى مى آورند.کافى، ج۸، ص۹۳، ح۶۶

 

حدیث (۲) امام على علیه السلام :

دل نوجوان مانند زمین آماده است که هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذیرد.نهج البلاغه، نامه ۳۱

 

حدیث (۳) امام صادق علیه السلام :

به آموختن حدیث به نوجوانانتان پیش از آن که منحرفین آنان را گمراه سازند، اقدام نمائید.تهذیب الأحکام، ج۸، ص۱۱۱، ح۳۰

 

حدیث (۴) امام على علیه السلام :

شایسته ترین چیزهایى که نوجوانان باید بیاموزند، آن چیزهایى هستند که هنگام بزرگسالى به آنها نیاز دارند.شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۳۳۳، ح۸۱۷

 

حدیث (۵) حضرت رسول اکرم (ص)

دوست داشتنی ترین مخلوقات پیش خداوندمتعال نوجوانی است زیبا رو،که جوانیوجمال خویش را،برای خداوطاعت خداقرار دهد. می بالد و میفرماید: حقآ که این نوجوان بندهء من است               

 

.خداوندبه چنین جوانی بر فرشتگان

 

میزان لحکمه،ج۵،ص۹٫

 

حدیث (۶) حضرت رسول اکرم (ص

 

خوب است که طفل درخردسالی ونوجوانی باسختی ومشکلات اجتناب ناپذیرِ حیات کهغرامت زندگی است روبرو شود،تادر جوانی وبزرگسالی،خویشتن دار وصبور باشد.بحار الانوار،ج۱۴،ص۳۷۹؛وسائل الشیعه،ج۱۵،ص۱۹۸٫

 

حدیث (۷) پیامبرصلی الله علیه وآله :

محبوب‏ترین خلایق نزد خدا نوجوان خوش‏سیمایی است که جوانی و زیبایی خود رابرای خدا و در راه طاعت او بگذارد. خداوند رحمان به وجود چنین نوجوانیبرفرشتگان می‏بالد و می‏فرماید : “این است بنده راستین من!”میزان الحکمه ، ح ۹۰۹۶

 

حدیث (۸) امام علی‏علیه السلام :

بهترین چیزی که نوجوانان باید فراگیرند ، چیزهایی است که در بزرگ‏سالی خود به آنها نیاز خواهند داشت

شرح نهج‏البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج ۲ ، ص ۳۳۳ .

 

حدیث (۹) امام علی‏علیه السلام :

هرگاه نوجوانی را سرزنش می‏کنی ، جایی برای عذرخواهی از گناهش برای او باقیبگذار تا نیافتن راهی برای عذرخواهی ، او را به ستیزه‏جویی نکشاند

شرح نهج‏البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج ۲۰ ، ص ۳۳۳ .

 

حدیث (۱۰) پیامبر صلى الله علیه و آله :

عدالت نیکو است اما از دولتمردان نیکوتر، سخاوت نیکو است اما از ثروتمنداننیکوتر؛ تقوا نیکو است اما از علما نیکوتر؛ صبر نیکو است اما از فقرانیکوتر، توبه نیکو است اما از جوانان نیکوتر و حیا نیکو است اما از زناننیکوتر.نهج الفصاحه ص۵۷۸ ، ح۲۰۰۶

 

حدیث (۱۱) امام صادق‏علیه السلام :

نوجوانان را در یاب ، که این گروه در پذیرش هر خوبی ، بیشتر شتاب می‏کنند

الکافی ، ج ۸ ، ص ۹۳ .

 

حدیث (۱۲) امام صادق‏علیه السلام :

نوجوانان را قبل از این‏که دشمنانِ اعتقادی به سراغ آنان بروند ، حدیث بیاموزید

 

حدیث (۱۳) رسولُ‏اللّه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :.خداوند متعال ، به وجود جوان عبادت پیشه بر فرشتگان مى‏نازد و مى‏فرماید : بنگرید این بنده مرا ! به خاطر من از شهوت خویش دست کشیده است .

 

حدیث (۱۴) پیامبر خدا صلی الله علیه وآله:

 

نوجوانان را دریاب زیرا که آنان سریع تر به کارهاى خیر روى مى آورند.کافى، ج۸، ص۹۳، ح۶۶

 

حدیث (۱۵)پیامبر خدا صلی الله علیه وآله:

 

به شما درباره جوانان به نیکى سفارش مى کنم چرا که آنان نازک دل ترند،خداوند مرا امید دهنده و بیم دهنده مبعوث کرد جوانان با من هم پیمان شدند وپیر مردان به مخالفت با من برخاستند.سفینة البحار، ج۲، ص۱۷۶

 

حدیث (۱۶) امام صادق علیه‏السلام :

هر جوان مؤمنى که در جوانى قرآن تلاوت کند ، قرآن با گوشت و خونش مى‏آمیزد وخداوند عزّوجلّ او را با فرشتگان بزرگوار و نیک قرار مى‏دهد و قرآن نگهباناو در روز قیامت ، خواهد بود .کافى ، ج ۲، ص ۶۰۳ ، ح ۴

 

حدیث (۱۷) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

خداوند جوانى که جوانى اش را در اطاعت از او بگذراند دوست دارد.نهج الفصاحه، ح ۸۰۰

 

حدیث (۱۸) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

هر کس در جوانى اش بیاموزد، آموخته اش مانند نقش بر سنگ است و هر کس در بزرگ سالى بیاموزد، مانند نوشتن بر روى آب است.نوادر راوندى، ص ۱۳۲، ح ۱۶۹

حدیث (۱۹) امام صادق علیه السلام :

بِدان که جوانِ خوش اخلاق، کلید خوبى ها و قفل بدى هاست و جوانِ بداخلاق، قفل خوبى ها و کلید بدى هاست.امالى طوسى، ص ۳۰۲، ح ۵۹۸

 

حدیث (۲۰) امام صادق علیه السلام :

دوست ندارم جوانانِ شما را جز در دو حالت ببینم : دانشمند یا دانش اندوز. اگر جوانى چنین نکند، کوتاهى کرده و اگر کوتاهى کرد، تباه ساخته و اگر تباهساخت، گناه کرده است و اگر گناه کند، سوگند به آن کس که محمّد صلى اللهعلیه و آله را به حق برانگیخت، دوزخ نشین خواهد شد.امالى طوسى، ص ۳۰۳، ح ۶۰۴

 

حدیث (۲۱) امام على علیه السلام :

یاران مهدى(عج) جوان اند و کهن سالان در میان آنان کم اند، مانند سُرمه در چشم و نمک در زاد و توشه، که کمترین قسمت توشه، نمک است.الغیبة طوسى، ص ۴۷۶، ح ۵۰۱

 



تاريخ : جمعه دوازدهم دی 1393 | 0:42 | نویسنده : عبدالحسین نجفی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.